فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۶۱ تا ۱٬۸۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
تجزیه و تحلیل معنایی کلمات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش ترجمه متمایز از آموزش زبان است. یکی از روشهای آموزش ترجمه نشان دادن تفاوتهایی است که در سطوح مختلف بین دو زبان مبداءو مقصد وجود دارد و یکی از نکات مهم در فرآیند ترجمه تجزیه و تحلیل معنایی کلمات است . قبل از معنی کردن یک واژه ، یا واحدهای معنایی بزرگتر از واژه یا واحدهای معنایی کوچکتر از آن می بایست بافت کلام را تجزیه و تحلیل کرد . می دانیم که ترجمه بعضی از کلمات تک معناها بسهولت انجام می گیرد زیرا به یک واقعیت در زبان مبداء و مقصد اطلاق می گردد اما تعداد این نوع کلمات بسیار اندکی می باشد . واژه ها و عبارات دربافتهای مختلف معانی گوناگونی را دارا می باشند و مترجم معنی موثر را انتخاب می کند و عموما معادلی میان زبان مبداء و مقصد وجود دارد . در مواردی ترکیب کلمات به نحوی است که معنی آن در فرهنگها نیامده و در نتیجه مترجم با در نظر گرفتن بافت کلام معادلی برای آن پیدا می کند . می دانیم که متن یک مجموعه است که تمام اجزاء آن مرتبط هستند و ترجمه یک واژه و یا یک عبارت نیاز به تجزیه و تحلیل متن دارد . با توجه به اهداف آموزشی از دیدگاه نظری و عملی این سوال مطرح می شود که بافت موثر یک واژه و یا یک عبارت از کجا آغاز و به کجا ختم می شود .
مرگ اندیشی هدایت؛ نگرشی فلسفی یا روان شناسانه؟!
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه شماری از منتقدان، صادق هدایت در بیشتر داستان های خود، قهرمانانش را به مرگ سوق می دهد و این مسئله برآمده از ذهن مرگ اندیش و فلسفة بدبینانة وی دربارة زندگی است. از معضلات نقد داستانهای هدایت، یکی همین است که آثارش سرشار از یأس فلسفی دانسته شده و دیگر اینکه شخصیت های اصلی داستان پیش را، مثل راوی بوف کور، آیینة شخصیت خود نویسنده می دانند؛ اما با دقت در بنمایههای داستانی هدایت، باید در مرگ فلسفی این شخصیتها به سوءظن نگریست. هدایت از جمله نویسندگانی است که در ساختار روایت داستان های خود، رویکردی ویژه به نمایش جنبه های روانی شخصیتها دارد. بنا بر نظریة روان شناسانة فروید دربارة دو غریزة عشق و مرگ به عنوان دو غریزة اصلی انسان- غریزة عشق به زندگی در پی شکست و نرسیدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جای خود را به غریزة مرگ میدهد. در این مجال، ردپای این نظریة روان شناختی در بنمایة داستان های هدایت بررسی می شود.
جایگاه پوشش سنتی لک زبانان لرستان در تک بیتی های آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساکنان استان لرستان، به دو گویش لری بختیاری و لری فارسی و زبان لکی سخن می گویند. لک زبانان ساکن شمال و غرب لرستان، بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ خود را در قالب تک بیتی به زبان لکی به صورت شفاهی یا کتبی بیان کرده اند. از جمله این تک بیتی ها - که بیانگر آداب و رسوم و فرهنگ مردم این خطه است- می توان به تک بیتی های فال «چل سرو» و «مور» اشاره کرد. مقاله حاضر بر اساس منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام گرفته و هدف از آن، کشف رابطه میان تک بیت ها و پوشش زنان و مردان لک زبان است. در تک بیتی های فال «چل سرو» - که به آن اشعار شادیانه هم گفته می شود- معمولاً پوشش زنان ازجمله سرون، سرداری، کلنجه، کوش، کراس، ژیرجامه، و زیورآلات مختلف زنانه، توصیف شده است که حاکی از اهمیت و تنوع پوشش زنان لک زبان، جایگاه اجتماعی و میزان دارایی آنان است. در ابیات «مور» (مویه) نیز که مضامین غمناک و اندوه آلود را دربر دارد، پوشش مردان بیشتر از پوشش زنان توصیف شده است. در برخی از این ابیات، به شباهت پوشش دولت مردان ماد و آیین زردشت با پوشش لک زبانان این استان، اشاره شده است.
معرفی و نقد تذکره خیرالبیان
حوزههای تخصصی:
آثاری که در ادبیات فارسی از آنها با عنوان تذکره الشعرا و یا به اختصار تذکره یاد می شود، از مهم ترین منابع در شناخت احوال و آثار شاعران زبان فارسی و اوضاع فرهنگی و اجتماعی است. مولفان این گونه آثار، علاوه بر پرداختن به شرح حال شاعران، منتخباتی نیز از اشعار آنان فراهم آورده و از این جهت در حفظ آثار ادبی ادوار مختلف سهم عمده ای برعهده داشته اند. تذکره خیرالبیان تالیف ملک شاه حسین بن غیاث الدین محمد بهاری سیستانی یکی از این آثار است. این تذکره با همه اهمیتی که برای تحقیق در زبان و ادب فارسی داشته تاکنون به طبع نرسیده است. خیرالبیان تذکره ای عمومی مشتمل بر دیباچه، مقدمه، دوفصل، یک خاتمه و یک ختم خاتمه است. در این مقاله ضمن معرفی بخش های مختلف این اثر، در باب ویژگی های زبانی، سبکی و محتوایی آن سخن گفته ایم.
عقاب در اسطوره و ادبیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کنایه، نقاشی زبان
حوزههای تخصصی:
شخصیت و شخصیت پردازی در رمان نخل ها و آدم ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده یکی از عناصر کلیدی و بسیار تعیین کننده در داستان نویسی امروزی پرداختن به شخصیت و شخصیت پردازی است. اشخاص ساخته شده ای راکه در داستان و نمایشنامه ظاهر می شوند شخصیت می نامند و شخصیت؛ در اثر روایتی یا نمایشی، فردی است که کیفیت روانی و اخلاقی او، در عمل وی و در آنچه می گوید و می کند، وجود داشته باشد. خلق چنین شخصیت هایی را که برای خواننده در حوزه داستان و رمان مثل افراد واقعی جلوه می کنند شخصیت پردازی می گویند. مقاله پیش رو به بررسی شخصیت و شخصیت پردازی در یکی از رمان های دفاع مقدس به نام نخل ها و آدم ها پرداخته تا چگونگی پردازش شخصیت ها و انعکاس و نمود واقعیت را در شخصیت های این رمان نمایان سازد. این بررسی نشان می دهد، شخصیت های رمان بیشتر به صورت مستقیم پردازش شده اند. همچنین، استفاده هر چند اندک نویسنده از روش شخصیت پرداز ی غیر مستقیم، در کنار شیوه مستقیم و ارتباط منسجمی که میان شخصیت با دیگر عناصر داستان ایجادکرده در استحکام بنای داستان نقش ویژه ای ایفا کرده است.
تحلیل مقابله ای ساخت های زبان فارسی و انگلیسی
حوزههای تخصصی:
ناتورالیسم ادبی در سینما؛ تنازع بقا و جبر زیست محیطی در فیلم های «خاکستری» و «مرگ کسب وکار من است»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«خاکستری» و «مرگ کسب وکار من است» فیلم هایی ناتورالیستی اند که زندگی شخصیت هایی را بیان می کنند که از لحاظ اقتصادی و اجتماعی در اوضاع وخیم و اسفناکی به سر می برند. رفتار و اَعمال شخصیت های این فیلم ها غیرارادی، غریزی و موروثی، و متأثر از شرایط جبری زیست محیطی ای است که بر آن ها تحمیل شده است. با توجه به اینکه ناتورالیسم از ادبیات به سینما راه یافته، در این پژوهش، فیلم های نام برده براساس ویژگی های ادبیات ناتورالیستی نقد و تحلیل شده و تنازع بقا، جبر زیست محیطی، عامل وراثت و سرانجامِ اسفناک شخصیت های داستانی مورد تأکید قرار گرفته است. داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش تحقیق نیز توصیفی- تحلیلی است که مبتنی بر قرائت تنگاتنگ داستان فیلم هاست. تنازع میان شخصیت های این فیلم ها و جدال ایشان با محیط بیرونی سرانجامی جز مرگ و استیصال ندارد. درگیری شخصیت های داستانی با همدیگر، جدال شخصیت ها با محیط طبیعی یا ساخته های دست بشر، اوضاع اجتماعی و اقتصادی نامطلوب، بیماری های موروثی یا محیطی و کنش های نمادینی که بر جبر ناشی از وراثت تأکید می کنند، مؤلفه هایی از ناتورالیسم در این فیلم ها هستند.
سیر نظریّههای ادبیِ معطوف به خواننده در قرن بیستم
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
سه گرایش اصلی در نقد آثار ادبی با سه محوریّت نویسنده، متن و خواننده که در طول زمان هر یک جایگاه خود را داشتهاند، مطرح است. در گرایش اول، منتقد با مطالعة بیوگرافی نویسنده برای رسیدن به معنی و مفهوم موجود در متن ادبی اقدام میکند. در گرایش دوم که اساس نقد ساختارگرایان است، منتقد با مطالعه بر روی متن و ساختار آن درصدد درک نیّات نویسنده است. در گرایش سوم با محوریت خواننده، منتقد او را عامل تعیینکننده، هم در آفرینش اثر و هم در دریافت معنی آن، میداند و با تکیه بر خوانندهمحوری، نقد خود را بر پایة تمایلات هویّتی و زمانی او بنا میکند. این مقاله با هدف نشان دادن سیر تحوّل نظریههای ادبیِ معطوف به خواننده، به توضیح دربارة نظریّات منتقدین گرایش سوم میپردازد که تئوریهای خود را بر پایة فلسفة پدیدارشناسی بنا نهاده و با تکیه بر آزادی انسان و به تبعِ آن آزادی خواننده، برداشت فردی و تفسیر معنایی وی را اساس نقد خود قرار میدهند.
کتابشناسی توصیفی دستور زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمانی دشواریهای ترجمه ادبی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان از جمله شیوه های بررسی متن است که در طول حیات خود ابزار و روشهایش را گسترش داده و عمق بخشیده است. مطالعات ترجمه نیز پس از آنکه بررسیهای زبانشناختی صرف را جهت فهم فرایند ترجمه ناکافی دانست به شیوه های تحلیل متن و تحلیل گفتمان رو آورد. در مقاله حاضر ما دریافتی از تحلیل گفتمان را مبنا قرار داده ایم که ساختار تأویل پذیر متن و رویه های ارتباطی متن با فرامتن (جامعه، فرهنگ) را اصل می گیرد و بر این اساس می کوشد فرایند ترجمه متن ادبی را بررسی کند. نظر به اینکه یکی از سودمندیهای بنیادی تحلیل گفتمان این است که در حوزه بررسی نظری محدود نمی ماند و ابزار لازم را برای تحلیل عملی فراهم می آورد تلاش کرده ایم که با استناد به یک متن مشخص ادبی، سودمندی شیوه تحلیل گفتمان را در فعل ترجمه نشان دهیم.
