ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۸۲۱ تا ۲۳٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۲۳۸۲۱.

زاویهء دید در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۱ تعداد دانلود : ۵۳۳
زاویهء دید، یکى از مهمترین اصطلاحات داستان نویسى است که به نحوهروایت داستان اطلاق مى شود. در فن داستان نویسى، براى زاویهء دید انواعى در نظر گرفته اند که عبارتند از: 1- زاویهء دید اول شخص 2- زاویهء دید سوم شخص 3- زاویا دید داناى کل در این مقاله، براى اولین بار این اصطلاح براى تحلیل شعر به کارگرفته شده و منظور از آن، چگونگى نگرش شاعر به یک شى یا یک پدیده است که منجر به برداشت هاى گوناگون از یک حقیقت واحد مى شود.
۲۳۸۲۲.

تحلیل اسطوره زال در شاهنامه براساس نظریات یونگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۴ تعداد دانلود : ۸۵۲
هدف پژوهش حاضر خوانش دوباره یکی از داستان های شاهنامه به عنوان یکی از متون ادبی کهن از دیدگاه کارل گوستاو یونگ(1961-1875) روانشناس و نظریه پرداز قرن بیستم است. تحقیقات و یافته های او در قلمرو اساطیر، دستمایه منتقدان بسیاری برای بررسی آثار ادبی قرار گرفته است. در این پژوهش اسطوره زال براساس نظریات یونگ به روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته و مفاهیم اساسی اندیشه یونگ مانند: فرآیند فردیت، خود، خودآگاه، ناخودآگاه همچنین کهن الگوهایی نظیر قهرمان، سایه، پرسونا، پیردانا، آنیما، آنیموس و مادر ارزیابی شده و چگونگی تبلور هریک در این داستان به عنوان مسئله اصلی تحقیق مشخص و به موقعیت های کهن الگویی نظیر تولد دوباره نیز اشاره شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طبق نظریات یونگ اسطوره ها شاید دستخوش تحول و دگرگونی شوند، امّا هرگز از بین نمی روند و محتوای آنها به صورت مستمر در شکل های گوناگون ظهور می یابد. در اسطوره زال، سیمرغ بیانگر کهن الگوی مادر، سام نمود کهن الگوی سایه، که تحول او را به پرسونا شاهد هستیم، رودابه نمود آنیما و زال تبلور کهن الگوی قهرمان است که پس از دشواری ها و گذر از آزمون های فراوان تولدی دوباره می یابد و در نیمه دوم زندگی اش کهن الگوی پیر دانا محسوب می شود. ضمن آنکه شخصیت زال در چارچوب فرآیند فردیت قابل تأویل است. نتیجه نشان می دهد که با استفاده از این شیوه تحلیل می توان درک بهتری از اسطوره ها داشت.
۲۳۸۲۹.

نگاهی متفاوت به داستان «شیر و نخجیران» مثنوی از منظر نظریه «اقسام عقلانیت»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۰ تعداد دانلود : ۷۱۴
مولوی در جای جای مثنوی با شیوه «قیاس اصولی» مخالفت شدید کرده و به کارگیری آن را خطای شناختی- ادراکی می داند؛ ولی عملاً در داستان های خود برای ثبوت و اثبات نظریه ها، نوع منطقی آن را مباح می داند هرچند، بر اساس شیوه منحصربه فردی که در نوع خطابه خود دارد، تناسب منطقی و نظم معهود آن را به هم می زند. این مقاله تناسب استدلال مولوی را در داستان تمثیلی «شیر و نخجیران» مورد نقد و بررسی قرار داده و سپس روش ایشان را با نظریه قائل به «اقسام عقلانیت» می سنجد و در پایان به این نتیجه می رسد که مولوی تأثیر حالات روان شناختی و فضایل عقلانی آدمی را در شیوه استدلال او موثر می داند. هرچند چنین شیوه ای در چارچوب منطق ارسطویی و حتی منطق جدیدِ برآمده از سنت تحلیلی مذموم است؛ اما رویکردهای امروزین در بحث عقلانیت چنین شیوه ای را اجتناب ناپذیر، رایج و جاری می داند زیرا استدلال و حجت انگیزی اساساً در عالم واقع و در زندگی روزمره از چنین سبک و سیاقی پیروی می کند بنابراین می توان این ادعا را مطرح ساخت که چه بسا مولوی از این حقیقت ظریف غافل نبوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان