انوار رخ یار درکنگره زلف نگار تیر نگه و ناوک مژگان دل و جان را گرنیست وصالی چه نیازی دو جهان را درباغ رخت لاله و سنبل نگرانند بر نرگس مستی که زدل برده امان را دوران لسان الغیب حافظ شیرازی ‘ به عارفانی بزرگ پرآوازه گشته است که از آن جمله عمادالدین علی فقیه کرمانی ‘ شاعر عرفانی است که بخاطر رقابتهای ادبی و عرفانی و سیاسی با حافظ شیرازی نامش به نام آن سخنور نامی در آمیخته است و البته کار رقابت سیاسی این دو شاعر بجائی رسیده که حافظ غزل : صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقّه باز کرد رادرهجای او سروده ‘غزلی که زبانزد خاص و عام درآفاق گردیده است. نگارنده کتابی را درشرح عرفانی قصیده ای نگاشته که برای بزرگداشت عماد در کنگره عماد سروده است کنگره ای که به همّت والای دانشگاه ارجمند کرمان به تاریخ 30 و 31 خرداد 1380 برقرار شد ‘ اکنون این مقاله را در شرح بیت اول از قصیده انوار رخ یار تقدیم می دارد و امید است که مقبول حضرت نگار آید.
ذکرت فی هذه المقالة نماذج من الامثال المشترکة المستعملة بین اللغتین الفارسیة و العربیة‘ و جرت اشارة عابرة الی التعاریف العدیدة تو جهت حول المثل ثم تناول البحث الامثال و الحکم القرآنیة التی استعملها سعدی مثلا فی مؤلفاته ووردت امثال شعریة ترجمها سعدی فی آثاره الی اللغة الفارسیة کما ذکرت الامثال الشعریة للمتنبی ء التی تأثر منها سعدی فی آثاره القیمة التی تدل علی أن کلا الشاعرین تلقیا علومهما و معارفهما فی البیئة الاسلامیة وتثفقفا بالثقافة الاسلامیة التی سببت ان یفکر الشاعران فکرة واحدة فی کثیر من الجوانب
"در این مقاله سعى شده است مضامین مشترک بین آثار سعدى و کتاب قابوسنامه عنصر العمالى استخراج گردد.ضرورت این مقایسه بدان جهت بوده است که معمولا در میان بسیارى از خوانندگان آثار سعدى گمان بر آن بوده و هست که شیخ اجل این مسایل و گفتارها را خود مطرح کرده و به قول وى:
کهن خرقه خویش پیراستن
به از جامه عاریت خواستن
در این مقایسه بخشهایى از مشترکات آثار این دو سخنور بزرگ که از جهت معنایى و در بسیارى موارد لفظى به هم نزدیک بودند، در برابر هم قرار گرفتهاند اما قبل از این کار براى نشان دادن دشوارى کار شمهاى در باب فاصله زمانى مربوط به این دو سخنور و ضمنا هنر بیانى سعدى که مىتواند رد پاى پیش آمد و چند عبارتى از کتاب قابوسنامه با عباراتى مشابه از کتاب دیگرى مربوط به روزگار پیش از عنصر المعالى مقایسه گردید تا به میزان تأثیرپذیرى عنصر المعالى از پیشینیان خود نیز اشارهاى شده باشد.
"
تمام فرهنگها واژه "رومی" را صفت نسبی تلقی و معنا کرده اند. نوشتار حاضر می کوشد تا با توجه به بیتی از طاهربن فضل چغانی و مطلبی کوتاه از تحفه حکیم مومن ، همچنین بهره گیری از گویشهای محلی خراسان و سایر منابع آن را به عنوان آلیاژی از آلیاژهای مس و روی ، مس و قلع یا مس و سرب (که در فرهنگها نیامده است) مورد بررسی قرار دهد. برای اثبات این موضوع ، واژه "برنج" در منابع گوناگون جستجو و انواع آن ذکر شده است تا بتوان اثبات کرد که "رومی" همان آلیاژ زرد رنگ و طلایی برنج است.