اگر چه از دیرباز دربارة اهمیت و ارزش لفظ و معنی، در تراکیب بیانی، میان علمای بلاغت گفتگو بوده است، بعضی یافتن معانی را، ساده و لطف و رونق کلام را در انتخاب الفاظ مناسب، دانسته اند و طرفداران اصالت معنی، الفاظ را خادم معانی و حتی زیبایی صنایع لفظی را نه از لفظ بلکه مربوط به معانی می دانند، لیکن حقیقت این است که لفظ و معنی هر دو در ترکیب بیانی مؤثر و دارای نقش ویژه است و تلاؤم و تناسب حروف و واژه ها و معانی مستفاد از آنها کاملاً به یکدیگر ارتباط دارد، میزان معنی و تعداد واژه های عهده دار انتقال این معنی- قلّت و کثرت کلمات – در یک کلام و بلاغت آن، تأثیر شگفت دارد، زبان عربی با وجود غنای زبانی، به ایجاز و گزیده گویی متمایل و از اطناب و اسهاب روی گردان است، تا جایی که ایجاز را «حلیه القرآن» نامیده اند، بلاغت ایجاز و بلاغت مجاز و رابطه ایجاز و مجاز، در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است تا روشن گردد: مجاز و ایجاز کجا با هم تلاقی دارند؟ آیا هر ایجازی، مجاز است؟ آیا مجاز حذف نوعی از مجاز مرسل یا مجاز عقلی است؟ و …
از دیرباز زبان را به عنوان ابزار ارتباط و ادبیات را آئینه جهان بیرون می شناسند. جنبش های ادبی متاخر و نظریه های جدید زبان شناسی در غرب، با رد نظریه های سنت گرایان در این خصوص، سعی کرده اند جریانات ادبی را به دو شاخه عمده تقسیم کنند. در این مقاله کوشش کرده ایم تا این دو جریان ادبی را با ارائه مثالهایی از رمانهای ایرانی و فرانسوی مورد مطالعه قرار دهیم:جریان ادبی اول همان سنت گرایی یا به اصطلاح «برون زبانی» و یا ادبیات در معنای Poetique و نهایتا «متن» می باشد که در این صورت زبان و ادبیات به مثابه پل ارتباطی بین دنیای بیرون و خواننده واقع می شود.جریان ادبی دوم حالت «درون زبانی» یا «خود ارجاعی» دارد و جنبه «ادبیت» اثر فراتر از جنبه های «ادبیاتی» است و نهایتا حرکت «فرامتنی» بیشتر از خود متن اهمیت پیدا می کند. در این جریان هدف از کاربرد زبان صرفا توجیه خود زبان می باشد و خواننده این نوع آثار به کمک «اصطلاح محوری» رمز و رموز و مکانیزمهای موجود در آن را کشف می کند.
"ابو دهبل الجمحی یکی از شاعران چیره دست سده اول هجری در عرصه ادبیات عربی است که از شعر به عنوان ابزاری برای مبارزه با ستم و خودکامگیها بهره جسته است.او در دوران زندگی، سرور قبیله خود بود و در شمار پنج تن شاعر مشهور قریش به حساب میآمد؛البته در دورههای بعد به عللی چندان مورد توجه قرار نگرفت؛به نظر میرسد علت اصلی این عدم استقبال، بعضی از غزلهای اوست.
در این تحقیق پس از نگاهی گذرا به زندگی و شخصیت و مقام شاعری او، ثابت شده که این مضامین یا غزلهای خاص، از نوع غزلهای کیدی است و یکی از ابزارهای مبارزاتی شاعر در مقابل ستمگران به حساب میآید.شایان ذکر است که الجمحی تا پایان عمر، هرگز از راه اسلام راستین و رسالت فکری خود در دفاع از ستمدیدگان، برنگشت
"
رنگ و بویی تازه داده و ادبیات فارسی بعد از سعدی رویکرد دیگری از شعر و ادب ایرانی را در پیش گرفته که تجربیات و ارمغانهایی از مرکز و غرب دنیای اسلام آن را سرشار و اعتقادی و آسمانی کرده است. این مقاله به بررسی خراسان و واژههای مرتبط با آن در اشعار سعدی پرداخته و تاثیر آن و افراد برخاسته از آن سرزمین را در اشعار سعدی بررسی نموده است.