فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۹۰۱ تا ۳۷٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
دوراس، نوشتن از لحظه های رخوت کرمسیری
منبع:
گلستانه ۱۳۷۹ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
تاگور و تصوف اسلامی
حوزههای تخصصی:
در این گفتار نخست به شرح احوال و افکار و آثار تاگور پرداخته ‘ آنگاه محیط اجتماعی او را در کارگاه پژوهش مورد بررسی قرار می دهیم و تحولات فکری مردم شبه قاره را که مایه پیدایش نحله های مختلف مذهبی و اعتقادی شده است ‘ از نظر می گذرانیم ودر این رهگذر اشارت می کنیم که تصوف اسلامی ایران به همت منصور حلاج بدان سرزمین پهناور راه یافته و در ساخت و پرداخت آیین برهمایی مؤثر آمده و به گونه ای دلپذیر طراز تعالیم آن آیین معرفت آموز گشته است و تاگور-نابغه بزرگ شرق-استغنا و وارستگی صوفیان ایرانی را چاشنی معانی رقیق و مضامین دقیق آثار خود ساخته است .
واژه ی آیینه در کلام بیدل
حوزههای تخصصی:
طنز: تداعی معانی (6)
حوزههای تخصصی:
مهدی (عج) در کلام علی (ع)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مشتمل است بر مقدمای در تقسیم احادیث رسیده درخصوص مهدی(عج) و چهل حدیث و روایت ازامیرمومنان(ع) درباره مهدی آخرالزمان برابر نقل اهل تسنن، پیرامون موضوعات دوازده گانه زیر: خاندان مهدی، قطعی بودن ظهور مهدی، سیمای مهدی، ضرورت وجود امام، غیبت مهدی، نوید حکومت عدل، نشانه های پیش از ظهور، نشانه های ظهور، یاران مهدی، فرود آمدن عیسی بن مریم (ع) از آسمان و اقامه نماز جماعت به امامت مهدی(عج) در بیت المقدس، حکومت عدل یا روزگار صلح و صفا و سامان یافتن نابسامانیها و مدت حکومت آن حضرت.
جام و حضور(نگاهی به نخستین غزل حافظ)
حوزههای تخصصی:
سعدی و نیت مولف (بحثی در هرمنوتیک)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بحث در هرمنوتیک یعنی نیت سعدی در اشعارش دارد و ثابت میکند: متن غزلیات سعدی متن بسته یا خوانندهگراست یعنی احتیاج به تاویل و تفسیر ندارد. یعنی معنی قطعی و نیت مولف آشکار است. ابیات سعدی در عین هنری بودن صریح و قطعی است طوری که تبدیل آن به نثر دشوار است. در غزلیات سعدی معمولا لحن و حالت یکی است یعنی همان احساس گوینده مستقیما به خواننده منتقل می شود. این مشخصات و برخی مشخصات دیگر ساختاری و سبکی، سعدی را از ادامه دهندگان سبک خراسانی معرفی میکند که برنامه آنان لفظ نیک و معنی آسان بود. در واقع او شعر را از خراسان به فارس آورد. قبل از او شعر دری در فارس مرسوم نبود. سعدی در جایی است که در پشت او سبک خراسانی و در پیش او سبک عراقی است. وی عواطف و احساسات را به سبک خراسانی تزریق کرد و لازمه آن توجه به نوع جدید ادبی غزل به جای قصیده بود.
ساده بتاب و غریب بر چشمان دلتنگ خانه من: زندگی و تصویرهای عشق و واژه طبیعت در آثار امیلی دیکینسون شا
منبع:
گلستانه ۱۳۷۹ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
سخنی درباره نسخه ساختگی شاهنامه فلورانس
حوزههای تخصصی:
سه زن سالخورده و شعری که سی سال ناسروده ماند
حوزههای تخصصی:
برای داستانم همه چیز یک جنجال را می خواهم (آلیس مونر)
منبع:
گلستانه ۱۳۷۹ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
Translating Literary Types
حوزههای تخصصی:
عرفان در عصر باباطاهر
تاثیر طبیعت بر شعر جنوب ایران
حوزههای تخصصی:
تصویرهایی که در ترانه ها و دو بیتی ها مخصوصا در دو بیتی های جنوب شکل پذیرفته اند دگرگونی بسیار با تصاویر انواع دیگر شعر دارند ترانه پرداز و ترانه خوان جنوبی با تمام دردها و غصه هایی که در دل دارد هیچگاه این دردها را آشکار و صریح بیان نداشته بلکه در به تصویرکشی این دردها، به سمبل گرایی و نمادسازی پرداخته است.در شعر و شروه جنوب ایران هیچگاه شکایت برای نان یا تعلقات مادی دیده نشده است این مساله در دو عامل ریشه می یابد نخست اینکه سراینده و خواننده این ترانه ها از مناعت طبع و علو همت بسیار برخوردار است بطوریکه در کمال نیاز و احتیاج و در عین درماندگی دست طلب پیش هیچکس دراز نمی کند و ارزش هنر و گوهر وجود خود را به معیاری برتر از زر می سنجد اما در مقابل هنر خود چشم داشتی به داشتن زر ندارد، دیگر اینکه نمی خواهد مشکلات و فقر خود را بیان کند تا با بیان آنها حس ترحم دیگران را برانگیزد و چنانکه گفته شد با تمام نارسایی و فقری که روزگاری دراز چهره این دیار را دگرگون ساخته است، در ترانه ها و دو بیتی ها و در زبان شروه پردازان هیچگاه نشانه ای از اظهار این ناتوانی های مادی دیده نشده است بلکه این نارسائیها را در چهره روزگار که به نظر سراینده معتقدترین عامل دربدری و پریشانی است احساس می کنیم شاعر در این مرحله از بیوفایی یار می نالد و از جفای روزگار، از عهدشکنی معشوق و از گریزپایی دلدار، اما معشوق و دلدار با بهترین سمبل ها و تصویرها در شعر نشسته است آیا می توانیم این یار جفاکار و این دلدار دل آزار را نمادی برای روزگار بنامیم و این همه بیوفایی و عاشق کشی و سختگیری را متوجه دنیا بنماییم، بعید نیست که چنین باشد و اگر این مساله مورد قبول ما واقع شود باید نکته دیگری به دو نکته قبلی یعنی مناعت طبع و عدم دل آزاری مردم توسط شاعر و شروه خوان اضافه کنیم و آن اینکه در آن روزگاران نیز شاعر و سراینده از حضور آزادی بیان محروم بوده و آنچنان که باید نمی توانسته سخنان خود را آشکارا بیان نماید بنابراین تمام جفاها و ستم ها و بیدادگریها را یا به عهده روزگار و یا به گردن یار می انداخته است و مسلم است که در این میانه نه روزگار مقصر بوده و نه یاری در کار بوده است زیرا اولا روزگار و جهان به شکوه و شکایت و درد و رنج هیچ کس وقعی نمی گذارد و طبیعت چنانکه در سرشت او است مطابق هر فصل چهره عوض می کند و کاری به کار هیچکس ندارد
ایماژ، استعاره، نماد (1)
حوزههای تخصصی:
عشق و مرگ هدایت (1)
منبع:
گلستانه ۱۳۷۹ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی: لامانوسوف شاعر
حوزههای تخصصی: