فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
اخلاق و نظریه ی نفس در اندیشه ی استیچ: آوردگاه روان شناسیِ اخلاق و علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استیفن استیچ، یکی از نام دارترین روان شناسان و فیلسوفان حوزه های اخلاق و ذهن است. وی با بهره گیری و تلفیق سنت های روان شناسانه و فلسفی در حوزه های مذکور به مرجع بسیاری از پژوهش های معاصر در روان شناسی اخلاق و فلسفه ی ذهن بدل گشته است. پژوهش حاضر با ادعای اینکه نفس شناسی، جهان شناسی و خداشناسی فیلسوفان، سامان نظریه ی اخلاق آنان را برخواهد ساخت، به تأثیر نظریه ی نفس استیچ در نظرگاه اخلاقیِ وی خواهد پرداخت. براین اساس، نخست به تحلیل فرااخلاقِ نظریه ی اخلاق وی در دو ساحت معرفت شناسی و وجودشناسی پرداخته و سپس با ارزیابی نفس شناسی وی، درصدد یافتن نسبت های مابعدالطبیعی میان نفس شناسی و نظریه ی اخلاقِ وی برخواهیم آمد. در پایان با اشاره به اینکه تلقیِ غیر دوگانه انگار و شناختی استیچ در نفس شناسی، چگونه ساحت های یادشده را متاثر نموده، به نگرش وی مبنی بر گذار از روان شناسی متعارف اخلاق به روان شناسیِ شناختی و رهیافت های آزمایشگاهیِ وی در سامانِ نظریه ی اخلاق خواهیم پرداخت.
هستی شناسی رخدادها؛ تحلیلی بر استدلال دونالد دیویدسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رخدادها اموری اند که واقع می شوند یا اتفاق می افتند. هر چند بحث فلسفی از رخدادها در متافیزیک معاصر بسیار برجسته تر از گذشته است، می توان پیشینه این مسأله را در فلسفه قدیم در قالب بحث حرکت و سکون و نیز بحث از مقولات فعل و انفعال بازجست. پرسش های مهم در باب رخدادها را می توان در سه محور هستی رخدادها (به مثابه مقوله متافیزیکی مستقل)، چیستی رخدادها و معیار تمایز و اینهمانی آنها جای داد. دونالد دیویدسن از جمله متافیزیسن های معاصر است که در هر سه محور بحث کرده است. مهم ترین استدلال او برای اثبات وجود رخدادها از خصلتی وجودشناختی معناشناختی برخوردار است. او احتجاج می کند که منطق محمولات متعارف نمی تواند اعتبار شهودی استنتاج جمله هایی با قیود کمتر از جمله ای با قیود بیشتر را نشان دهد. وی سپس راه چاره را در این می بیند که جمله های مزبور را به صورت جمله هایی مسوّر که در آن بر روی رخدادها سور بسته می شود بازسازی کنیم که با توجه به تفسیر کواین از تعهد وجودی مستلزم قبول وجود رخدادها خواهد بود. اختصاص به افعال، اختصاص به قیود استاندارد، امکان تکمیل منطق محمولات متعارف و عدم الزام در پذیرش معیار کواین برخی از نقدهایی که بر استدلال دیویدسن وارد شده است. با بررسی این نقدها و پاسخ هایی که به آنها داده شده و نیز پاسخ های محتملی که می توان داد نتیجه می شود که استدلال دیویدسن از قاطعیت لازم برخوردار نیست.
مذکر شدن تفکر نزد دکارت
عیسی اسطوره یا تاریخ
بررسی تطبیقی مواجهه ملاصدرا و پلانتینگا با مسأله شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
ملاصدرا به عنوان یکی از حکمیان متأله در سنت فلسفة اسلامی و پلانتینگا به عنوان فیلسوف خداباور در ساحت تفکر فلسفه غربی، هر کدام با مبانی و تئوری های خاصی به تحقیق و تدقیق ژرف دربارة مسأله بسیار مهم شرور پرداخته اند. ملاصدرا با استفاده از مبانی اصالت و خیر بودن وجود، عالم، قادر و حکیم بودن خدا و احسن بودن نظام هستی و راه حل های عدمی بودن شر و تبیین شر ادراکی و مجعول بودن شرور و غلبة خیرات بر شرور و طرد نگرش اومانیستی در مسأله شر، مشکل شرور را حل می کند. پلانتینگا بر اساس معرفت شناسی اصلاح شده و برخی مبانی الهیاتی و انسان شناسی مسیحی و با استفاده از توصیف جهان ممکن مورد نظر و نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، اثبات می کند که مسألة منطقی شر با وجود خدا تناقض ندارد. و هم چنین پلانتینگا بر این نکته توافق دارد که قدرت خداوند شامل فرض جی ال مکی نمی شود، این دو متفکر در اصل اعتقاد به خدا، عالم، قادر و خیر بودن خدا و مرید آفریدن انسان مشابهت، اما در نوع مواجهه و تفسیر ذاتی و ناظر بودن پاسخ به شرور اخلاقی یا طبیعی و دفاع از عدل الهی و احسن بودن نظام هستی و غلبه نگاه منطقی با یکدیگر تفاوت دارند.
معرفی مجموعه مقالات الهیات جدید
حوزههای تخصصی:
مواضع تبکیت در نقد نظریه برهان ناپذیری گزاره ضرور ازلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۵ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی:
برهان پذیری گزارة «خدا وجود دارد» از مسائل مهم در تاریخ الاهیات و کلام فلسفی در سدههای اخیر است. نظریة برهان ناپذیری گزارههای ضرور ازلی با رهیافتی متطقی نشان میدهد که در نظام منطقی ارسطویی به دلیل ساختار شناسی خاص از گزارههای ضرور ازلی ونیز ساختار شناسی آنها از گزارههای برهانپذیر، این مسأله پاسخ منفی دارد. عدهای در نقد این نظریه گفتهاند: محمول چنین قضایایی نه عرض ذاتی، بلکه عین ذات است. این نقد بر مواضعی از تبکیت مغالطی استوار است.
اسطوره و تراژدی
الحاد در نقاب تکامل گرایی (بررسی و نقد آرای الحادی ریچارد داوکینز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه باری مشاهدات1 در بوتة نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاهی که می گوید مشاهدات فاعل شناسا، وابسته به شبکة بینشی معرفتی وی، انعطاف پذیر بوده و از آموزش ها، تربیت ها و انتظارات او متأثر است دیرزمانی است که جایگاه ویژه ای را در مباحث فلسفة علم به خود اختصاص داده است. در برابر این دیدگاه، اعتقاد به وجود لایه ای نفوذ ناپذیر از مشاهدات مطرح است که از صلبیت و خلوص برخوردار بوده، ساختار تربیتی و معرفتی مشاهده گر تأثیری در آن ندارد. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا بر اساس نظریات دو تن از فلاسفة علم معاصر، چرچلند و فودور، که به ترتیب از شاخص ترین مدافعان دیدگاه های مذکورند، نظریه باری مشاهدات را مورد ارزیابی قرار دهیم و درنهایت، دیدگاهی آشتی جویانه مبتنی بر ادراک تشکیکی لایه ای ارائه کنیم؛ دیدگاهی که ضمن قبول صلبیت در مرتبة حس، به ادراکی فربه پذیر و انعطافی پس از حس و پیوستة با آن قائل است و نیازی نمی بیند که اختلاف در گزارشات و قضاوت های مشاهدتی را با انعطاف پذیری حواس فاعل شناسا توجیه کند.
دلتای مدرنیسم
تاریخ، تعاریف و معانی
حوزههای تخصصی:
برون گرایی معنایی: راهی برای رد تز قیاس ناپذیری
حوزههای تخصصی:
قیاس ناپذیری در فلسفه علم می گوید که پادایم ها/نظریه های علمی رقیب، هر چند از اصطلاحات واحدی استفاده می کنند، اما راجع به موضوع واحدی سخن نمی گویند و در نتیجه، دانشمندانی که در پارادایم های علمی رقیب بسر می برند یا از نظریه های بنیادین علمی رقیب دفاع می کنند، حرف یکدیگر را نمی فهمند. مقاله حاضر، کوششی است برای بررسی و نقد این تز. مؤلف ابتدا با تمرکز روی دو مدافع اصلی این تز، یعنی توماس کوهن و فایرابند، آن را در بستر تاریخیِ خود توضیح می دهد. سپس سعی می کند مقدمات استدلال آنان بر این تز را آشکار نماید، و در نهایت تلاش می کند با استفاده از نظریه برون گراییِ معنایی در فلسفه زبان، یکی از مقدمات اصلی این استدلال را رد کند. در توضیح این نظریه، روی دو چهره اصلی این جریان، یعنی کریپکی و پاتنم، تمرکز خواهد شد. از نظر مؤلف، برون گراییِ معنایی، راهی برای رد تز قیاس ناپذیری است.