انتخاب موضوع وتنظیم مباحث داخلی، نخستین گام اساسی هر پژوهش است که بر اساس استانداردها ومعیارهای روش تحقیق در آن رشته صورت می گیرد. از سوی دیگر باید گفت که برجسته ترین تفاوت پژوهش های تطبیقی با پژوهشهای دیگر در روش تحقیق می باشد.
در این مقاله، ضمن ارائه برخی معیارهای روش تحقیق در ادبیّات تطبیقى، به نقد و بررسى انتخاب موضوع و تنظیم مباحث فرعى و عناوین داخلى مقالات تطبیقى که در مشهورترین مجلات معتبر علمى پژوهشى کشور چاپ شده اند، پرداخته شده است.
یافته های این پژوهش، نشان می دهد که تعدادی از مقالات تطبیقی، در انتخاب موضوع، تنظیم مباحث و عناوین داخلی فاقد نگاه تطبیقی می باشد. به عبارت دیگر، پژوهشگر در انتخاب موضوع، تنها به دنبال یافتن تشابهاتی جهت اثبات تأثیرپذیری بوده و از وجوه اختلاف که بیانگر تفاوت ها و نوآوری های ادیبان می باشد، غفلت ورزیده است.
افزون بر این، بسیاری از مقالات تطبیقی، فاقد نگاه تطبیقی در تنظی م مباحث فرعی و عناوین داخلی بوده اند و غالباً به بیان ویژگی های هر شاعر یا ادیب به طور جداگانه بسنده کرده و از مقایسه و بررسی تطبیقی دقیق غافل مانده اند؛ هر چند برخی از این مقالات، دارای استانداردهای لازم بوده و در پایان به عنوان نمونه های مناسب پژوهشی تطبیقی ذکر گردیده اند.
زبان فارسی تاجیکی از زبانﻫﺎی ایرانی غربی و همان فارسی دری است با تفاوتﻫﺎیی در واژگان، آواها و برخی ویژگیﻫﺎی صرف و نحوی با زبان فارسی، که این دو زبان را از هم متمایز می کند.
این مقاله در مورد تفاوتﻫﺎ و شباهتﻫﺎی فعل از نظر زمان (گذشته، حال و آینده) در این دو زبان است. بعد از ذکر چند نمونه تفاوت آوایی و واژگانی، زمان، شخص، شمار، اساس، فعل و صفت مفعولی معرفی ﻣیشود؛ سپس انواع فعلﻫﺎ در سه زمان و وجوه اشتراک و اختلاف آنها در زبان تاجیکی و فارسی معیار؛ همچنین فعلﻫﺎی رایج تاجیکی که در فارسی کاربردی ندارد، ارائه شده است.
بحث جملات خبری و انشایی، به علم معانی که شاخه ای از علم بلاغت است، مربوط می شود. جملات خبری محتمل صدق و کذب اند و موضوع آن ها در عالم واقع حضور دارد؛ امّا در ادبیّات، با عالم و واقعیّت مجازی مواجه هستیم؛ بدین ترتیب نمی توانیم صدق و کذب قضایا را آن گونه که در واقع تعیین می کنیم، در ادبیّات نیز معیّن کنیم؛ لذا خبر در ادبیّات کلان است و جملات خبری در اغراض ثانوی و مجازی به کار می روند و این یکی از شگردهای بلاغت و عمیق ساختن ابعاد ادبی کلام است. تاریخ بیهقی، علاوه بر داشتنِ اطّلاعاتِ تاریخی، ویژگی های ادبی و بلاغی نیز دارد. یکی از ویژگی ها، کاربرد جملات خبری با غرض ثانوی است. بیهقی با به کار بردنِ جملاتِ خبری با غرض ثانوی، انتقادات، جهان بینی ها و نگرش های خود را به خواننده منتقل می کند. آشنایی با اوضاع سیاسی و اجتماعیِ دوره غزنویان، در برداشت و تحلیل غرض ثانوی مؤثّر است. در این مقاله، سی و سه داستان از مجلّدات شش گانه تاریخ بیهقی بررسی شده است. پر بسامدترین اغراض ثانوی خبر، امر، هشدار، تحذیر از عاقبت امور، تشویق و ترغیب مخاطب و توصیف و فضاسازی است.