فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۸۱ تا ۱۸٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
لایه های پنهان ضمیر حافظ (تحلیلی تازه از شعر حافظ بر اساس صور ازلی ضمیر ناخودآگاه جمعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره حافظ و غزل او سخن بسیار گفته اند؛ شاید بسی بیش از دیگر سخنوران زبان فارسی. علت این امر را می توان در اشعار چند پهلو و سرشار از ابهام و رمز و راز او بازجست. از این رو، یکی حافظ را عارفی وارسته می نامد که تمامی اشاراتش تأویل عارفانه دارد و دیگری، او را انسانی می پندارد که هرلحظه در حال و هوایی متفاوت سیر می کند. برخی نیز او را شاعری هنرمند و زیرک دانسته اند که تنها به خلق اثری ادبی پرداخته است؛ بی آن که باورهای خود را در آن دخیل کرده باشد. به همین سبب، برای بیشتر ابیات دیوان حافظ، چندین تفسیر و تأویل متناقض و حتی مغایر با یکدیگر ارائه شده و هنوز راه برای تحلیل یا تأویلی دیگر بازمانده است. یکی از دلایل تأویل پذیری شعر حافظ، وجود شخصیت های متعددی همچون رند، پیرمغان، ساقی، شیخ، صوفی، محتسب و... در دیوان اوست که برای برخی از آنها در پاره ای از آثار، معادل های تاریخی نیز معرفی شده و بعضی پژوهشگران کوشیده اند، اثبات کنند که هریک از این شخصیت ها در عصر حافظ یا پیش از او، وجود حقیقی و خارجی داشته اند. غور در حال و هوای شعر حافظ، این پرسش را به ذهن می آورد که آیا می توان هریک از این شخصیت ها را لایه های پنهان ضمیر حافظ دانست که من خودآگاه او بر آن است، تا با شناخت این لایه های پنهان ناخودآگاه و ایجاد تعادل و سازگاری میان آنها، به خودشناسی و کمال دست یابد؟ در این پژوهش با بهره گیری از دیدگاهی که در روانشناسی تحلیلی درباره صور ازلی ضمیر ناخودآگاه جمعی مطرح شده است، درصدد یافتن پاسخی برای این پرسش بوده ایم، تا به افقی نو در تحلیل اشعار حافظ دست یابیم.
شیوه های تقلید صبای کاشانی در خداوندنامه از شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه خداوندنامه از فتحعلی خان صبای کاشانی (1179-1238 ق.) شاعر پارسی گوی اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم از شاعران مکتب بازگشت ادبی است. این حماسه دینی که حاوی دوازده هزار بیت در بحر متقارب مثمّن محذوف است، به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شده و در شرح حال پیامبر اکرم (ص) ، معجزات وی و غزوات امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ از جمله بیت زیر: فردوسی: سپهبد به اسب اندرآورد پای تو گفتی که گردون برآمد ز جای صبا: پیمبر به ارغون درآورد پــای تو گفتی دو گیتی بـرآمد زجــای صبای کاشانی در سرودن این منظومه وامدار اصطلاحات و ترکیبات و لغات شاهنامه فردوسی است. گاه نیز با اندکی تصرّف در تعبیرات شاهنامه دست به تعبیرآفرینی می زند. او از زبان فخیم و پرطنطنه و باشکوه فردوسی (سبک خراسانی) استفاده کرده است که طبیعتاً هدف شاعران بازگشت نیز همین بوده تا زبان کهن را احیا و از انحطاط زبان جلوگیری کنند. سراینده خداوندنامه در خلق صور خیال از جمله «استعاره و تشبیه» ابتکاری نداشته و از تصویرسازی شاعر طوس بهره مند شده است. نگارندگان در این مقاله سعی دارند تا شیوه های تقلید صبا از فردوسی را با ذکر شواهد از دیدگاه واژگان و نحو، قالب بندی، صور خیال (تشبیه و استعاره)، ترکیبات و تعبیرات و... تبیین کنند.
