Selon une loi qui rappelle l’accumulation du capital ou l’agrégation des corps dans l’espace, les auteurs sont d’autant plus étudiés que la littérature qui les concerne est abondante. Inversement l’oubli où d’autres sont plongés semble s’aggraver à chaque publication nouvelle sur les premiers. Pourtant un dossier très mince à la BNF ne signifie pas que l’auteur n’avait rien à dire. Beaucoup n’ont pas senti autant que Colette ou George Sand ou comme ces romancières au nom d’homme1, l’aiguillon de la nécessité. Bien souvent, après un ou deux essais, une femme auteur a fait foi des jugements condescendants de l’autre sexe. Mais d’autres encore n’ont pas attaché à l’écrit – ni au statut de l’écrivain – le prestige qui l’a entouré depuis le temps des Lumières jusqu’à, disons, l’invention du livre de poche. Elles ont préféré écrire pour leurs amis, pour des happy few plutôt que, comme disait Paul Valéry, pour une multitude de jeunes gens plus ou moins blasés. Il y a cependant profit à se pencher sur les œuvres rares, et je voudrais ici en montrer quelques exemples. Il s’agit de femmes que j’appelle les Singulières pour la raison qu’elles n’ont publié – selon la BNF – qu’un seul ouvrage. En voici quatre, à rebours sur la route du temps. La bibliothèque en recèle bien d’autres.
«کهن الگو» نمایه ها و تصاویری ازلی از اندیشه های بدوی و کهن است که به واسطه ضمیر ناخودآگاه جمعی بشر در ذهن آدمی انباشته شده است. همین انگاره ها بخشی از محتویات ضمیر ناخودآگاه فردی را نیز تشکیل می دهند و در این میان، «پیر خردمند» نیز یکی از مهم ترین این کهن الگوهاست که می توان گفت چهره وی، مظهر دنیای معنوی و روحانی و نمونه ای از صورت مثالی پدر در جهان اسفل است که فرد را در شرایط بحرانی و دشوار به سوی رهایی و نیکبختی رهنمون می شود. در این میان، مقامات حمیدی از آثار برجسته در مقامه نویسی پارسی است که در آن، قهرمان داستان هر بار در هر یک از مجالس با چهره ای متفاوت و ناشناس به بیان روایات شگفت انگیز می پردازد تا به این ترتیب، راوی را از تنگناها برهاند و نیازهای وی را با نوعی بزرگ منشی و صفات قهرمانانه مثبت برآورده سازد و آنگاه ناپدید شود. از این رو، با دیگر مقامات که اغلب داستان قلاشان و اوباش است، متفاوت است و حول بازگویی مفاهیم عارفانه و معنوی می پردازد. بر اساس بررسی های انجام شده به نظر می رسد کهن الگوی «پیر خردمند» در مقامات حمیدی، همواره هدف «وعظ» و «آموزگاری» را پیش رو دارد و به صورت های گوناگون از جمله «پیر روحانی»، «پیر مسافر» و «جوانمرد خردمند» ظاهر می شود که در واقع، جلوه هایی از همان پیر خردمند است.
بیداری اسلامی و مقاومت در برابر استکبار جهانی و قدرت های زورگو از موضوعات مهم عصر حاضر است و شاعران زیادی در موضوع ادبیّات پایداری شعر سروده اند. یکی از مراجع تقلید شیعه که اشعار پر معنایی درزمینه مسائل جهان اسلام شروده است، علاّمه سیّد محمّدحسین فضل الله است. او در اشعار خود به بررسی مشکلات جامعه اسلامی پرداخته است. از موضوعاتی که او در اشعار خود از آنها سخن رانده، مسئله فلسطین است. او معتقد است که تنها راه نجات فلسطین مقاومت می باشد و طرح صلح با اسرائیل را هرگز نپذیرفت. او علّت بدبختی جهان اسلام را دوری گرفتن از اندیشه های اسلامی و خدا می داند و همه مسلمانان را به وحدت و بازگشت به اسلام دعوت می کند. علاّمه فضل الله هرگز سکوت در برابر حاکمان ظلم و ستم را تحمّل نمی کرد و جوانان را به عنوان سرمایه های هر کشور یاد می کرد و آن ها را به جهاد با طاغوت تشویق می کرد. نگارنده در این مقاله به بررسی موضوع بیداری اسلامی از دیدگاه علاّمه فضل الله پرداخته است. موضوعات مهم موردتوجّه علاّمه را می توان در این موارد خلاصه نمود: 1- فلسطین اسطوره مقاومت و جاودانگی 2- توجّه به مشکلات کشورهای اسلامی 3- دعوت به اسلام و ایجاد وحدت و همبستگی در میان مسلمانان 4- جهاد و مبارزه با استکبار جهانی 5- تقویت روحیه شهادت طلبی در میان مردم. نگارنده با شیوه ای تحلیلی - توصیفی به بررسی اشعار شاعر در این زمینه پرداخته است.
رباعیّات خیّام از پرجاذبه ترین آثار ادبی ایران و جهان و از ناشناخته ترین آنهاست. در این مقاله، رباعیّات خیّام با هدف آماده سازی برای تحلیل های روانشناختی، از زاویة گسترة قابلیّت انتساب به شخص خیّام و از زاویة تفسیرپذیری مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، 20 رباعی از مجموعة رباعی های منسوب به خیّام که بیشترین اجماع را دارند، بررسی و تحلیل روانشناختی شدند. نخست وضعیّت استثنایی رباعیّات خیّام در گسترة ادبیّات فارسی مطرح گردید. سپس مهم ترین نکات مورد اختلاف در باب آن ارائه شد. باورهای مذهبی، لاادری بودن، پوچ نگری و لذّت جویی، چهار مورد از این مجموعه هستند. در این میان، نگاه خاصّ خیّام به «مرگ» و «مَی» بررسی شد و در نهایت، گسترة تفسیرپذیری رباعیّات و چند رباعی محوری از آن میان بررسی شد. سه الگوی تفسیری برای تحلیل های مختلف، از جمله تحلیل روان شناختی ارائه گردید. این الگوها که بیان مستقیم، هدفمند و تلویحی نام گرفتند، رباعیّات خیّام را پذیرای تحلیل های روانشناختی مختلف می کنند. بخشی از سردرگمی نویسندگان مختلف در باب آثار خیّام، ناشی از تلاش آنها برای قرار دادن این آثار در چهارچوب خاصّی است که عموماً تناسب کافی با آن ندارند. ارائة الگو های تفسیری مختلف، راهی برای کاهش سوگیری های گمراه کننده و نزدیک شدن به واقعیّت های شخصیّت و آثار خیّام است.
نویسندگان در این مقاله، سروده های تمثیلی مهدی اخوان ثالث، در دو مجموعه «زمستان» و «آخرِشاهنامه» را بازخوانی و بررسی کرده اند. بدین منظور، درونمایه و محتوای تمثیل های به کار رفته در سروده های دو مجموعه شعر یادشده را با تکیه بر منابع معتبر، مطالعه و بررسی نموده و دریافته اند که شاعر در این دو مجموعه، به روشی تازه دست یافته و اغلب شعرهای خویش را به شیوه ی تمثیلی و روایی سروده است. این تمثیل ها به ویژه در مجموعه ی زمستان، بیشتر از طبیعت و عناصر و پدیده های طبیعی محیط زندگی شاعر، مایه می گیرند. در این سروده ها، شاعر برای ترسیم مسائل اجتماعی و مفاهیم انسانی روزگار خود و برای بیان عواطف و احساسات درونی خویش، از تمثیل های گوناگون بهره گرفته است. تمثیل های به کار رفته در این سروده ها، اغلب بیانگر احساس یأس و شکست شاعر درباره مسائل اجتماعی و انسانی روزگار اوست.
Статья посвящена одному из способов преобразования устойчивых фраз (пословиц, поговорок, крылатых выражений и подобных клишированных предложений) в современной русской речи – сокращению их компонентного состава (имплицированию, импликации). Вопрос количественных изменений устойчивых фраз рассматривается в аспекте общей проблемы фразеологической вариантности. В статье предлагается авторская позиция в решении спорных вопросов, касающихся определения понятий «вариант», «вариантная парадигма», «отфразеологический дериват», прослеживается связь имплицирования устойчивых фраз с процессом вариантообразования и деривационными тенденциями, действующими в языке и речи. Особое внимание уделяется описанию закономерностей образования вариантов и дериватов устойчивых фраз посредством сокращения их внешней формы, выделяются типы количественных вариантов фразовых единиц и описываются новые единицы, производящей базой для которых стали устойчивые фразы.
بحث پیرامون کنش متقابل قدرت و دانش یکی از چالش برانگیزترین موضوعات نظام فکری فوکو است. رهیافت فوکو بیانگر رابطه ای دوسویه بین «قدرت» و «دانش» است، به طوری که همان اندازه که قدرت تولید کننده دانش است، عکس این قضیه نیز صادق است. «قدرت» در این مفهوم و به همراه «دانش»، نقشی انضباطی ایفا می کند و هدف آن، افزایش بیش از پیش فنون مراقبت و تنبیه توده هاست. یکی از عرصه هایی که «قدرت دانش» از طریق آن به ایجاد گفتمان هایی بر مبنای روابط قدرت و در پایان، سلطه و چیرگی بر انسان دست می یابد، حوزه علوم سیاسی (جرم شناسی و مجازات) است. رابطه دانش قدرت در ادبیات نیز که محملی برای بیان افکار و عقاید اجتماعی و سیاسی است، اغلب به شکل بسیار پنهان رخ می نماید و در این آثار می توان ایدیولوژی، اندیشه و آرای نویسندگان را مشاهده کرد. استفاده از متون نثر فارسی در مقام شواهدی از دست های پنهان قدرت، آن گونه که مد نظر فوکو است، می تواند پرده از بخش عمده ای از سازوکار آن بردارد. در این مقاله می کوشیم تا عملکرد قدرت را در فرایند تولید دانش در حوزه جرم شناسی و مجازات با تکیه بر متون نثر ادب فارسی تحلیل کنیم.