در این نوشتار سعی بر آن بوده است تا برخی از ویژگی های این فرهنگ در سطح کلان ساختار و خرد ساختار بررسی و نقد شود. هر چند استقصا در این باب نیازمند مداقه و صرف وقت بیشتر است، امیدوارم بررسی با همین دامنه نسبتا تنگ در شناساندن این فرهنگ به مخاطب فارسی زبان راه گشا باشد ...
در مقاله حاضر راجع به لغات و تعبیراتى که در نواحى یمگان و بدخشان به کار مىرفته و ناصرخسرو تعدادى از این اصطلاحات را در دیوان خود به کار برده، چون: ایدون و ایدون، باغ، بعمدا، بىپیاز، پشین، تابعه، تن آستین، جرم، سین و شین محمّد و.... بحث شده و براى هر کدام توضیحاتى آمده است.