In Richard Matheson’s I Am Legend (1954), vampires and the protagonist are regarded as the incumbents of legend-based subject positions respectively. This full circle and chiasmastic changeability in the incumbency of legend-based subject positions have been read through several postcolonial and racial critical paradigms. The present study, while acknowledging the merit of these readings, puts the changeable incumbencies of legend-based subject positions of this novel within Julia Kristeva’s critical conceptualization of chora. Such a reading acknowledges the repressive features of becoming a legend in symbolic order of signification, and at the same time, bespeaks the eruptive and threatening inklings of the semiotic and irrepresentable aspects of becoming a legend for such orders. The reading also manages to distance itself from those studies and analyses which see in legends some transcendental or holy teleology. This study argues that it is the very irrepresentable but materialistic and heterogeneous developments in the process of legend formation which make the incumbencies of legends motile, semiotically enabling and eruptive, and overall choric. In the novel’s post-apocalyptic, always-changing and chaotic world, becoming a legend can ensure one’s symbolically irrepresentable but semiotically perpetual survival.
امام باقر علیه السلام پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، نقش تاثیر گذاری در رشد و بالندگی شیعه و دفاع از اسلام داشتند. یکی از شیوه های حضرت به ویژه در مواجهه با جنگ روانی دشمنان،گفتمان انتقادی است.این امام همام در هر فرصتی با انتقاد روشنگر از ایدئولوژی حاکم که لباس خلیفه مسلمین را در ظاهر بر تن داشت،خواستار تغییر بافت فرهنگی جامعه می شدند.یکی از این بیانات خطبه امام باقر علیه السلام خطاب به اهل دمشق است.از این رو هدف مقاله حاضر رمز گشایی از لایه های معنایی نهفته در گفتمان انتقادی امام با استفاده از مولفه های مطرح شده در نظریه فرکلاف و ون دایک می باشد. تحقیق پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی، با رویکردی میان رشته ای از دریچه زبان شناسی، یکی از خطبه های امام باقر(علیه السلام) را بررسی و بازنمود رویکرد امام نسبت به حضرت علی(علیه السلام) و مخالفین ایشان را بابهره گیری از مؤلفه های مطرح شده در رویکرد فرکلاف و مربع ایدئولوژیک ون دایک نشان داده است. تحلیل گفتمان انتقادی خطبه و عبور از دال و رسیدن به مدلول کلام،0 حاکی از آن است که تمامی انتخاب های زبانی امام باقر(علیه السلام) در سطوح مختلف، همگی در راستای هدف حضرت و القای دیدگاه و ایدئولوژی موردنظر ایشان می باشد. این هدف اثبات حقانیّت ولایت حضرت علی(علیه السلام) و انتقاد به بستر ایدئولوژیکی حاکم می باشد. تفاوت رویکردی امام به دو گروه، نشان دهنده ی تفاوت در زیربنای فکری ایشان درمقایسه با ایدئولوژی حاکم بر جامعه است.
دعبل از برجسته ترین شاعران متعهد دینی عراق است که آوازه شجاعت و ظلم ستیزی اش بر سر زبان هاست؛ وی شعر و زندگی خویش را در راستای دفاع از مبانی اهل بیت (علیهم السلام) و اثبات حقانیت آنان، گسترش آرمان های تشیع، نشر فرهنگ قرآن و حدیث قرار داد. بیشتر شهرت این ابرمرد تاریخ ادبی تشیّع مرهون قصیده «تائیه» با موضوعیت مدح اهل بیت، اشاره به حادثه ی کربلا و رثای سالار شهیدان (ع)، هجو دشمنان و دفاع از حقوق پایمال شده آنان می باشد. قصیده مذکور در بحر طویل و قافیه «تاء» سروده شده و از نظر ادبی شاعر از تصاویر هنری از قبیل تشبیه، استعاره، کنایه، تضاد، تلمیح و ذکر اشارات تاریخی با هدف زیبایی آفرینی و در بیشتر موارد در راستای القای معانی و وضوح هر چه بیشتر مضامین با روح دینی به مخاطب بهره برده و از خلال انتقال اندیشه ها و تجارب بی شائبه ی خویش از یک سو تعلق خاطر خویش را به خاندان رسالت ابراز نموده و از دیگر سو مخاطب را در غم و اندوه ناشی از فقدان وجود اهل بیت (علیهم السلام) شریک کرده است. پژوهش حاضر در صدد است که با روشی توصیفی تحلیلی این قصیده ی بی بدیل علوی را هم از نظر ساختار موسیقایی، مضمون و محتوای شعری و و هم از بعد تصویری و زیورهای زیبای بیانی و بدیعی مورد تحلیل قرار دهد.