ساختارشناسی روایت داستان یوسف (ع) بر اساس نظریه کلود برمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن مجید به عنوان گنجینه ای از روایات کهن با ویژگی های روایی مختص به خود، دارای داستان هایی با ساختارهای مختلف است. برخی از داستان ها از ساختاری منظم تر و متوالی برخوردارند و در یک سوره جمع آمده اند و برخی دیگر ساختارهایی پیچیده تر و پراکنده تر دارند و هر بخش آن در یک سوره روایت شده است. ساختارشناسان با بیان ویژگی های مختلف ساختارهای روایت، در صدد کشف مختصات مشترک داستان ها و روایات هستند. کلود برمون یکی از روایت شناسان ساختارگرا است که الگوی خاص خود را مبتنی بر توالی پی رفت ها، برای شناخت ساختار روایت ارائه داده است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی نگاشته شده است و به بررسی ساختارگرایانه داستان یوسف (ع) به عنوان بلندترین و منسجم ترین داستان قرآن، بر اساس نظریه کلود برمون پرداخته است. نتایج این تحلیل نشان می دهد: این داستان از توالی ای مرکب و پیچیده در ساختار برخوردار است؛ اما با وجود این که در کلیت خود برخوردار از نظم روایی مد نظر کلود برمون است، دارای پایان بندی متفاوتی است که از ساختار مد نظر کلود برمون و نظم ساختاری داستان های کهن فراتر می رود و الگوی منحصر به فردی را ارائه می دهد.