نقد و بررسی مدیحه سرایی حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشعار مدحی یکی از موارد محل نزاع در غزلیات حافظ است. برخی محققان، مدیحه گویی این شاعر را منکر شده و ابیات مدحی را افزوده ی کاتبان شمرده اند. برخی نیز برای حفظ قداست شاعر، ابیات و غزل های مدحی وی را تأویل و توجیه کرده اند. بررسی دیدگاه های محققان و تطبیق آن با غزلیات حافظ، نشان میدهد سبب اصلی دیدگاه انکاری یا تأویلی به غزل های مدحی حافظ دو چیز است: تصور عدم انسجام در ساختار غزل و بیتوجهی به معنی ثانوی ابیات، بدین صورت که هر بیت را مستقل فرض کرده آنگاه گزاره های خبری یا انشایی هر بیت را در معنی واقعی آن تصوّر کرده اند. با توجه به اینکه معدودی غزل ها از آغاز به مدح پرداخته اند و موارد دیگر با طرح یا مقدمه ای نظیر تشبیب و تغزل قصاید همراه است، غزل های مدحی حافظ را به دو دسته ی با طرح و تمهید یا بدون طرح و تمهید تقسیم کرده ایم، معانی ثانوی جملات را نیز ذیل هر یک طبقه بندی نموده ایم. حاصل سخن آنکه معنی ثانوی جملات و هماهنگی آن با ساختار کلی غزل، بیانگر آن است که غزل مدحی حافظ، ساختار منظم و هدفمندی دارد و وجود اشعار مدحی در دیوان، نه تنها از عظمت و حرمت شاعر نمیکاهد، بلکه با تبیین ارزش هنری این اشعار، درک بهتری از رندی وی به دست میآید.
بررسی مقایسه ای مفهوم خیال از دیدگاه ابن عربی و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر عرفا بر این اعتقادند که عالم خیال، عالم تجسم مثالی است. عالم واسطه، بین عقول محض و محسوسات که در آن ارواح تجسم و اجسام تجرد می یابند. از جمله کسانی که به این مفهوم پرداخته، عالم بزرگ محیی الدین ابن عربی است. مفهوم خیال در تفکر ابن عربی با توجه به دیدگاه وحدت وجودی و تلقی خاص او از ماسوی الله، بسطی عمیق می یابد که از حد واسطه صرف بودن میان محسوسات و عقول محض، فراتر می رود. در نگاه ابن عربی ماسوی الله به مفهوم وسیع خود دارای معنای مثالی است که دلالت بر وجود مطلق می کند. وی معتقد است هر آنچه در بطن خود حقیقتی دارد خیال است. مولانا نیز در مثنوی به خیال و عوالم آن پرداخته است. هرچند مفهوم خیال در مثنوی مولوی کاملاً قابل تطبیق با نظریه خیال ابن عربی نیست، اما ما در این تحقیق برآنیم تا با ارائه شواهد کافی نشان دهیم میان این دو شباهتهایی در باب مبحث خیال وجود دارد، هرچند همان گونه که شیوه همیشگی مولاناست مفهوم خیال در صافی ذهن او تا حدی تغییر یافته است. لذا در این مجال، ضمن بررسی و تحلیل دیدگاه این دو عارف بزرگ، به ذکر شواهدی که نشان دهنده این هماهنگی و مشابهت است، می پردازیم.
زندقه بشار بن برد بین سیاست و واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در باور کردن بسیاری از حوادث تاریخی که تاکنون نقل شده، به تعقل بیشتر و اندیشه ای ژرف تر نیاز است؛ به ویژه اتفاقاتی که به شخصیت های بزرگ ادبی، علمی و سیاسی مربوط می شود. اخباری که در مورد بشار بن برد و علت قتل او گزارش گردیده نیز از این نوع است. بسیاری علت قتل او را زندیق بودن او می دانند، اما به علل زیر به نظر می رسد که حقیقت، این گونه نباشد:
1. بشار هجوگو بوده و هجا را حتی برای خلفا و بزرگان هم به کار برده و این کار باعث شعله ورشدن آتش کینه و حسد در دل آن ها شده است.
2. در کنار اشعاری که در الحاد و کفر به او منسوب است، اشعار توحیدی دیگری نیز هست که بر موحد بودن وی دلالت دارد.
3. با آنکه کیفر زندیق اعدام بوده، اما بشار در ابتدای امر اعدام نشده، که با ضربات شلاق فوت کرده است و این خود باعث ابهام دیگری در علت قتل اوست.
4. اشعاری از بشار یافت می شود که نشان دهنده توبه وی از گناهان گذشته است و اطلاق زندیق بر شخص تائب وجهی ندارد.
5. ندامت مهدی (خلیفه عباسی) از قتل شاعر دلیل واضحی است که اعدام وی به علت کینه بزرگان و صاحب منصبان و نه کفر و الحاد بوده است.