ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۰۱ تا ۴٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۴۸۰۱.

مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی مولوی از منظر فرم و محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۱
این مقاله با عنوان «مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی می پردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاه های مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شده اند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده می شود. در ارائه باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر به کار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پاره ای موارد، اختلاف نظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستان های تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چی ره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومه های شیعی در قالب شع ر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشه خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر می رسد.
۴۸۰۲.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۴۸۰۳.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۴۸۰۴.

بازشناسی تحلیلی شطحیات در دیوان غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۷
از آن جا که زبان عرفان، زبانی تمثیلی و رمزگونه است، گفتار عرفا در بیان مشاهدات و مکاشفات خود در حالات خاص روحانی، شطح آمیز جلوه می کند؛ از این رو شطحیات، ارتباط تنگاتنگی با اسرار الهی دارد؛ چنان که می تواند منعکس کننده بنیان تفکرات شخصی یک عارف در مراتب بالای عرفانی باشد. در این عرصه، عطّار نیشابوری، شاعر عارفی است که در مکتب وی، بخش ویژه ای از این شطحیات در غزلیات او راه یافته است؛ به طوری که می توان بنیاد اندیشه های عرفانی وی را در واکاوی شطحیات غزلیات وی باز یافت. موضوع بررسی این مقاله، شطحیات در دیوان غزلیّات عطّار نیشابوری است، که در آن سعی شده به روش استقرایی- تحلیلی، شواهد برجسته ای از دیوان این شاعر که مفهوم "شطح" در آن ها مستتر است، مورد بررسی قرار گیرد، تا از این طریق، فلسفه تحلیلی نگاه عطّار درباره شطح بر پایه بن مایه های سازنده آن و اهمیت نظر وی در این باره تبیین گردد و روشن شود که "شطحیات" تا چه اندازه و به چه شیوه ای در "دیوان غزلیّات و قصاید عطّار نیشابوری" راه یافته است.
۴۸۰۵.

تحلیل گفتمان شعرهای کوتاه سیّد حسن حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
تحلیل انتقادیِ گفتمان نوعی رویکرد بین رشته ای است و، با تجزیه و تحلیل متن، در پیِ عرضه خوانشی نسبتاً دقیق از آن است. نویسندگانِ این پژوهش بر آن اند تا، با بهره گیری از روش تحلیل انتقادیِ گفتمان، انعکاس مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... را در شعرهای کوتاه سیّدحسن حسینی بیابند و به چگونگیِ رابطه متقابل شعر (به مثابه متن) و جامعه و تبیینِ آن بپردازند. در این پژوهش، از میانِ رویکردهای متفاوتی که درباره تحلیل گفتمان وجود دارد، از روش «تحلیل انتقادیِ گفتمان فرکلاف» استفاده شده است؛ چراکه، به باورِ بسیاری از تحلیلگران، جامع تر از دیگر روش ها به نظر می رسد. روش فرکلاف مبتنی بر سه سطح است: کنش متنی (توصیف)؛ کنش گفتمانی )تفسیر)؛ و کنش اجتماعی (تبیین). در این مقاله، شعرهای کوتاهِ حسینی، به صورتِ گزینشی، از مجموعه شعرِ نوشداروی طرح ژنریک بررسی و تحلیل شده است تا مؤلّفه های گفتمان مدارِ شعرها در سه سطح تحلیل محتوایی و صوری و اجتماعی بیان شود. در این تحلیل مشخّص شد ویژگی های صوریِ زبان شعر حسینی   نظیر آواها، واژه ها، فعل ها، روابط معنایی، عبارت بندی ها، و انسجام صوری و معنایی دارای ارزش و بارِ گفتمانی است و به شعرش جنبه عقیدتی می دهد. بنابراین، هدف پژوهشگر تبیین نوع گفتمان های موجود در شعر حسینی و چگونگیِ پیوندِ آن با ساختارهای اجتماعیِ جامعه است. درنتیجه، گفتمان های غالب در شعرِ سیّدحسن حسینی عبارت اند از: گفتمان اجتماعی، فرهنگی، اخلاق گرایانه، و سیاسی. بارزترین گفتمان در شعرِ او گفتمان اجتماعیِ انقلاب محور است.
۴۸۰۶.

آثار و آرای لطفعلی صورتگر در باب ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
ادبیات تطبیقی در ایران دانشی نسبتاً نوپاست که عمدتاً در دانشگاه ها و از طریق استادانی که در ادبیات کشورهای دیگر تخصص داشته اند وارد فضای آکادمیایی ما شده است ولی دانسته های ما درباره پیشگامان این رشته در ایران و آرای آنان در این زمینه گاه بسیار اندک است. یکی از کسانی که در پا گرفتن این رشته در ایران، چه از طریق تدریس در دانشگاه و چه از طریق نوشته های علمی و مطبوعاتی، نقش مهمی بازی کرده لطفعلی صورتگر است. این مقاله کوششی است تا با بررسی نوشته های صورتگر، از جمله رساله دکتری او که به تمامی در حوزه ادبیات تطبیقی است و تا کنون برای خوانندگان ایرانی ناشناخته مانده، و نیز مقالات و کتاب هایی از او که شاید سویه تطبیقی آنها چندان هم پررنگ به نظر نرسد، دیدگاه های او درباره مسئله تأثیر و تأثر در ادبیات ملل مختلف و اهمیت این مسئله در پیشرفت و افزایش غنای ادبیات بومی استخراج و تبیین شود.
۴۸۰۷.

تبلور پسامدرنیستیِ نظریه مرگ مؤلف در رمانِ «نویسنده نمی میرد، ادا درمی آورد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۶۵
در پیِ نظریّه «مرگ مؤلّف» رولان بارت ( Roland Barthes )، اقتدار مؤلّف در نقد نو، با چالش جدّی و بی سابقه ای روبه رو شد. مرگ مؤلّف تأثیری آشکار در پسامدرنیسم داشته است، به طوری که برخی شگردهای پسامدرنیستی تبلوری از نظریّه مرگ مؤلّف اند که جایگاه مقتدرانه نویسنده را به مخاطره انداخته اند. بارت این دیدگاه سنّتی را که مؤلّف، منشأ متن، منبع معنا و تنها شخص صاحب صلاحیت برای تفسیر است، رد می کند. به باور او، «مرگ مؤلّف» برابر با تولّد خواننده است؛ چرا که معنا نه در مبدأ متن بلکه در مقصد متن است. پس، اگر مبدأ را «مؤلّف» و مقصد را «خواننده» بدانیم، معنا در مقصد شکل می گیرد و پدیدآورنده اثر، دیگر مرکز توجه و تأثیرگذار نیست و این، خود اثر است که در هربار خوانده یا دیده شدن از سوی مخاطب، تولید معنا می کند. در این مقاله، رمان «نویسنده نمی میرد؛ ادا درمی آورد» نوشته «حسن فرهنگی» بر اساس نظریّه «مرگ مؤلّف» بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مؤلّف در این رمان پست   مدرن، از شگرد هایی مانند قدرت اختیار و انتخاب دادن به خواننده (خواننده محوری)، اعتراض شخصیت به روند داستان و دخالت در نگارش آن، جدال شخصیت داستان با نویسنده و نافرمانی، تأکید بر داستان بودگی و عمل نوشتن، بینامتنیّت، و درآمیختن زندگی واقعی نویسنده با زندگی داستانی شخصیت ها استفاده کرده است. این شگردها از مؤلّف محوریِ متن، می کاهند و نقش خواننده را برجسته می کنند و رمان را به رمانی پست مدرن و مبتنی بر نظریّه مرگ مؤلّف بدل می سازند.
۴۸۰۸.

پیری و جوانی در شاهنامه فردوسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۶ تعداد دانلود : ۸۳۲
پیری و جوانی از جمله مفاهیم دارای اهمیت در فرهنگ و ادبیات هر قومی بوده و مطالب فراوانی در مورد آن ها نگاشته شده است. در شاهنامه نیز شخصیت پردازی در ارتباط با جوانان و پیران و ویژگی های شخصیتی آ ن ها به خوبی قابل مشاهده است. تحقیق حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای انجام گرفته به دیدگاه فردوسی نسبت به شخصیت های مثبت و منفی، اعم از پیر و جوان در شاهنامه و تغییر و یا عدم تغییر این دیدگاه و ایستایی یا پویایی شخصیت های مثبت و منفی در شاهنامه پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق دیدگاه فردوسی نسبت به شخصیت های داستان اعم از پیر و جوان ثابت نیست و در طول داستان تغییر می کند. شخصیت هایی که به دلیل ابعاد مثبت و منفی، باورپذیرتر و جذاب ترند. به طورکلی می توان گفت که فردوسی ویژگی هایی هم چون میهن دوستی، دلاوری و بزرگی را بیشتر به جوانان نسبت می دهد و از سوی دیگر ویژگی هایی هم چون دانایی و خردمندی را بیشتر به پیران نسبت داده است.
۴۸۰۹.

نامه منظوم/ شعرنامه (ردیابی و نقد و تحلیل نامه های منظوم از آغاز شعر فارسی تا پایان قرن نهم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۰۱
«نامه منظوم» که با نام های «شعرنامه»، «مکاتبات منظوم» و «مراسلات نظمی» نیز خوانده شده است، یکی از گونه های ادبی ناشناخته ای است که از ابتدای شعر فارسی نمونه های فراوانی از آن را در متون نظم و نثر می توان یافت. نامه های منظوم زیرگونه های دیگری چون: «تقاضانامه»، «معذرت نامه»، «تعزیت نامه»، «عنایت نامه»، «استغاثت نامه»، «شعرِ شکر»، «استمالت نامه» نیز دارد که در سراسر ادبیات فارسی پراکنده اند. در این پژوهش بر اساس مجموعه ای از نامه های منظوم که با در نظر داشتن قرینه هایی از لابه لای دیوان ها، تذکره ها و متون تاریخی فراهم آمده است، اغراض اصلی از سرایش شعرنامه ها چون تقاضا، مدح، سپاس، هجو، تهنیت و تسلیت به مخاطب، بیان شده است و سپس عناصر ساختاری و محتوایی نامه های منظوم که به اقتضای مطلب و با توجه به شرایط خاص، صورت های گوناگون به خود گرفته و قالب های گوناگون یافته است، نقد و تحلیل شده اند. یکی از وجوه اهمّیت این پژوهش معرفی گونه ادبیِ بسیار وسیعی است که در ضمن آن از یک سو می توان تمایزات و تشابهات زیرگونه های آن را برجسته کرد و از سوی دیگر مناسبات طبقات مختلف اجتماعی را که نامه منظوم را ابزاری برای ایجاد ارتباط در بین خود برگزیده بودند، نشان داد و از منظری تازه به این بخش از شعر فارسی نگریست.
۴۸۱۰.

کیفیت اقتباسِ داستان عزیز و غزال از نمایشنامه رمئو و ژولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۳۸۲
داستانِ عزیز و غزال (1332ق.) به قلمِ سیّد اشرف الدّین حسینی گیلانی، معروف به نسیم شمال ، عاشقانه ای است کمترشناخته شده که در آن ماجرای عشق دو دلداده اهل حلب از دو خاندان متخاصم روایت می شود. شباهت محتوایی این داستان با نمایشنامه رمئو و ژولیت شکسپیر ما را برآن داشت تا با نگاهی به مفهوم اقتباس و هم چنین واکاوی سبک وسیاق رایج در اقتباسهای عصر قاجار، شباهتها و تفاوتهای این دو اثر را بررسی و تحلیل کنیم. واکاوی همانندی فراوان محتوایی و ساختاری این دو اثر به روش توصیفی تحلیلی، این ظن را تقویت می کند که عزیز و غزال، اقتباسی آزاد از تراژدی شکسپیر بوده است؛ امّا ازآنجاکه سندی مبنی بر تسلّط سیّداشرف الدّین به زبان انگلیسی در دست نیست، چنین به نظر می رسد که او به گونه ای با ترجمه ای از رمئو و ژولیت به فارسی یا ترکی آشنا شده و سپس به سیاق اقتباسهای دوران خود با تمهیداتی همچون افزودن شعر به نثر، بهره گیری از امثال و حکَم و گاه تکیه کلامهای عامیانه، متناسب با گفتمانهای فرهنگی اجتماعی زمانه خود، رمئو و ژولیتی باب طبع خوانندگان ایرانی خلق کرده است. کلیدواژه ها: ترجمه و ادبیات مشروطه، مطالعات اقتباسی در دوره مشروطه، عزیز و غزال ، رمئو و ژولیت، نسیم شمال.
۴۸۱۱.

نشانه های شناخت راوی ناموثق و بررسی آن در داستان «جایی دیگر» گلی ترقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۸
اقتدار راوی که در حوزه تأثیر بلاغی قدرت روایت قرار دارد، باعث می شود ارزیابی او را تحت تأثیر برداشت ها و انتظارات سنتی ذهن مان بدون تفکر بپذیریم اما شناخت نشانه های تزلزل این اقتدار، به ناموثق بودن راوی منجر می شود. مقاله حاضر با شناسایی ابزارهای بلاغی «فاصله»، «صدا» و «کانونمندسازی» میزان اطمینان راوی را در داستانی کوتاه از گلی ترقی با عنوان «جایی دیگر» بررسی کرده است همچنین نشانه های زبانی شامل وجهیت منفی(کاربرد وجوه شناختی، ادراکی و کلمات بیگانگی؛ مانند انگار، شاید، به نظر می رسد و...) نیز که بیانگر تردید است بررسی شده است. داستان کوتاه «جایی دیگر» به دلیل ادعای راوی مبنی بر روایت رخدادها بر پایه مستندات، شواهد و بر مبنای یادآوری خاطرات گذشته راوی انتخاب شده تا موثق بودن یا ناموثق بودن آن مورد ارزیابی قرار گیرد. این داستان با روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است که با فاصله گرفتن راوی از رخدادها و شخصیت ها، تردید راوی را آشکار می کند.
۴۸۱۲.

بررسی شخصیت های قهرمان در مقامات حمیدی از دیدگاه نظریه مازلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۳۶۱
مقامه نوع خاصی از داستان های کوتاه با نثری مسجع است که برای نخستین بار در قرن چهارم هجری توسط بدیع الزمان همدانی در ادبیات عرب رواج پیدا کرد. در این نوع داستان به سرگذشت قهرمانی پرداخته می شود که به طور ناشناس شهر به شهر سفر می کند و در هر مکانی با درآمدن به کسوت و شخصیتی جدید، با توسل به حیله گری و قدرت سخنوری، مردم را می فریبد و به تکدی گری و کسب مال می پردازد. بعدها قاضی حمیدالدین بلخی در دوره سلجوقی این شیوه داستانی را با نگارش کتاب «مقامات حمیدی» به ادبیات فارسی وارد کرد و مقامه نویسی تا مدتی به حیات خود ادامه داد. در مقامات حمیدی برخلاف مقامات بدیع الزمان همدانی و مقامات حریری، شخصیت قهرمان شخصیت واحدی نیست، اما از نظر نوع کُنش و دارا بودن برخی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری شباهت بسیاری با قهرمانان دو مقامه دیگر دارد. هدف این مقاله بررسی شخصیت های قهرمان در مقامات حمیدی از دیدگاه نظریه انگیزشی مازلو است و از این رو با شیوه ای توصیفی-تحلیلی می کوشد زوایای پنهانی این شخصیت ها را بر اساس مؤلفه های این نظریه در رفتار آن ها مورد تحلیل قرار دهد. بر اساس یافته های این مقاله، تأثیر نیازهای فیزیولژیکی، نیاز به ایمنی، نیاز به عشق و تعلق داشتن، نیاز به احترام و نیاز به خودشکوفایی، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتارهای خاص این قهرمانان دارد.
۴۸۱۳.

کارکردهای بیان نمادین در دیوان سنایی غزنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۳۶۳
نماد که در شعر نمودی از آفرینشگری شاعر است، با وارد کردن امکان دستیابی به چند مدلول در متن، راه را بر تأویل های گوناگون می گشاید و به پویایی متن یاری رسانده و امکان راهیابی به معناهای پنهان را در آن تقویت می کند. سنایی که در ادب پارسی به عنوان پایه گذار شعر نمادین عرفانی شناخته می شود، با آگاهی از گنجایش ناچیز زبان عرفی در گزاردن اندیشه های قدسی، در سروده های خود نماد را به خدمت گرفته و بدین سان افزون بر گسترش ظرفیت زبان و روا ساختن بیان معانی ژرف عرفانی، وجه زیبایی شناختی شعر خویش را نیز برتری بخشیده است. سنایی مبتکر بسیاری از نمادها به ویژه در حوزه قلندری، تغزلی و اسطوره ای است و این یادگار ماندگار در شیوه نمادگرای شعر عرفانی فارسی تأثیری بسزا گذاشته است. بدینسان با وجود آنکه شعر سنایی نخستین گام های شعر نمادین عرفانی در ادب فارسی است، نماد در دیوان او جایگاهی برجسته دارد. حال، پرسش این پژوهش این است که نماد و نمادپردازی در دیوان سنایی چه کارکردهایی دارد. نتایج به دست آمده روشن می سازد که کارکردهای نماد در دیوان سنایی را می توان در چهار حوزه کارکرد سیاسی- اجتماعی، کارکرد عرفانی و معرفتی، کارکرد روان شناختی و کارکرد زیبایی شناختی طبقه بندی کرد. سنایی در حوزه های گوناگون شعر خود با به کار گرفتن نمادهای مناسب اهداف یادشده را در شعر خویش پی گرفته است.
۴۸۱۴.

پیشنهاد تصحیح قیاسی چند واژه در عتبه الکتبه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۲۷۴
«روش قیاسی» از دشوارترین شیوه های تصحیح متون است که بیشتر برای آثاری که یک نسخه خطی از آن ها یافت شده است به کار می رود. یکی از آثار منشیانه ادبیات فارسی که تاکنون دو بار به این شیوه تصحیح شده، کتاب «عتبهالکتبه» اثر منتجب الدین بدیع جوینی است. بررسی عتبهالکتبه نشان می دهد که برخی واژه ها با ضبط های نادرست در متن این کتاب وجود دارد که از چشم مصححان محترم پنهان مانده است. در این مقاله، پانزده مورد از این ضبط های نادرست استخراج و صورت صحیح آن ها پیشنهاد شده است. روش کار در این پژوهش بر تصحیح این واژه ها و پیشنهاد ضبط اصیل و مناسب آن ها به شیوه قیاسی و با استناد به قرائن و شواهد موضوعی و زبانی از متن کتاب عتبه الکتبه و متون دیگر استوار است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که اغلب این ضبط های نادرست از نوع تحریف و تصحیف است که در اثر تصرف کاتبان و بدخوانی مصححان به کتاب عتبه الکتبه راه یافته است.
۴۸۱۵.

تحلیل ساختاری منظومه بلوچی هانی و شی مرید بر اساس الگوی کنش گر گرماس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
دانش روایت شناسی از مباحث جدید در حوزه ادبیّات است. می توان روایت را مجموعه ای از حوادث و رخدادها قلمداد کرد که زندگی انسان را تشکیل می دهد. از این نظرگاه، هر داستان را چه منظوم؛ چه منثور می توان به مثابه روایتی دانست. از نظریّه پردازان مطرح در این زمینه آلژیرداس ژولین گرماس است که الگوی کنشی، زنجیره های روایی و مربع معناشناسی حاصل مطالعات وی در زمینه ساختارگرایی و مطالعات ادبی است. در این پژوهش ابتدا به بررسی پیرنگ منظومه بلوچی هانی و شی مرید و در ادامه به تحلیل داستان بر اساس الگوی کنشگرگرماس پرداخته شده است. هدف از انجام این پژوهش مطابقت این اثر غنایی با الگوی ارائه شده گرماس است. حاصل این پژوهش که بر مبنای توصیف و تحلیل و به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است، نشان می دهد، داستان غنایی «هانی و شیمرید» از الگوی ساختاری و روایی قابل توجّه برخوردار است و در قالب نظریّه گرماس قابل بررسی و تحلیل است.
۴۸۱۶.

بررسی اصطلاحات کاربردی برای «توهین و نفرین» در زبان بلوچی(با رویکرد زبان شناسیِ اجتماعی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۵ تعداد دانلود : ۳۶۴
بررسی کاربرد واژگان هر زبان در رفتار اجتماعی افراد هر جامعه، تا حدی نشانگر جهان بینی آنها در کُنش و واکنش نسبت به یکدیگر است. روشن است که رفتار اجتماعی انسانها به طور کلی در دو مقوله دلالتهای مثبت و منفی می گنجند. برای مثال «تشویق ها و دعاهای خیر» در زمره مقولات مثبت و «توهین و نفرین ها» در زمره مقولات منفی جای می گیرند. از آنجا که نمود بعضی از واژه ها با دلالت منفی در زبان بلوچی در رفتار اجتماعی مردم بلوچ به روشنی پدیدار است، در این مقاله با انتخاب تصادفیِ تعداد 125 واژه از این نوع، به بررسی آنها به ترتیب تحت دو عنوان «توهین ها» و «نفرین ها» با رویکردی توصیفی از نظر ساخت زبانی و کاربرد معنایی در حوزه مرکزی بلوچستان ایران پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که از نظر بسامد، واژه های بلوچی با اصالت ایرانی در این فهرست نسبت به وامواژه ها از فراوانی قابل توجهی برخوردارند، و ساختار صرفی و کاربرد نحوی آنها، دلالت بر نهادینه شدگیِ تاریخیِ آنها در جامعه زبانیِ این قوم دارد. دوم آنکه، از طریق نتایج این مقاله و موارد مشابه، می توان به بخشی از رفتار اجتماعی مردم بلوچ با رویکرد جامعه شناسانه زبان دست یافت که حاصل آن می تواند در مطالعات زبانی، ادبی، فرهنگ عامه، مردم شناسی، و قوم شناسی نیز به کار آید.
۴۸۱۷.

بررسی تشرف درداستان های کوتاه گلی ترقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۹
نویسندگان به واسطه ویژگی های شخصیتی، تجارب و پیشینه کاری خود، در هر دوره تاریخی سبک خاص خود را ایجاد می کنند. در این پژوهش، مجموعه داستان های کوتاه گلی ترقی با به کارگیری کهن الگوی نظریه «سفر قهرمان» جوزف کمبل بررسی شده است. پژوهش پیشرو مطالعهای نظری است که به شیوه پژوهش کتابخانهای انجام شده است. محدوده و جامعه مورد مطالعه، مجموعه داستان های کوتاه گلی ترقی؛ شامل «من چه گوارا هستم»، «خاطره های پراکنده»، «جایی دیگر»، «دو دنیا» و «فرصت دوباره»، است. تقریباً در تمام داستان ها، نویسنده، شخصیتها را به گونه ای طراحی کرده است که به دنبال ایجاد تغییری هستند و می خواهند موقعیت خود را از آنچه نامطلوب آنهاست به مرحله مطلوب برسانند. آنها باید برای ایجاد این تغییر در خود، دیگری یا محیط پیرامونشان، تصمیمی اتخاذ کنند. شخصیت های داستانی با استفاده از ابزارهایی؛ چون سفر، یادآوری خاطرات، اجبار دیگران و موارد دیگر به نوعی از تشرف می رسند و تصمیم می گیرند امید دوباره خود را بازیابند. تصمیم ها گاه ممکن است، مانند خودکشی با ذهنیت مخاطب همخوانی نداشته باشد، اما همه در راستای خواست شخصیت داستانی و به زعم او برای رسیدن به وضعیت بهتر و تغییر شرایط است. این «تشرف» را میتوان ویژگی سبکی داستان های کوتاه گلی ترقی دانست.
۴۸۱۸.

«بس طرفه حریفی ست»؛ شرح بیتی بحث انگیز از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۴۵
بیتِ «حافظ که سرِ زلفِ بتان دست کشش بود/ بس طرفه حریفی ست کش اکنون به سر افتاد»، در لابه لای شروح متعدّد، بسیار بحث انگیز بوده است. حافظ پژوهان در شرح یا تفسیر این بیت کوشیده، و نظریّات خویش را گفته، یا به نقدِ نظرِ دیگران پرداخته اند. درواقع، با وجود رواج سه گونه نگاه تشریحی، تفسیری و تأویلی به غزل حافظ، ابهام برخی از این گونه ابیات، به سبب پیچیدگی یا دیریابیِ نحوی و بلاغی، همچنان باقی است؛ برخی از شروح دیوان حافظ به سادگی از تفسیر دقیق و روشمند ابیات دشوار یا مبهم چشم پوشیده اند یا، به علّت بی توجّهی به ویژگی های نحوی و بلاغی، از عهده تبیین و تحلیل مناسب آن برنیامده اند. کمتر شارحی در این بیت به ساختار نحوی کلام حافظ توجّه کرده است؛ در این مقاله کوشش شده است که، با در نظر گرفتن ساخت و بافتِ جمله و جنبه های دستوری و نکته های بلاغی، خصوصاً استعاره تهکّمیّه، مشکل این بیت حل شود.  
۴۸۱۹.

بازخوانی تحلیلی باب های «پادشاه و برهمنان» و «شاهزاده و یاران او» کلیله و دمنه بر مبنای رمزگان و تولید معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۲۶۳
نشانه شناسی ابتدا با سوسور معرفی شد و بعدها رولان بارت شناخت آن را تنها از راه زبان شناسی ممکن دانست. بارت در تحلیل نشانه شناسی و داستان «سارازین» اثر بالزاک، رمزگان پنج گانه را معرفی کرد: رمزگان کنشی، معمایی (هرمنوتیکی)، معنایی، نمادین و ارجاعی. از نظر او این کدها به تولید معنا می انجامد. یکی از متون کهن که از دیدگاه رمزگان بارت و نشانه شناسی کمتر به آن توجه شده، کلیله و دمنۀ نصرالله منشی است. در این پژوهش سعی شده به روش تحلیل کیفی و کمّی دو باب متأخّر از کلیله و دمنه، یعنی «پادشاه و برهمنان» و «شاهزاده و یاران او» انتخاب شود تا دریابیم رمزگان پنجگانة بارت در آن دو چگونه بروز و نمود یافته اند، رمزگان هرمنوتیکی و ارتباط آن را با هویت پرسشگران و درونمایۀ دو باب بررسی کنیم، ارتباط رمزگان فرهنگی و شناخت نویسنده از عصر او را مورد کاوش قرار دهیم و نیز به تأثیر فنون و صنایع بلاغی در تولید معنا توجه کنیم. با بررسی های صورت گرفته در این پژوهش نتیجه می گیریم هر دو باب با رمزگان معمایی آغاز می شود. با رمزگان کنشی می توان به شناخت کامل شخصیت های دو داستان رسید. رمزگان معمایی با مشخص کردن هویت پرسش گر و نیز نوع پرسش او نشان می دهد درونمایة هر دو باب دربارة پادشاه و عناصر مؤثر بر پادشاهی است. به دلیل تأخّرِ نگارش، رمزگان فرهنگی دو یا چندگانه ای در دو باب تعریف می شود. همچنین صنایع بلاغی ای چون اطناب، ایهام، اضافات، تشبیه و... به ساخت رمزگان و سپس تولید معنا کمک شایانی کرده اند.  
۴۸۲۰.

شعر عملی: احضار تن، اصالت صدا ، قید حضور در فعل پیکره ی تام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۲۶
شعر عملی: احضار تن، اصالت صدا، قید حضور در فعل پیکره ی تام   لیلی گله داران *   چکیده در آغاز، شعر هنر شفاهی قائم به سرایش و خوانش بود. میراثی که سینه به سینه نقل می شد و از زبان به حافظه سپرده و دوباره بر زبان جاری می شد. ابداع خط سیلابیک توسط سومریان (هزاره ی چهارم ق.م) دستاوردهایی داشت ازجمله: مفاهیم منتزع و غیرملموس اندیشیده و نوشته شدند، کتابت و نگارش شروع شد و شیوع یافت و سیر تکوینی شعر از این زمان به بعد گام به گام دور شدن از شفاهیت تا استیلای تام کتابت بود. شعر عملی به عنوان شعر پسااجرایی با رویکردی ریشه شناختی و هستی شناسانه ازطریق بررسی شعر میان رودان، یونان باستان، پاره ای از رویکردهای مارینتی در فوتوریسم، شعر فضایی آنتونن آرتو و شعر اجرایی دهه ی هشتاد آمریکا، مؤلفه های برگرفته، تکمیلی، نوین و پیشنهادی خود را ارائه می دهد؛ ازاین رو با توجه به تفاوت بنیادین و ماهوی شعر عملی با شعر اجرایی و شبهاتی که وجه اشتراک اجرایی آن ها به وجود می آورد، این مقاله ضمن معرفی شعر عملی به این می پردازد که چه تفاوت هایی میان شعر عملی و شعر اجرایی وجود دارد؟ نتایج به دست آمده در این مقاله ی توصیفی (مستخرج از رساله ی متکی به روش توصیفی- تجربی) مبیّن آن است که شعر عملی، اجرای شعر مکتوب نیست؛ بلکه سروده ای غیرقابل تفکیک از ساختار اجرایی و مؤلفه های بی بدیل تن، صدا و حضور است که در پیکره ای تام و غیرقابل تفکیک از اجزایش، به یک باره و یک جا خلق می شود تا ازطریق اجرا، ذات شعر را در محضر مخاطب تجسد مجدد بخشد. از دستاوردهای ادبی شعر عملی، بسط و توسعه ی صنایع ادبی و ابداع آرایه های نوین شعری است که فن بیان جدیدی را نیز پیشنهاد می دهد.     * استادیار گروه ادبیات نمایشی دانشگاه هنر شیراز l_galehdaran@shirazartu.ac.ir تاریخ دریافت مقاله: 12/11/1400                   تاریخ پذیرش مقاله: 25/4/1401

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان