فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
اصلی ترین معیاری که بر اساس آن می توان مکاتب و روشهای هنری و ادبی را جدا کرد، تفاوت در روزنه دید و تمایز در زیربنای فکری و فلسفی است. بنابراین تفاوتهای شخصی و گروهی هنرمندان و شاعران و نیز اختلاف زمان و مکان و سبک در مرزبندی هنری و ادبی معیار اساسی به شمار نمی آید. براین اساس هر نگرشی در فلسفه ادبیات از سه حالت بیرون نیست: الف: هنر برای خدا ب: هنر برای انسان ج: هنر برای هنر. آنچه می آید در مرحله نخست طرح مبانی دو تفکر متفاوت «هنر برای هنر» و «هنر برای خدا» است و در مرحله بعد، نقد و تحلیلی بر آرای صاحبنظران مکتب اصالت هنر (هنر برای هنر) از دیدگاه هنر خدامحور (هنر دینی و توحیدی) خواهد بود.
تحلیل رفتار متقابل شخصیت ها در داستان شیر و گاو از کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل رفتار متقابل نظریه ای برای شناخت رفتار، احساس و ذهنیت افراد در بستر روابط شخصیت هاست که در آن تصویری از ساختار روانی انسان ها ارائه می گردد و از الگوی سه گانه حالات نفسانی؛ یعنی والد، بالغ و کودک در تجزیه و تحلیل رفتارهای آدمی استفاده می شود. در این مقاله با روش تحلیل محتوا و رویکرد میان رشته ای مؤلّفه هایی، چون ابعاد سه گانه ساختار شخصیت، زنجیره روابط بین شخصیت ها و سازکارهای دفاعی که شخص برای دوری از تنش های روحی و رفتاری به کار می گیرد، با تعمیم به جامعه داستانی، در داستان شیر و گاو از داستا ن های کلیله و دمنه، توصیف و تحلیل می شود. در این بررسی معلوم می شود که افراد این داستان در موقعیت های مختلف چگونه عمل می کنند و به چه روشی خود را در قالب رفتارهایشان آشکار می نمایند و رفتارهای آنان ریشه در چه تنش های روحی و روانی دارد. هدف از این پژوهش گونه شناسی رفتارهای شخصیت های داستان شیر و گاو و تحلیل آنها بر اساس الگوی اریک برن برای دستیابی به خصوصیات روحی و روانی شخصیت هاست. نتایج بررسی مؤلّفه های تحلیل رفتار متقابل در داستان شیر و گاو نشان می دهد که روابط میان شخصیت های آن از پیوستگی برخوردار است و از میان جنبه های سه گانه ساختار شخصیت، رفتارهای کلیله، دمنه و شیر بترتیب در قالب شخصیت های بالغ، والد و کودک قابل ارزیابی است. روابط متقابل میان این شخصیت ها در آغاز از نوع مکمّل و سازنده است؛ امّا در ادامه داستان به تعامل از نوع متقاطع می انجامد و موجب بروز اختلال در رفتار می شود.
استعاره های مفهومی در زبان فارسی؛ تحلیلی شناختی و پیکره مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی استعاره های مفهومی در پیکره ای نمونه از زبان فارسی می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا با بهره گیری از پایگاه داده های زبان فارسی، پیکره ای از متون نوشتاری زبان فارسی معاصر که شباهت بیشتری به زبان روزمره سخنوران دارد، نمونه گیری و استعاره های مفهومی نهفته در آن استخراج گردد. سپس این استعاره ها براساس طبقه بندی لیکاف و جانسون Johnson, 1980) & (Lakoff ، در قالب استعاره های «ساختاری»، «هستی شناختی»، «جهتی» و نیز طبقه ای از استعاره های مفهومی که لیکاف و ترنر(Lakoff & Turner,1989)، تحت عنوان «استعاره های تصویری» معرفی کردند، دسته بندی شدند. در گام بعدی نسبت بسامد هریک از این استعاره ها در مقایسه با یکدیگر تعیین شد و تلاش شد تا پر بسامدترین حوزه های مبدأ در طبقه استعاره های هستی شناختی تعیین گردد و در مجموع با توجه به یافته های پیکره ای مشخص گردد که فارسی زبانان بیشتر از چه حوزه های مبدأیی برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره می برند. در خلال این پژوهش، نگارندگان به دلیل بهره گیری از پیکره دریافتند که طبقه بندی لیکاف و جانسون(1980) از انواع استعاره های مفهومی، ملاک دقیقی برای محک یافته ها در یک پژوهش پیکره مدار نمی باشد و همچنین یافته های پیکره ای در زبان فارسی در مواردی اصل یکسویگی در نظریه استعاره مفهومی را نقض می کنند.
