مکتب وقوع از مهم ترین جریان های شعر فارسی است که عشقی واقعی و ملموس را توصیف می کند. در این مکتب تکیه بر رویدادهای واقعی عشقی و بیان احساسات به صورت ساده و صریح است. مهمترین ویژگی های شعر این مکتب، گزارش حال، بدیهه سرایی، سادگی سخن، راستی سخن، بیان جزئیات عاشقی و عشق ورزی با جمال بشری است. فروغ فرخزاد در کنار نیما، شاملو، سهراب سپهری و اخوان از برجسته ترین شاعران معاصر فارسی است.عشق در شعر او به مانند مکتب وقوع زمینی و ملموس است. او به عنوان یک زن با صراحت در مورد امیال جسمانی و عاطفی خود نسبت به مرد سخن می گوید. در این پژوهش مطابقت مشخصه های شعر فروغ با ویژگی های مکتب وقوع به روش تحلیل و توصیف محتوای اشعار وی مورد بررسی قرار گرفته است تا به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که مهم ترین مولفه های مکتب وقوع اشعار شاعر کدام است؟ ویژگی های صراحت لهجه و سادگی زبان ، واقعی و ملموس بودن عاشق و معشوق، بیان واقعی و نوستالژیک روایت عاشقانه، بیان تمنای زنانه و اعراض از معشوق در شعر فروغ ویژگی های اصلی ای بودند که با مشخصه های مکتب وقوع مطابقت داشتند. ویژگی صراحت لهجه و سادگی زبان به دلیل بی پروا بودن فروغ و استفاده از زبان امروزی ، شاخص ترین و پرکاربردترین این ویژگی هاست.
متن ادبی همواره انعکاس دهنده اندیشه ادیبان و شاعران بوده است. در این میان ادبیات تطبیقی یکی از حوزه های مطالعات ادبی است که به بررسی موارد تلاقی ادبیات در آثار مختلف و یافتن پیوندهای مشترک و قرابت ها در ادبیات و سایر مظاهر معرفت انسانی می پردازد. در حوزه شعر، همنشینی موتیف ها یا عناصر تکرار شونده با مؤلفه های مفهومی ملل مختلف، بیانگر اندیشه و هدف شاعران از سرایش است. کودک و کودکی از موتیف هایی است که مکرراً به اشعار ستیز و مقاومت ملل گوناگون راه یافته است. در واقع شاعران با آوردن موتیف کودک و کودکی در کنار مؤلفه های مفهومی، رویکرد خود را به مقوله کودکی و نقش کودک در جامعه ای که دچار مسیله ستیز شده یا در حال مقاومت بوده،نشان داده اند. برای پی بردن به ظرایف این تلاقی در میان متون ادبی ملل مختلف ابتدا اشعار مقاومت در سه زبان فارسی، عربی و فرانسه انتخاب شده و پس از تعیین مؤلفه های مفهومی موجود در آن، ارتباط کاربرد موتیف کودک و کودکی با این مؤلفه ها بررسی و تحلیل شده است. یافته های همسان در اشعار سه زبان و فرهنگ منتخب، بیانگر این نکته است که توانش فکری شاعران در کاربرد موتیف کودکی در اشعار ستیز و مقاومت به دلیل همسانی موقعیت ها به یکدیگر شبیه و نزدیک است تا جایی که مولفه های همانند و مشابه این موتیف را همراهی کرده است. این همنشینی نشان می دهد در اشعار منتخب، از کودک و مفهوم کودکی غالبا استفاده ابزاری شده و مفهوم کودکی در خدمت بیان اهداف بزرگسالان قرار گرفته است.