ارتباط معناداری زندگی با اعتقاد به خدا از منظر مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی اثر گرانبهای مولانا جلال الدین بلخی دریای متلاطمی از مفاهیم و رموز حیات است. یکی از این مفاهیم، ارتباط معنادار زندگی در راستای اعتقاد به خداست. در این دیدگاه نگاه مولانا به پدیدة مرگ با نگاه طرفداران فلسفة پوچی متفاوت است و همین تفاوت در دیدگاه تفاوت در اندیشه و آراء را سبب شده است. طرفداران فلسفة پوچی مرگ را پایان حیات بشری می دانند، بنابراین بدیهی است که با چنین اندیشه ای کل نظام هستی را پوچ و بی معنا می انگارند. اما متفکران و اندیشمندانی مانند مولانا نه تنها مرگ را پایان زندگی نمی دانند بلکه آن را به مثابه نقطة عطف و آغازین مرحلة جدیدی از حیات بشری می دانند. حیاتی که در پرتو اعتقاد به خدا معنادار می شود. در این جستار علاوه بر اینکه دیدگاه های مولانا دربارة حیات، فلسفةآفرینش و تکلیف آدمی در نشأة دنیوی تبیین می شود، با ذکر دلایل متقن و مبرهن اندیشة طرفداران فلسفة پوچی که ناشی از تفاوت نگاه آن ها به پدیدة مرگ و نیز عدم وجود دیدگاهی الهی است، بررسی می شود. این جستار بر اساس منابع کتابخانه ای و اینترنتی، به روش تجزیه و تحلیل داده ها، پس از تعریف مختصر و اجمالی از معنا و مفهوم زندگی، فلسفة آفرینش، حیات را از منظر مولوی بررسی می کند و سپس بر اساس داده های به دست آمده به تببین دیدگاه مولانا دربارة حیات معنادار در پرتو اعتقاد به خدا و دیدگاه طرفداران فلسفة پوچی پرداخته است و سرانجام تبیین نماید آیا مرگ پایان زندگی است یا مقدمه ای برای حصول به کمال و حیات ابدی.
دیدگاه های اخلاقی و تربیتی جامی در مثنوی هفت اورنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت و ابعاد مختلف و شیوه های گوناگون آن از موضوعاتی است که در متون ادب فارسی مورد توجه خاص قرار گرفته است.جامی شاعر بلندآوازة قرن نهم نیز به این مطلب به طور خاص پرداخته و بیشتر نظرات تربیتی خود را در قالب نصیحت به فرزندش ارائه کرده است. هرچند جامی بهارستان را به منظور تدریس فرزندش تحریر کرد، اما بیشتر دیدگاه های تربیتی او در مثنوی هفت اورنگ طرح شده است. جامی با تأثیر از فرهنگ اسلامی و با توجه به تمام ابعاد وجودی انسان، راهکارهای تربیتی ارائه میدهد.توصیه های او نشان دهندة آن است که در تعلیم و تربیت باید به بعد جسمانی، دینی، عقلانی،عاطفی و احساسی و اجتماعی توجه شود. ساده زیستن و دوری از رفاه طلبی، علم آموزی و مطالعة کتاب، هنرآموزی، حسن معاشرت، پایبندی به اصول مهم اخلاقی و تبعیت از شریعت پیامبر در تربیت جنبه های مختلف وجود انسان میتواند مورد توجه قرار گیرد.