نگاهی تطبیقی به « بلاغت تصویر » دکتر محمود فتوحی و « صور خیال در شعر فارسی » دکتر شفیعی کدکنی
حوزههای تخصصی:
مازندران و البرز در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی به عنوان مدرکی مستند، دال بر وطن دوستی و عظمت و قدمت تاریخی ایرانیان، هنوز هم نه تنها برای ما ایرانیان، که برای همه جهانیان که در عرصه ادبیات جهان، نکته هایی نغز و رازها و رمزهایی هیجان انگیز دارد که از رهگذر تحلیل های بایسته، شایسته است گشوده آید. یکی از مسایل، گستره جغرافیایی است که در شاهنامه از آن سخن بمیان آمده است. در این باب پژوهش گران...
خوانش رمان «قاعده ی بازی» فیروز زنوزی جلالی،بر مبنای نظریه ی آلوده انگاری ژولیا کریستوا
حوزههای تخصصی:
تاکنون نظریه های بسیاری موجب پیوند روانکاوی و ادبیات شده است که هر کدام از آن ها چشم انداز نوینی در خوانش، درک و تحلیل آثار ادبی ایجاد کرده اند. از جمله ی این نظریات،""آلوده انگاری"" ژولیا کریستوا است که پیوندی میان جهان درون، جهان متن و نویسنده اثر به عنوان فاعل سخنگوست. رمان ""قاعده ی بازی"" اثر فیروز زنوزی جلالی؛ رمانی روانکاوانه است که در آن راوی، پلشتی های روح انسانی را برون افکنی می کند و متن، آینه ای ست که خباثت ها و دروغهای ذهن را منعکس می سازد. هدف این پژوهش آن است که با روشی توصیفی/تحلیلی نشان دهد چگونه راوی قاعده بازی، در فرآیند کسب هویت خویش در پی جداسازی مرزهای خویش با مادر و دوری از اوست. همچنین چگونه متن نشان دهنده بحران های راوی، نویسنده و اجتماع است. در این اثر راوی/نویسنده همچون فاعلی سخنگو از طریق زبان نشانه ای، به پالایش روح خویش می پردازد تا راهی برای پاکی و تطهیر خود و جهان پیرامون خود ایجاد کند.
نقد و تحلیل شرحهای اسکندرنامه نظامی گنجوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده تحقیقات ادبی درباره اسکندرنامه نظامی، به شرح ابیات و معنی لغات و اصطلاحات این منظومه اختصاص دارد. در این مقاله ابتدا به معرفی شرحهای اسکندرنامه نظامی و نقد شکلی و محتوایی آن ها پرداخته شده و سپس ریشه های اختلاف نظر شارحان در سه حوزه زیر، با ذکر مثالهایی از آن منظومه، تبیین و تحلیل شده است:الف) واژگان؛ گاه اختلاف نظر شارحان در معانی حقیقی واژه ها، معانی استعاری واژه ها و یا حقیقی یا استعاری بودن واژگان، سبب اختلاف معانی ابیات شده است.ب) عبارت؛ گاه اختلاف نظر در معانی حقیقی یا کنایی عبارت و یا معانی مختلف کنایی موجب اختلاف معنای ابیات شده است.ج) کل بیت؛ گاهی نیز تعقید لفظی و معنوی، استعداد تاویل پذیری ابیات و نحوه خواندن بیت، سبب بروز معانی مختلف گردیده است. همچنین در پاره ای موارد، اختلاف در چگونگی تصحیح نیز، موجب تفاوت ابیات و به تبع آن تفاوت در معانی آنها شده است.
تحلیل داستان پادشاه و کنیزک بر مبنای شیوه تداعی آزاد و گفتگوی سقراطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از داستانهای مثنوی که مثنوی پژوهان و مولوی شناسان به دلایل گوناگون بدان اهتمام ورزیده اند داستان پادشاه و کنیزک است و نوشتن ده مقاله در این سده که هفت مقاله آن مربوط به دهه هشتم(1370تا1380ه ش ).است نمونه ای از این رویکرد می باشد.در این مقاله، نگارنده ضمن نقدو تحلیل ومقایسه تطبیقی مقاله های فوق و دلایل ضعف و قوت آنها به قرائت و بازخوانی جدیدی از داستان، دست یازیده که در مقالات گدشته بدان اشاره نشده است.تحلیل و نگاه نویسنده به داستان نه نگاه عرفانی ، اخلاق پزشکی، روان پزشکی، دینی ، نمایشی و جامعه شناسی که براساس روش ترکیب تداعی آزاد (Free Association) والتزام به رعایت اصول گفتگوی سقراطی است که طبیب الهی بر خلاف طبیبان دیگر به آن مقید و پایبند است.
مقدمه بر حافظ شاملو
حوزههای تخصصی:
شکل گیری رئالیسم در داستان نویسی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارش رئالیستی در ادبیات کلاسیک فارسی به اندازة شیوه های غیر واقعگرا مورد توجّه نبوده است. ادبیات اجتماعی و سیاسی مشروطه، ذهنیت مردم شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت را از جانب آرمان های ماورائی به سوی زندگی زمینی و انسان مدار سوق داد و با پیدایش روزنامه ها، نثر فارسی به سوی سادگی و واقعیت نگاری حرکت کرد. روزنامه-نگاری تکوین نوشتار واقعگرا را شدت بخشید و توجه روزنامه نگاران ایرانی به واقعیت-های حاد اجتماعی، آن ها را به سوی نگارش داستان های اجتماعی در قالب پاورقی کشاند. بدین صورت رمان واقعگرا همزمان با شکل گیری طبقة بورژوای نوین دولتی در ایران پا به عرصه ادبیات نهاد. این مقاله زمینه های شکل گیری رمان رئالیستی فارسی از دوران مشروطه را بر اساس نگرش تاریخ ادبی نشان داده و روند حرکت زبان فارسی به سوی واقعگرایی و تولد داستان رئالیستی و تعامل و تداخل روزنامه نگاری با آن را دنبال می کند. اهمّ مطالب مورد بحث از این قرار است: گذار از رمان تاریخی به رمان اجتماعی، تحولات زبان و واقعیت اجتماعی، روزنامه نگاری و رئالیسم، پیشگامان رئالیسم فارسی، درونمایة غالب بر آثار رئالیستی، نقص رمان واقعگرای اولیه و ارزش جامعه شناختی رمان های رئالیستی.
تحلیل شخصیت در داستان رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد روان کاوی، از نقدهای مهمی است که در بررسی متون ادبی از آن بهره گرفته میشود. در این مقاله براساس این نقد، به تحلیل شخصیت سهراب، رستم و کاووس در داستان «رستم و سهراب» پرداخته شده است. ابتدا شخصیت سهراب بر اساس تیپ شخصیتی «پرشور»، واکاوی و ارایه شد. باتوجه به ویژگیهای مشترک بین سهراب و این تیپ شخصیتی، از جمله: قدرتطلبی، شجاعت، اهمیت دادن به اهداف خود، روابط عاشقانه، لذت بردن از درگیر شدن در جنگ قدرت و جدی بودن، بیان گردید که شخصیت سهراب جزو شخصیتهای پرشور است و رفتار او با توجه به این تیپ شخصیتی، تحلیل شد. در ادامه، دیدگاه فروید درباره ی شخصیت و ساختار آن یعنی نهاد، خود و فراخود، بیان شد و سهراب، رستم و کاووس نمادی از آن سه جزو شخصیت دانسته شدند. در این تحلیل، تعارض بین سهراب، کاووس و رستم به تعارض بین نهاد، فراخود و خود، تعبیر شده است.
بررسی غزلیات حافظ از دیدگاه نظریه زیبایی شناسانه نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلسفه پدیدارشناسی، کل عالم، فرآیندی هستی شناسانه دارد و انسان دارای آگاهی استعلایی است و غایت آن نموداری پدیده ها نسبت به هم و شناخت حسی و عینی از یکدیگر است. نیچه در بررسی دوران اساطیری و تاریخ کهن بشری معتقد است که انسان یونان باستان، نوعی شناخت هستی شناسانه داشته و طبیعت و فرآیند آن را چنانکه بوده، می شناخته و زندگی وی با آن هماهنگ بوده و به واسطه آن معنا پیدا می کرده است. او زندگی را تراژدی می داند و با خلق خدایان، الهه ها و رب النوعها و انتساب حوادث هولناک به آنها و یاری جستن از آنها، زندگی را تحمل پذیر ساخت و در این زمینه از تلفیق دو عنصر بهره جست: یکی، عنصر دیونوسوسی که به دیونوسوس، خدای بی نظمی و آشفتگی، رقص و شادی و شراب و مستی منسوب بوده و دیگری، عنصر آپولونی که به آپولون، خدای نظم و آرامش، عقل و فرهنگ، شعر و موسیقی و زیبایی منسوب بوده است. بنابراین، نیچه هنر تراژدی را به عنوان اولین آفرینش هنری یونانیان باستان، زاده دو عنصر تقابلی دیونوسوسی و آپولونی می داند و فلسفه هنر و زیبایی شناسی خود را بر آن دو بنا می نهد. در این مقاله، غزلیات حافظ بر اساس این نظریه بررسی، و خوانشی نیچه ای، اما متناسب با مقتضیات هنری، فرهنگی، دینی و آیینی ایرانیان ارایه می شود. عنصر دیونوسوسی در بیتهایی از غزلیات حافظ، که رابطه انسان با دنیا، آشوب زمانه، بی اعتباری و نا امنی کار و بار جهان را تشریح می کند، حضور دارد و عنصر آپولونی در بیتهایی که به تبیین رابطه انسان با خدا و پناه بردن به عشق و عرفان و رندی می پردازد، حافظ را به شادی فرا می خواند و اعتبار یار به عرفان. بدین ترتیب، میان آن بی نظمی (دیونوسوسی= بی اعتباری دنیا) و این نظم (آپولونی= عاشقی) اعتدال و ارتباط ایجاد می کند.
