ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۲۲۱ تا ۴۴٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۴۴۲۲۱.

تحلیل رویکردهای شارحان مفتاح العلوم دربارۀ رابطه فن بدیع با فصاحت، بلاغت، معانی و بیان (قرن هفتم و هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۷۸
بسیاری از پژوهشگران معاصر بلاغت بر این باور هستند که شرح هایی که بر کتاب های مشهور بلاغت مانند مفتاح العلوم، تلخیص المفتاح و... به نگارش درآمده است، اغلب در بردارنده مباحث تکراری و غیر خلاقانه است. هرچند نمی توان این رأی را به کلی رد کرد، بررسی دقیق این شرح ها نشان می دهد که شارحان، گاه مسائلی تازه نیز در نوشته های خود بیان کرده اند. این مسائل تازه از دیدگاه تاریخ اندیشۀ بلاغی حائز اهمیت است. یکی از این مباحث، پیوند میان «بدیع» و بخش های دیگر علم بلاغت است. امروز برای ما طبیعی می نماید که بلاغت اسلامی را دارای سه قلمرو مجزّا به نام های «معانی»، «بیان» و «بدیع» بدانیم، لیکن در قرن های هفتم و هشتم، این استقلال به هیچ وجه امری مسلم نبوده است. در این مقاله آرای شارحان سکاکی دربارۀ جایگاه بدیع و نسبت آن با سایر قسمت های علم بلاغت تحلیل می شود. در میان این شارحان، چهار طبقه را می توان مشخص کرد که هر یک از آنها رأیی جداگانه دارند. این آرا بدین ترتیب است: 1. بدیع، بخشی از فصاحت است. 2. بدیع، بخشی از فصاحت و بلاغت است. 3. بدیع، بخشی از علم معانی و بیان است. 4. بدیع مستقل است و با هیچ کدام از بخش های دیگر ارتباط ندارد. در این مقاله به توصیف آرای این چهار طبقه و واکاوی دلایل این گونه گونی پرداخته شده است.
۴۴۲۲۲.

دلایل شمس تبریزی ستیزیِ قونویان و درنگی بر فرجام کار وی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۰
متأسفانه با وجود رخدادهای شگرف در زندگانی شمس تبریزی (ف. پس از 645 ق.)، بخش های ناشناخته بسیاری، به ویژه در ماه های اقامت در قونیه، در زندگی او وجود دارد. مقاله پیش رو با هدف روشن کردن زوایای تاریک مانده زندگی شمس تبریزی و نشان دادن درستی و نادرستی اطلاعات و روایت های در پیوند با سرنوشت اوست. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و بر بنیاد منابع کتابخانه ای فراهم آمده است. در آغاز، سه دلیل برای دشمنی قونویان با شمس در ایام کوتاه اقامتش در این شهر، ارائه و توضیح داده شده است: 1) ناآشنایی با مقام عرفانی شمس، در مرتبه یک ولیّ مستور؛ 2) سلوک اجتماعی شمس؛ 3) تحریکات علاءالدین محمد، پسر کهتر مولانا. بی تردید دشمنی قونویان با شمس نمی توانست فرجام خوشی داشته باشد و این دشمنی تنها با نبود شمس از میان می رفت. غیبت ناگهانی شمس از قونیه در سال 645 ق. بازار افسانه سازی و شایعه پردازی را درباره سرنوشت او گرم کرد. برخی برآن اند که شمس در توطئه ای کشته شده که علاءالدین نیز در آن دخالت داشته است. برخی دیگر معتدند او به مهاجرتی خودخواسته از قونیه به تبریز ناگزیر شده است؛ ازاین رو به باور برخی، آرامگاه شمس در قونیه و به باور برخی دیگر، در خوی است. پذیرفتن هرکدام از این نظریات مستلزم آن خواهد بود که دلایل موجّهی برای رقم خوردن چنان سرنوشتی برای شمس ارائه شود. با وجود دشواری مسئله، به ویژه به سبب سکوت اسناد و آثار معتبر، تلاش شده است تا در یک بازخوانی، درستی یا نادرستی روایت های موجود در پیوند با این مسائلْ ارزیابی، و سنجیده ترین آنها بیان شود.
۴۴۲۲۳.

تلازم و تقابل واقعیت اسطوره ای و کرامات عرفانی در ادیان ابراهیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۷۲۶
سه دین بزرگ ابراهیمی جزء شریعتشان و قوانین منبعث از آن به میانجی کتب مقدس در اجتماع نفوذ یافته و از سلوک عارفانه ای سخن گفته و به پاداش و سزای اخروی در پی تزکیه نفس، نیل به حقیقت الهی و وصال او پرداخته اند. به این اعتبار، تصوف و عرفان پیش از شکل گیری گونه اسلامی اش در دین یهود و مسیحیت نیز پیشینه ای قابل تأمل دارد.؛ از مهم ترین موارد مشترک در هر سه رویکرد عرفانی، مفهوم «کرامت» است. با این حال مطالعه خاستگاه شناسانه و هم چنین پدیدارشناختی کرامات عرفانی در هر سه دین ابراهیمی نشان می دهد که تا چه اندازه این رویدادها با اسطوره در تناظر بوده اند. جستار حاضر با روش تطبیقی و رویکرد توصیفی-تحلیلی می کوشد با مطالعه شکل گیری تاریخی مفهوم کرامات و بررسی مهم ترین اسطوره های دینی، رابطه برخی از این رویدادها را با آنچه در اندیشه اسطوره شناسان بزرگ «واقعیت اسطوره ای» خوانده شده، آشکار ساخته و شناسایی کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که کرامت در عرفان یهودی در عین حال که با جادو پیوند می خورد، الگوهای اسطوره ای مصر باستان را دنبال می کند؛ حال آن که این امر در عرفان مسیحی بر اساس نوعی مشاهده به دست می آید و منبع اصلی کرامات خود مسیح است. در عرفان اسلامی کرامات همپای معجزه است که به جای رسول، در اینجا به ولی یا عارف الهی تعلق دارد و نتیجه تزکیه نفس است؛ اما نتیجه ای طبعی و بعضاً قهری است و از این رو دارای فضیلتی در مقام ابزار یا هدف نیست.
۴۴۲۲۴.

گزین گویه های نیچه درباره زنان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۴۰۱
آنچه در پی می آید تمامی گزین گویه هایی است که نیچه درباره زنان گفته است. ما این گُزین گویه ها را ازسراسر آثارش استخراج کرده و یکجا آورده ایم. درآغاز به آن بودم تا این گٌزین گویه ها را با مقاله ای درباره دیدگاه نیچه درباره زنان همراه کنم اما دریافتم که حجم مطلب بیش از حوصله خواننده خواهد شد، از این رو آن مقاله را حوالت به فرصتی دیگری می دهم و به باز گفت کلام نیچه بسنده می کنم؛ با دو توضیح: نخست آنکه ممکن است بسیاری از گٌزین گویه ها با همدیگر در تناقص به نظر آیند. این از چند روست یک اینکه نیچه استاد پارادوکس است و ذم شبه مدح ومدح شبه ذم را بار ها به کارمی گیرد به همین دلیل می باید مراقب کنایه های او باشیم. دیگر اینکه او با تناقض های خود تعمداً برآن است تا نسبی بودن حقایق را متذکر شود و سرانجام اینکه برخی از تناقض های نیچه نیز نه آگاهانه بلکه ناخودآگاهانه در اندیشه و شخصیت او سرشته است. و توضیح دوم اینکه رسم الخط و اصولاً شیوه سخن گفتن نیچه گاه نامه سوم و غریب است. من در ترجمه این غرابت را حفظ کرده ام. پس بسیاری از نقطه گذاری های غیر معمول و نثر و زبان پرپیچ و خم متن نه لغزش های ترجمه بلکه سبک و سیاق کلام نیچه است.
۴۴۲۲۶.

بررسی کاربرد اعداد یک تا پنج در افسانه های مکتوب ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۳۵۴
عدد، مقوله ای است که انسان همواره با آن در طول دوران زندگی خود مرتبط بوده و از آن به عنوان وسیله ای برای رفع حاجات بهره می برد. عدد یک در ادیان الهی عددی مقدس به شمار می رفته و رمز الوهیت و یگانگی محسوب می گردد. عدد دو در مقابل یک قرار می گیرد و از این رو مظهر تضاد، تعارض یا آرامش موقت نیروها و نشانه گذشت زمان است. در تمام آیین های سری، دو شوم قلمداد شده و دلالت بر سایه دارد. عدد سه نیز از پرکاربردترین اعداد در افسانه های مورد بررسی است. و نزد ای رانیان ب استان رمز دین و جادو بود. عدد چهار یکی از کامل ترین اعداد است. این عدد را نظم کیهانی دانسته اند؛ که به بی نظمی در جهان نظم می بخشد و آن را به اشکال ثابت و منظم تبدیل می کند. عدد5 در این داستان ها، نقش کم رنگ تری در بین پنج عدد اول دارد. با این عدد ترکیبات فراوانی ساخته شده که بسیاری از این ترکیبات ارزش کنایی و ادبی دارند. هدف از انجام مقاله دستیابی به نتایجی است که می توان از طریق آن به راز و رمز زندگی گذشتگان پی برد. یافته های تحقیق نشان داد که عددیک با بیشترین تکرار در افسانه ها از جایگاه والایی برخوردار است. از سویی اکثر داستان ها و افسانه ها با گزاره قالبی «یکی بود یکی نبود» آغاز می گردد که نشان از اهمیت این عدد در نزد مردم بوده است.
۴۴۲۲۹.

کارکرد بازآفرینی قصه ی آفرینش در غزلیات حافظ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۷۹۴
قصة آفرینش و تلمیح به آن یا ذکر لفظ آدم یا الفاظ مشابهی مانند پدر و ابوالبشر و عناصر و شخصیت های همراه نخستین انسان، مثل حوا، شیطان یا ابلیس، بهشت، میوة ممنوعه و روضة رضوان، در آثار مختلف فرهنگ اسلامی فراوان است؛ چنانکه حافظ در بیت:
۴۴۲۳۰.

شیوه داستان پردازی در قرآن و تأثیر آن بر مثنوی؛ با تکیه بر آغاز و شیوه نقل داستان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۶۰۸
قصّه های قرآن در شمار آن دسته از آثار روایی است که می توان از نظر ساختار و شیوه داستان پردازی به آن نگاه کرد؛ زیرا هنر قصّه گویی در قرآن همراه با شگردهای روایی شگرف، چنان زیبایی به آن بخشیده که از زوایای گوناگون قابل بررسی است. از سوی دیگر مثنوی مولوی نیز از آن دسته آثار روایی است که داستان های فراوانی را در خود جای داده است. از آنجا که شیوه داستان پردازی در هر اثر روایی نقش مؤثری در پیکربندی روایت ایفا می کند؛ بنابراین هدف از این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، مقایسه و تطبیق شیوه داستان پردازی قرآن و مثنوی است. بعد از واکاوی این دو اثر این نتیجه به دست آمد که شیوه داستان پردازی در قرآن از جمله شروع و شیوه نقل داستان ها و... از تنوع خاصی برخورداراست که مولوی از آن به ویژه در به کارگیری شیوه هایی چون براعت استهلال در شروع، شکست خط، سپیدخوانی و روایت گریزی در شیوه نقل داستان ها تأثیر چشمگیری پذیرفته است. نتیجه تحقیق بیانگر آن است که مولوی با دیدگاه الگومدار خود از شیوه داستان پردازی قصه های قرآن به صورت سرمشق های عالی در پروراندن قصه های مثنوی به فراوانی بهره برده است.    
۴۴۲۳۱.

تاروپود تازگی(شگردهای هنری صائب در خلق تعابیر تازه با تأکید بر صور خیال در جلد اول دیوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۲۱
تخیّل، جزء ذاتی شعر و باعث مایه ور شدن آن است ؛ بی شک یکی از عواملی که بر تأثیر سخن شاعر می افزاید، آفرینش و گزینش تعابیر تازه و تأثیرگذار است که از تخیّل شاعر سرچشمه می گیرد؛ صائب، به عنوان سرآمد شاعران شاخه ایرانی سبک هندی در این امر مهم دستی پرقدرت دارد؛ این شاعر پرآوازه برای بدعت پردازی در آوردن تعابیر زیبا و دل انگیز، از شگردهای تازه ای بهره برده است؛ او برای این کار از انواع صور خیال از سوئی و ترفندهای تازه و متفاوت از دیگرسو بهره مند شده است تا به مدد خیال فلک پرواز خود بتواند تعابیری تازه و دست اوّل خلق کند و بر جان و دل مخاطب تأثیری بسزا بگذارد. صائب، از تجربه شاعران بزرگ پیش از خود، به ویژه حافظ به فراوانی بهره برده است، امّا خود نیز راه تازه ای در پیش گرفته و از تشبیهات، استعاره ها و کنایات تازه ای برای آفرینش تعابیر نو و دست اوّل سود جسته که در شعر گذشتگان، سابقه ندارد و با این که ادراک آن ها نیاز به تأمّل فراوانی دارد، امّا به کلام او جذّابیّت و مقبولیت تازه ای بخشیده است. درمقاله حاضر، به معرّفی این ترفندها و تحلیل و واکاوی نمونه هایی از آن ها پرداخته ایم. این پژوهش از نوع تحلیلی- توصیفی به شیوه متن پژوهی است و با استفاده از ابزار گردآوری کتابخانه ای انجام شده است.
۴۴۲۳۲.

بررسی کاربرد برجسته سازی ادبی در احادیث کتاب فضل قرآن اصول کافی(بر اساس نظریه آشنایی زدایی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۴۵۳
یکی از شیوه های کاربسته در احادیث برای شیواگویی، روگردانی از ادبیات و سبک گفتار روزمرّه است. روزمرّه نبودن کلام، یکی از شیوه هایی است که گاه ادیبان با کاربرد آن به کلام خود گیرایی می بخشند؛ و به آن آشنایی زدایی می گویند؛ پدیده ای که باید درک آن برای شنونده دست یافتنی باشد. یکی از شیوه های این رویکرد ادبی، برجسته سازی است. برجسته سازی یعنی به کارگیری عناصر زبان به گونهای که شیوه بیان جلب نظر کند و غیرمتعارف باشد. برجسته سازی از شگردهای آشنایی زدایی برای گیراییِ ذهن شنونده در مکتب نقد ادبی ِصورت گرای روس است. تلاش ما در این پژوهش بر پایه این رویکرد آن است که با روش توصیفی تحلیلی در چارچوب مکتب یاد شده، شگردهای برجسته سازیِ به کاربسته در احادیث کتاب فضل قرآن اصول کافی را جستجو و سودهای کاربست این پدیده را یافته و پیامدهای آن را کالبد شکافی کنیم. برآیندهای این پژوهش نشان دهنده آنند که نخست از این سازوکار در احادیث بهره گیری شده است، دو آنکه گونه های برجسته سازی دراین بخش از احادیث کتاب کافی، بسیار متنوع خود نمایی می کنند و سه آن که چون احادیث این بخش در پیوند با قرآن کریم بوده اند، در می یابیم معصومان: در پی راهنمایی آدمیان و ترغیب آنان به سوی این کتاب هدایت گر از هنر و شیوه ی برجسته سازی سخنان خود برای گیرا شدنشان سود جسته اند.
۴۴۲۳۴.

تمثیل انسان کامل در داستان جاناتان مرغ دریایی (اثر ریچارد باخ) با تکیه بر متون عرفانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۲۲
یکی از روش های مرسوم در ادبیات جهان، استفاده از رمز و تمثیل، جهت بلاغت متن و غنای مفهوم است. داستان جاناتان، مرغ دریایی، از مهم ترین داستان های تمثیلی ادبیات غرب است که وجوه مشترک زیادی با عرفان اسلامی-ایرانی دارد. مفهوم انسان کامل که در منظومه ها و شعر پارسی در قالب تمثیل بیان شده، تصویری از تعالی ذات و روح انسان به واسطه ی هماهنگی با نور حقیقی و انزوا از تعلقات دنیوی را بیان کرده است. در داستان جاناتان نیز، این مرغ دریایی، به شیوه هایی مشابه با عرفان اسلامی به حقیقت و مقام انسان کامل می رسد. در این پژوهش با شیوه ی توصیفی- تحلیلی جهت به بررسی اهداف این سؤال که وجوه اشتراک داستان جاناتان، مرغ دریایی و مفهوم انسان کامل در عرفان اسلامی چیست؟ پرداخته شد. ضرورت انجام پژوهش به شناخت ریشه های مشترک فکری بشر منحصر نمی شود؛ بلکه پژوهش های تطبیقی به گسترش دامنه ی شناخت متون ادبی و تأویلی در راستای شناخت نفوذ مفهوم انسان کامل و سفر عرفانی به فرهنگ های همجوار ختم می شود.
۴۴۲۳۵.

نقد ادبی تکاملی و کاربرد آن در تحلیل داستان؛ مطالعه موردی: رمان بامدادخمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۰۲
نظریه«تکامل بر اساس انتخاب طبیعی» که در نیمه دوم قرن نوزدهم توسط چارلز داروین ارائه شد، صرفاً در حیطه زیست شناسی باقی نماند و بر درک عالمان علوم انسانی و اجتماعی از موضوعات مورد مطالعه خود، تأثیر ژرفی نهاد. روان شناسی و نقد ادبی، از جمله معارفی بودند که به لحاظ بینش و روش، تحت تأثیر این نظریه قرار گرفتند و داروینیسم ادبی را بنیان نهادند. داروینیسم ادبی مدعی است رفتارهای ادبی در طبیعتِ فرگشت یافته بشر ریشه دارد. البته گاه اصطلاح «نقد فرگشتی» جایگزین «داروینیسم ادبی» شده و به جای آن به کاررفته است.در این مقاله کوشیده ایم گزارشی از سیر تأثیرپذیری ادبیات و نقد ادبی از نظریه تکامل(فرگشت) ارائه نماییم و نشان دهیم که نقد ادبی تکاملی(فرگشتی)، با شناسایی نیازهای اساسی و مشترک انسان از قبیل جذابیت جنسی، فرزند آوری، موقعیت اجتماعی، بر پایه روانشناسی و زیست شناسی تکاملی ضمن ارائه خوانشی جدید از متون ادبی به کاوش در شخصیت های انسانی که در ادبیات بازنمایی شده، می پردازد. پس از معرفی این رهیافت به متون ادبی، با روشی توصیفی-تحلیلی، یکی از رمان های عامه پسند معاصر ایران (بامداد خمار) نوشته فتانه حاج سید جوادی را مورد نقد فرگشتی قرارداده، به این نتیجه رسیده ایم که نقدفرگشتی ادبی، ظرفیت بازنمایی محتوای زیستی متون داستانی را دارا است و طبیعت انسانی را به خوبی از طریق تحلیل این نوع متون به تصویر می کشد.
۴۴۲۳۸.

تحلیل کهن الگوی «زن گیتی» در اشعار ناصرخسرو قبادیانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۶
کهن الگوی «زن گیتی» ازجمله قدیم ترین تصاویری است که از ابتدای شعر فارسی در شعر شاعرانی چون رودکی، فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو و خاقانی وجود داشته و تا اواخر قرن هشتم ادامه داشته است. ناصرخسرو ازجمله شاعرانی است که به وفور از این کهن الگو در شعر خود بهره می برد و عمدتاً صفات منفی مشترکی را میان زن و گیتی به نمایش می گذارد و آن ها را در ساختار تخیلات خود به کار می گیرد. عمده ترین این صفات عبارت اند از: غداری، گنده پیری، دیوکرداری، جادوگری، بی وفایی، نامهربانی، سفلگی، بدخویی، دورویی، گربه صفتی، زنگ رنگی، زال شکلی، رعنایی، شوی کشی، فاحشگی و گنگی. این مقاله به تحلیل ساختار کهن الگوی زن گیتی در شعر ناصرخسرو قبادیانی می پردازد و تغییر و تحولات و کیفیت و کمیت های تصویرسازی های این کهن الگو را در اشعار این شاعر مشهور سبک خراسانی بررسی می کند و تأثیر این نوع ساختار تخیلی را در روند شاعرانگی و اندیشه این فرزانه یمگانی نمایان می سازد. نوشتار حاضر نشان می دهد تصویر زن گیتی پیش از ناصرخسرو، در فرهنگ ها و آیین های سرزمین های دیگر هم بازتاب داشته است. سختی ها و دشواری ها زندگی فردی و اجتماعی ناصرخسرو، فرار از زمان و ترس از مرگ، منجر به پیدایش این کهن الگو شده است.
۴۴۲۳۹.

Aline - Ali: une étude titrologique(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۰۶
Le grand nombre de romans du 19<sup>e</sup> siècle dont le titre est un nom propre a été interprété par certains critiques (Edelman, Wilwerth et Martens) comme une quête identitaire. Aline-Ali écrit par André Léo en 1869 est l’un des exemples de ce type de roman, dont l’auteur a raconté l’histoire du personnage éponyme. Le présent article, va premièrement aborder ce roman par la différence qui le distingue des autres romans de cette main chez le même auteur et ensuite étudier la relation entre le titre du roman et son contenu ainsi que l’effet que produit ce choix onomastique sur la lecture. Une question pertinente est de savoir si le titre du roman conduit le lecteur à une recherche identitaire de nature sexuelle et d’en déduire le rapport que la romancière entretient entre le titre et son pseudonyme masculin. Pour ce faire, il nous faut d’abord étudier le statut de la femme-auteur dans le contexte social du XIX<sup>e</sup> siècle, puis les motifs qui président au choix de pseudonymes masculins pour publier ses œuvres. Ensuite, nous aborderons la question du titre dans ses caractéristiques phonétiques, son rapport avec le contenu du roman et la quête identitaire qu’il engage. Nous allons suivre donc la méthodologie onomastique qui recouvre aussi les analyses titrologiques.    
۴۴۲۴۰.

انتساب قطعه ای از کمال الدّین اسماعیل به فرخاری در تذکره الشّعرای دولتشاه سمرقندی (مقاله کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۴۹۵
یکی از زمینه های پژوهشی درباره ی جُنگ ها و سفینه ها، بررسی انتساب های اشعار در برخی از آنهاست که گاه به اشتباه آمده و سبب شده است تا محقّقان و پژوهشگران حوزه ی تاریخ ادبیات به سفینه ها و بیاض ها با دید احتیاط بنگرند و چندان به انتساب های جُنگ پردازان اعتماد نکنند. هرچند این انتقاد را می توان تا حدودی درباره ی بیشتر سفینه ها صادق دانست و بایسته است با احتیاط به انتساب های اشعار در جُنگ های متأخّر و حتّی کهن نگریست؛ با این حال نمی توان از برخی انتساب ها در این بیاض ها درباره ی اشعار سخنوران گمنام و حتّی مشهور چشم پوشید. زیرا از رهگذر برخی از این انتساب ها، -بدان شرط که با دیگر منابع معتبر سازگار باشند- گاه می توان در پژوهش های شعرشناسی، گوینده ی واقعی شعری را شناخت که در نتیجه سخن تمامی منابع و حتّی تذکره های معتبر در مورد یک انتساب منسوخ خواهد شد. نگارنده در این نوشتار، با استفاده از دو سفینه ی کهن و متأخّر و نیز نسخ دیوان کمال الدّین اسماعیل(568؟–635 ق.)، نشان داده است که قطعه ای در دیوان کمال الدّین، در تذکره ی دولتشاه (تألیف: 892 ق.) به اشتباه به فرخاری، -از شاعران سده ی پنجم هجری- منسوب شده که این اشتباه به تذکره ها و منابع معاصر نیز راه یافته است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان