ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۵۶۱ تا ۴۳٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۴۳۵۶۲.

شخصیت پردازی در نمایشنامه پلکان: با نگاهی به گواه نمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۶۴۷
گواه نمایی بر نحوه ی دستیابی گوینده به منبع اطلاع و شیوه ی انتقال آن به شنونده متمرکز است. جملات در زبان هایی که دارای مقوله ی گواه نمایی هستند، نشانگری دارند که از طریق آن شنونده در می یابد که آیا گوینده خود شاهد آن فعل بوده است، از کسی شنیده است، آن را استنباط کرده است و یا اینکه آن را حدس زده است. با اینکه زبان فارسی فاقد مقوله گواه نمایی است ولی گوینده از راهکارهایی خاص همچون وجه فعلی، افعال حسی و شناختی، نقل قول و مجهول، سوگند و ضمایر برای بیان گواه-نمایی درجهت تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب استفاده می کند. مقاله حاضر در پی بررسی ارتباطِ راهکارهای گواه نمایی با شخصیت-پردازی در نمایشنامه پلکان اثر اکبر رادی است تا از این رهگذر به پرسش های الف) نویسنده در شخصیت پردازی از کدام راهکار جهت گواه نمایی برای خواننده استفاده می کند؟ ب) شخصیت های نمایشنامه در ارتباط با هم از چه راهکارِ گواه نمایی بیشتراستفاده می کنند؟، پاسخ دهد. برای پاسخ به این پرسش ها همه دیالوگ هایی که در آن نویسنده، شخصیت را برای مخاطب ترسیم می کند و یا شخصیت ها در گفتگو باهم شخصیت خود را آشکار می سازند، بررسی شدند و بر اساس یافته های پژوهش مشخص شد که هم نویسنده و هم شخصیت های نمایش بیشتر از گواه نمایی مستقیم در شخصیت پردازی استفاده می کنند.
۴۳۵۶۵.

تحلیل مقایسه ای ارتباط غیرکلامی در شعر کلاسیک فارسی و عربی؛ مطالعه موردی: تحلیل زبان نگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۶۷۹
ارتباط، فرایند ارسال و دریافت پیام است که گاه در قالب سخن و کلام شکل می گیرد و گاه در قالبی غیر از کلام، که به نظر میزان تأثیرگذاری این نوع ارتباط بر گیرنده بیش از ارتباط کلامی است. ارتباط غیرکلامی، حاصل به کارگیری اندام های مختلف بدن برای دریافت و ارسال پیام است. از بین انواع ارتباط غیرکلامی، و به عبارتی کاربرد زبان بدن در فرایند ارتباط، «زبان نگاه» یا ارتباط چشمی همواره اهمیت فوق العاده ای داشته است. به نظر می رسد که شاعران قدیم نیز به اهمیت این موضوع واقف بوده و از آن برای تقویت ارتباط خود با مخاطب به خوبی بهره برده اند. بر این اساس، در مقاله پیش رو کوشیدیم استفاده از ساختار ارتباط چشمی یا زبان نگاه را در شعر قدیم فارسی و عربی، با رویکرد تحلیلی مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی تبیین نماییم. یافته های این پژوهش بیان کننده آن است که هر وقت نگاه بر تخت «سخن» نشسته است، پیام را حکیمانه رسانده ضمن آنکه در برگیرنده یک زبان رمزی و اشارتی نیز بوده است.
۴۳۵۶۶.

کارکرد "تصویرپردازی دنیا" در سیر روایی «داستان سیاوش» با تأکید بر نظریه ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۷۲۰
فرآیند روایت داستان و شگردهای روایی آن مخاطب را در جهت درک نحوه وقوع داستان هدایت می کند. در این میان، استفاده از تصاویر مکرر در متن داستانی ممکن است دستمایه ای خاص در خلق اثر هنری برای گوینده باشد. یکی از درون مایه های اصلی شاهنامه فردوسی پرداخت مکرر به دنیا و تصاویر برخاسته از آن است. این تصویر از جمله تصاویری است که ذهن راوی شاهنامه را در بخش های مختلف داستان ها به خود مشغول کرده است و حتی توجه فردوسی به این امر سبب شده تا سرعت روایت کند شود. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تصویر دنیا در «داستان سیاوش» با استفاده از مؤلفه های پنج گانه روایی ژنت است. استفاده از نوع روایی آینده نگر، کاربرد بسامد مکرر و کانون روایی این داستان در پرداخت به تصویر دنیا، نشان می دهد که تصویری خاص از درون مایه ای ویژه نیز می تواند در ترتیب نقل وقایع و کنش های داستانی با به هم ریختگی توالی زمانی، سرعت ادراک خواننده را کاهش دهد و در نتیجه تمایل مخاطب را به دانستن نحوه وقوع داستان افزون کند.
۴۳۵۶۷.

