ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۴۶۱ تا ۳۲٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۳۲۴۶۲.

دو واژة محلّ نظر در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۹۳۸
مقالة پیش رو تلاش دارد تا با در نظر گرفتن اصل ِ«ضبط دشوارتر، برتر است» (lectiodifficlilior)1 و نیز با در نظر گرفتن «ضبط اقدم نسخ» و بررسی «اختلاف نسخه ها» به توضیح و تشریح واژة «مری» که از واژگان مهجور شاهنامه است، بپردازد. به همین منظور، به بررسی ضبط های گوناگون بیتی که این واژه در آن به کار رفته است، پرداخته ایم، سپس از بین صورت های مختلف آن، با توجّه به مسائل نسخه شناسی و رویکردهای تحلیلی، واژة «مری» را برگزیده و نظرهای مطرح دربارة آن را در بوتة نقد قرار داده ایم. در پایان نیز معنای این واژه مورد بررسی و تشریح قرار گرفته است. از دیگر سو، واژة «بجای» که در ساختار برخی تشبیهات شاهنامه، استعمال شده، مورد بررسی قرار گرفته است. برای این کار، ابتدا ابیاتی که این واژه در آنها به کار رفته، استخراج شده است و پس از آن، نظرات گوناگون دربارة این واژه، مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و در پایان، معنای آن تشریح شده است.
۳۲۴۶۶.

مقاله به زبان فرانسه: بررسی مقایسه ای مضمون« سکوت» از دیدگاه مولانا جلال الدین رومی و آلفرد دو وینیی (Étude comparative de la notion du Silence chez Mowlânâ Djalâl-Od-Dîn Rûmî et Alfred de Vigny)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۸۱۹
با در نظر گرفتن آنکه یکی از مراحل کمال، تسلّط یافتن بر افکار، اعمال و گفتار است، همین زبان مشترک، ما را به سمت تطبیق دیدگاه مولانا و آلفرد دو وینیی در باب مضمون «سکوت» سوق داد. ولی چگونه کلام می تواند به آرامی ما را در ارتباط با حضرت حق قرار دهد؟ چرا هر گونه کلامی، بیانگر خودشیفتگی و عُجب ناطق آن کلام است؟ چگونه به مانند طفل شیرخواری که برای مدّتی قدرت کلام ندارد و سراپا گوش است، می بایست برای مدّتی سکوت اختیار کنیم تا به رموز و اسرار الهی پی ببریم؟ از نظر عارف شهیر، مولانا جلال الدین رومی بلخی، تنها کسانی به رموز عالم ماوراء دست می یابند که در این دنیا سراپا گوش اسرار الهی هستند؛ و از نظر آلفرد دو وینیی با توجه به آنکه فلسفه ی رواقیون به قبح پرحرفی می پردازد، اشعار بایست از جملات، قطعات، کنایات و نصایحی بس مختصر و مفید تشکیل شوند.
۳۲۴۷۲.

درآمدی تطبیقی بر شاخصه های رئالیسم در آثار غلامحسین ساعدی و طیّب صالح (مطالعه موردی داستان گاو و دومه ود حامد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۷۷۳
واقع گرایی یا نمایش واقعیّت پس از حوادث خون بار جنگ جهانی، یکی از مهم ترین دغدغه های نویسندگان قرن بیستم گردید. آنچه برای آن ها اهمّیّت داشت پرداختن به موضوعات این دنیایی و بیان مصیبت ها و بلایایی بود که انسان معاصر با آن ها در ارتباط است. کشورهای جهان سوّم بیشتر با چنین پدیده هایی سر و کار داشتند؛ از این رو، ادبیّات آن ها بیشتر به رئالیسم گرایش داشت و در صدد بیان واقعیّت های تلخ و آشکار جامعة خود برآمدند. غلامحسین ساعدی، در ایران و طیّب صالح در سودان، از نامدارترین نویسندگان سبک رئالسیم در این دو کشورند. پژوهش حاضر کوشیده بر اساس مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی و با روش توصیفی - تحلیلی، همگونی ها و ناهمگونی های داستان «گاو» از غلامحسین ساعدی و داستان دومه ود حامداز طیّب صالح را با تکیه بر مهم ترین شاخصه های رئالسیم در این دو داستان و در شش محور عنصر عادت، سیطرة واقع گرایی، رئالیسم انتقادی، روایت ساده، وجهه تیپیک شخصیّت ها و قهرمان زدایی، بررسی و تحلیل نماید. برآیند پژوهش نشان می دهد که این دو داستان به طور نمادین به جنبه های روان شناختی شخصیّت هایی پرداخته اند که در عقب ماندگی غوطه ورند و با آن خو گرفته و حاضرند پیشرفت و تمدّن را در جهت حفظ این سنّت های مندرس از دست بدهند. شاخصه های رئالیسم در هر دو داستان مشترک بوده و از کمترین ناهمگونی برخوردار است و عواملی چون فقر، جهل و سنّت در پدید آمدن آن نقش دارند.
۳۲۴۷۳.

عطای کثیر؛ شرح بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۸۱۳
بیت «نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی/ که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر» با ضبط ها و معانی متفاوتی در تصحیح ها و شرح های دیوان حافظ آمده است. این مقاله ضمن بررسی این موارد، در پی آن است تا شکل سالم و معنی درستی از بیت ارائه دهد. دو موضوع را شارحان در شرح بیت در نظر نگرفته اند؛ یکی بررسی دو ترکیب قرآنی ""متاع قلیل"" و ""عطای کثیر"" که معادل نعمت های دنیا و آخرت است و دیگر این که شارحان ""که"" را در ابتدای مصرع دوم، ""که"" ربط تعلیلی به معنی ""زیرا که"" معنی کرده اند و یک شرح نیز آن را به معنی ""بلکه"" دانسته است. نگارنده معتقد است در این بیت، حرف ربطِ ""که"" حرف پیروِ (ربطِ) اسم پرداز یا توضیحی است. این نوع ""که"" کلمه یا ترکیب پیش از خود را با جمله ی پس از خود مرتبط می سازد تا در باره ی آن توضیح و تفسیری ارائه دهد. حافظ بارها این نوع ""که"" را به کار برده است که با ذکر شواهدی از آن در متن مقاله، نظریه ی فوق قوت می یابد.
۳۲۴۷۷.

شرح بیتی از دیوان حافظ («زمانی» یا «زبانی»)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۸ تعداد دانلود : ۶۲۸
در غزلی از دیوان حافظ به مطلعِ دلم جز مهر مهرویان طریقی برنمی گیرد ز هر در می دهم پندش ولیکن درنمی گیرد بیتی در همة نسخه ها به جز نسخة ایاصوفیه به صورت زیر آمده است: من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار اگر می گیرد این آتش زمانی ور نمی گیرد اما در نسخة ایاصوفیه، مصراع دوم این بیت به شکل زیر آمده است: من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار اگر می گیرد این آتش زبانی ور نمی گیرد باتوجه به این که حافظ در همان غزل به آتش زبانی خود اشاره دارد: میان گریه می خندم که چون شمع اندرین مجلس زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد و شارحان دیوان حافظ، این ارتباط باریک عمودی میان ابیات را از نظر دور داشته و متوجه حذف یک نقطه (در حرف «ب») در ترکیب «آتش زبانی» نشده اند، نگارندة این مقاله، با مراجعه به منابع کهن، دربارة این نکتة مهمّ که معنی بیت را بسیار روشن می کند، بحث کرده که امید است در نظر نکته دانان پذیرفته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان