یهدف کتاب النقد الثقافی إلى الکشف عن المضمر النسقی فی النصوص الأدبیه التی تشکل بنیه الثقافه السائده، ویطرح مشروعه النقدی بوصفه بدیلاً من النقد الأدبی الذی تقتصر مهمته على البحث فی جمالیات هذه النصوص، لیمارس فعل التعمیه على مضمراتها التی تمثل جوهرها الحقیقی.
من هنا یأتی النقد الثقافی لیکشف عن تلک الأنساق الثقافیه، ویقوم بتعریه مضامینها، وکشف أنماطها التی تتداخل مع أنماط المجتمع، فترسخ من خلال ذلک هیمنتها علیها، ثم تعمم هذه الهیمنه عبر وسائل الإنتاج الثقافی والاجتماعی المختلفه. وقد قمنا بمناقشه مضمون هذا الکتاب فی أهم مفاصله وعملنا على تصویب بعض مساراته.
عنصر «شروع» یا «وضعیت آغازین»، یکی از مهم ترین تکنیک های داستانی است که نقشی برجسته در رویکرد مخاطب و نوع خوانش وی از اثر دارد؛ بدین مفهوم که چگونگی شروع داستان تا حد زیادی تکلیف خواننده را در مواجهه با متنی که پیش رو دارد، مشخص می کند. یک شروع قصوی، رئال، سوررئال و... آشکارکننده خط سیر داستان و منطق حوادث آن است و نوع آن داستان را مشخص می کند. مطالعه وضعیت آغازین منظومه های داستانی نظامی مبین این مطلب است که این آثار در این بخش، دارای عناصر و موتیف های مشترکی هستند و این اشتراکات، شباهت قابل ملاحظه ای را میان آنها پدید آورده است. در دو منظومه خسرو و شیرین و لیلی و مجنون، آغاز داستان، شرح حال پادشاه و رئیس قبیله ای است که هر دو عدالت گستر و دادپیشه هستند؛ پس یک عنصر مهم که نداشتن فرزند است، تعادل داستان را برهم می زند؛ وضعیتی که در بسیاری از قصه ها و افسانه ها شایع است. در منظومه هفت پیکر، در نقطه مقابل دو منظومه مذکور، پریشیدگی روان روایت که ظلم و ستم پادشاه، بیان داستانی آن است، وضعیتی متفاوت پدید می آورد که مرگ فرزندان متعدد نتیجه آن است. این دو گونه وضعیت شروع، از دیدگاه تحلیلی یونگ قابل نقد و بررسی است که در پژوهش حاضر بدان پرداخته خواهد شد. ر