فریدون توللی از پیشاهنگان تحول خواهی در زبان و تصویر شعر فارسی معاصر است. این شاعر با رویکردی نوگرایانه به وادی شعر گام نهاد و نظرات مبتنی بر نوآوری و لزوم تحول در شعر را در دیباچه دفتر شعر «رها» درج کرد؛ اما در ادامه مسیر دچار فترت شد و باز به دامان غزل و قصایدی سنتی در دفتر اشعار «شگرف» و «بازگشت» پناه برد. هدف پژوهش پیشِ رو بررسی زبان چارپاره های توللی از نظر شبکه وژگانی، قید و صفت در دو دفتر رها و نافه است. جامعه آماری انتخاب شده، اشعار دفتر «رها» و نافه» است که اشعار نخستین شاعر از 1320 تا 1340 را دربر می گیرد؛ چراکه آن اندک مایه جان و زبان نوآورانه در همین دو دفتر شعر وی شکل گرفته است. در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی کوشش شده است شگردهای ساخت صفت و قیدسازی اشعار رها و نافه بررسی و تحلیل زبانی و آماری شود. این مطالعه نشان می دهد توللی در ساحت زبانی، نوآوری را سرلوحه کار خود قرار داده و در زمینه کاربرد قیدها و صفت سازی های نو و متعدد و متنوع کوشش کم سابقه ای کرده است. همچنین در بحث فرم ذهنی قالب چارپاره نیز به مدد زبان و صور خیال منسجم و هم پیوند با مکتب رمانتیسم به خوبی توانسته است شبکه های معنایی و واژگانی را در فرم ذهنی اشعارش ایجاد کند. نتیجه دیگر این مطالعه نشان می دهد توللی در بیشتر چارپاره ها به دلیل توجه بیش از حد به نوآوری در ساخت کلمات و ترکیبات خوش آهنگ، فرم شعر را سطحی و کلیشه ای عرضه کرده است.
مکان اساطیری یکی از ویژگی های تأثیرگذار اسطوره بر حماسه است. براساس متون فارسی میانه، خونیرس به عنوان مرکز مقدس اساطیر ایران شناخته می شود و به عنوان آفریده خاص اورمزد که محمل آغازهاست، از آن یاد می شود. این مرکز مقدس مزدیسنا، بر اساس قانون انتقال عناصر اساطیری به حماسه، وارد متن شاهنامه شده است و برخی ویژگی های خاص خود مانند: تقدس، پایداری، مورد رشک بودن و پاس داشته شدن از سوی بهدینان را به گونه های متفاوتی وارد متن حماسه کرده است. اثبات علمی این نکته که خونیرس همان مفهوم ایران در شاهنامه است؛ نیازمند معرفی مجموعه پیونددهنده های این دو مکان اساطیری و حماسی بود، بنابراین در این راستا برخی از پیونددهنده ها، مانند: پهلوانان و اخلاق پهلوانی، دشمنان ایران، جادو ستیزی، خردگرایی ایرانیان و فره و فرهمندی بررسی و بازشناسی شده اند. رویکرد مقاله حاضر در بحث اسطوره-شناسی برپایه مکتب پدیدارشناسی و نظریات میرچا الیاده بوده است و براساس اصول نظری این مکتب ارتباط مکانی اسطوره و حماسه تبیین شده است
رئالیسم جادویی از سبک های مهم در ادبیات معاصر جهان بوده و بر سایر هنرها به ویژه سینما تاثیر گذارده است. به گونه ای که سینمای متاثر از رئالیسم جادویی در سراسر جهان رونق داشته و به موضوع پژوهشی مورد توجه مطالعات سینمایی متاخر تبدیل شده است. این پژوهش بر آن است تا به بررسی چگونگی ساختارمندی زمان در سینمای متاثر از رئالیسم جادویی براساس نظریات ژیل دلوز در باب زمان بپردازد تا از این راه به خوانشی نظام مند از الگوهای مختلف زمانی دست یابد. بدین منظور ابتدا مولفه های مشترک آثار رئالیست جادویی در ادبیات بررسی می شوند و سپس نظریات ژیل دلوز در باب زمان و مفهوم کریستال- زمان تشریح می گردد. در ادامه به کمک تبیین ژیل دلوز از زمان های کیفی، فیلم هایی از سینمای معاصر جهان که متاثر از رئالیسم جادویی اند مورد بررسی قرار گرفته و الگوهای مختلف زمانی- روایی شان تحلیل و تشریح می گردد. این پژوهش نشان می دهد که چگونه سینمای متاثر از ادبیات رئالیسم جادویی توانسته به مدد ساختارهای جدید زمانی، تجربه متفاوتی از روایت در سینما را پدید آورد.
ترجمه شعر از مسائل جنجالی و مورد اهتمام در حوزه ترجمه است و در این باره نظرات متفاوتی ارائه شده است. برخی آن را محال دانستند و برخی دیگر در این میان، ترجمه شعر به شعر در حوزه شعر سنتی را تأیید کرده و نمونه های موفقی ارائه کرده اند. در ترجمه شعر نو (شعر نیمایی) شرایط متفاوت است، زیرا شعر نو به موسقی داخلی اهمیت زیادی می دهد. موسیقی داخلی بر مبنای شگرد های زبانی (استعاره های نو، تکرار، جناس، طباق، اغراق، توازی و...) و هنرسازه های معنایی (نمادپردازی، کاربرد اسطوره و...) استوار است. بدر شاکر السیاب دارای ابداعات شعری و آفرینش های زبانی متعددی است و ترجمه شعر او به گونه ای که کمترین میزان ریزش آوایی و معنایی را داشته باشد، دشوار است. این مقاله سعی کرده است ویژگی های زبانی شعر او و دشواری های ترجمه اشعارش را واکاوی کند. نتیجه کلی این است که مترجم قادر است با برخی شگردهای زبانی در زبان مقصد و دقت در معادل یابی واژگانی، کمترین ریزش آوایی و معنایی را داشته باشد.
ازآنجاکه داستان به جزئیات و توصیف واقعیات می پردازد، می توان مهم ترین مسائل اجتماعی مربوط به پشت جبهه را در این نوع ادبی استخراج و تحلیل کرد. برای این کار، چهار اثر داستانی دفاع مقدس ازجمله رمان «زمین سوخته»، «سوران سرد»، «دا» و «یکشنبه آخر» انتخاب شده و تفاوت نگرش های مردانه و زنانه به مسائل اجتماعی در آنها بررسی و تحلیل شده است. دلیل انتخاب این آثار، تأثیرات مختلف جنگ در زندگی اجتماعی و فردی آنها و توجه بسیار به مسائلی چون ازجمله عزاداری برای شهیدان، ویرانی شهرها، کمبود امکانات، احتکار، گرانی، دزدی و... است. هدف این پژوهش، تحلیل مهم ترین مسائل اجتماعی پشت جبهه در نمونه هایی از رمان ها و داستان های دفاع مقدس با بیان تفاوت های دیدگاه های مردانه و زنانه درباره این مسائل است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. پس از تحلیل آثار منتخب پژوهش و یاری گرفتن از منابع گوناگون تخصصی در حوزه پایداری، یافته های پژوهش حاکی از آن است که به دلیل فضای جنگ و برهم خوردن تعادل اجتماعی، می توان ذکر کرد که جنگ تبعات اجتماعی فراوانی برای مردم مرزنشین و درگیر جنگ داشته است. نویسندگان بنابر جنسیت و نوع نگرش، هرکدام به ابعاد خاصی از تأثیرات جنگ بر زندگی مردم مناطق جنگی نظر داشته اند. محمود و افهمی بیشتر به توصیف مسئله خیانت، گرانی و دزدی پرداخته اند. حسینی و رامهرمزی به موضوع انتقاد از مسئولان، خیانت و کمبود امکانات توجه کرده اند. نگرش مردان به عزاداری، تکیه بر تحریک مردم برای حضور در جبهه و تشییع پیکر شهیدان و نگرش زنان، بیشتر بر برانگیختن احساسات و گریه کردن برای شهیدان است.
کهن الگوی جمشیدکشی در شاهنامه به شکل های گوناگون خود را نشان می دهد. چرایی پدیدار شدنِ این کهن الگو در داستان جمشید و چگونگی پیش گیری از آن از سوی کی خسرو مسأله ی اصلی این پژوهش است. داده های متنی به تفصیل از نیکی و خویشکاری مثبت جمشید یاد کرده از این رو به شیوه ی تحلیلی- توصیفی، مسأله ی ناسپاسی او مورد پرسش قرار گرفته و رد شده است. کی خسرو پیش از آن که با ناسپاسی و فریب خوردگی مردمان رو به رو شود و تخت شاهی از دستش به در رود با گمانه زنیِ درست درباره ی آینده ی تیره و تار، تاجِ شاهی را به لهراسب وا می گذارد. اگر چه خاندان زال و پهلوانان و بزرگان با او هم رای نیستند اما با سخنان خردمندانه آنان را نسبت به وضع خطیر خود و کشور آگاه می کند. کی خسرو با به انجام رساندن خویشکاری های خود که آبادی کشور و از میان برداشتن افراسیاب اهریمنی است، از سرِ خردمندی و رازدانی درمی یابد که دیگر بایسته است با کناره گیری از قدرت از بروز فاجعه ی جمشیدکُشی که آسیب جدی به کشور می رساند جلوگیری کند. از این رو هدف این پژوهش توضیح مسأله ای است که در ناخودآگاه جمعی تباری حضور داشته و گاه به گاه کشور را دچار پریشانی می کرده بود.
بیت «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/ آفرین بر نظر پاکِ خطاپوشش باد» ازجمله ابیات بحث برانگیز دیوان حافظ است که حساسیت و توجه بیشتر شارحان را برانگیخته است. تاریخچه شرح و تأویل این بیت دیرینه ای حدوداً پنج قرنی دارد. یعنی از زمانی که ملا جلال الدین دوانی در نیمه دوم قرن نهم هجری قمری به شرح این بیت پرداخت تا به امروز شارحان بسیاری درباره معنای آن نکته ها گفته اند و نوشته اند. وجود این اختلافات بی پایان انگیزه ای شد تا در این مقاله تلاش شود با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به اتکای الگوی مایکل ریفاتر، معنای بیت به استناد شواهد متنی و همچنین ارتباط معنایی بخش های مختلف غزل شرح شود. ریفاتر با طرح دوگانه خوانش محاکاتی و نشانه شناسانه، درک دلالت های نهفته شعری را در گرو تمرکز بر شیوه بازنمایی ایده اصلی در قالب «انباشت ها» و «منظومه های توصیفی» متن می داند. براین اساس غزل مورد بحث به چهاربخش مختلف تقسیم شد و پس از بررسی انباشت های واژگانی این بخش ها و یافتن ایده محوری یا به تعبیر ریفاتر «ماتریس» اثر، بیت موردمناقشه در سایه ماتریس یافته شده بازخوانی شد تا مستندترین تأویل ارائه شده برای آن شناسایی و عرضه شود. براین اساس ایده «خطاپوشی» به مثابه «خطا نپنداشتن»، نه «درگذشتن از خطا» به عنوان ماتریس تشخیص داده شد و با تکیه بر آن این نتیجه حاصل آمد که منظور از «خطاپوشی» به عنوان صفتی ستوده در نزد پیر «خطا ندیدن» کاستی ها و شرور این جهانی است نه «چشم پوشی» از آنها به مثابه خطاهایی حقیقی که وجود نظام احسن را با چالش مواجه می سازند. نکته دیگر آنکه اگر کلیت غزل با محوریت بیت چهارم مورد خوانش قرار گیرد، مشکل بیت مورد مناقشه تاحدود زیادی حل خواهد شد؛ چراکه شواهد محکم متنی نشان می دهند، حافظ این غزل را بیشتر با نیت درخواستی دوستانه از شاه شجاع درباره خطاپوشی نسبت به خطای منتسب به او سروده است؛ خطاپوشی ای که حاصل خطانپنداشتن آن نسبت دروغ است، نه درگذشتن از آن به مثابه خطایی حقیقی.
داستان های حماسی که سرچشمه ای از داستان های اسطوره ای هر کشوری است، مبناهایی در آن وجود دارد که تنها با بازشکافی شکل اسطوره ای و شکافتن بن مایه های آن می توان به راز و رمز آن پی برد. در این پژوهش، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که هنگام لشکرکشی ایرانیان به توران زمین برای کین خواهی سیاوش و مواجهه با فرود، فرزند سیاوش، با وجود حمله چند پهلوان ایرانی به فرود، چرا بیژن از بین آنان موفق به غلبه و سیطره بر فرود شد؟ آیا می توان کشته شدن قهرمان به دست خانواده خود را با این فرضیه اثبات کرد؟ نگارنده در پی آن است تا با استفاده از الگوهای اسطوره ای و مراجعه به اسطوره ها و قصه های عامه گوناگون، با روش توصیفی تحلیلی، به پرسش های یادشده پاسخ دهد. مطابق فرضیه مدِّ نظر، تنها سلاح کارگر بر افراد در برخی داستان ها، ابزارهای خانوادگی آنان است.
یکی از شگردهای سعدی برای بازنمایی آموزه های تعلیمی و اخلاقی در باب هفتم بوستان ، استفاده از تقابل سازی های دوگانه در سطح واژگان و معانی است. او می کوشد با ذکر موضوعات اندرزی و اخلاقیِ مطلوب، مجموعه ای از کنش های رفتاری و گفتاری نیک را به مخاطب خود انتقال دهد و در ادامه، متضاد آن مسائل را بازنمایی کند تا بر قدرت ممیزه اخلاقی مخاطبانش بیفزاید. در این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، کیفیت بازتاب تقابل ها در باب هفتم بوستان با رویکرد به نظریه تقابل های دوگانه کاویده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد کلیّت این باب، بازنماینده تقابل میان خیر و شر در سطح کلان است. سعدی در گام بعدی، ذیل هر مؤلفه به مصداق هایی اشاره می کند تا گستره بینش و شناخت مخاطب تقویت شود. همچنین، شخصیت هایی که این تقابل ها را منعکس می کنند، در دو دسته حقیقی و مجازی جای می گیرند. درمجموع، سعدی قصد دارد با فراهم کردن بسترهای اخلاقی لازم برای تزکیه درونی افراد، شهرِ جسم و جان آن ها را به مدینه فاضله ای بدل کند که براساس بایدهای اخلاقی بنا شده است.
مکتب ها در شرایط اجتماعی و سیاسی خاصی ظهور کرده، به کمال می رسند. اغلب نویسندگان نیز در بیان اندیشه-های خود، خواه ناخواه تحت تأثیر مکتب حاکم قرار می گیرند. نویسندگانی که دارای نبوغ بیشتری بوده، برای تحلیل مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... سبکی خاص در درون آن مکتب بر می گزینند؛ از این رو، شناخت مکاتب فکری و سبک های شخصی نویسندگان، در آشنایی با اهداف آن ها سهم درخور توجهی دارد. هم چنین نگاهی نقادانه به آثار ادبی، شرایط مناسبی را برای کشف حقایق درونی آن ها فراهم می کند. در این پژوهش با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و با تکیه بر روش تحلیل تطبیقی، عناصر سمبولیستی را در دو اثر ساعدی و ساراماگو بررسی کرده و نشان داده ایم که این مکتب ادبی با اصول خود توانسته است پایه های اندیشه تعالی گرایانه و فضای باز فکری را در میان اجتماع بنا کند. تأثیر این مکتب ادبی بر این آثار چنان است که اگر از شگردهای آن در بیان اندیشه های نهفته بهره گرفته نمی شد، چه بسا چنین آثار بزرگ و ارزنده ای به ثمر نمی رسید.
جنسیت یکی از مسائل بحث برانگیز اجتماعی است که از لحاظ نقش همواره تفاوت شگرفی میان مردم جوامع ایجاد کرده است. جنسیت همواره موضوع مطالعات بوده است که از آن میان می توان به مطالعات ترجمه اشاره کرد که عمدتاً به بازنمایی تأثیر افکار در فرایند و ترجمه ی آثار پرداخته است. پژوهش حاضر سعی دارد تا نقش جنسیت در ترجمه های فارسی کتاب هزار خورشید تابان بر اساس مدل ودینگتون، روش C را بررسی کند. در پژوهش حاضر، دو ترجمه ی فارسی از کتاب هزار خورشید تابان بررسی شد، یکی از ترجمه هاتوسط دو مترجم زن، خانم ها گنجی و سلیمان زاده و دیگری توسط یک مترجم مرد، آقای غبرائی انجام شده است که بر اساس مدل ودینگتون، روش Cبررسی می شود. بعد از بررسی ها، نتایج تحقیق نشان داد که اگر چه مترجم مرد در ترجمه ی خود مواردی را حذف کرده بود، نتایج آزمون خی دو نشان داد که تفاوت معناداری بین مترجمین زن و مرد در صحت ترجمه و کیفیت ترجمه وجود ندارد. هم چنین نتایج این تحقیق نشان داد که مترجمین زن از دقت بیشتری نسبت به مترجم مرد برخوردار بوده اند. امید است که نتایج تحقیق نه تنها برای معلمان و دانش آموختگان ترجمه مفید باشد بلکه برای مترجمین و موسسات آموزشی نیز مفید می باشد. علاوه بر موارد بالا، مترجمانی که کتاب ها را ترجمه می کنند با خواندن این پژوهش می توانند از خطاهای مرتبط به صحت و کیفیت ترجمه دوری نمایند.
اندیشه سیاسی یونان باستان ریشه در اسطوره های این تمدن دارد. حرکت فیلسوفان یونانی، به ویژه در آتن، از جهان اسطوره به عقل گرایی به دنبال دگرگونی ها و تحولات این جامعه به وجود آمده است. در برخی دولت شهرهای یونان (در همین دوره)، حکومت پادشاهی و اشرافی به دموکراسی تبدیل و در برخی دیگر، مبدل به دیکتاتوری شده است. با توجه به این تحولات، اسطوره ها به ویژه در زمینه سیاسی تحول اساسی یافته و نوع تراژدی اسطوره سیاسی، در شکل تئاتر سیاسی در همین دوره تحول جامعه یونانی، به وجود آمده است. اسطوره سیاسی آنتیگونه ، از مهم ترین این تراژدی ها است که نبرد میان آزادی و خودکامگی را نشان می دهد و پیامدهای تراژیک آن را برای بقای دولت شهر، مردم و شخص حاکم روشن می سازد. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی، تلاش می کند این نبرد را بر اساس تحولات سیاسی و اجتماعی دولت شهر آتن و جهان یونانی بررسی نماید.