طنز، از موضوعات پررنگ و ملموس رباعیات باباافضل کاشانی است. باباافضل، با بیانی نرم و آرام و با پرهیز از گستاخی و گزندگی زبان، طنزهایی شیوا آفریده و آن ها را در لفافة ابریشمین اشعار خویش پنهان ساخته است.شاعر در آفرینش طنز، از انواع آرایه های ادبی به ویژه از بازی های زبانی، پارادوکس، تکرار و جناس بهره جسته است. وی در ساخت طنز، از ضرب المثل استفاده کرده و خود نیز طنزهایی سروده که برخی، به صورت ضرب المثل بر زبان مردم جاری است.باباافضل در اغلب طنزهای خود، از آموزه های قرآن کریم بهره برده و پیام های ارزندة قرآنی را در قالب طنزهای گوناگون بیان کرده است. می توان اغلب رباعیات باباافضل را ترجمه ای آزاد و طنزگونه از قرآن مجید، در راستای ابلاغ فرامین الهی، دانست.در این مقاله، طنزهای باباافضل به شش دستة کلی تقسیم شده است: ۱. طنز ادبی؛ ۲. طنز اجتماعی؛ 3. طنز تاریخی؛ 4. طنز حکمی؛ 5. طنز دینی و عرفانی؛ 6. طنز فلسفی.بیشترین دغدغة شعری باباافضل که زمینه ساز طنزهای دلکش وی بوده، مفاهیم دینی و عرفانی است. پس از آن، طنزهای اجتماعی بسامد بالایی دارد.نوک پیکان انتقاد باباافضل بیش از همه به سمت دوگروه از مردم است: ۱. صوفی نمایان ناپاک و نفس پرستان زاهدنما؛ ۲. سرگشتگان و راه گم کردگان وادی حق شناسی.
در اجرای کهن الگوی قربانی، عنصر قربانی با توجه به نوع فرهنگ، آیین، معیشت و... انتخاب می شده است و در ایران، گاو به منزله اسطوره ای کهن که از آغاز داستان آفرینش در اساطیر آیینی حضور دارد، شاخص ترین چهره برای عمل قربانی است و در آیین مهرپرستی به مثابه یکی از مهم ترین مراسمات اجرا می شده است تا با ریخته شدن خون گاو، زمین به حیات دوباره برسد و با خوردن گوشت آن، پیروان این آیین به جاودانگی و نامیرایی رسند. پس از ظهور زرتشت به دلایلی مانندِ مقابله با نمادهای مهرپرستی، ترویج یگانه پرستی، لزوم یکجانشینی و توسعه تمدن، با قربانی کردن گاو به شدت مقابله می شود و حراست و حمایت از گاو مورد توجه خاص زرتشت قرار می گیرد؛ اما با این همه، حتی در آیین زرتشت نیز روایت های از قربانی کردن گاو گزارش شده است که از لزوم اجرای این عمل حکایت دارد و آن همانا کمک به باروری زمین و احیای چرخه حیات است؛ اما با این همه، برخورد زرتشت با قربانی کردن گاو، اسطوره جاودانگی و مسئله حفظ زمین را وارد عرصه های تازه تری از معنا می کند و مضامین اساطیری را با تعقل همراه می سازد. این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی و با توجه به نظریه یونگ، کهن الگوی قربانی گاو را در دو آیین مهرپرستی و زرتشتی بررسی و واکاوی کرده است.
اسکندر، شخصیتی تاریخی است که زندگی و کشورگشایی های او در کتاب اخبارالطوال و شاهنامه روایت شده است. این مقاله در صدد است تا با بررسی تطبیقی چهره اسکندر و داستان شهر زنان در هر دو متن - روایت دینوری و فردوسی - را از نظر شیوه های روایت گری مورد بررسی و تطبیق قرار دهد. به این منظور ضمن بررسی چهره اسکندر در متون قبل و بعد از اسلام، به تفاوت ها و تشابه های روایت داستانی و تاریخ روایی بر اساس دیدگاه راویان، توصیف ها، ویژگی های روایت ها، انتقال و گفتگوها، اشاره می شود. تا اینکه میزان توفیق هرکدام از راویان در این بررسی و تطبیق معلوم گردد. یافته های این پژوهش، بیانگر این است که این روایت در دو اثر از ساختار مشابهی پیروی می کند؛ اما گفتگوها و توصیفات در شاهنامه طولانی تر است و بار نمایشی در آن بیشتر خود را نشان می دهد.
مجموعة ورّام یکی از منابع معتبر در میان شیعه و سنّی در زمینة آیات و احادیث و اخبار، متعلّق به شیخ ابوالحسین ورّام بن ابی فراس بن حمدان مالکی نخعی، فقیه و محدّث امامی قرن ششم و آغاز قرن هفتم است. این اثر مشتمل بر دو جزء است. جزء اول، گزیده ای از احیاء علوم الدّین غزالی است شامل مواعظی در اخلاق عملی همچون سفارش به زهد و تهذیب اخلاق، بر شمردن صفات رذیله و شیوه های درمان آن ها، ذکر فضائل و راه کسب آن ها، مطالبی دربارة آداب معاشرت و دیگر جزئیّات زندگی، فصول متعدّدی دربارة مرگ و حیات اخروی و وصف قیامت. در جزء دوم نیز همین مضامین تکرار شده است.
ملّا محمّد رفیع الدّین واعظ قزوینی یکی از شاعران، فضلا و ادیبان قرن یازدهم هجری است که اثری معروف به نام «ابواب الجنان» از خود به جا گذاشته است. باب اول (مجلّد) این اثر، دربردارنده چهارده مجلس از مجالس وعظ است که نویسنده در آغاز هر مجلس با بیانی ادبی و با استفاده از انواع آرایه های بلاغی به ذمّ یکی از صفات پست انسانی می پردازد سپس متناسب با موضوع طرح شده آیاتی از قرآن کریم را بیان کرده، ذیل هر آیه با شیوة ادبی خود به تفسیر آیات می پردازد و احادیث مورد نظر را از کتبی چون: مجموعة ورّام، ارشادالقلوب، کنزاللّطایف، زهرة الریاض، امالی ابن بابویه، عدة الدّاعی، امالی شیخ طوسی، امالی شیخ صدوق و نهج البلاغه طرح می کند. نکتة قابل توجّه اینکه ملّا واعظ از تنبیه الخاطر و نزهة الناظر معروف به مجموعة ورّام بیشترین بهره را برده است.
از آنجا که موضوع مجالس هشتم و نهم ابواب الجنان، کبر و عجب و ریا و سمعه است، نگارندگان در این مقاله برآنند تا ضمن تبیین راهکارهای ملا واعظ برای غلبه بر این صفات، تأثیرپذیری ابواب الجنان را در این زمینه ها از مجموعة ورّام تحلیل کنند.
نثر فنی کلیله و دمنه و مقامات حمیدی با در بر داشتن دلالت های ضمنی و غیر صریح، سبک متفاوتی از وجه تعلیم را نشان می دهد. رمزگشایی معانی ضمنی در این آثار آشکار می سازد برخلاف فرضیه محققان مبنی بر بسیار بودن لغات نسبت به معانی در متون نثر قرن ششم هجری، به دلیل نزدیک شدن این آثار به شعر دلالت های ثانوی بیشتری مطرح می شود؛ چنان که با آشنایی زدایی و تحول در مسیر درک، راه دریافت معنی را گسترده تر و اثر تعلیمی آن را مؤثرتر می سازد و مخاطب با حرکت ذهنی از حوزه ای اشاری به حوزه دیگر مفاهیم تازه ای را دریافت می کند. در این مقاله، سعی بر آن است که با مطالعه چهارچوب بافتاری این متون و اثر تعلیمی آن ها با بررسی افعال، رهیافت های نویسندگان در امر تعلیم تبیین گردد. برای این کار افعال در ساخت های پایه، مرکب و عبارت فعلی داده برداری شده، سپس به دلیل تأثیر مستقیم بافت بر ساخت افعال و ایجاد معانی به فعل ها در بافت گزاره های مختلف توجه شده است و با تطبیق معانی ضمنی و صریح دو اثر، کارکرد آن ها تحلیل شده است.