فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۸۱ تا ۲٬۸۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
بررسی مقایسه ای تحولات شعر معاصر عربی از عصر نهضت به بعد و تحولات شعر معاصر فارسی از عصر مشروطیت به بعد (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین التطورات فی الشعر العربی منذ النهضة و الشعر الفارسی منذ الثورة الدستوریة)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مشتمل بر سه بخش است:در بخش نخست، تحولات شعر معاصر عربی از عصر نهضت به بعد بررسی و پس از ذکر عوامل تحول ادبی، دگرگونی های پدید آمده در شعر عربی و تاثیرپذیری آن از ادب غربی بیان شده است.بخش دوم مقاله، به بررسی عوامل جامعه شناختی تحول ادبی در کشور ما که به بیداری اجتماعی ـ فکری مردم ایران منجر شد و درنهایت، زمینه ایجاد انقلاب مشروطه را فراهم ساخت، اختصاص دارد. در این مورد، دیدگاه های جامعه شناختی باختین و لوتمان مدنظر قرار گرفته و درپی آن، ویژگی های شعر این دوره بیان شده است.در بخش سوم مقاله، اشتراکات ادبی شعر پارسی پس از عصر مشروطه و شعر عربی پس از عصر نهضت بررسی شده که این اشتراکات، هم در بیان عوامل تحول و هم در تحولات ادبی پدید آمده در شعر هر دو ملت یکسان است.چکیده عربی:ینقسم هذا المقال إلی ثلاثة أقسام: یدرس القسم الأول تطورات الشعر العربی المعاصر منذ عصر النهضة، وبعد الإشارة إلی أسبابها یشیر إلی تلک التطورات ملقیا الضوء علی تأثرها بالأدب الغربی.و یعالج القسم الثانی العوامل الاجتماعیة للتطورات الأدبیة فی بلدنا و التی تمخضت عن صحو الإیرانیین الاجتماعیة و الفکریة ممهدة الظروف للثورة الدستوریة. و فی هذا المجال تم الاعتماد علی آراء باختین ولوتمان الاجتماعیة ثم أشیر إلی میزات الشعر فی تلک الفترة.و أخیرا ألقی القسم الثالث الضوء علی المشترکات الأدبیة بین الشعر الفارسی بعد الثورة الدستوریة و الشعر العربی بعد النهضة، تلک المشترکات التی نجدها واحدة سویة فی شعر الأدبین سواء فی بیان أسباب التطور أو التطورات الأدبیة الموجودة.
دستور تاریخی زبان فارسی: ساختمان جمله فعلی و تحول آن در زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
اوصاف عقل در تقابل با عشق و جنون در دیوان صائب تبریزی و دیگر عرفا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عقل و خردی که صائب تبریزی، با تاسی از مکتب عرفانی بزرگان عارفی نظیر: سنایی، عطار، مولانا، حافظ، شاه نعمت الله ولی و دیگران، با آن در افتاده است، عقل یونانی است که پیرو نفس بوده و به مانند حجاب و مانعی در راه رسیدن به سر منزل معرفت و حقیقت است و به تعبیر مولانا «عقل جزوی است که منکر عشق است» منظور ازآن عقل کلی نیست که در بینش عرفانی - اسلامی و نیز در آیات و روایات دینی به عنوان محبوبترین خلق خدا مورد تمجید و تکریم فراوان واقع گردیده است. صائب جهت تحقیر عقل جزوی یونانی (اندیشه استدلالی و فلسفی ارسطویی) در برابر عظمت بیکران عشق و جنون (بینش ذوقی و شهودی افلاطونی)، آن را با اوصاف و عناوین مختلف توصیف می کند. این نوشتاربه برشمردن اوصاف چنین عقلی در دیوان صائب تبریزی با ذکر شواهدی از دیگر متون منظوم و منثور عرفانی پرداخته است.
نگاهی به فلسفه ستیزی در فرهنگ و تمدن اسلامی و انعکاس آن در شعر خاقانی
حوزههای تخصصی:
فسلفه، چه در خاستگاه خود – یونان – و چه در تمدن اسلامی با معاندانی روبه رو بوده است. در یونان، سوفیستها به مخالفت با فسلفه برخاستند و در تمدن اسلامی، فلسفه با عنادورزی پیروان دین اسلام و عرفا و اهل سلوک مواجه بوده است. بر این اصناف معاند طبقه شاعران را نیز باید افزود، شاعرانی چون سنایی و خاقانی که با تمام نیروی بیان خویش بر فلسفه تاخته اند. از سوی دیگر نظام های سیاسی نیز برخی اوقات روی خوش به فلسفه نشان نداده اند. در این پژوهش با اشاره ای مختصر به عوامل این عناد و ستیزه گری با فلسفه که تا حدی به منش و رفتار خود فلاسفه، آموزه های نظامیه ها، راحت طلبی فکری مخاطبان فلاسفه، کج فهمی مسایل فلسفی و نگرش حداکثری نسبت به دین وابسته بود، با مصادیقی از دیوان خاقانی، دیدگاه او درباره این مقوله تحلیل و بررسی شده است.
از میراث ادب حماسی ایران
ارزش های رنگ در هنر و ادبیات ایران
حوزههای تخصصی:
نگاهی دوباره به تشبیه مرکب و مقید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ مردم در اشعار گیلکی محمدعلی افراشته
حوزههای تخصصی:
یادگار بزرگمهر
تأثیرپذیری مولوی از قصه های قرآن در داستان روستایی و شهری در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، چگونگی تاثیرپذیری مولوی از قصه های قرآن در داستان روستایی و شهری در دفتر سوم مثنوی بررسی و تحلیل شده و در آن دیدگاه «الگو مدار» (pattern base) مولوی در اخذ الگوها و ساختارهای بنیادین ذهنی از قصه های قرآن کریم و بهره گیری از این «الگوهای مثالی» و «سرمشقهای عالی» برای پروراندن قصه و رمزگشایی عناصر سازنده آن و ارایه گزاره های اخلاقی، اجتماعی و معرفتی به عنوان دیدگاهی ویژه در پژوهشهای مولوی شناسی مطرح شده است. نتیجه نشان می دهد که مولوی با دیدگاه الگومدار خود از قصه های قرآن به صورت سرمشقهای عالی (paradigms) برای پروراندن و به بار نشاندن قصه ها و تمثیلهای خود و رسیدن به هدف اصلی خود، که تعلیم وانذار مخاطبان است، عمیقا بهره برده و این تاثیرپذیری و بهره گیری عمیقتر و اساسی تر از آن است که آن را به عناصر «تداعی معانی» یا «نظام تلمیحی» فرو بکاهیم.
الگوی ساختاری - ارتباطی حکایت های حدیقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیقه اولین منظومه مهم تعلیمی- عرفانی در زبان فارسی است. سنایی در این اثر ارزشمند، علاوه بر پرداختن به موضوعات عرفانی و بیان معارف اسلامی، از حکایت و داستان برای مستند و مستدل ساختن مطالب و قابل فهم ساختن آن ها برای عامه استفاده کرده است. در این مقاله، برای رسیدن به پاسخ این پرسش که حکایات حدیقه، چه نقشی در تحقق اهداف تعلیمی این منظومه عرفانی دارند؛ الگوی ارتباطی رومن یاکوبسن، ادیب و زبان شناس روسی، اساس کار قرار گرفته است. یاکوبسن در هر ارتباط کلامی، شش عنصر فرستنده، گیرنده، پیام، زمینه، رمز وتماس را دخیل می داند. از دیدگاه وی، در فرآیند ارتباط این عناصر، تعیین کننده کارکردهای زبان هستند و در هر ارتباط کلامی، همواره یکی از این کارکردها برجسته تر است. بررسی عناصرِ فرستنده، گیرنده و زمینه و کارکردهای این عناصر در حکایات حدیقه نشان می دهد که در حدیقه، کارکرد ارجاعی مهم ترین و پربسامدترین کارکرد است و در جهت توضیح وتبیین زمینه معنایی متن عمل کرده است. کارکردهای کنشی و عاطفی در مراتب بعدی قرار می گیرند و بر تأثیر و نفوذ کلام راوی می افزایند.
تارنمای برهم کنشانه ی متن و تصویر با بررسی تطبیقی کتاب های داستانی تصویری برتر ایرانی و غیرایرانی (بر پایه ی نظریه ی ماریا نیکولایوا و کارول اسکات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی و مقایسه ی رابطه ی متن و تصویر، با توجه به سازه های داستانی، در کتاب های داستانی تصویریِ برگزیده ی ایرانی و خارجی است. پژوهش گران، در بررسی این نمونه ها که هدفمندانه و با نظر صاحب نظران هر گروه، گزینش شده اند، به واژه، جمله، پاراگراف، تک گستره ، دوگستره، متن، تصویر، جلد و کل داستان توجه دارند. پژوهش پیشِ رو، بر پایه ی نظریه ی ماریا نیکولایوا و کارول اسکات بنا شده، اما راه خود را برای گشایش افقی تازه تر، بازگذاشته است؛ از این رو، در کنار رویکرد توصیفی تفسیری، به رویکرد تفسیری تجریدی نیز نزدیک شده و در بررسی آثار، هر دو راه تحلیل محتوای کیفی قیاسی و استقرایی را به روش تعریفی میرینگ (2000)، پیموده است. در پی چنین خوانشی، مبانی نظری مقوله های یادشده را پرداخته تر کرده و در زمینه ی رابطه ی متن و تصویر، به الگویی نو و همه جانبه تر رسیده که برای بیان آن، اصطلاح توصیفیِ «تارنمایِ برهم کنشی» را برگزیده است. یافته یِ جانبی این پژوهش، ارزش همراهی و گفت وگوی نویسنده و تصویرگر را برای خلق آثاری خلاق تر، گوشزد می کند.
این پژوهش نشان داد، داستان های خارجی با ساختاری نو و معنادار و خلق گمانه زنی، سپیدخوانی، رفت و-برگشت های درون متنی و تصویری و... سنجیده و پرورده تر از داستان های ایرانی است و حتی چشم اندازی گسترده و پیچیده تر از راه کارهای نیکولایوا و اسکات، پیشِ روی مخاطب می گذارد.
تاثیر وقایع تاریخی در سه اثر داستانی جلال آل احمد
حوزههای تخصصی:
جلال آل احمد نویسند ه ای آشنا و تاثیرگذار در ادبیات معاصر ایران است و به دلیل ویژگی های فردی و شرایط اجتماعی عصرش، از افرادی است که بحث ها و جدل های فراوانی درباره او شده است. این مقاله بر آن است که ویژگی مهم آثار آل احمد این است که بیشتر از آنکه ادبی و داستانی باشد، تاریخی و مستند است و به همین دلیل می توان تاریخ و فرهنگ دوران جلال را در آثار او خواند و دریافت. او به لحاظ شخصیتی صادق و با صراحت در کلام بود و در فعالیت های سیاسی و اجتماعی اش اهل ریا و دورویی نبود و این ویژگی او در آثارش نیز منعکس شده است، او در داستان هایش واقعیت ها را بی پرده به تصویر می کشد. در مقاله سعی شده است با مطالعه دقیق آثار ادبی جلال (با تاکید بر سه اثر مدیر مدرسه، نون و القلم و نفرین زمین)، مراجعه به نقد های منتشر شده از آثار او، مطالعه و فیش برداری از کتاب های تاریخی و زندگی نامه های جلال آل احمد، تصویری از اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوران این نویسنده نام آشنای ادبیات معاصر ارائه شود. این مقاله به این نتیجه منتهی می شود که جلال در خلق آثار ادبی و داستانی خود، بسیار به تاریخ و واقعیات اطرافش توجه داشته است و زندگی شخصی و تاریخ عصرش در آثار او انعکاس چشمگیری دارد.
تمثیل در ادبیات ایران و جهان
حوزههای تخصصی: