فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۹۶۱ تا ۳۰٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
سرهنگ فریور
حوزههای تخصصی:
تحلیل تفسیری دیداری
تحلیل متن شناختی سوره لقمان براساس نظریه کنش گفتار سرل
حوزههای تخصصی:
بررسی کنش های گفتار در متون مذهبی، یکی از راه های درک و شناخت لایه های پنهان وتأثیر موردنظر مبدأ کلام است، نوشتار حاضر درحوزه کاربردشناسی زبان وتحلیل گفتمان درنظر دارد به مطالعه و بررسی کنش های گفتاری سوره لقمان بپردازد. این پژوهش بر روی سوره لقمان بابررسی اجمالی تفاسیر صورت گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش تحلیل محتوا است و واحد تحلیل، می تواند شامل یک جمله، یک کلمه یا چند جمله باشدکه یک کنش را برسانند.ابتدا هر آیه به پاره گفتار تقسیم شده و سپس نوع کنش هر پاره گفتار مشخص گردیده است. پس از تجزیه و تحلیل داده ها و بر اساس نتایج حاصله مشخص شد که از مجموع 107 کنش به کار رفته در این سوره ،کنش ترغیبی باتعداد61 مورد،کنش اظهاری با23مورد و کنش عاطفی با22 مورد بیشترین میزان کنش را در این سوره دارند و کنش تعهدی با تعداد1مورد کمترین میزان را به خود اختصاص داده است. تعداد زیاد کنش ترغیبی و اظهاری با توجه به مباحث مطرح شده در این سوره کاملا قابل توجیه است؛ زیرا تبیین و دعوت مخاطب به مسایل اصلی اعتقادی مانند توحید و معاد بیشتر در قالب کنش اظهاری و ترغیبی اثربخش است و بیان این مسائل کمتر رنگ و بوی عاطفی را می پذیرد. همچنین در این بررسی نشان داده شده است که پاره گفتارهای این سوره نه تنها کنش های متفاوتی دارند بلکه برخی از پاره گفتارها بیش از یک کنش دارند، ضمناً کنش اعلامی دراین سوره استفاده نشده؛ زیرا این نوع کنش ها بیشتر درموقعیت های رسمی مانند جلسه ی دادگاه استفاده می شود
فروغی تازه در شعر فرخزاد
حوزههای تخصصی:
شهر پشت دریاها
حوزههای تخصصی:
کتابهای تازه ایرانشناسی (2)
حوزههای تخصصی:
وزن و وزنه کتاب دستور تاریخی فعل
حوزههای تخصصی:
سخنی در باب صائب
حوزههای تخصصی:
جریان زمان و انسجام برآمده از آن در روایت شیخ صنعان عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان در مقام عنصر روایی و یکی از عوامل تثبیت فرم می تواند با دلالت هایی ضمنی به پیوندی «زیبایی شناختی- اندیشگانی» منجر شده؛ متن را به انسجام مضاعف برساند. برغم اینکه بسیاری از متن های تعلیمی کلاسیک با نوعی نتیجه محوری تولید گردیده و کمتر به دلالت پردازی غیر مستقیم با عناصر روایی پرداخته شده است؛ در برخی از روایت های داستانی آن عصر، همچون تمثیل شیخ صنعان عطار، نسبتی چشمگیر میان زمان توزیعی روایت با وضعیت، کنش های شخصیت اصلی قصه و درونمایه وجود دارد. این نوشتار به شیوه توصیفی- تفسیری، جریان زمان در روایت شیخ صنعان را به مثابه عنصری روایی برای تبیین انواع انسجام در آن متن بررسی کرده است. مبنای نظری این نوشتار برای معرفی جریان زمان در سه شکل ترتیب، تداوم و بسامد؛ الگوی ژنت و در بحث زمان در قالب حال اخلاقی سخن والاس مارتین است. نتیجه حاکی از آن است که زمان توزیعی در تمثیل مذکور با انواع زمان پریشی، تنظیم سرعت و تکرارها، منجر به دو سطح انسجامِ ساختاری و اندیشگانی شده است در این میانه، راوی با تکیه بر حال اخلاقی زمان روایت را متوقف کرده، به شکلی مستقیم اندیشه ای را با مخاطب در میان می گذارد.
کتابشناسی: مقاله شناسی ادبیات داستانی
حوزههای تخصصی:
نقد کتاب: جولایی و ارواح (نگاهی به «جامعه به خوناب»
حوزههای تخصصی:
نمادشناسی تطبیقی «عزاداران بیل» ساعدی و «مسخ» کافکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
127-153
حوزههای تخصصی:
نمادپردازی ابزاری برای تعمیق معنایی اثر ادبی و بیان مفاهیمی است که در پس زبان نمادین نهان است. فرانتس کافکا و غلامحسین ساعدی، نویسندگان دورانی بحران زده اند که زبان آثار آنها، نمادین است و در آثارشان به نمادپردازی توجه داشته اند. این مقاله، داستان های «عزاداران بَیَل» ساعدی و «مسخ» کافکا را با رویکردی تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر نمادشناسی تطبیقی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که این دو داستان، مبتنی بر زبانی نمادین نگاشته شده اند و نمادهای انسانی، غیرانسانی (مکان ها و اشیا) و حیوانی در دو اثر به کار رفته است. ساعدی و کافکا تلاش کرده اند تا مفاهیمی عمیق را در توصیف زمانه و عصر خویش، از طریق زبان نمادین به مخاطب انتقال دهند، چنان که مسخ مشدی حسن به گاو در عزاداران بَیَل و مسخ گرگور در داستان کافکا به حشره ای عظیم الجثه، از نمادهای مشترک برجسته در این دو اثر است. مسخ مشدی حسن نوعی استحاله روحی، توهّم و جنون و نمادی از خودبیگانگی اوست و مسخ گرگور سامسا، روایت بیگانگی از جامعه دچار بحران هویت. مسخ مشدی حسن، روحی و مسخ گرگور، جسمانی است. هر دو مسخ، تنزل از درجه انسانی به مقام و مرتبه حیوانی است و این شاید به این معنا باشد که پایان چنین بیگانگی از خود، رسیدن به مقام پست حیوان بودن است. مسخ موسرخه در عزاداران بَیَل نیز، مسخی جسمانی است و از این نظر شبیه به مسخ گرگور سامسا. موسرخه، نماد قحطی وگرسنگی است؛ امّا مسخ گرگور نماد بی هویّتی در هجوم مدرنیسم است.
غزل دیروز، غزل امروز
حوزههای تخصصی:
غلط مشهور
انتقاد کتاب (مقدمه ابن خلدون)
حوزههای تخصصی:
شأن نهج البلاغه این نیست
حوزههای تخصصی: