ادبیات تعلیمی گونه ای از ادبیات فارسی است که دربرگیرنده تعالیم اخلاقی و آموزش دهنده آن است. این گونه ادبی که از دیرباز مورد توجه بزرگان ادبیات فارسی بوده است با اندرزهای آذرباد مهر سپندان، اندرز خسرو قبادان، یادگار بزرگمهر و داستان مینوی خرد که بازمانده از ایران باستان است قدمت خود را به رخ می کشد و با آثار شاعرانی همچون فردوسی، سنایی، سعدی و ... ادامه می یابد. در میان انواع ادبی حماسه نیز این تعالیم را در خود دارد و در ادامه این مبحث آثاری همچون مثنوی هفت لشکر که اثری حماسی و دربرگیرنده تعالیم اخلاقی است، خودنمایی می کند. در این اثر که از شاعری ناشناس در قرن دوازدهم و محتملاً دوره صفویه کتابت شده است مواردی یافت می شود که نگارندگان را بر آن داشت تا به شیوه تحلیلی و توصیفی، درباره ادبیات تعلیمی در این اثر دست به پژوهش بزنند. با طرح این پرسش ها که دسته بندی ادبیات تعلیمی در ادب فارسی چگونه است؟ و شاخصه های ادبیات تعلیمی در مثنوی هفت لشکر کدام است؟ پس از بررسی ها مشخص شد که سراینده با طرح مواردی همچون بزرگداشت خِرَد ، حمد خدا ، توکّل ، پذیرش پند پیران، طلب دعای خیر در حق دیگران و نیز با تبشیر و انذار و.. به طرح موضوعات اخلاقی پرداخنه است که می تواند در زندگی امروزه هم کاربرد داشته باشد از سوی دیگر شیوه نصیحت گویی مشفقانه در این منظومه و کاربرد انها در سراسر داستان نشان از ارزش واقعی اخلاقیات در نزد سراینده دارد.
در این مقاله برپایه نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی، میزان حضور ابزار انسجام در یک دهم از مقامات پنجاه گانه حریری به شکل تطبیق متن اصلی با ترجمه آنها بررسی می شود. در دستور نقش گرای هلیدی، زبان اصلی ترین وسیله انتقال فرهنگی است و هر عنصری از آن برپایه نقش معین در نظام کلی زبان معرفی می شود. در این نظام، ابزار مختلفی برای نشان دادن انسجام در متن به کار می رود. جامعه آماری این پژوهش پنج مقامه از مقامات پنجاه گانه حریری است؛ مقامه هایی مانند دیناریّه، برقعیدیّه، مرویّه، شیرازیّه و تنیسیّه که هم ازنظر محتوا (توجیه فقر و گدایی) بیانگر کلیت مقامات است و هم ازنظر لفظ و متن، انسجام کامل تری دارد. با بررسی متن و ترجمه آن برپایه این الگو، این نتایج به دست آمد: نخست آنکه در متن اصلی و ترجمه، میزان انسجام ازنظر کمّی در ابزارهایی مانند حذف، ترادف، هم آیی و شمول معنایی هماهنگ نیست و این به سبب رویکرد دوگانه مترجم (ترجمه آزاد و ترجمه لفظ به لفظ) و نیز اختلاف در حوزه معناییِ واژه و ساختار دستوریِ زبان اصلی و ترجمه است. دیگر آنکه حریری به لفظ بسیار توجه دارد و به دیگر رفتارهای نویسندگی بی توجه است و همین در ابتدا متن را اندکی نابسامان و بی هدف جلوه می دهد؛ اما این کتاب دربردارنده ویژگی های سه گانه آموزش زبانی و بیان روایی و روشنگری اجتماعی، همراه با عوامل انسجامی است؛ همچنین ترجمه فارسی ِآن از ظرفیت لازم برای نمایش میزان حضور ابزار انسجام برخوردار است؛ به ویژه ترجمه بررسی شده که آمیخته ای از هر دو نوع ترجمه است.
إنّ نفسیه المتنبی وسَعدی من أهمّ المؤثّرات على حِکمه الشاعرین. لأنها تؤثّر على حِکمتهما من جهتین، الأولى بتأثیرها على إقبالهما علی الحِکمه، والثانیه بتأثیرها على المضامین والموضوعات الحکمیّه الملائمه لنفسیّتهما.
واتّضح لنا أخیرا أنّ الشاعرین مختلفان فی هذا الجانب کلّ الاختلاف، إذ لا نلاحظ أیّ تشابه بینهما، فکلّ ما ذکرنا فی هذه المقاله هو تفاوت وتباعد، بل تناقض وتعاکس أحیاناً. لأنّ تواضع سَعدی یناقض غرور المتنبّی، وتفاؤله عکس تشاؤم المتنبّی، وتدیّنه یناقض ضعف عقیده المتنبّی.
فخلاصه الکلام فی هذا المجال أنّ معالجه نفسیّه الشاعرین تُظهر لنا التفاوت بین المتنبّی کشاعر المدح وسَعدی کشاعر الموعظه والنصیحه، أی: التفاوت بین المدّاح والواعظ. وإن اشترک الشاعرین فیما یؤخذ علیهما، هو بسبب بعض التناقضات بین حکمتهما الشعریّه وبین حیاتهما العملیّه، من قبیل التکسّب والإباحیّه.
أمّا تأثیر هذا الاختلاف فی المضامین الحکمیّه، فیظهر فی الإکثار من بعض المضامین دون غیرها. فکان حثُّ المتنبّی على الشجاعه والجرأه أکثر بکثیر من حثّ سَعدی علیهما، وبالعکس لا یقاس إقبال المتنبّی على التواضع مع إقبال سعدی علیه. وکذلک أنّ المتنبّی ما حثَّ على القناعه والعداله ولم یمنع عن الأنانیّه والغرور، بینما حثّ سَعدی على القناعه والعداله والإنصاف ومَنَع عن الغرور والأنانیّه کثیراً.