فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۳۰۱ تا ۱۹٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
کلمات دخیل مختوم به تاء مربوطه
حوزههای تخصصی:
جُستاری در رویکرد مولوی به از خودبیگانگیِ انسان، با نگرشی به انسانِ معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نگارندگان با رویکردی برای شناخت چالش هایی که در برابر انسان معاصر قرار دارد با بهره گیری از آراء مولوی در مثنوی معنوی، پدیدة «از خودبیگانگی» را مورد توجه قرار داده اند. در ادبیات کهن پارسی، برخی اندیشمندان با بیان نکات ظریف و مهمی دربارة ازخودبیگانگی انسان، دری دیگر در شناخت این گونه پدیدارهای گشوده و منظر خاصی را پیش روی انسان نهاده اند که در اطلاقی کلی می توان آن را نظرگاه عرفانی خواند. در صدر قائلان و حاملان پیام عرفانی در فرهنگ دیرین پارسی، مولوی است که در شش دفتر مثنوی معنوی، بسان معلّمی انسان گرا، هوشمندانه پدیدارهایی را از دل روایات و داستان ها استخراج کرده است که تأمل در آنها انسان امروز را نیز به نکات گران بها و ارزشمند رهنمون می سازد. وی درباره مسخ و از خودبیگانگی بشری در برابر پدیدارهای غفلت ساز و فریبای بیرونیِ جهان مادی، معناپردازی و اشارات قابل توجهی کرده است که شرح، تفسیر و تحلیل آن محور محتوای این نوشتار را تشکیل می دهد.
معمای حافظ
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب: ترجمه روشنگر قرآن کریم: به اهتمام استاد کریم زمانی و معرفی محمدنوید بازرگان
حوزههای تخصصی:
قایق های ساردین آمدند
حوزههای تخصصی:
درباره اشتقاق واژه «ترکه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فارسی امروز، واژه ترکه از جمله واژه های بسیار رایج است. این واژه، در فرهنگ نفیسی «شاخه بلند و باریک وسبز از هر درختی» و، در لغت نامه دهخدا، «شاخه جوان و تر و باریک» معنی شده است.
به نظر نگارنده، ترکه واژه ای است مرکب از دو جز یا دو تکواژ تر و رکه که هر یک جداگانه بررسی خواهد شد.
تر در فرهنگ ها و در متون با معانی متعدد آمده است که ذیلا شواهدی برای آن ذکر می شود:
1. تر، «هر چیز تازه و آبدار و سبز و نرم و هر چیز که پلاسیده و پژمرده نشده باشد، مانند گیاه تر و میوه تر». (فرهنگ نفیسی)
چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جز به آتش راست (سعدی، به نقل لغت نامه دهخدا)
و اندروی خرمای تر باشد سخت نیکو. (حدودالعالم، به نقل لغت نامه دهخدا)
شواهد دیگر: بوسه تر، ابر تر، شعر تر، شربت تر، کتاب تر، شکرتر، نغمه تر. (لغت نامه دهخدا)
2. تره زا: تازه زاییده. (فرهنگ فارسی - کردی)
3. tarne tarne (= تازه تازه)، tarne (= تازه، گیاه جوان، انسان جوان). (شکری، ص 332)
4. ترچک، جوان، نازک و ترد. معمولا صفت برای رستنی هاست. (فرهنگ لری)
5. ترنم، افغانی به معنی آب اندکی که روی زمین یا لباس بپاشد. (کرباسی راوری، ص 91)
6. تروفرز و تروند به معنی نوباوه (برهان قاطع) و تردست که جلد و چست و چالاک معنی می دهد. (همان)
7. هم چنین واژه هایی که با آب و خیسی مربوط اند، مانند terit (= کاه شسته) (کرباسی راوری، ص 29)، و ترید کردن نان.
8. با تبدیل a به e و o، در سنگسری واژه terne (= باد شمالی که با رطوبت توام است) و در لاسگردی و شهمیرزادی towrune یا torvone (= ترانه، جوان، آبدار).
9. تر متاری (= بسیارتر، نمناک)، تریان یا ترنیان «طبق و سبد پهنی که از شاخ های باریک چوب ببافند» که در این جا نوعی رابطه معنایی مشهود است.
بیرون شد پیرزن سوی سبزه و آورد پژند چیده بر تریان (لغت فرس)
10. terek «شاخه سبز و تازه درمنه». (واژه نامه راجی)
11. tere «نسل تازه و جوان را گویند» در ضیابر گیلان، از توابع صومعه سرا، نیز در ارمنی واژه های ذیل را داریم: tarm «خیس، تازه، شاخه، فرزند، جوان». (فرهنگ های ارمنی)
12. تراهی «میوه نوباوه و نورسیده» (برهان قاطع). شاید از همین ریشه باشد واژه t?rak «خربزه نارس» در سیستانی. (واژه نامه سیستانی)
13. ترمرگ (به زعم نگارنده به معنای «جوان مرگ») لفظی است که والدین در افغانستان برای نفرین فرزندانشان به هنگام خشم بر زبان می آورند...
با شاعران امروز
منبع:
حافظ آذر ۱۳۸۴ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
جایزه ادبی نوبل ؛ از آغاز تا امروز
حوزههای تخصصی:
گفتگو با کارلوس فوئنتس
حوزههای تخصصی:
گوته و تاریخ اندیشه ها
هنر و مابعدالطّبیعه (2)
مناقب بدیع اهل بیت از نظر اقبال لاهوری
حوزههای تخصصی:
شعر و نقش آن درجامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله هنرهای بشری تجلی آرمان های او درقالب نظم الفاط می باشد. این هنر دیرپا و کهن از عهده هر فرد و شخصی برآورده نیست بلکه موهبتی است الهی که افراد معدودی ازآن برخوردار می باشند. درگذشته دیر به عنوان بهترین یا تنها وسیله تبلیغاتی افراد وگروهها و حکام وتجار به کار گرفته شده وشاعر مانند عکاس طبق درخواست ها‘ ایده داعیان رادر قالب الفاظ منعکس می کرده است. برخی طالب هجو افراد بودند وبرخی خواهان تشبیب اشخاص و عده ای هم می خواستند که از آن ها تعریف وتمجید شود. شعرا به عنوان ابزار تبلیغاتی دوگونه عمل می کردند: دسته ای تنها در مسیر خوب و خوبی ها شعر می سرودند ؛مانند فرزدق و دعبل وکمیت و سعدی و حافظ و امثال آنها و دسته ای هم مقید نبوده بلکه تابع اوضاع و احوال شخصی و دیگران بودند و کاسبانه شعر می گفتند . اسلام حساب شاعران مؤمن و معتقد را از سایر شعرا‘ جداکرده‘ ما در این نوشتار کوشیده ایم شعر و تاریخ و تأثیر و اقسام و احکام آن را به اندازه ظرفیت مقاله بیان نماییم.
دهخدا و مضامین مشترک
آرزوهای بر باد رفته: قله رمان پندارزدایی
منبع:
کلک خرداد ۱۳۷۲ شماره ۳۹
حوزههای تخصصی:
کاربستِ نظریه کارن هورنای در مطالعه روانشناختیِ شخصیت های رمان عطر فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان عطر فرانسوی اثر امیر تاج السر، با روایت شخصیت اصلی داستان و پرداختن به دیگر شخصیت ها که در تعامل با شخصیت اصلی بیان می شود؛ سعی در نشان دادن اوضاع و احوال خفقان آور جامعه و مردم آن دارد. تأثیر اوضاع جامعه و ایجاد «خود ایده الی» و بررسی تیپ شخصیت ها در این رمان با بهره گیری از نظریه کارن هورنای، موضوع اصلی این پژوهش است. هورنای به عنوان یکی از مهم ترین نظریه پردازان عرصه ی شخصیت شناسی بر این عقیده است که ساخت منشیِ آدم بزرگسال از مجموعِ تجاربی که در مدت زندگیِ اجتماعی و فرهنگیِ او روی هم انباشته و متراکم گردیده اند، تشکیل یافته است و اگر فرد در رابطه با اجتماع، احساس امنیت خود را از دست دهد به اضطراب اساسی دچار می شود. مکانیسم دفاعی فرد در این حالت خارج از سه حالت، مهرطلبی، انزوا طلبی، برتری طلبی نخواهد بود. با بهره گیری از روش توصیفی – تحلیلی و در پاسخ به این پرسش که دلایل روان رنجوری شخصیت های اصلی و فرعی رمان عطر فرانسوی چیست و از چه عواملی تأثیر گرفته است، این پژوهش شخصیت های رمان و کشمکش های درونی و مکانیسم دفاعی ایشان در برابر اضطراب اساسی را توضیح می دهد. نتیجه ی پژوهش بیانگر آن است که همه ی شخصیت های رمان حداقل یکی از وجوه شخصیتی نظریه هورنای یعنی حرکت به سوی دیگران، حرکت علیه دیگران و حرکت به سمت دوری از دیگران را منعکس می کنند.
حماسة حسینی در گسترة ادبیات تطبیقی (نگاهی بر مجموعه شعر «الحسین لغةٌ ثانیةٌ» و «گنجشک و جبرئیل»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه عظیم امام حسین (ع) در ادبیّات عربی و فارسی، بازتابی بس گسترده دارد. این حماسه به دلیل ماهیت عزّت مدار و ظلم ستیز خود، به عنوان الگویی ممتاز در برابر ادیبان و سخنوران قرار گرفت. بسیاری از آن ها با الگوگیری از این حماسه، نوای پایداری، آزادی و بیداری را در جامعه نواختند. می توان این سروده ها را در گسترة ادبیّات تطبیقی، بررسی و تحلیل کرد تا ضمن نقد، نشانه های پیوند و اختلاف آن ها روشن گردد.
در نوشتار حاضر، ضمن تبیین بازتاب حماسة عاشورا در گسترة ادبیّات تطبیقی، سروده های جواد جمیل و سیّد حسن حسینی، به عنوان نمایندگان شعر عاشورایی عراق و ایران، مورد تحلیل قرار می گیرد. جمیل، شاعر نام آشنای شعر و ادبِ امروزِ عراق، در دفتر شعرش به نام «الحسین لغةٌ ثانیةٌ» (حسین، زبان دوّم)، با زبانی نمادین حماسه عاشورا و شخصیّت های موجود در آن را به تصویر می کشد. حسینی نیز ضمن بهره گیری فراوان از رمز در مجموعه شعر «گنجشک و جبرئیل»، به بازخوانی این حماسه پرداخته و آن را به حوادث امروز گره می زند.
از بررسی حاصل، چنین به نظر می آید که هر دو شاعر در برخی مضامین اشتراک داشته و به دلیل به کارگیری نمادها، گاه شعرشان به ابهام گرایش دارد.