خواجوی کرمانی، از شعرای بزرگ قرن هشتم هجری، منظومه گل و نوروز را، که به گفته خود به لفظ هندی بوده است و داستان پردازان بابل آن را ترتیب داده اند، به درخواست معشوقی می سراید و به حامی خود تقدیم می کند. با وجود اینکه این منظومه شباهت های بسیاری به خسرو و شیرین نظامی دارد، به دلیل وجود چند داستان فرعی عاشقانه، آرایه های ادبی بسیار و مضامین حماسی، رزمی و عرفانی به اثری منحصربه فرد تبدیل شده است. اما در کنار آن، با استناد به گفته خود خواجو، می توان شاهد حضور باورها و روایات اساطیری دو سرزمین هند و بابل در این منظومه نیز بود؛ دو سرزمینی که تأثیر فرهنگ و عقاید و اساطیر شان بر باورها و روایات اساطیری، مذهبی و حماسی ایران به اثبات رسیده است. در این مقاله، با نظر به گفته خواجو و چنین تأثیری، با روش توصیفی تحلیلی به بررسی پیشینه اسطوره ای گل و نوروز پرداخته شده است و ارتباط آن با روایت اسطوره ای ایندرای هندی و آب ها یا گاوهای دربند اهریمن و از سوی دیگر با ایزدبانوی برکت بخش بین النهرینی و همسر او مشخص شده و صحت گفته خواجو و حضور مضامین اساطیری، در روایات عاشقانه نیز به اثبات رسیده است.
یکی از مباحث مهمی که در قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت روایت شناسی است که در معنای عام گذر از وضعیتی اولیه به سوی وضعیتی ثانویه است و کنش کنشگران بر این مبنا صورت می پذیرد.گریماس روایت شناسی ساختارگراست. او تلاش ها ی فراوانی جهت ارائه الگوهای معین در زمینه روایت شناسی انجام داده است.روایت شناسی گریماس بر اساس ریخت شناسی حکایت ها ی پراپ استوار است. در این مقاله داستان اکوان دیو در شاهنامه بر اساس نظریه جدید روایت شناسی ساختار گرا و معنی شناسانه گریماس بررسی شده است و نگارندگان به بررسی پیرنگ و الگوی کنشی گریماس و نیز تحلیل این داستان بر اساس مربع معنا شناسی او پرداخته اند.
حزب توده ایران برای بیان دیدگاه های مورد نظر خود از گونه های مختلف ادبی نیز بهره گرفته است و ادبیات را به عنوان ابزاری برای بیان اندیشه های سیاسی به کار برده است. در میان گونه های ادبی، داستان ظرفیت قابل توجهی برای بیان اندیشه های حزبی داشت و بستری مناسب به شمار می آمد تا هم نویسندگان حرفه ای طرفدار حزب و هم توده مردم در آن طبع آزمایی کنند. در این پژوهش با بررسی 14 نشریه وابسته به حزب توده، گونه داستان از منظر به کارگیری آموزه های رئالیسم سوسیالیستی بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، مضامین به کار رفته در این داستان ها بیش تر درباره فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، ستم بر فرودستان، دعوت به اتحاد و مبارزه با ستمگران و دیگر موضوعات برخاسته از رویکرد رئالیسم سوسیالیستی است. از نظر سبکی نیز بعضی از این داستان ها بسیار ابتدایی و فاقد شگردهای داستانی هستند و بعضی دیگر از داستان ها بسیار حرفه ای نوشته شده است و نویسندگان با مهارت توانسته اند آموزه های حزبی را در لایه های زیرین متن بگنجانند. بخش دیگر آثار داستانی منتشر شده به ادبیات عامه اختصاص دارد که یکی از راهبردهای حزب توده در حوزه پژوهش های ادبی بوده است.
بسیاری از رنج های روانی انسان ریشه در رفتار والدین با وی در دوران کودکی دارد. کارن هورنای روان شناس نئوفرویدی، نظریّه «روان رنجوری» را بر اساسِ رنج های روانی و عوارضِ آن ها بنا کرده است. هورنای معتقد است شخص روان رنجور به مکانیسم های دفاعی «مهرطلبی»، «برتری طلبی» و «عزلت گزینی» پناه می بَرَد، امّا این مکانیسم ها تسکین موقّت روان رنجوری را به دنبال دارد و ممکن است منجر به تشدید ناراحتی وی شوند. مولانا نیز، به عنوان عارفی مردمی که رفتار اقشار مختلف جامعه را به دقّت زیر نظر داشته، در پرتو علوم و معارف گران قدر اسلامی، راهکارهایی را برای درمان روان رنجوری افراد ارائه کرده است که شباهت هایی با مکانیسم های نظریّه کارن هورنای دارد. این مقاله به روش تحلیلی تطبیقی، نمودهای مختلف «عزلت گزینی» را در مثنوی بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که عزلت گزینی روان رنجورانه نمودهای بیشتری در رفتار شخصیت های مثنوی دارد. همچنین مولانا برای صحبت، در تکامل انسان و اجتماع شأنی عظیم قائل است و عزلت گزینی را در صورتی جایز می داند که به هیچ وجه امکان معاشرت وجود نداشته باشد. وی برای عزلت گزینی انواع متعددی چون عرفانی، اجتماعی و روان رنجورانه قائل است و عزلت گزینی روان رنجورانه را بیشتر ناشی ازعواملی چون جهل، حسد، نفرت، عدم درک فلسفه اختلافات انسانی و عدم درک متقابل می داند.
اعتماد اجتماعی یکی از مهم ترین شاخصه های سرمایه اجتماعی است که در ادبیات اعتماد، انواع و سطوح گوناگونی برای آن تعریف شده است. هر یک از نظریه پردازان جامعه شناسی انواع و تعاریف متعددی برای اعتماد بیان کرده اند. مقاله حاضر به موضوع اعتماد اجتماعی در اشعار سیف فرغانی با تکیه بر نظریه های سه نظریه پرداز جامعه شناس- آنتونی گیدنز، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکومایا- اختصاص دارد. فرغانی در جایگاه شاعری سیاسی و اجتماعی با لحنی تند مشکلات حاکم بر جامعه را نقد می کند و منتقدانه به نکوهش حاکمان و صاحبان مناصب دولتی می پردازد. به دلیل اینکه بیشترین گلایه سیف از حکومت و نمایندگان آن است، اعتماد نهادی و عملکرد دولت بیش از سایر مصادیق در نظر انتقادی وی جلوه یافته است. دگرگونی پایه های حیات اجتماعی، عملکرد ضعیف دولت و شرایط بد اجتماعی دلیل از کار افتادن نبض حیات اعتماد در دیوان سیف است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این تحقیق سعی بر آن است با تعمق در دیوان سیف انواع اعتماد اجتماعی از منظر جامعه شناختی شرح داده شود. اعتماد اجتماعی به طورکلی به دو دسته درون گروه و برون گروه دسته بندی می شود. اعتماد درون گروهی شامل اعتماد به نزدیکان و خویشاوندان، اعتماد شخصی و اعتماد بین فردی و اعتماد برون گروهی شامل اعتماد نهادی، اعتماد بنیادی و ارزش های اخلاقی است؛ در عین حال اعتماد مبتنی بر عملکرد دولت، امنیت و دین که به عنوان متغیرهای وابسته به اعتماد اجتماعی است، از دیدگاه این سه نظریه پرداز بررسی می شوند.
عزالدین المناصره از منتقدان فرهنگی سیاسی در حوزه نقد ادبی است که با نگارش کتاب النقد الثقافی المقارن؛ منظور جدلی تفکیکی بر غنای ادبیات تطبیقی در جهان عرب افزوده است. مؤلف در این کتاب، ضمن تعریف نقد فرهنگی و هم پوشانی آن با سایر حوزه های علوم انسانی، به نارسایی و تأثیرات منفی نقد غربی بر هنر و ادبیات جهان اشاره و بر حفظ هویت آن تأکید کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، ضمن معرفی اثر، به ارزیابی نقد فرهنگی از دیدگاه مناصره و دیدگاه های ایدئولوژیکی وی به مباحث ادبی و هنری در کتاب مذکور پرداخته است. گفتنی است به چالش کشیدن افکار ملی و فراملی و معرفی نقد فرهنگی تطبیقی به عرصه نقد تطبیقی جهان عرب، ازجمله مزایای کتاب مورد پژوهش مناصره است. البته کلی گویی، نادیده گرفتن واقعیت ها، عدم ذکر مستندات و ادله جهت اثبات مدعای خویش، نبود روند منطقی و اصولی جهت ورود به موضوع و عدم دسته بندی مطالب، ازجمله نقدهای محتوایی و ساختاری است که بر کتاب مناصره وارد شده و در پژوهش حاضر به تفصیل درباره آن ها سخن رفته است.
در سده چهارم و پنجم، عرفان و تصوّف رونق زیادی داشت؛ بسیارى از مشایخ صوفیه در در خراسان پرورش یافتند و به تعلیم و ارشاد پرداختند. خواجه عبدالله انصاری از مشایخ بزرگ عرفان و از صاحب نظران تصوّف و صاحب مکتب در این عهد به شمار می رود. خواجه عبدالله با در هم آمیختن نثر و نظم فارسی شیوه و سبکی در زبان فارسی ایجاد کرد که آن را دل نشین ساخت؛ با این ابتکار نثر فصیح و آهنگین او در ادبیات فارسی ممتاز گردید. از مهم ترین کتاب های خواجه عبدالله «صد میدان» به زبان فارسی است. او این کتاب را در عرفان عملی و سیر و سلوک نوشته است. نویسنده در «صد میدان» کوشیده تا مراحل و مقامات سلوک را از بدایت تا نهایت به ترتیب و توالى تکاملى در قالب صد میدان یا صد منزل طرح و تنظیم کند، به گونه اى که هر مقام مکمل مقام پیشین باشد و سالک طریق با احراز شرایط هر مقام و سیر در درجات آن شایسته ارتقا به مقام بالاتر گردد. با این که صد میدان در متون عرفانی و در میان متصوّفه اهمیت و جایگاه خاصی دارد ولی پژوهشی شایسته پیرامون این کتاب ارزشمند و ویژگی های سبکی آن انجام نشده است. در این مقاله به برخی اندیشه های عرفانی خواجه عبدالله اشاره شده و تقسیم بندی های مقامات و اصطلاحات عرفانی بر مبنای عدد سه بررسی و نقد شده است. استنادبخشی گفته های خواجه عبدالله با کاربرد آیات قرآنی و بیان برخی از خصوصیات سبکی صدمیدان از دیگر مواردی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
مقامات حریری که در خلال سال های 495 تا 504 ه.ق نوشته شده، مرکب از پنجاه مقامه است. موضوع اصلی آن، شرح دریوزگی «ابوزید سروجی» با چرب زبانی و حیله گری است؛ امّا مؤلف درلابه لای متن به موضوعات دیگری مانند: پرهیز از دنیاپرستی و تشویق به نیکوکاری که سویه متضادی با حیله و تملق دارند، توجه داشته و با سحر بیان به عرضه صنایع بدیعی و بازی های لفظی، پرداخته ا ست. این مقاله سعی دارد تا رفتارهای ایدئولوژیک قهرمان (ابوزید سروجی) را بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک، که در زیر بخش رویکرد تحلیل گفتمان اجتماعی- شناختی قرار دارد، با هدف تبیین ایدئولوژی در دایره گفتمان، به روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل داده ها، جهت رسیدن به پاسخ پرسش های تحقیق و اثبات یا ردِّ فرضیه ها بررسی کند. در این راستا در پنجاه مقامه مورد نظر که جامعه آماری این تحقیق را در بر می گیرد، رفتارهای ایدئولوژیک قهرمان، در ساختاری نظام مند، بر پایه «توصیف ظاهری قهرمان»، «ترفندهای بیانی او»، «محتوای بیانی»، «عمل گفتمانی» و «عملکردهای متضاد»، رصد و بررسی شده است و نتایج حاصله این است که قهرمان، بیانِ گفتمانی اش ساحرانه - با محتوای متناقضِ اندرز و اغوا - در جهت رسیدن به خواسته (گدایی، افشاگری حاکمان و روشنگری عامه مردم) با تأکید بر صفات مثبتِ خودی و صفات منفیِ دیگری است. تجمیع این ویژگی های گفتمانی، رفتارهای قهرمان را در هر مقامه متضاد و دوگانه (نیم خوب، نیم بد) نشان می دهد؛ به گونه ای که گفتمان فقر و گدایی و افشای بی توجهیِ حاکمان وقت به رفاه عمومی و اصحاب فرهنگ را برای خواننده ترسیم می کند.
بسیاری از آثار برجسته ادبیات فارسی به زبان عربی ترجمه شده است؛ از جمله این آثار می توان به ترجمه دیوان حافظ اشاره کرد، که توسط مترجم توانمند مصری، امین الشواربی به عربی بازگردانده شده است. این ترجمه، چهارده غزل از غزل های شیوا خواجه شیرازی را به منظوم ترجمه کرده است و باقی را به نثر برگردانده است. با توجه به دشواری ترجمه منظوم و عدم برقراری تعادل لازم میان متن مبدأ و متن مقصد، ضرورت دارد تا چنین ترجمه هایی با رویکردهای مقصدگرایانه ارزیابی گردد که الگو و تئوری گیدئون توری بر حسب این رویکرد شکل گرفته است. در این تئوری به بررسی ترجمه و تغییرات سازنده و مخرب آن در چندین لایه پردخته می شود. بدین سان پژوهش حاضر، با توجه به دشواری ترجمه منظوم و اهمیت خاص غزلیات حافظ، که از زبان و تعبیر متفاوت برخوردار است، به بررسی ترجمه منظوم "امین الشورابی" از غزل اول (ألا یا أیها الساقی...) و سوم (اگر آن ترک شیرازی...) حافظ، در پرتو دیدگاه مقصدگرایانه گیدئون توری می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد، ترجمه منظوم کاریست بس دشوار که سبب بروز لغزش های فروانی می شود، امین الشواربی در مجموع ستودنی عمل کرده است و لغزش های ترجمه منظوم وی متناسب با تئوری مقصدگرایی گیدئون توری که جواز استفاده از برخی تفاوت ها را به مترجم می دهد، اندک است. اما این ترجمه ها، در برخی موارد از تغییرات مخربی برخوردار است و موجب از بین رفتن زیبایی های متن و وارونه کردن معانی و محتوایی ابیات شده است که نمی توان بسادگی از این خطاها چشم پوشی کرد.
شاه اسماعیل اوّل صفوی، میراث دار سیاست و شجاعتِ شیوخ متأخّر صفوی، شیخ جنید و شیخ حیدر، و جدّ مادری اش، اوزون حسن آق قویونلو، و فضیلت و معنویّت شیوخ متقدّم صفوی، به ویژه شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی بود. به گواهی برخی منابع معتبر تاریخی و ادبی، وی طبع شاعری داشت و دیوان خطایی منسوب به اوست؛ امّا صحّت این انتساب مخالفان و موافقانی دارد. این مقاله به شیوه ی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دیوان خطایی و منابع ادبی و تاریخی دوران صفوی بر اساس نظریّه ی ترامتنیت ژرار ژنت پرداخته و به این نتیجه رسیده که با توجّه به قراین پیرامتنی درونی و بیرونی، انتساب دیوان مذکور به شاه اسماعیل اوّل صفوی پشتوانه ی علمی، ادبی و تاریخی محکمی دارد. بیشترین قراین پیرامتنی درونی این انتساب، مربوط به «عنوان دیوان» و «تخلّص شاعر» است که علاوه بر دلالت بر شخصی واحد، در دیوان خطایی بارها در کنار هم آمده اند. همچنین بیشترین قراین پیرامتنی بیرونی، مربوط به گزارش های تذکره نویسان درباره ی شاعری و انتساب دیوان خطایی به وی با نقل نمونه ای از اشعار اوست. دیگر قراین پیرامتنی عبارت اند از: اشارات مورّخان، مؤلّفانِ فرهنگ ها و دایره المعارف ها، سلسه النّسب ها، سفرنامه ها، عاشیق ها و... به شاعری وی که روی هم رفته صحّت انتساب دیوان خطایی را به او تأیید می کنند.
ادبیات ملل مختلف در عین دارا بودن ویژگی های منحصر به فرد، از جهاتی وجوه اشتراک عمده ای با هم دارند؛ چرا که در حوزه های گوناگون در تعامل با هم بوده و بر هم اثر گذاشته و از هم تأثیر پذیرفته اند. از جمله موضوعاتی که محور مطالعات متعدّدی قرار گرفته، مکتب های ادبی برخاسته از غرب و تأثیر آن بر ادبیات سرزمین های دور و نزدیک، از جمله ادبیات معاصر ایران است؛ چنان که شاعران و نویسندگان زیادی را تحت تأثیر قرار داده است. به طور مشخّص، نیما و به تبعیت از او شهریار، به دلیل آشنایی با زبان فرانسه و مطالعاتی در آثار ادبی غربی، از مکاتب مختلف ادبی اروپا، به خصوص رمانتیسم تأثیر پذیرفته و آثار ماندگاری، از جمله «افسانه» و «حیدربابایه سلام» را به یادگار گذاشته اند. در پژوهش پیش رو کوشیده ایم با تکیه بر مطالعات اسنادی و با بهره گیری از شیوه تحلیل محتوایی مبتنی بر استقرا به روش تطبیقی و بازخوانی دو شاهکار مذکور که به نوعی نماینده دو حوزه جغرافیای سیاسی و فرهنگی متفاوت هستند، به زمینه های بروز و حضور مؤلّفه های مکتب رمانتیسم در این دو اثر بپردازیم. برآیند پژوهش نشان می دهد، هر چند فضای کلی حاکم بر هر دو اثر، رمانتیک است، اما این اصل در حیدربابایه سلام شهریار که متأثر از افسانه نیما است، جلوه و نمود بارزتر و محسوس تری دارد.
اسطوره ها همواره پیوند عمیقی با ادبیات داشته اند و می توانند علاوه بر معنا، بر فرم و ساختار صوری اثر، تأثیر بگذارند. بررسی و تحلیل مناسبات اسطوره ای یک متن ادبی نقش مهمی در تبیین و دریافت معانی و مفاهیم آن دارد. هدف از پژوهش حاضر خوانش نشانه های اسطوره ای رمان ولی دیوانه وار نوشته شیوا ارسطویی به روش تحلیلی توصیفی است. نتایج بررسی این رمان بر مبنای خوانش اسطوره ای نشان می دهد که معانی و حتی فرم رمان از اسطوره تأثیر پذیرفته و احضار اسطوره شیوا به متن رمان، علاوه بر کمک به گسترش مفاهیم رمان، در فرم و پیشبرد روایت نقش داشته است؛ یعنی زنی که در دایره ساعت می رقصد، با حرکت خود ریتم رمان را تنظیم می کند و مشخص می سازد که کدام ماجرا در چه زمانی روایت شود. همچنین رمزگان های مختلفی همچون نام ها (شیوا، خدای سه سر هندی...)، مکان ها (آب انبار، جعبه پاندورا، پالمیر...) و مفاهیمی چون مرگ و نوشتن در این رمان به عنوان واحدهای معناداری از یک گفتمان اسطوره ای هستند.