ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۸۴۱ تا ۱۷٬۸۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۷۸۴۵.

بررسی تجربه های عرفانی در عبهر العاشقین بر اساس فعل: رویکرد نقشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۱ تعداد دانلود : ۸۵۰
در دﺳﺘﻮر ﻧﻘﺸﮕﺮا، ﻓﺮض ﺑﺮ این است کﻪ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺮایﻨ ﺪﻫﺎ و از ﻃﺮی ﻖ ﻓ ﺮاﻧﻘﺶ اﻧﺪیﺸﮕﺎﻧی در زﺑﺎن ﺑﺎزﻧﻤﺎیی می شود. ﺑﺮ ایﻦ اﺳﺎس می توان ﺑﺎ ﺑﺮرﺳی اﻧﻮاع ﻓﺮایﻨﺪﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در اﻓﻌﺎل و ﺗﻌییﻦ ﺑﺴﺎﻣﺪ آن ها در متن ادبی از ﺗﺠﺎرب، ﺗﻔکﺮات و دﻧیﺎی درون ﻧﻮی ﺴﻨﺪه آﮔﺎه ﺷﺪ. اﻣکﺎن و ﻗﺎﺑﻠیﺖ دﺳﺘﻮری ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﻤﺎیی ﺗﺠﺮﺑﻪ در زﺑﺎن، از ﻃﺮی ﻖ ﻧﻈﺎم ﮔﺬرایی اﻧﺠﺎم می شود. ﻧﻈﺎم ﮔﺬرایی، ﻣکﺎﻧیﺴﻢ ﺑیﺎن ﻓﺮاﻧﻘﺶ اﻧﺪیﺸﮕﺎﻧی و ﺗﺠﺮﺑ ی در زﺑ ﺎن است. در این مقاله ﺑﻪ ﺑﺮرﺳی تجارب عرفانی روزبهان در کتاب عبهر العاشقین بر اساس فعل: رویکرد نقشگرا ﭘﺮداﺧﺘﻪ شده است. تجربه ها ﺑﺮ پایه ﻧﻈﺎم ﮔﺬرایی در چهارچوب دﺳﺘﻮر نقشگرای هلیدی، ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ ﺷﺪه اﻧﺪ. با توجه به نتایج به دست آمده، در بیشتر موارد، تجربه گر فعال و کنش گراست، اکثر فعل های غیر رابطه ای، متعدی هستند و بر زمان گذشته دلالت می کنند، بیش از 70% فرایندهای فعلی رابطه ای در زمان حال اتفاق می افتند و بیش از 90% این تجربه ها که با وجه اخباری بیان شده اند، قطعیت دارند؛ به این ترتیب، تجربه عشقی که عبهر العاشقین با ما در میان می گذارد، با توجه به شیوه روایتگری در چند قدمی نگاشتن به وقوع پیوسته است. هنگام خواندن روایت، ذهن از زمان و مکان طبیعی خود جدا می شود و با راوی به لحظه دیدار و مشاهده می پیوندد.
۱۷۸۴۶.

دانشی مرد نیکی شناس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۰ تعداد دانلود : ۷۴۷
آنچه از شاعر بزرگ توس فردوسی در اذهان توده مردم جای گرفته است رزم است و میدان است و هیاهو و فریاد، دستی که از تن جدا می شود و پایی که از رفتن باز می ماند تن های بی سر و سرهای بی پیکر، چکاچک شمشیرها و برق نیزه ها، از هم دریدن جوشنها و نشستن سنانها در سپرها. اما خواص می دانند که این همه هست و چیزهای دیگر نیز. حکمت است و معرفت، خردورزی است و عبرت آموزی تامل است و تفکر در این مقال سعی بر آنست که پرده از گوشه ای از دنیای خردگرایی فردوسی برداشته شود و چهره این بزرگ مرد شیعه وطندوست چنان که هست نمایان شود تا بیشتر حرمت نهنند و این «دانشی مرد نیکی شناس» را.
۱۷۸۵۲.

شیوه های گوناگون دلالت پردازی آفتاب در زبان مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۱۴۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۹۰
زبان عرفانی مولانا، زبانی ویژه و متمایز است که بخش عمدة این تمایز ناشی از نشانه های زبانی وی است. دال هایی که با شیوه دلالت خاص خود، آنها را به مدلول مورد نظر ارتباط می دهد، بیانگر اندیشه و تجربة عرفانی او است. یکی از مهمترین و پرکاربردترین نشانه ها در زبان مولانا واژة آفتاب است که آن را به عنوان دالی برای مدلول های متفاوت و نیز برای ویژگی های مختلف یک مدلول به کار برده است. اگرچه آفتاب از نشانه های زبانی رایج در متون عرفانی است، شیوة کاربرد مولانا نشان می دهد که وی این نشانه را تحت تأثیر تجربیات عرفانی خویش به کار می برد و به تقلید از شاعران پیش از خود نپرداخته است. به همین سبب این واژه حوزة دلالتی وسیعی را در بر می گیرد و مقاصد گوناگونی را به مخاطب القا می کند. در این پژوهش کوشش شده است شیوه کاربرد واژه آفتاب و چگونگی معنادهی این کلیدواژه در زبان مولوی و نیز ایجاد دلالت های گوناگون از طریق این واژه تبیین و با این روش تفسیر دقیق پاره ای از ابیات وی میسر گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان