کوش نامه، با روایتِ جهانِ روایی کوش در ژانری حماسی، فرصت دیگری است برای هم ذات پنداری مخاطب و سفر به جهان قهرمانِ داستان برای اقامت در ژانری عرفانی. روایت کوش نامه بر اساس «جهان پردازی روایی» از دو کلان جهان تشکیل شده است که رازی شگفتْ دو جهان این روایت را تغییری اساسی می دهد. هنر این راز در روایت کوش نامه این چنین است که ۱. ادراکی جامع از پیرنگ نهایی داستان به دست می دهد؛ ۲. دو کلان جهان داستان را با همه مؤلفه ها از یک دیگر متمایز می کند؛ ۳. باعث تغییر بافت متن می شود و، در نهایت، بستر گذر از ژانر حماسی به ژانر عرفانی را فراهم می سازد؛ ۴. تفاوتی شگرف میان قهرمان داستان حماسی کوش نامه با دیگر قهرمانان حماسی شکل می دهد؛ ۵. وجود و سپس گشایش این رازْ بسترِ هم ذات پنداری را هم برای مخاطب زمان خلق اثر و هم مخاطب امروزی ایجاد می کند. این جستار بر آن است تا با نظریه دیوید هرمن در باب جهان پردازی روایی در تحول پیرنگ داستان، نظریه گریگ درباره سفر به جهان روایت، و نظریه زمان روایی ژنت به بازنگری و خوانش راز روایت کوش نامه بپردازد. سرانجام، گره این روایت را دیورویی و زشت رویی کوش و تغییر آن را پیر می گشاید.
شمس تبریزی با اینکه از عارفان سرشناس و اندیشمندان بزرگ روزگار خویش بوده، مع الاسف، تا روزگار ما و حدود دو سه دهه پیش، جز در حلقه مولانا و یارانش، در تاریخ تصوف، جایگاه شاخصی نداشته است. اطلاعات درباره او منحصر به مقالات و منابعی است که درباره آشنایی او با مولوی نگاشته شده است و در مقالات اوست که به اطلاعاتی دقیق تر از زندگی او دست می یابیم. یکی از این نکته ها، رویه آموزگاری اوست. چنان چه از قراین پیداست؛ به کودکان قرآن آموزش می داده و مدتی به این شغل مشغول بوده است. آنچه از روش تدریس و تعامل او با کودکان به دست می آید، اگرچه با اصول آموزش و روش های تربیتی امروز تفاوت بسیار دارد؛ با این حال، بیانگر دو رویکرد متفاوت است. یکی اینکه تا حدودی روش آموزش و پرورش کودکان را در سده هفتم هجری به ما گوشزد می کند؛ دیگر اینکه روش آموزشی و پرورشی شمس را به نحوی برجسته، برای ما مسلم می گرداند. روش شمس در تربیت کودکان، با جهان اندیشه ها و رویکردهای انتقادی و پرشتاب او، بسیار نزدیک است. روش این مقاله، بر پایه مطالعات کتابخانه ای بوده است. در بخش تشریح زندگی شمس، از کتاب ها و مقاله های علمی و پژوهشی بهره گرفته و بنا بر روش تحلیل محتوا، به رازیابی شخصیت شمس پرداخته است.
هدف این مقاله بررسی تأثیر قرآن بر اشعار شاعر شهیر کرد تبار، غلام رضا خان ارکوازی است. دیوان اشعار غلام رضاخان در میان مردم ایلام و استان های کرد زبان هم جوار، مشهور است. یکی از دلایل شهرت این شاعر تربیت صحیح خانوادگی و پرورش وی در یک محیط دینی و فراگیری آموزه های قرآن و تأثیر آن بر فکر و اندیشه ی وی بوده است.
چون این مقاله در صدد بیان تأثیر قرآن بر اندیشه ی شاعر و تبیین محیطی است که در آن پرورش یافته و زندگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را در آن جا گذرانده است؛ از این رو، طبق روش مرسوم با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد موجود و آثار منظوم شاعر، فرایند ابعاد مختلف زندگی وی به اختصار ترسیم شده است. بررسی ها نشان می دهد غلام رضا خان طی حکمی از سوی حسن خان ابوقداره( نوه ی اسماعیل خان) به ریاست کل طایفه ی ارکوازی منصوب شده است؛ ولی بعد ها مورد خشم و غضب والی پشتکوه قرار گرفته و خان دستور داده او را در غل و زنجیر کنند؛ و در زندان به او سخت گرفته اند. در نتیجه، فشار روحی، روانی و جسمی زندان باعث شده که برای تعدیل این سختی ها با خدا راز و نیاز کند و حاصل آن اشعار زیبایی است که با الهام از آیات قرآن سروده است.