بررسی و تحلیل نمادشناسی نگاره های هفت خان رستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۷
211 - 234
حوزههای تخصصی:
نمادگرایی در تفکرات و رؤیاهای نژادهای مختلف بشری وجود دارد و انسان را به گستره تفکر بدون گفتار رهنمون می کند. <em>شاهنامه</em> از دیرباز مورد توجه مردم ایران زمین بوده است که با توجه به بافت داستانی این اثر، ارتباط نزدیکی با آن برقرار می کردند. در دوره صفویه، نقالان در قهوه خانه ها، داستان های <em>شاهنامه</em> را با پرده خوانی و آرایش صحنه ها برای سرگرمی شرح می دادند. این پژوهش به بررسی و رمزگشایی نمادها در نگاره های مربوط به هفت خان رستم در <em>شاهنامه</em> فردوسی می پردازد. رستم برای نجات کیکاوس و تشرف به پایگاه قهرمانی، آزمون هفت خان را پشت سر می گذارد. هر خان نمادی از تقابل با موجودات نهفته در ناخودآگاه بشری است که وی را در رسیدن به کمال با دشواری روبه رو می کند. رستم در خان اول با شیر (نماد غرور و نیروی اهریمنی)، در خان دوم با تشنگی و گرما (نماد قدرت بدون شکل و روح و نیز انگیزه پنهان و ناشناخته آن)، در خان سوم با اژدها (نماد خشکسالی)، در خان چهارم با زن جادوگر (نماد آنیمای منفی)، در خان پنجم با اولاد دیو (نماد نگهبان آستانه)، در خان ششم با ارژنگ دیو (نماد یاریگر ضدقهرمان) و در خان هفتم با دیو سپید (نماد مرگ و خون او نماد زندگی بخشی) روبه رو می شود. هدف این پژوهش، تحلیل نمادها در نگاره های مصور مربوط به هفت خان رستم در <em>شاهنامه </em>فردوسی است. روش پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است. نتیجه آن نیز این است که در همه نگاره ها، نمادهای موجود در داستان هفت خان رستم در <em>شاهنامه</em>، در تصاویر ارائه شده اند و رابطه بین تصویر و متن اصلی را برای مخاطب معنادار کرده است.
سیمرغ در جلوه های عام و خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" سیمرغ از نمادهای پرمعنی در ادب و حکمت عرفانی و متون فلسفی است. بسیاری از متفکران عالم فلسفه و حکمت و عرفان، این واژه را از بهترین دلالت معنوی و وسیله ای مناسب در استخدام مفاهیم بسیار ظریف و عمیق تشخیص داده و از آن استفاده کرده اند؛ به همین سبب ساحت گسترده ای از معانی بلند به این حقیقت افسانه نما اختصاص یافته است.
در این مقاله، مفاهیم محوری سیمرغ در گستره های متنوع از اساطیر تا فلسفه و معارف عرفان و تجارب سلوکی بررسی شده و برای نخستین بار مشابهت های معنوی آن با مبانی امام شناختی در شیعه امامیه مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفته است. از فواید این مقاله، تبیین مباحث انسان شناختی عرفانی از طریق رویکردی مشترک به معارف دینی، جستارهای فلسفی و حکمت و ادب عرفانی است."
هفت خوان یا هفت خان؟ نگاهی دوباره به املای «خوان/خان» با رویکرد زبان شناسی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان بخش هایی از شاهنامه که در درازای تاریخ مورد توجه بسیارِ عام و خاص واقع شده، هفت خوان/خان ها است. برخلاف املای سنّتی ای که برای این مجموعه نبردهای پهلوانان در بیشتر دست نویس های شاهنامه و اکثر آثار فارسی به صورت هفت خوان به کار رفته، برخی پژوهندگان معاصر با اتّکا به اینکه در این نبردها، پهلوان از هفت منزل و مرحله عبور می کند، معتقدند که صورت صحیح این نام باید بدون واو معدوله و به شکل هفت خان بوده باشد. برخی نیز با این دستاویز که اسفندیار پس از هر نبرد به بزم نشسته، جزء دوم این واژه (خوان) را سماط و نطع دانسته اند. این نظر اخیر به درستی نقد و رد شده، اما نظر نخست مورد تأیید عموم پژوهشگران واقع شده است. در این نوشتار، پس از سنجش میزان صحت ادلّه این نظر و با رویکرد زبان شناسی تاریخی، نظری متفاوت، اما سازگار با محتوای درونی این سلسله نبردها، ارائه خواهد شد. در این برداشت با اصیل دانستن صورت هفت خوان و ارائه اشتقاقی جدید برای خوان، معنای «نبرد و ستیز» برای این واژه پیشنهاد شده است.
بررسی و مقایسه رئالیسم در عناصر داستانی دوستی خاله خرسه جمالزاده و زار صفر رسول پرویزی
حوزههای تخصصی:
انتشار یکی بود، یکی نبود در سال 1300شمسی، جمال زاده را به عنوان بیانگذار داستان کوتاه ایرانی در دوره معاصر مطرح کرد و افراد زیادی به پیروی از شیوه وی پرداختند؛ رسول پرویزی از جمله کسانی است که به تقلید از سبک جمال زاده، اساس آثار خویش را بر ساده نویسی و طنزپردازی بنا نهاده و بدین طریق به نقد مسائل اجتماعی پرداخته است؛ مسائلی چون عشق، بی عدالتی و ظلم، فساد اخلاقی و خرافه پرستی، درون مایة داستان های اورا تشکیل می دهد. می توان گفت واقع گرایی و طنز، دو مختصه برجسته آثار او محسوب می شود.
در این پژوهش ضمن بیان ویژگی های رئالیسم، چگونگی به کارگیری آنها را در دو داستان دوستی خاله خرسه جمال زاده و زار صفر پرویزی نشان داده ایم، به جز این میزان تأثیرپذیری یا تقلید پرویزی از جمال زاده نیز بررسی شده است. حاصل تحقیق نشان می دهد که پرویزی مقلد محض آثار جمال زاده نبوده، در عین حال داستان های او پختگی و برجستگی آثار جمال زاده را ندارد؛ داستان های پرویزی بیشتر خاطره گویی یا طرحی ناتمام در شرایط اقلیمی خاص همراه با زبانی طنزآمیز است.
بررسی مشکلات آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان و ارائه چند راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ، سعی شده با توجه به اهمیت روز افزون گسترش زبان فارسی در کشورهای دیگر ، مسایل و مشکلاتی که در فرآیند آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان است ، مشخص و راهکارهایی برای رفع این مشکلات ارائه گردد . برای نیل به این هدف ، نخست تعریف واژه های آموزش ، یادگیری و تدریس ، سپس عوامل دخیل در فرآیند آموزش و اینکه کدامیک از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند بیان شده است . سپس با توجه به عوامل اصلی تدریس ، یعنی : زبان آموزان ، مواد درسی و معلم ، مشخص شد آیا در فرآیند آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان ، به این عوامل توجه لازم می شود و از نظر ...
عشق از دیدگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی
حوزههای تخصصی:
مرا حق از میعشق آفریدست همان عشقم، اگر مرگم بساید (دیوان شمس( نظریات عرفانی، فلسفیمولانا در مجموع، بر یک اصل استوار است و آن «وحدت وجود» است. ارکان این اصل عبارت است از: هستیو نیستی، عشق، جمع و تفریق، تضاد، انسان کامل. بحث حاضر بر رکن عشق استوار است که در فلسفه وحدت وجود، مبنایعرفان و تصوف شناخته آمده است. مولانا «عشق» را خمیرمایه همه پیش رفت ها و بزرگ واریها میدانست. عین القضات همدانیمعتقد است که عشق، واسطه است میان عاشق و معشوق که موجب پیوند میشود. مولانا معتقد است که واجب الوجود، محور عشق است و جهان مدارهایمتصل و وابسته به آن. مثنویمولانا با عشق اغاز شده و با عشق پایان میپذیرد.