کاوشی بر میزان نفوذ ایدئولوژی در رمان نوجوان، مورد مطالعه: رمان لالایی برای دختر مرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۵۶۴
از دگرگونی های بنیادین در جریان تفکر و آموزش انتقادی در بیست سال اخیر، پذیرش این مسأله است که تمام متون به طرز گریزناپذیری با ایدئولوژی درآمیخته اند و ایدئولوژی معنایی جداگانه بر دوش متن نیست. این امر، ضرورت بررسی های پیچیده تر در این زمینه را بیش از پیش آشکار می کند؛ به ویژه در حوزه ادبیات کودک و نوجوان که همواره رابطه بین بزرگسالی که کتاب را می نویسد و کودک و نوجوانی که کتاب را می خواند، منجر به نوعی عدم توازن قدرت شده است و نویسندگان همواره کوشیده اند تا به القای دیدگاه خود به مخاطب کودک و نوجوان بپردازند. در دهه اخیر، نویسندگان کوشیده اند که با استفاده از تکنیک هایی از فشار هرچه بیشتر ایدئولوژی بر مخاطب خود بکاهند. اما آنچه اهمیت دارد این است که صرف استفاده از این تکنیک ها، گاهی حتی به القای هرچه بیشتر ایدئولوژی یک متن منجر شده است. یکی از رویکردهایی که از طریق آن می توان تکنیک های به کاررفته توسط نویسندگان را به خصوص در حوزه روایت بررسی کرد، گفتمان روایی است که در آن، عامل های روایی، مانند نویسنده ضمنی، راوی، شخصیت های داستان، روایت شنو و خواننده ضمنی بررسی می شوند. در این پژوهش، برآنیم که این عامل های روایی را باتوجه به رویکرد باختین به چندصدایی، دوصدایی و تک صدایی در رمان نوجوان لالایی برای دختر مرده بررسی کنیم و اینکه نشان داده شود این رمان، چه اندازه به سمت القای ایدئولوژی یا شکست آن در متن پیش رفته است.
۴۳۵۶۸.

بررسی نوآوری در اشعار سلمان هراتی در پرتو استعاره ی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۶۳۶
استعاره ی مفهومی مبحثی در زبان شناسی شناختی است که با کمک آن می توان نظام فکری و ساختار ذهنی اهل زبان را به خوبی شناخت و محتوای بینش کلی ملت ها را در بستر تجربه مشخص کرد. کاربرد این نظریه در ادبیات سبک شخصی شاعران و منابع الهام و میزان نوآوری ها و در نهایت جایگاه شعری آنان را نشان می دهد. این مقاله با استفاده از این رهیافت اشعار سلمان هراتی را بررسی کرده و با استخراج انواع استعاره های مفهومی و ترسیم نگاشت های مربوط به آنها به این نتیجه دست یافته است که در اشعار ایشان نوآوری در استفاده از استعاره های قراردادی و خلق استعاره های غیرقراردادی برجستگی خاصی دارد و پیوند بین سه مقوله ی (عناصر طبیعت و ایدئولوژی و حوادث اجتماعی و فرهنگی و سیاسی) موجب خلق استعاره های به هم پیوسته و منسجم شده است. پیوند این سه مقوله، مثل یک نخ نامرئی این استعاره ها را به هم متصل کرده است که حاصل آن، نگاشت های اصلی و بنیادین «هستی طبیعت است»، «زندگی حرکت است» و «زندگی مبارزه است» شده است. این نگاشت های استعاری مثل یک رشته ی مفهومی، تمام اجزای اشعار هراتی را به هم پیوند زده و موجب انسجام درونی اشعار او شده است.   
۴۳۵۷۱.

هویت در شعر معاصر تاجیکستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۳۹۹
زبان شیرین فارسی ریشه در اعماق تاریخ کهن سال ایران دارد. این زبان همانند سلاحی بسیار موثر توانسته است، فرهنگ غنی و پربار مردم ایران را در برابر حوادث و آسیب های مخرب روزگار، محفوظ بدارد. اکنون با استقلال کشور تاجیکستان، بار دیگر قدرت عظیم خود را در مبارزه با هجوم زبان های بیگانه، نشان داده، و توانسته است، در بر روی ورود شعر و ادبیات بیگانه ببندد و در برابر زبان کهن سال فارسی که می رفت، تا به کلّی از آن خطه رخت بربندد و زبان بیگانه ای جانشینش شود، آغوش بگشاید و مسیر تازه ای در پیش گیرد. اینک پس از سال ها کوشش و مبارزه برای به تصویب رساندن زبان فارسی و استقلال این کشور مستقل، در آثار شاعران و نویسندگان این دیار به روشنی، عشق به میراث گذشتگان، یعنی فرهنگ پربار اسلامی و زبان و ادبیات فارسی مشاهده می شود، در این مقاله کوشش شده است، تا با روش توصیفی – تحلیلی، محتوای آثار شاعران معاصر تاجیکستان مورد  بررسی  قرارگیرد.
۴۳۵۷۲.

واکاوی چند بیت منسوب به رودکی سمرقندی براساس چند منبع کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۴۶۵
دیوان رودکی از مهم ترین دیوان های شعری حوزه خراسان است که تنها اشعاری پراکنده از آن در برخی متون کهن و متأخر باقی مانده است. نفیسی توانست با تلاش فراوان بخشی از اشعار رودکی را از متون مختلف گردآوری کند و دیوانی مختصر از این شاعر کثیرالشعر فراهم آورد؛ فرهنگ های لغتی همچون: لغت فرس، «صحاح الفرس» و...، همچنین برخی منابع بلاغی نظیر: ترجمان البلاغه، حدایق السحر، المعجم فی معائیر اشعار العجم و... منابع مورد استناد نفیسی بوده اند. در نوشتار حاضر سعی بر آن است که با معرفی و رفع دو نقیصه در این تصحیح، گامی در مسیر دستیابی به دیوان منقّح آدم الشعرای ادب فارسی برداشته شود. این دو نقص، نخست اینکه ابیاتی از رودکی در این منابع وجود دارد که در دیوان مصحَّح نفیسی و برخی دیگر از دیوان های چاپی ضبط نشده است. دیگر آنکه در این تصحیح با استناد به منابع اشاره شده، ابیاتی به نام رودکی ثبت شده که با مراجعه به این منابع، مشخص می شود که این سروده ها منسوب به شاعری دیگر است. در این جستار سعی شده با مراجعه به برخی کتاب های چاپی و چند نسخه خطّی، ابیات منسوب به رودکی که از دیوان مصحَّح نفیسی فوت شده، گردآوری شود، ابیات تازه منتسب به رودکی مطرح و انتساب های نادرست به او معرفی و مردود شود.
۴۳۵۷۴.

تحلیلِ عبارتی مبهم در تاریخ جهانگشای جوینی (پیشنهادی برای ضبط عبارت «یک نفس بیکار نفسی»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۹۳۹
در این مقاله بر آنم تا با تأمّل در عباراتی از تاریخِ جهانگشایِ جوینی که به گفته بیشترِ شارحان دارایِ تعقید و ابهام است، با رویکرد نقد تصحیح متن از قراینِ موجود در نثرِ عطاملک استفاده کرده و معنایی روشن به دست آورم. گویی ابهامِ مورد نظر، بیشتر ناشی ازتوجه نکردن به فاعلِ جملات و خوانشِ نادرست از عبارت «یک نفس بیکار نفسی» است. این امر، مصحّحان و شارحان را بر آن داشته تا به گمان تمسّک جُسته و ضبطی دیگر از «بیکار» ارائه دهند و به تبعِ آن، توضیحاتی نابجا بیاورند. من با نشان دادن مرجع ضمایر، یافتن قراینی از جناس های «نَفَس» و «نَفس» در نثر عطاملک و قرینه ترکیبِ «یک نَفَس» در کنار تصحیف اش، تحلیلی دقیق تر از این عبارت ارائه می کنم. در این تحلیل نیازی به شک در ضبط نسخه قزوینی و شرح هایی که قرینه ای در متن ندارند نیست و یک سره با شیوه نگارش عطاملک جوینی منطبق است.
۴۳۵۷۵.

تحلیل تطبیقی ساختاری، مفهومی و کاربردی مثل های زبان لکی و فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۹۰۱
سرزمین ایران با فرهنگی غنی و دیرپای که حاصل پیوند فکری و پیوستگی فرهنگی قومیت های ایرانی با زبان های گوناگون است، همواره خاستگاه مثل های نغز و پُرمغز بوده و مثل های قوم لک، از کهن ترین و نژاده ترین مردمان ایرانی، مانند مثل های دیگر اقوام بر غنای فرهنگ عامه و ادب شفاهی ایران افزوده اند. اشتراک ساختاری، مفهومی و کاربردی مثل های ادب شفاهی در زبان لکی و فارسی نشانه داد و ستد فرهنگی این زبان هاست که نشان می دهد، زبان لکی و فارسی از دیرباز تعاملی دوطرفه داشته اند. این جُستار مثل های زبان لکی را با مثل های زبان فارسی بر پایه رابطه تأثیر و تأثر مکتب ادبیات تطبیقی فرانسه در ساحت های ساختاری، مفهومی و کاربردی با رویکردی توصیفی- تحلیلی کاویده و همانندی و ناهمانندی آن ها را تبیین کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که مثل های زبان لکی و فارسی بر اساس همانندی و ناهمانندی در ساحت های سه گانه در چهار دسته قابلیت دسته بندی دارند که عبارتند از 1. مثل هایی با ساختار، محتوا و کاربرد یکسان؛ 2. مثل هایی با محتوا و کاربردی یکسان و اندک تفاوتی در ساختار؛ 3. مثل هایی با محتوا و کاربردی یکسان و ساختاری کاملاً متفاوت و 4. مثل هایی که ساختار، مفهوم و کاربرد مشترکی با مثل های زبان فارسی ندارند.
۴۳۵۷۷.

بررسی وجوه روایتی پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی و روایت های مشابه بر پایه الگوی تزوتان تودوروف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۷۴۹
بررسی وجوه روایتی پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی و روایت های مشابه بر پایه الگوی تزوتان تودوروف چکیده روایت شاه و کنیزک، عطف توجه به مولفه های درون ساختاری و نظام فکری مولوی، بنیادی ترین روایت مثنوی محسوب می شود. بی تردید، مولوی این روایت را از روایت های مشابه دیگر در ادب فارسی از جمله روایت فردوس الحکمه، نظامی عروضی در چهار مقاله، عطار در مصیبت نامه و نظامی گنجه ای در اقبال نامه اقتباس کرده و با دخل و تصرف های منحصر به فرد خود، با بن مایه ای کاملا عرفانی، به شیوه ای بسیار نظام مند، گیرا و مؤثر بازتولید کرده است. در این پژوهش سعی شده است وجوه روایتی این حکایت ها بر پایه ی نظریه تزوتان تودوروف بررسی گردد تا از این رهگذر، مولفه های درون ساختاری حکایت ها که موجب گسترش و حرکت منطقی داستان ها می شوند، نشان داده شوند و بدینوسیله عوامل بنیادین شکل گیری داستان ها مشخص گردند و در نهایت آشکار شود که بسامد هر یک از وجوه روایتی در داستان ها به چه میزان است که این مهم خود ساختار نهایی حکایت را نشان خواهد داد. کلیدواژه ها: روایت، روایت شناسی، وجوه روایتی، تزوتان تودوروف، مثنوی، شاه و کنیزک.
۴۳۵۷۸.

Social Ecofeminism Versus Cultural Ecofeminism: Marsha Norman’s Getting Out and ’night, Mother(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۵۱۳
The present article analyzes two of Marsha Norman’s groundbreaking plays, Getting Out (1977) and ’night, Mother (1983), in the light of ecofeminism. From the viewpoint of ecological feminism, Western patriarchal culture, which is structured in a hierarchical and dualistic manner, is responsible for the domination of women as well as the destruction of the natural environment. Broadly speaking, ecofeminist studies fall into two main categories: social ecofeminism and cultural ecofeminism. Considering the theories and positions of both groups, the researchers analyze how ‘nature’ and ‘women’ have been historically, socially, and culturally oppressed by hierarchical and dualistic structures of patriarchal capitalism; and discuss how Norman in her selected plays challenges and destabilizes such structures. Accordingly, it is concluded that Norman’s conception of woman-nature connection corresponds more closely to the theories and positions held by social ecofeminists than those of cultural ecofeminists, and that she considers woman-nature affinity as more of a sociocultural product than a biological fact.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان