ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۲۱ تا ۵٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۵۳۲۱.

ارزش های ترجمه تفسیر اسماعیل بن مبارک (از سال 665ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۲۴
مصحف شماره 17394 کتابخانه مرعشی، کتابت شده به دست اسماعیل بن مبارک در سال 665ق، متضمّن یک دوره ترجمه- تفسیر قرآن به زبان فارسی است که به بخشی از قلمرو زبانی پهناور ماوراءالنهر تعلّق دارد. با مقایسه برگردان حاضر با بخش ترجمه قرآن از تفاسیر موجود فارسی پیش از سده هفتم هجری و نیز سایر ترجمه های موجود از قرآن کریم که تاکنون به صورت کامل یا موردی منتشر یا معرّفی شده، مشخّص می گردد که این برگردان یا متنی که اسماعیل بن مبارک از روی آن رونویسی کرده، وامدار هیچ یک از منابع پیشین نیست. کاتب یک جا در انتهای دستنویس از یکی از مآخذ خود نیز که کتاب «المُوضِح» اثر حدّادی (دانشور و مفسّر بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری) است یاد می کند که نشان می دهد این متن مفقود در موضوع علوم قرآنی را در اختیار داشته است. بررسی ارزش های زبانی و تفسیری چنین اثری جایگاه آن را در میان ترجمه های موجود قرآن به زبان فارسی بیش از پیش روشن خواهد کرد. بخشی از این نوشتار پیرامون اصل دستنویس و سرگذشت آن از ماوراءالنهر تا ایران است. در بخش دیگر مشخّصات ظاهری و ارزش های هنری دستنویس بیان گردیده است. یک جا نیز به ماهیت و ساختار این ترجمه و اینکه در بسیاری بخش ها یک «ترجمه- تفسیر» یا «ترجمه تفسیری» است پرداخته شده است. در نهایت نیز شماری از ویژگی های زبانی اثر در چند بخش توصیف گردیده تا جایگاه آن را در مطالعات زبان فارسی نشان دهد.
۵۳۲۲.

بازتولید انگاره های گفتمان سنتی جنسیت در نوشته های کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۳۸۶
بازتولید انگاره های گفتمان سنتی جنسیت در نوشته های کودکان و نوجوانان فاطمه فرشچی* قدرت اله طاهری**   چکیده نشریه ی عروسک سخنگو از سال ۱۳۶۸ در لابه لای مطالب فرهنگی ادبی خود اقدام به انتشار دست نوشته های کودکان و نوجوانان در قالب داستان و انشا با محوریت موضوعات معین کرده است. در این نوشته ها، خوانندگان کودک در هیأت نویسنده ظاهر شده اند. این متن ها از ابعاد گوناگون درخور تحلیل هستند. در پژوهش حاضر، به این مسئله پرداخته شده است که کودکان در روایات و داستان های خویش هویت جنسیتی شان را چگونه بازتاب می دهند. با استفاده از رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف متن های خودنوشت کودکان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین برای نشان دادن چگونگی بازنمایی هویت جنسیتی آنان بررسی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که با وجود تحولاتی که در لایه های آشکار و پنهان جامعه ی ایرانی به وجود آمده و تا اندازه ای انگاره های جنسیتی را تغییر داده است، همچنان هویت جنسیتی کودکان و نوجوانان بیشتر متأثر از کلیشه های سنتی بازتولید می شود. به عنوان نمونه، پسران در نوشته های شان هویت برتر اجتماعی را به نمایش می گذارند و دختران نیز احساس فرودستی را در مقایسه با پسران بازتاب می دهند. پسران خود را در موقعیت های کنشگرانه به تصویر می کشند و دختران، تمایل دارند نقش های جنسیتی تعریف و تثبیت شده ی اجتماعی از زنان را بروز دهند. این نمونه ها خود تابعی از اثرات ایدئولوژی های پنهان و آشکار مردسالارانه ی حاکم بر جامعه و خانواده های ایرانی است. واژه های کلیدی : انگاره های جنسیتی، ایدئولوژی، تحلیل انتقادی گفتمان، فرکلاف، عروسک سخنگو، نویسندگان کودک و نوجوان.   * کارشناس ارشد ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شهید بهشتی fatima.farshchi@hotmail.com (نویسنده ی مسئول) ** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی ghodrat66@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 18/4/1399           تاریخ پذیرش مقاله: 6/3/1400  
۵۳۲۳.

شعریت و آفاق آن در داستان: خوانش فرهنگی شرق بنفشه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۳۳۰
یوری لوتمان در بازاندیشی مفهوم «شعریت» رومن یاکوبسن، آن را برآیند نهایی گفتگویی نشانه شناختی میان مجموعه ای از عناصرزبانی و فرازبانی دانست که تقلیل پذیر به عناصری که یکسره در روساخت متن دیده می شوند و به آن نمایش شعری می دهند نیست، بلکه موجودیتی ژرف ساختی دارد و تجسم ظرفیت هایی است که شعر را از هویت مرسوم آن فرا می برد و به ساحاتی پیوند می زند که وظایف تازه ای را برای آن تعریف می کنند. این دیدگاه زمینه تحولی گسترده را پدید آورد که از نخستین نتایج آن آزاد کردن «شعریت» از انحصار شعر و تسری آن به عرصه نثر بود. از اینجاست که می توان از شعریت داستان سخن گفت که با به کار گرفتن ظرفیت های شعر در داستان، قابلیت های بسیار بدیعی برای آن فراهم می آورد، ضمن آنکه بازنمایی این بدایع، مرزهای شعر و نثر را برای همیشه جابه جا می کند. مقاله حاضر ضمن تأکید بر تقابل «شعریت» و «شاعرانگی»، به استناد داستان کوتاه شرق بنفشه نوشته شهریار مندنی پور، به کاوش در ظرفیت های «شعریت» می پردازد و جلوه هایی از این ظرفیت را در بازنمایی ویژگی های تاریخی و اجتماعی فرهنگ ایرانی سراغ می کند.  
۵۳۲۴.

رویکردی فرهنگی به هویت در ترجمه ی ادبیات نوجوان: مطالعه ی موردی رمان خورشید هم یک ستاره است(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۸۱
رویکردی فرهنگی به هویت در ترجمه ی ادبیات نوجوان: مطالعه ی موردی رمان خورشید هم یک ستاره است زهره قرائی* شیرین شب انگیز ** چکیده ادبیات یکی از عوامل مؤثر در رشد فکری کودک و نوجوان است. با وجود اینکه در ایران ادبیات ترجمه شده سهم بزرگی از آثار کودک و نوجوان را تشکیل می دهد، مطالعات چندانی در رابطه با ابعاد مختلف آن انجام نشده است. در پژوهش حاضر به بررسی ترجمه های یک رمان نوجوان از منظر مؤلفه های هویت فرهنگی پرداخته شده است. طبق تعریف هالیدی، عناصر هویت فرهنگی در رمان شناسایی شد. سپس دو ترجمه ی فارسی آن بررسی شد تا با انتخاب رویکردی فرهنگی، مؤلفه هایی مشخص شوند که بیشتر دستخوش دست کاری شده بودند. بررسی ها نشان داد که مهم ترین مؤلفه های هویت فرهنگی در رمان بررسی شده زبان، غذا، حرفه و تحصیلات، رویکردهای هستی شناختی و روابط هستند. بررسی ترجمه ها نشان داد که از میان مؤلفه ها، زبان بیشتر دستخوش دست کاری شده است؛ زیرا لهجه های اجتماعی که در رمان، نسل اول مهاجران به آمریکا و همچنین نوجوانان را نشان دار می کنند در ترجمه تبدیل به زبان استاندارد شده اند. به علاوه، گرچه محتوای جنسی رمان در ترجمه ها به طور کلی حفظ شده بود، اما با تکنیک های حذف، خلاصه سازی و تلطیف تا حدی دستخوش تغییر گردیده بود. این مشاهده، با درنظرگرفتن رویکردهای هستی شناختی شخصیت ها که در تعارض با رویکرد غالب در جامعه ایران است، ولی در ترجمه ها معمولاً بدون دست کاری منتقل شده است، تأییدکننده ی این ادعاست که سخت گیری ها در ترجمه ی آثار، کم رنگ تر از تألیف هستند. برای بررسی تأثیر دست کاری ها بر کلیّت ترجمه، مشاهدات از منظر مفهوم «آمیختگی» هومی بابا به بحث گذاشته شد تا نقش لهجه ی اجتماعی در هویت فرهنگی برجسته شود. درنهایت، باتوجه به جایگاه ادبیات ترجمه شده ی نوجوان در ایران، نظام چندگانه ی روند حاضر توجیه شد. * استادیار مطالعات ترجمه دانشگاه کاشان zgharaei@kashanu.ac.ir (نویسنده ی مسئول) ** کارشناس ارشد مطالعات ترجمه دانشگاه شیخ بهایی shirinsh.1395@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 20/2/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 22/5/1400
۵۳۲۵.

ژست و استعلای سوژه در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۶
ابراهیم کنعانی* امید وحدانی فر ** اکرم صفی خانی*** چکیده در جستار حاضر، به کاربرد ژست در یکی از غزل های روایی مولانا پرداختیم. در این گفتمان، مولانا سوژه ای را به تصویر می کشد که با تمرین و ممارست در ژست همان می شود که از آن ژست انتظار داشته است. سوژه های مولانا ازطریق تعامل با ژست و در قالب جسمانه و استعلا شکل می گیرند و در فرایندی مبتنی بر نظام تطبیق به نوعی هم حضوری با ژست دست می یابند؛ اما مسئله ی اصلی این است که سازوکار چنین وضعیتی چیست و برپایه ی کدام راهبردها و کارکردهای گفتمانی تحقق می پذیرد. برپایه ی این، در پژوهشِ پیش روی با استفاده از شیوه ی تحلیل محتوا تلاش شده است تا چگونگی مواجه شدن سوژه با ژست و تأثیر آن بر نظام زبانی و معنایی مولانا تبیین شود. پرسش اصلی پژوهش این است که ژست بر اساس چه شرایطی تولید می شود و چگونه سوژه را از وضعیت جسمانه ای به وضعیتی استعلایی مبدل می کند. فرض ما این است که فشاره ی حسی- ادراکی و حسی- شهودی زمانی که از حد خود فراتر می رود، ژست تولید می شود. سوژه با تکرار و درونی سازی ژست برساخته ی خود (ژست استعلایی)، به سوژه ای استعلایی استحاله می یابد؛ بنابراین ژست با قابلیتی دووجهی، ازطرفی سوژه را از دیگر ژست ها، نقاب ها و تصاویر رهایی می بخشد و ازطرفی به میانجی خودِ ژست، سوژه از فضای جسمانه- ژستیک به فضای استعلایی ارتقا می یابد و به یک هم حضوری مطلق می رسد. * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد ebrahimkanani@gmail.com (نویسنده ی مسئول) ** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد o.vahdanifar@gmail.com *** دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد ak.safikhani@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 29/3/ 1400 تاریخ پذیرش مقاله: 1/12/1400
۵۳۲۶.

بررسی و تحلیل کارکرد تعلیمی«امر و نهی» در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۶۰
متون ادبی زبان فارسی، همواره از مهم ترین مصادیق و کارآمدترین عناصر تعلیم و تبیین آموزه های تربیتی و اخلاقی جامعه به شمار آمده اند. حال با در نظرگرفتن این حقیقت که متون عرفانی ذاتاً و فی نفسه رسالت تعلیمی و انتقال آموزه هایی تعالی بخش دارند؛        می توان دریافت که بررسی و تحلیل وجوه تعلیمی این آثار با رویکردهای پژوهشی مختلف، یک ضرورت به شمار می آید. مولانا یکی از شاخص ترین چهره های عرفانی- تعلیمی ادب فارسی است که با بررسی سخن وی می توان سویه های کارآمد پیوند عرفان و تعلیم را آشکار ساخت. وی برای تبیین و ابلاغ تعالیم روحانی خود، از همه شگردهای زبانی و بلاغی بهره می گیرد. در این زمینه، علم معانی و ابزارهای بلاغی آن؛ به ویژه اغراض ثانوی جملات، به دلیل آنکه بیشتر به ظرایف و ظرفیّت های درونی سخن و اندیشه ها وتعالیم عارف می پردازد، توانسته در خدمت رسالت هدایت محور این شاعر قرار گیرد. هدف نگارنده در پژوهش حاضر بررسی، دریافت و معرفی تلاقی تعلیم و عرفان با استفاده از امر و نهی در غزلیات مولاناست. این که آیا غزلیات شمس به عنوان اثری عاشقانه- عارفانه، می تواند به عنوان اثری تعلیمی قلمداد شود؟ و امر و نهی چگونه و چقدر توانسته در خدمت وجه تعلیمی کلام مولانا باشد؟ روش بررسی در این مقاله تحلیلی- توصیفی با مطالعه موردی غزلیات شمس است. نتایج حاصل نشان می دهد؛ با توجه به نگاه مخاطب محور مولانا در سخنانش و نیز آنکه در کاربرد امر و نهی، حضور مخاطب زنده و پویا است؛ توانسته در این اثر با وجود ماهیت غیرتعلیمی و غنایی آن، به دوشیوه مستقیم و غیرمستقیم و با هدف ارشاد و تعلیم به بیان اندیشه های تعلیمی خود بپردازد.  
۵۳۲۷.

زبان به مثابه ی فراسوژه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۲۱
در ساختارگرایی، پساساختارگرایی و ساختارشکنی تأکید بر عرض بودن زبان و کلمات است. این درحالی است که در مکتب زبان شناسی فراساختارگرا کلمات دارای جوهره های متعدد هستند که در نظام مادرمائیک هستی دارای تشکیک موجودی می باشند و چون ساختارگرایان زبان را سوژه و امری ذهنی می دانند؛ در این راستا سوبژکتیویته بودن زبان و ابژه بودن متن را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد. هدف از این مقاله بررسی این سؤال است که آیا کلمات جوهره اند یا عرض و زبان سوژه است یا ابژه؟ و سپس نظر زبان شناسان و فلاسفه را در این باره مورد نقد و تحلیل قرار خواهیم داد و در نهایت به بررسی این نگره در زبان شناسی فراساختارگرا خواهیم پرداخت و در خواهیم یافت که اگر به کلمه اصالت داده شود و هر ساحت از زبان را یک امر لوگوسی به شمار آوریم و جوهره معنایی را یک امر فرابعدی، فرامکان و فرازمان در نظر بگیریم؛ پس زبان بررسی صورت یا عرض نیست بلکه بررسی انواع جوهره های کلمه است و می تواند به صورت های مختلف ظاهر شود. پس زبان شناسی فراساختارگرا زبان را به مثابه یک فراسوژه می پذیرد و دوئیت دال و مدلول را در مورد کلمات مورد نقد قرار داده و به تناروح که یک حقیقت عمیق در مورد کلمات معتقد می باشد.
۵۳۲۸.