بار تعلیمی جریان های شعر متعهد فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تصویر زن در کتاب های فارسی راهنمایی و دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش و پرورش، به منزلة یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی ـ تربیتی، نقش بسیار برجسته و بی بدیلی در امر فراگیری، بهبود، و ارتقای شاخص های اخلاقی، فرهنگی، و تربیتی دارد. این نهاد، با تهیه محتوا، روش، و ابزار مناسب، می تواند باعث تکامل و تعالی جامعه و متضمن آینده ای روشن و امید بخش باشد. در پژوهش پیش رو، با هدف بررسی سیمای زن در کتاب های فارسی دوره های راهنمایی و دبیرستان، پارامترهایی نظیر تصویرها، صفات، ویژگی ها، نقش و جایگاه، حضور و تأثیر، و شاخصه های متمایز از زن در کتاب های این دوره بررسی و تحلیل شده است. حضور فیزیکی زنان و دختران در کتاب های فارسی این دوره ها بسیار کم تر از حضور مردان و پسران است؛ به طوری که کم تر از 017/0 تصاویر و نقوش این کتاب ها مربوط به زنان و دختران است. از آن جایی که بخش ناچیزی از محتوای کتاب های فارسی به زنان و نقش های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی آنان اختصاص یافته است صفاتی که معرف زنان است، به طور قابل توجهی، کم تر از مردان است. صفات مرتبط با مردان بیش تر در حوزه های شناختی و بعضاً در حوزه های اجتماعی و اخلاقی است؛ مانند دانایی، سخت کوشی، کنجکاوی، شجاعت، و جوان مردی. در حالی که بیش تر صفات زنان در حوزه های اجتماعی و اخلاقی قرار دارد؛ مانند مهربانی، پاکیزگی، و فداکاری. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد که کتاب های فارسی مقاطع راهنمایی و دبیرستان حاوی کلیشه های جنسیتی بوده و نتوانسته اند نقش اجتماعی زنان و مردان را از طریق محتوا انتقال دهند؛ از این رو باید اذعان کرد که این کتاب ها نیازمند اصلاحات و تحولاتی اند که همه افراد را، صرف نظر از جنس، دربرگیرد. سیمای زنان و مردان را در شرایط گوناگون خانوادگی، شغلی، علمی، سیاسی، و ادبی و به گونه ای متناسب و متوازن ترسیم کند و زمینه وسیعی از توانایی های انسانی را در اختیار هر دو جنس بگذارد.
بررسی مفهوم مرگ و زندگی در رمان سووشون بر پایه نشانه شناسی رنگ سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر رنگ با مقوله هنر، نقاشی، و ادبیات پیوند تنگاتنگی دارد. ازطریق رنگ ها، می توان بسیاری از راز و رمزها و اوضاع اجتماعی عصر نویسنده را کشف کرد. رنگ ها در شیوه زندگی، نگرش ها، و حالات روحی ما تأثیر فراوانی دارند و در آیین ملت ها از جایگاه نمادینی برخوردارند. در ادبیات نیز رنگ ها احساسات و نشانه های گوناگونی را القا می کنند.
رمان سووشون در ادبیات داستانی ایران از جایگاه خاصی برخوردار است. سووشون نمایان گر اوضاع سیاسی، اجتماعی، و اخلاقی ایرانیان، به ویژه مردم شیراز، در جنگ جهانی دوم است. درحقیقت، این رمان از نمونه های بسیار ارزشمند ادبیات پسااستعماری در ایران است و دنباله واقعی ادبیات عصر بیداری است. ادبیات بیداری در مرحله اول (عصر مشروطه) به مبارزه با استبداد داخلی پرداخت و در مرحله دوم به مبارزه با استعمار خارجی توجه نشان داد. عنصر رنگ در لایه های مختلف اثر باصراحت و تلویح نقش های گوناگونی ایفا می کند. دقت در نوع کاربرد رنگ ها و هم چنین معنای قراردادی آن ها می تواند مخاطب را در شناخت بیش تر اثر، سنت ها، و اندیشه های حاکم بر ذهن و زبان نویسنده و اجتماع وی یاری کند.
دانشور همواره سعی کرده است خود را در برابر تحولات اجتماعی امیدوار نشان دهد و حتی در آخرین سطور رمان سووشون، به کمک نمادها، آشکارا این آرزوی خود را بیان می کند. برخلاف این تصور نویسنده، کاربرد گسترده رنگ سیاه، که بیش تر القاکننده مرگ و عزاداری است، نشان می دهد که در لایه های پنهان ذهن نویسنده خوش بینی چندانی به تحولات اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر، نیروهایی فراتر از خواست و اندیشه نویسنده بر ساختارهای ذهن و زبان وی تسلط دارند که کنترل محتوایی رمان را به دست گرفته اند. در مقاله حاضر، تلاش شده است این فرضیه براساس بررسی رنگ سیاه اثبات شود.
در رمان سووشون، 2679 بار به عنصر رنگ (دلالت ضمنی و لغوی) توجه شده است که 14 درصد از آن مربوط به رنگ سیاه و 86 درصد شامل دیگر رنگ های اصلی و فرعی است. میزان کاربرد رنگ سیاه در سووشون با 452 بار تکرار در جایگاه اول قرار دارد و اغلب بازگوکنندة مفهوم نمادین مرگ و زندگی است.
جستاری پیرامون «همای»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همای مرغ استخوان خوار معروفی است که در راسته شکاریان قرار می گیرد. شهرت این پرنده در ادبیات فارسی براساس جایگاه اسطوره ای آن است؛ آنچنان که سایه این پرنده بر سر هر کس می افتاد او را سعادتمند می دانستند و حتی وی را پادشاه می کردند. در علم پرنده شناسی این پرنده را در خانواده کرکس ها قرار داده اند. هما (هومیا یا هوما یا هومیه و یا هومایه) در اوستا به معنای (خجسته) آمده و در شاهنامه از درفش (همای پیکر) یاد شده است. همچنین در اوستا از مرغی به نام «مرغ وارغن» نام برده شده، که فرّ به صورت این پرنده از پیکر جمشید جدا گردیده است. مرغ «وارغن» را برخی سیمرغ، برخی پرنده ای از جنس شاهین و برخی به پیروی از (وُلف ) شاهین و معین هم یکی از معانی همای را «وارغن» آورده است. مرغ وارغن با سیمرغ افسانه ای خلط شده؛ ولی در حقیقت «مرغ وارغن» همان همای امروزی است. با وجود اینکه همای در فرهنگ ایرانی پرنده ای مشهور است؛ اما نوشته های بسیار اندک و پراکنده ای درباره آن وجود دارد.
مقایسه ادبی تأثیرپذیری ادبیات اسپانیا از زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۳
123 - 139
حوزههای تخصصی:
دنیاگریزی در شعر ناصر خسرو و ابوالعتاهیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال ششم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۴
147 - 164
حوزههای تخصصی:
دنیاگریزی، از مضامین عمده در شعر و ادب فارسی و عربی است که از بن مایه های شعر زهد و تحقیق (قرن دوم هجری) ابوالعتاهیه، شاعر قدرن دوم و سوم هجری است. شاید بتوان گفت در سیر تکامل شاعر زهد و تحقیق ادب فارسی، ناصرخسرو و سپس اوج آن سنایی است. هدف از این تحقیدق ، پیدا کردن نقار مشترک این دو شاعر مانند بسامد بالای مضمون در شار، وابستگی به دربار و مهجور شدن شان می باشد. تصاویری که از دنیا در ذهن و اندیشده ناصرخسرو و ابوالعتاهیه وجود دارد؛ از طریق واژگان به خوبی منتقل شدهاست. این تصاویر، چهره حقیقی آنان را نشان می دهد. تصویر ابوالعتاهیه از دنیا، ترسیم زشت و ناخوشایند نیست و حتی گاهی نگاه حکیمانه دارد. در انتها باید گفت هر دو شاعر توصیه های بسیاری بر ترک دنیا و تمایلات دنیوی ارائه داده اند. دلیل عمده هر دو ناپایداری و گذرندگی دنیاست.
سبک شناسی روایت در شعر اخوان ثالث (با تأکید بر نقد روایی نشانه ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی روایت، بخصوص برای تحلیل روایی شعری که صرفا به قصد قصّه گویی و داستان پردازی سروده نمی شود، ابزاری کارآمد در اختیار منتقد قرار می دهد و تا حدود زیادی از تأثیر سلیقه های شخصی در نقد می کاهد. در این مقاله ابتدا شعر مهدی اخوان ثالث را از منظر نشانه شناسی بررسی کرده ایم و سپس برمبنای کمیّت و کیفیّت نشانه ها و رمزگان به کاررفته در متن، ساختار روایی آن را تحلیل نموده ایم. علت انتخاب اخوان ثالث برای نقد روایی آن بوده است که وی شاعری تاثیرگذار و نیز قصه گوست. بررسی ما نشان می دهد که اخوان از سمبولیسم برای بیان مقاصد خود بخوبی بهره برده است و برخلاف هم عصرانش، سمبولیسم مورد استفاده او نه در حیطه معنا، که بیشتر در حیطه فرم، شکل می گیرد. او در روایت گری به بهترین نحو عمل کرده و از توالی تصاویر و توالی فضاسازی به عنوان دو شگرد روایتی بهره برده است. اخوان توانسته است برخلاف جریان رایج روزگار خود، نمادسازی شکلی را بر نمادسازی مفهومی ارجحیت داده و با به اشتراک گذاردن عینیت با مخاطب خود، ذهنیت وی را در برداشت و تاویل آزاد بگذارد. به این ترتیب قضاوت از روایات شعری او حذف شده و متن از تبدیل شدن به بیانیه های سیاسی و اجتماعی به دور مانده است. نتیجه این نوع نمادپردازی، ارائه روایت به شکل پرداخت تصویری است که گاه به دلیل نوع استعاره های به کار رفته در آن به سمت روایات نمایشی نیز میل کرده است. در این روایات، هرجا نمادگرایی تضعیف شده، تمثیل های مستحکم و پرمایه ای جایگزین آن گردیده است و مجموع این عوامل سبب شده اشعار او پس از سال ها همچنان در اذهان باقی بماند. در شعرهای اخوان گاه اندک مایه هایی از رمانتیسم، رئالیسم و حتّی سوررئالیسم نیز وارد شده است، امّا وجهه بارز و شاخص روایتگری وی، همان سمبولیسم پخته و بیشتر اجتماعی است.
نگرشی نو به شاه قاسم انوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیّدمعین الدّین علی تبریزی معروف به شاه قاسم انوار از بزرگان و شاعران بنام دوره تیموری است و از عارفان قرن نهم به شمار می آید.
به جرأت می توان گفت که شخصیّت شاه قاسم انوار بسیاری از معاصران خود را تحت تأثیر قرار داده و اغلب تذکره نویسان معاصر از او به نیکی نام برده اند.
در این مقاله، افزون بر معرفی شاه قاسم انوار، از تحصیلات، مقام و جایگاه علمی وی، شعر قرن نهم، مسافرت ها و دیدارهای وی با بزرگان عصر خود، آثار منظوم و منثور او و واقعه احمد لر و ارتباط وی با حروفیه (ماجرای سوء قصد به جان شاهرخ میرزا به سال 830 هجری قمری) نیز سخن به میان می آید؛ ماجرایی که تاثیر مستقیمی بر زندگی شاه قاسم داشته است. همچنین نکاتی مهم پیرامون مقام عرفانی وی بیان می گردد.
قضایا العراق السیاسیه فی مرآه شعر عدنان الصائغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۶
81 - 97
حوزههای تخصصی:
عدنان الصائغ (1955م) من أخطر شعراء الحرب الذین أنجبهم جیل الثمانینات الشعری فی العراق. عاش الحرب بکلّ تفاصیلها فی جبهات الموت سنوات طویله و کان یکرهها غایه الکراهیه. له مجموعات شعریه و أکثر موضوعات شعره فی قضایا العراق السیاسیه و الإجتماعیه، و یمثّل تطوراً عضویاً للقصیده الحدیثه فی العراق. هو یکتب قصیده الحر و قصائد تراوح بین نظم قصیده الحر و بین قصیده النثر. نرید فی هذا البحث الذی یغلب علیه المنهج الوصفی- التحلیلی أن ندرس المجامیع الشعریه للشاعر العراقی عدنان الصائغ دراسه فنبحث عن الآراء السیاسیه لهذا الشاعر، و نعرضها بعد استخراجها بعون الله.
مفاهیم الاغتراب والتغریب فی الأدب العربی دراسه بالمقارنه فی الأسباب والتأثیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۴
82 - 98
حوزههای تخصصی:
المفاهیم الاغتراب والتغریب فی الأدب العربی دراسه بالمقارنه فی الأسباب والتأثیرلخص یدرس هذا المقال مفاهیم الاغتراب والغربه فی العمل الأدبی. فی الحقیقه لایزال هذا المصطلح غامضاً، وقلما رأینا یتفق الباحثون علی تحدید مفهومه بل یذهبون مذاهب مختلفه فی تعریفه فلایستطیعون تحدید أنواعه ومصادره ونتائجه السلوکیه علی الأفراد والمجتمع. فالغربه بشکلیها الاغتراب والتغریب أکانت نفسیاً أم مادیاً أو فکریاً قد صحب الإنسان منذ نشأته الأولی علی سطح هذا الکوکب. لکن ما نجده من معنی الغربه فی العصر الجاهلی یختلف کل الاختلاف عما نلحظه فی العصر الحدیث. فالموجد الرئیس لها فی العصر الجاهلی هو الشیب والشیخوخه حیث یقع علی نفس الشاعر ویؤدی إلی ارتداد صدی هذا الصراخ إلى نفسه ثم عرضه فی أدبه؛ أما الوضع فی العصر الحدیث فغیر ما فی الجاهلی من خضوع البلاد العربیه لنفوذ الاستعمار الغربی وسیطرته علیها منذ مطلع القرن السابع عشر المیلادی حیث زاد شیئا فشیئا خطر هذا الاستعمار وآثاره السلبیه وأثّرت الحضاره الغربیه علی مجمل حیاه الأمه العربیه.
إستدعاء شخصیات الشعراء فی شعر محمود درویش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۵
21 - 47
حوزههای تخصصی:
للتراث أهمیه بالغه فی الشعر الحدیث و استلهامه ظاهره بارزه عند الشعراء المعاصرین. للتراث مصادر متنوعه، و التراث الأدبی من أغنی المصادر التراثیه التی یلجأ إلیها الشعراء، و هو نفسه یشمل علی عده عناصر إحداها شخصیات الشعراء، و هی من أهم عناصر التراث الأدبی بما تحمل من دلالات شتی و طاقات إیحائیه. و تهدف هذه المقاله إلی دراسه شخصیات الشعراء المستدعاه عند محمود درویش؛ و نری من خلال دراستنا أنه یستدعی من الشعراء الشخصیات التی تحمل دلاله توافق و تناسب تجربته أو التی لها تجربه مشابهه لتجربه الشاعر، و من الشعراء یستحضر إمرأ القیس و جمیل بن معمر و المتنبی و أبا فراس و ... . هو یستدعی هذه الشخصیات بالنمطین فی شعره، الأول الشخصیه عنصرا فی صوره جزئیه و الثانی الشخصیه محورا للقصیده.
از خراسان تا همدان (برّرسی تأثیر احمد غزالی بر عین القضات همدانی)
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱
93 - 108
حوزههای تخصصی:
احمد غزالی به عنوان یکی از برجسته ترین مشایخ صوفیه و نیز یکی از نامداران فرهنگ ایرانی، پس از طی مراحل طریقت و منازل سلوک، یکسره به تربیت صوفیان و خدمت بدیشان پرداخت. مبالغه نکرده ایم اگر بگوییم که مشهورترین مریدان و شاگردان وی عین القضات همدانی بوده است. دیدار احمد غزالی و درک محضر وی چنان تأثیر شگرفی برسلوک فکری و معنوی قاضی داشته است که بازتاب آن در جای جای نوشته های او قابل مشاهده است. بر همین اساس در این نوشتار کوشیده ایم تا این تأثیر و تأثّر در ابعاد گوناگون کاویده شود؛ باشد که حلقات بیشتری از زنجیره ارتباط عرفان خراسان با نواحی غرب ایران بویژه ناحیه همدان شناخته آید
علل منازعات مذهبی و انحطاط خردگرایی در عهد سلطان محمود غزنوی
حوزههای تخصصی: