برخی از ناقدان متعصب ادب عربی‘نظرات مغرضانه ای در خصوص سرایندگان متعهد شیعی ارائه نمودند. آنان تا توانسته اند بر شخصیت اعتقادی – ادبی این سرایندگان یورش بردند و این همه استواری و آزاد اندیشی آنان را ندیدند و شاید نخواستند که ببینند . در این مقاله برآنم تا در وهله اول‘ برخی از این نظرات مغرضانه را تبیین نموده و در مرحله بعد‘ پاسخی مناسب و مبرهن بدان ارائه دهم. د. نبیل خلیل ابوحلتم در((الفرق الاسلامیه فکرا و شعرا)) اصرار دارد سیدحمیری را ((کیسانی))مذهب معرفی کند و نظرات ناقدان ادب عربی را پیرامون تغییر مذهب سید از کیسانیّه به امامیّه نادیده انگارد. د. شوقی ضیف‘ دیک الجن را با توجه به چند بیتی که در رثاء احمد بن علی هاشمی سروده‘ازغلاة شیعه معرفی میکند. شوقی ضیف‘همچنین در پیروی دعبل خزاعی از مذهب تشیع تردید نموده و قصیده همیشه جاویدان ((تائیه)) را در هاله ای از ابهام نهاده‘ معتقد است دعبل این چکامه را باهدفت دست یافتن به اموال اهل ((قم )) سروده است . فؤاد افرام بستانی در ((الروائع)) چکامه بلند مذهبی ابوفراس حمدانی که به ((الشافیه)) مشهور است را منحول و محرف میداند و قصد دارد تمامی ابیات چکامه و ماهیت آن را زیر سؤال برده ‘ آن را در هاله ای از ابهام نهد.
عصر کنونی که عصر سرعت و علم و تکنولوژی است ضرورت برقراری ارتباط با جوامع دیگر برای رشد در زمینه های علمی،فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... بیش از گذشته احساس می شود؛ یکی از این راه های ارتباطی« ترجمه» در انواعمختلف می باشد. ترجمه ی مکتوب به عنوان نوعی از ترجمه به برگردان پیامی از زبان مبدأ به زبان مقصد به صورت نوشتاری، گفته می شود. پر واضح است ترجمه ی مکتوب در انتقال آثار کهن و معاصر دیگر ملل، به ادبیات ما نقش بسزایی داشته است، بنابراین آشنایی با اصول و قواعد آن به عنوان ابزاری برای فهم صحیح اندیشه ی نویسنده بسیار مهم می باشد.
با توجه به اینکه درمنابع مختلف به صورت پراکنده به اصول ترجمه ی مکتوب پرداخته شده و شناخت صحیح این اصول و به کارگیری آن، عامل اصلی ارائه ی ترجمه ی مقبول می باشد در این مقاله سعی شده است به بررسی و تحلیل مجموعه ای از مهمترین اصول و قواعد ترجمه ی مکتوب از جمله تسلط بر زبان مبدأ و مقصد، فهم موضوع ترجمه، مراعات امانت، تسلط بر اصطلاحات خاص و. . . پرداخته و آنها را تبیین نماید.
گفتارِ حاضر نتیجه تأملی بر دو متن، از متن های مانوی به زبان های پارسی میانه و پهلوی اشکانی (پارتی)[1] است. متنِ نخست به زبانِ پارسی میانه، تمثیلی درباره گناهِ مویه و زاری، و آزاری است که دراثرِ آن به روحِ مرده می رسد. متن دوم به زبانِ پارتی، و درباره رویدادی در یکی از سفرهای مانی است. این متن که در گروه بندیِ متن های تاریخی قرار دارد، به نوعی با متنِ تمثیلیِ نخستین درارتباط است و ظاهراً شخصیت های واحدی در این دو متنِ متفاوت مطرح می شوند. به این ترتیب، این متن ها به گونه ای یک دیگر را کامل می کنند. در این گفتار، ضمنِ بررسیِ زبان شناختیِ دو متن، به بررسی ریشه های فرهنگیِ آیینِ سوگواری در مانویت نیز پرداخته می شود.