بررسی تطبیقی «شعر زبان» و «شعر دال»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۳۹۴
نظریه شعر «زبانیت» منتسب به رضا براهنی است که او را در جریان شعر پیش رو به شهرت رسانید. شعر زبان دارای نوآوری و هنجارگریزی است. براهنی با تأثیر گرفتن از مکتب غرب و زبان شناسی «دریدا» مدلول را نفی می کند و شعرهایش دریک بازی زبانی، بدون ارجاع بیرونی در یک جهان متن- زبان زیست می کند. بازی زبانی، جابه جایی کلمات و یک سری متون فاقد معنا، وقایعی بود که دراین جهان متن- زبان رخ داد اما شعر دال که یکی از ژانرهای ادبی مکتب اصالت کلمه است بنا بر تئوری «انسان-کلمه» تا کلمه زنده است؛ انسان زنده است و تا انسان زنده است هیچ ساحت هنری از کلمه منسوخ نخواهد شد. هرچه در انسان مکشوف شده پیشاپیش در کلمه وجود و حضور داشته و هر چه در کلمه مکشوف است؛ پیشاپیش در انسان وجود و حضور داشته و این دو سازنده و خالقِ توأمان یک دیگرند. لذا در شعر دال کلمه-کاراکتر می باشد و در متن نقش آفرینی می کند. شعر دال کلمه-کاراکتر می باشد. کلمه جان دارد؛ بازیگر است و ایفای نقش می کند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای انجام گرفته؛ برآنیم «شعر زبان» رضا براهنی  و «شعر دال» یکی از ژانرهای ادبی مکتب اصالت کلمه را از منظر خاستگاه اندیشگانی و ویژگی ها و تفاوت های آنها بررسی کنیم.
۵۳۲۹.

از فمینیسم تا فرافمینیسم در نگرگاه مکتب فراساختارگرایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۵۲۶
فمینیسم نیم نگاهی است ماهیت گرا که جنسیت را مقدم بر وجود می داند. فرافمینیسم نگاهی است که وجود انسانی را مقدم بر تمام نگره های جنسیت گرایانه می داند اما جنسیت را نیز تحقیر و تصغیر و انکار نمی کند. یعنی فرافمینیسم نگرگاهی زنانه نگر انسان گرایانه دارد. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای صورت گرفته به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که فرافمینیسم چیست و چه ارتباطی با نگرش زبان شناسی فراساختارگرا دارد؟ با بررسی انجام شده مشخص شد فرافمینیسم سیستمی است بر بنیان خودآگاه ها و ناخودآگاه های جمعی-فردی هفت گانه مکانشی، زمانشی، زبانشی، ژنتیک نژادی، فرهنگی-اندیشه گانی، خودآگاه و ناخودآگاه های جمعی-فردی رسانه ای و خودآگاه ها و ناخودآگاه های روانی-جنسیتی و همچنین فرافمینیسم شاخه ای از مکتب فلسفی-زبان شناسی فراساختارگرا است و همان گونه که کلمه را فراتر از تمام ساختارهای متنی و دستوری می داند؛ وجود انسانی را نیز فراتر از تمام ساختارهای نژادی، روان-جنسیتی، مکانی، زمانی، زبانی می داند.    
۵۳۳۰.

تحلیل گفتمان انتقادی رمان شب های بی ستاره بر اساس دیدگاه فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۹
تحلیل گفتمان انتقادی رمان شب های بی ستاره بر اساس دیدگاه فرکلاف   محمد مجوزی * تارا اکبرزاده**   چکیده این پژوهش به بررسی مؤلفه های زن ستیز در رمان شب های بی ستاره نوشته ی مرضیه ی نفری از دیدگاه تحلیل انتقادی نورمن فرکلاف می پردازد. در این رویکرد، مناسبات بین گفتمان ها و نهادهای قدرت، با بررسی ساختارهای زبان در کنار بافت تولید متن در سه سطح تحلیل می شود: ۱. بررسی ساخت های زبانی چون واژگان، ضمایر، قیود، نحوکلام، و... (سطح توصیف)۲ . بررسی بافت تولید متن (سطح تفسیر)۳. تحلیل مناسبات بین قدرت و ایدئولوژی (سطح تبیین). نتایج نشان می دهد تقلیل زنان نه تنها در روساخت زبان بلکه در لایه های زیرین ساختارهای زبان هم نهادینه شده است. بررسی بافت متن نشان می دهد گفتمان ضد زن در دهه ی شصت به دلیل ایدئولوژهای ارزشی مدار (انقلاب و جنگ) شدت بیشتری داشته است. در سطح تبیین، نویسنده سعی دارد تا نشان دهد چگونه ساختار قدرت، گفتمان ضد زن را در جامعه رواج و آن را طبیعی جلوه می دهد، آن چنان که به باور درونی زنان تبدیل می شود. ازآنجایی که در ساختار حقوقی و کیفری جامعه، قانونی برای خشونت خانگی علیه زنان وجود ندارد، نهاد های قدرت گفتمان ضد زن را حمایت می کنند تا مانع توزیع قدرت در میان زنان گردند. این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر تحلیل نمونه های در متن انجام شده است. واژه های کلیدی: رویکرد انتقادی، شب های بی ستاره، فرکلاف، گفتمان زن ستیز.   * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل Momojavey@yahoo.com ** دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان Akbarzadeh.tara@gmail.com (نویسنده ی مسئول) تاریخ دریافت مقاله: 27/7/1399         تاریخ پذیرش مقاله: 4/2/1400
۵۳۳۱.

خوانش رمان نوجوانِ این وبلاگ واگذار می شود بر اساس اصول نقد لاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۲۸۰
خوانش رمان نوجوانِ این وبلاگ واگذار می شود بر اساس اصول نقد لاکانی   ایوب مرادی*   چکیده رویکرد لاکانی در نقد ادبی معاصر شاخه ای از نقد روان شناسانه است که تلاش می کند روند شکل گیری سوبژکتیویته در فرد را مطابق با الگوی ژاک لاکان، روان شناس مشهور فرانسوی بررسی کند. لاکان فرایند فردیت را عبور سوژه از ساحت خیالی به ساحت نمادین می داند. در ساحت خیالی، فرد خردسال میان خود و دیگری و ذهن و عین تفاوتی قائل نیست و در اتحادی وهمی با جسم مادر به سر می برد. پس از گذار از دوره ی ادیپی، اتحاد خیالی کودک و مادر با ورود پدر از هم می گسلد و کودک وارد ساحت نمادین می شود. ساحت نمادین، فضای حاکمیت قانون پدر است. کودک با فراگیری زبان و درونی کردن بسیاری از قوانین اجتماعی، شرایط زیست در این ساحت را کسب می کند؛ اما هیچ گاه نمی تواند از هجوم یادمان های شیرین اتحاد دوران خیالی در امان بماند. این پژوهش در پی آن است تا با روش تحلیل محتوا و به کارگیری اصول نقد لاکانی، فرایند فردیت را در شخصیت «زال» قهرمان رمان این وبلاگ واگذار می شود بررسی نماید. زال در خردسالی مادر را از دست می دهد و در ابتدای نوجوانی پدرش او را ترک می کند. این موضوع باعث می شود که حضور او در ساحت نمادین همواره از سوی رؤیاهای شیرین ساحت خیالی با تهدید مواجه شود. ازهمین رو برای بازیابی شیرینی آمیختگی با مادر در دوران خیالی، ابژه های دیگری را برای رهایی از حس فقدان، جانشین مادر می کند. نبود پدر نیز که در الگوی لاکان، حضورش لازمه ی رسیدن به ثبات هویت در دوران نمادین است، باعث سرگردانی و تعلیق همیشگی او در میان دالّ های متعدد ساحت نمادین است. واژه های کلیدی: رمان این وبلاگ واگذار می شود، ساحت خیالی، ساحت نمادین، نقد لاکانی.     * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران ayoob.moradi@gmail.com (نویسنده ی مسئول) تاریخ دریافت مقاله: 21/2/1399           تاریخ پذیرش مقاله: 14/1/1400  
۵۳۳۲.

تحلیل پیکره بندی ساختاری شعر «وسوسه» منوچهر آتشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۳
ساختار اصل سازمان دهنده ای به شمار میرود که عناصر بنیادینِ متن، در نهایت بر اساس آن تفسیر می شوند؛ بدین ترتیب، منتقدان ادبی همواره بدان توجه کرده اند. بر اساس چنین دیدگاهی، ساختار متن ادبی از متن غیرادبی متمایز شده است. با این همه، به نظر می رسد علی رغم پژوهش هایی که معطوف به ساخت گرایی بوده و اهمیت ساختار کلی شعر در آفرینش اثر ادبی را روشن ساخته است، پژوهش نظام مندی که به تعامل دیالکتیک مولفه ها و ساختار کلی اثر بپردازد، در دست نیست. از این رو در جستار پیش رو کوشیده شده است، با رویکردی تحلیلی توصیفی ضمن استخراج روابط متنوع موجود در بین مولفه های یک ساختار، مبانی نظری پیکره بندی شعر را مطرح کرده و ساختار کلی اثر را از این چشم انداز بررسی کنیم. به همین سبب، با تکیه بر قواعدی مانند توازن تصویری، توازن نحوی، تقابل های دوگانه و انسجام غیرساختاری به خوانش ساخت گرایانه شعر «وسوسه» منوچهر آتشی می پردازیم و عواملی که منتهی به پیکره بندی ویژه ای در ساختار کلی آن شده است را روشن می کنیم. در این پژوهش روشن می شود که شاعر علی رغم آنکه میان هم عصران خود مغفول واقع شده است، با ابداعات فراوانی که با شیوه ی پیکره بندی در زبان شعری خود به کار می گیرد، ساخت ویژه و محکمی را ایجاد می کند که به موجب آن از بسیاری شاعران هم عصر خود متمایز می شود.
۵۳۳۳.

بازنمایی عدم قطعیت در رمان دیلمزاد اثر محمّد رودگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۲۱
یکی از موضوعات مهم زندگی بشر امروز و به تبع آن یکی از مهم ترین مختصّات پسامدرنیسم، عدم قطعیت است. نفوذ این اصل به حوزه ادبیّات و تأثیرپذیری رمان از آن سبب جذّابیت هرچه بیشتر رمان های مدرن و پست مدرن برای خواننده و مشارکت هرچه بیشتر خواننده در خوانش رمان شده است. رمان «دیلمزاد» اثر محمّد رودگر یکی از رمان های برگزیده دفاع مقدّس است که در آن از عوامل گوناگونی برای ایجاد تشکیک و عدم قطعیت بهره گرفته شده است و ساخت مایه اصلی آن را عدم قطعیت تشکیل می دهد. در جستار حاضر، جلوه های متفاوت عدم قطعیت در رمان «دیلمزاد» با روش توصیفی تحلیلی بررسی و از این رهگذر تمهیدات نویسنده برای ایجاد عدم قطعیت و قراردادن خواننده در مرز باور و ناباوری تحلیل شده است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که در این رمان، عدم قطعیت در سطوح زبانی، روایت، شخصیّت پردازی، زاویه دید و زمان و مکان داستان نمود یافته و از این میان، در سطح زبانی رمان از برجستگی خاصّی برخوردار است. همچنین نویسنده با داستانی کردن واقعیت و آمیختن خیال و واقعیت به همراه بی توجّهی به رابطه علّت و معلولی در داستان، بر تشکیک مخاطب و عدم قطعیت داستان افزوده است.
۵۳۳۴.

فراخوانی شخصیت های شاهنامه به رمانِ به هادس خوش آمدید؛ کنشی در جهت تضعیف گفتمان دهه هشتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۴۱۲
رمان یکی از گونه های رایج ادبی معاصر است که می تواند پیوند مستقیمی با بافت سیاسی-اجتماعی هر جامعه داشته باشد. به وجود آمدن زیرگونه رمان اسطوره ای در دهه های اخیر، این پیوند را مستحکم تر کرده است؛ زیرا حماسه ها و اسطوره ها با قابلیت های فراوان خود، به خوبی می توانند نویسنده را در انعکاس بافت فرامتن و بیان موضع موافق یا مخالفش نسبت به آن، یاری رسانند. ازاین رو، رمان نویسان نیز آنها را با رویکردهایی متفاوت و گاه متضاد نسبت به بافت فرامتن به کار می گیرند. در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هستیم که بلقیس سلیمانی به عنوان یکی از نویسندگان این نوع از رمان، چرا و چگونه شخصیت های شاهنامه را به رمان به هادس خوش آمدید، فراخوانده است؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به بررسی بافت سیاسی-اجتماعی زمان نگارش این رمان (دهه هشتاد شمسی) پرداخته ایم. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از منظر جامعه شناسی سیاسی، موضع موافق یا مخالف نویسنده را نسبت به بافت فرامتن خود روشن ساخته ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که سلیمانی با فراخوانی کنشگر فعال و هنجارشکن رودابه شاهنامه به رمان خود و منفعل کردن او دربرابر هنجارهای حاکم بر جامعه مردسالار و نمایش پیامدهای منفی این نوع هنجارها برای رودابه به عنوان نماینده زنان، سعی دارد گفتمان مردسالاری را از طریق ایجاد تداعی تضاد میان کنش های رودابه پیش متن و رودابه بیش متن، بازنمایی و تضعیف کند.
۵۳۳۵.

سبک شناسی و تنوع زبانی در داستان های سیمین دانشور و بزرگ علوی از منظر زبان شناسی نقش گرای هالیدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۴۳۳
تحلیل و بررسی متون ادبی بر مبنای اصول و نظریه های مکاتب زبان شناسی، یکی از مهم ترین رویکردهای نقد و تحلیل آثار ادبی در دهه های اخیر بوده است، به ویژه زمانی که بحث مقایسه داستان های زنان و مردان باشد، توجّه به ساختارهای زبانی آثار آن ها، می تواند تفاوت های زبان زنانه و مردانه را مشخص کند و نیز ضعف و قوت آثار را نمایان کند. یکی از نظریه های مهم زبان شناسی که با معیار آن، می توان به چنین مطالعه ای پرداخت، نظریه نقش گرایی مایکل هالیدی است. در این مقاله _ که به روش تحلیلی توصیفی انجام شده است بنابر نظریه نقش گرایی هالیدی به بررسی ساختار و کارکرد زبان و دستور زبان در داستان های دو نویسنده بزرگ، سیمین دانشور و بزرگ علوی پرداخته شده است. از جمله یافته های اصلی مقاله این است که در سبک نویسندگی سووشون و به طورکلی نویسندگان زن، وجود برخی ویژگی های خاص در کاربرد گروه های فعلی و اسمی دیده می شود که در سبک نویسندگان مرد نیست و به عنوان نمونه نمودهای التزامی در سووشون بسامد بیشتری دارد.
۵۳۳۶.

ردپای رویکرد زبانی سارا میلز در رمان «تصرف عدوانی» اثر آندرشون و رمان «ماه کامل میشود» اثر وفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
زبان مهم ترین وسیله ارتباطی میان انسان هاست و همواره موضوعی موردتوجه بوده است.گروهی از زبان شناسان، زبان را یک نظام و همچنین منتقدان فمینیستی، به ویژه فمینیست های پست مدرنی چون «سارا میلز» نظریاتی درباره ویژگی های زبانی در آثار زنان و تفاوت آن با آثار مردان بیان کرده اند و با بیان این مسئله که تفاوت جنسی، نژادی، طبقاتی و غیره در شیوه استفاده از زبان مؤثر است، به بررسی آن پرداخته اند. بحث زبان و جنسیت، در ادبیات داستانی حضوری پررنگ دارد؛ زیرا نویسنده برای اینکه بتواند از زبانی متناسب با جنسیت شخصیت های خود بهره مند شود، باید از ویژگی های زبانی منحصر به فرد زبانِ مردان و زنان استفاده کند. سارا میلز زبان جنسیت زده را در سه سطح واژگانی، نحوی و گفتمانی بررسی کرده است که هر یک از این سطوح زیرمجموعه هایی دارند که به صورت مجزا موردبررسی قرارگرفته است. جستار حاضر به روش تحلیلی- تطبیقی به دنبال واکاوی هویتی زنانه در سطح واژگانی، نحوی و گفتمانی در دو رمان «تصرف عدوانی» اثر «لنا آندرشون» و رمان «ماه کامل می شود» اثر فریبا وفی بر اساس رویکرد زبانی سارا میلز است. دستاورد پژوهش نشان  داد که زبان شخصیت ها به شدت تحت تأثیر جنسیت نویسنده قرار دارد و نویسندگان توانسته اند زبانی متناسب با جنسیت شخصیت در رمان ایجاد کنند که نشان دهنده زبانِ زنانه در جامعه است.
۵۳۳۷.

بررسی دو استعاره کلی «راه» و «شاه» در تذکره الاولیاء و اسرارالتوحید بر اساس دیدگاه های هانس بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۴۶۱
حقیقت به عنوان مهم ترین مفهوم عرفانی، برآیندی از درک انسان از نسبت خود با هستی و خالق هستی (حق) است. این مفاهیم کلی به شیوه نظری قابل بیان نیست، لذا وارد قلمرو استعاره می شود که تصویری حاصل از نسبت میان اجزای این کل است. موضوع این بررسی، مکانیزم تبدیل یک ایده به استعاره و توجه به کارکرد آن در تبیین دو موتیف مهم عرفان یعنی حقیقت و طریقت است. استعاره کلی در نظریات هانس بلومنبرگ با ایده ای خاستگاهی آغاز می شود. مفاهیم از عینیت به بُعد متافیزیکی منتقل می شوند و از طریق تکرار و ایجاد ارتباط میان اجزای مفهوم استعاره کلی شکل می گیرد و به بداهت می رسد. توجه به این نکته در بررسی سیر تطوّر این دو مفهوم از ایده خاستگاهی تضاد میان عالم امر و عالم خلق و «راه» میان این دو تا تبدیل شدن به استعاره و ساخت اصطلاحات و تأثیر آنها بر شکل گیری استعاره های عرفانی حائز اهمیت است. در مقاله حاضر خوشه واژگانی استعاره های راه و شاه، بافت معنایی که این دو استعاره در آن شکل گرفته اند و به تبع آن، اجزائی که هریک به طور جداگانه قابل ارجاع به استعاره اصلی هستند مورد بررسی قرار گرفته است. در گام بعدی ارائه مدلی از مفهوم حقیقت براساس دو سویه مهم آن در عرفان یعنی حق و سیر الی الحق از طریق بیان نسبت میان این دو مورد توجه است که در ارائه این ساختار، از روش بلومنبرگ در استعاره شناسی نور استفاده شده است. اهمیت بداهت استعاره های کلی در تبیین مفاهیم عرفانی، واکاوی مفهوم «سیر» و اجزاءِ آن در حکایات تمثیلی عرفانی و استعاره ها در این متون، بررسی تغییرات یک مفهوم از طریق توجه به تاریخچه استعاره و نگاه مجدد و تشریح مفاهیم و استعاره هایی مانند ریاضت که به موجب تکرار، در ساحت لغوی تثبیت شده اند از دیگر موضوعات مورد بحث در این مقاله است.
۵۳۳۸.

مدرنیسم و نوشتار زنانه (بررسی هویت زن در رمان مدرنیستی «شازده احتجاب» اثر هوشنگ گلشیری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۴۲۷
در ادبیات معاصر، «زبان و نوشتار زنانه» و «مدرنیسم» معانی مرتبطی دارند. قاعده گریزی، ذهنیت مبنایی، تک گویی های درونی و وضعیت روا ن رنجورانه زبان، به منزله ویژگی های نوشتار زنانه مطرح می شوند که عناصر و تمهیدات داستان های مدرن هم هستند. مدرنیسم در ادبیات را می توان پی آمدِ گرایش به دموکراسی و چندصدایی ای دانست که در قرن بیستم، زمانه گسست از سنت ها و فروپاشی قراردادها، به مسائل جدی بشر مبدل شده بود. نظریه نوشتار زنانه هم الگوی پیشنهادی کسانی بود که در تلاش بودند تا با نحوگریزی و گسیختگی در زبان، ساختارهای شکل گرفته مقوّ ِمِ مردسالاری را برهم زنند. بنابراین هر دو مجال می دهند به وجود چندصدایی، تکثرگرایی و دموکراسی. کوشش این پژوهش بر این است تا نظری نو بر رمان شازده احتجاب بیفکند و جزئیات داستانی تازه ای در آن بیابد، به طوری که ابتدا با تبیین عناصر رمان مذکور، مدرنیستی بودنِ ماهیت آن توجیه گردد و سپس با تحلیل شخصیت پردازیِ زنان داستان، افعال آن ها مورد کاوش قرار گیرد تا میزان استقلال مندی یا تحت سیطره بودگی شان، سنتی یا مدرن بودنشان، در نسبت با ساختار مدرن داستان، مورد بررسی قرار گیرد. نتیجه حاصل از پژوهش نشان داد که گلشیری در این رمان با استفاده از شیوه های مدرن داستان پردازی، انسجامی متناسب با ویژگی های مدرنِ شخصیت زن کنش مند و سلطه ناپذیر داستان خود آفریده است. تمهیدات داستانی او خواننده را به خوانشی همسو با مختصات نوشتار زنانه راه می برند که در آن مرد از سالاریِ محتوم در متن عزل می گردد و بستری مناسب فراهم می آید برای شخصیت زنی همچون فخرالنسا تا با هویت قائم به ذات و کنش های قاعده گریز و آزادی طلبانه خود، سیطره تبعیض و قیمومیت را به چالش بگیرند.
۵۳۳۹.

تحلیل تطبیقی اثرپذیری اشعار پارسی سرایان متقدّم از کتاب شایست ناشایست و آثار امام محمّد غزّالی (با تکیه بر احیاءعلوم الدّین و کیمیای سعادت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۱
شایست ناشایست، متنی به زبان پارسی میانه و اثری دینی، بازمانده از دوره زرتشت است. احیاءعلوم الدّین نیزکتابی دینی، اخلاقی و عرفانی مربوط به قرن پنجم است. مقاله حاضر می کوشد با تأکید بر دستورهای اخلاقی شعرای متقدّم، به مقایسه اشعار آنان با این متون دینی، یعنی شایست ناشایست و احیاءعلوم الدّین امام محمّد غزّالی و ترجمه فارسی آن، کیمیای سعادت، بپردازد. ادبیّات تعلیمی ما از آغاز شعر فارسی تا کنون، همواره بایدها و نبایدهای اخلاقی را مورد توجّه قرار داده، امّا در زمینه مقایسه اشعار شاعران متقدّم و متون دینی، پژوهش های کمتری صورت گرفته است. این نوشتار، به شیوه کتابخانه ای و با روش استقرایی، اندیشه های موجود در اشعار شعرای متقدّم را با شایست ناشایست و احیاءعلوم الدّین، مقایسه می کند و به این نتیجه می رسد که شعرای متقدّم، بنا به پیشینه باورهای اعتقادی که داشته اند و هم چنین به دلیل تأثیرپذیری از آموزه های اسلامی- قرآنی، بایدها و نبایدهای اخلاقی را در شعرشان، مطرح و به دیگر شعرا توصیه کرده اند و حلقه پیوند، میان اندیشه های اخلاق مدار قبل و بعد از اسلام در ایران شدند و با زبان شعر، اهمیّت دستیابی به تطهیر باطن و معرفت الهی را نزد ایرانیان، نشان دادند.
۵۳۴۰.

تحلیل اسطوره شناختی داستان بهرام و آزاده براساس نظریه میتوس پاییز نورتروپ فرای؛ بستر مطالعاتی سفالینه منقوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۴۲۱
یکی از رویکردهای مهم در نقد ادبی معاصر، رویکرد کهن الگویی است. مهم ترین نظریه پرداز نقد کهن الگویی، نورتروپ فرای، بر آن است که کهن الگوهای اسطوره ای، در انواع متون ادبی پدیدار می شوند و در جهان ادبی، چهار میتوس بنیادین که برابر با چهار فصل، در چرخه جهان طبیعت هستند، چهار ژانر اصلی در ادبیات؛ یعنی کمدی (بهار)، رُمانس (تابستان)، تراژدی (پاییز) و طنز (زمستان) را دربرمی گیرند. بنا به نظریه فرای، کانون تراژدی، قهرمانی است که در حیات خود شش مرحله را از معصومیت نخستین تا سقوط فرجامین طی می کند و در نهایت با قربانی شدنش، تعادل و آرامش بر محیط حاکم می شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی نقوش کاسه ای مینایی متعلق به دوران ایلخانی پرداخته و این داستان بهرام و آزاده را مطابق روایت شاهنامه فردوسی به تصویر کشیده است. هدف این پژوهش و نتیجه تحلیل این نقوش بر مبنای نقد کهن الگویی نورتروپ فرای نشان می دهد که روایت تصویری مذکور در قالب میتوس پاییز و ژانر تراژدی شکل گرفته است تا پیام سیاسی و اجتماعی ویژه ا ی را در قالب این داستان تصویری و ادبی به مخاطبانش، چه در دوران پیش از اسلام و چه پس از آن منتقل کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان