یکی از راههای شناخت دیدگاه افراد ‘ بررسی نگاه آنان به شخصیتهای مشهور تاریخ است. در مقاله ای دیگر با عنوان ((بانگ صغیر)) نویسنده‘به مقایسه ((دیدگاه مولوی درباره معاویه))با معارف قرآنی و روایی پرداخته است.در این نوشتار ‘ نگارنده دیدگاه مزبور را با واقعیتهای تاریخی می سنجد و آن را به نقد می کشد.
از انجا که متون اسلامی چون : قران ، احادیث و سایر اثار مربوط به معارف اسلامی از دیرباز و از زمان رسمی شدن پارسی دری در ادبیات ان تاثیر جدی داشته؛ بررسی تاثیر این منابع و چگونگی ان درشعر پارسی از اهمیّت فوق العاده ای برخوردار است . دراین مقاله،نگارنده ضمن اشاره به متون دینی بعنوان پشتوانه ادبیّات جهان و ایران و با در نظر گرفتن تاریخ شکل گیری پارسی دری، سعی کرده است تاثیرات کلام علی (ع) را در اثار منظوم شاعران سده های نخستین (قرن چهارم تا پایان قرن هشتم هجری ) مورد بررسی و تحلیل قراردهد. براین اساس، با اتکاء به نهج البلاغه که جنبه ادبی ان بسیار قوی است و شواهد تاریخی نشان می دهد همواره مورد توجه شاعران و ادیبان عرب و عجم بوده ، سعی شده است بیانات مولای متقیان دراشعار شاعرانی چون : فردوسی ، سنایی ، نظامی ، ناصرخسرو ، اسدی طوسی و دیگر شاعران این دوره ،ردیابی گردد. بررسی انجام شده نشان می دهد اکثر شاعران این روزگار به تبع بهره گیری از ایات قران و احادیث نبوی به سخنان خداوندگار کلام ، علی (ع) نیز توجه تام و تمام داشته و از رهگذر بلاغت و فصاحت ان بزرگوار ، اشعار خود را مزیّن و پرمایه ساخته اند. همچنین نشان داده شده است که به اقتضای زبان ان روزگار، موضوعات نهج البلاغه در شعر پارسی، بیشتر بصورت ترجمه ، اقتباس و اخذ مضمون بازتاب دارد و در این مورد عبارات عربی بسیار اندک است .
یکی از برجسته ترین شعرای معاصر، که شعرش سرشار از عرفانی لطیف و خاص است، (سهراب سپهری) است. سهراب، شخصیتی است که در عرصه نقادی ها، گونه گون با او برخورد می شود؛ بدین معنی که گروهی او را عاری از عرفان، گروهی عارف الهی و برخی دیگر عارفی که عرفانش آمیزه و گلچینی از سایر عرفانهاست، معرفی می کنند. همچنین امر موجب شد که نگارنده به چنین جستاری دست یازد و با نگرشی دوباره در مقام این نوع داوریها بنشیند.در این جستار، ابتدا کلیه سروده های سهراب مورد مطالعه قرار گرفته و از خلال آنها، وجوه مختلف نگرشهای عرفانی وی از جمله مشابهتها و اختلافات عرفانش با عرفان کلاسیک، مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت در این بررسی به این نتیجه دست یافته ایم که گرایش سهراب به عرفان حتمی است، اما نه آن عرفان که از دیر باز شناخته ایم، بلکه عرفانی تازه و مختص به خود او.
در دوره ای که نیومارک (NEWMARK 1981) آن را دوره ماقبل زبان شناسی ترجمه می نامد، بحث درباره ترجمه حول یک سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش نقل به عبارت، نظریه پرداز، که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش می دید، این پرسش را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیباشناختی و یا مجموعه ای از این عوامل پاسخ می داد. پاسخ هایی را که با استناد به عوامل مذکور داده شده می توان، به طور خلاصه، به صورت قضایای دوگانه متضاد به شرح زیر بیان کرد: عامل فرهنگی الف) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند. ب) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین تغییر ترجمه کرد تا نمودار شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد ...
در مجموعه داستان از پرنده های مهاجر بپرس نوشته سیمین دانشور، داستان کوتاهی به نام «میزگرد» وجود دارد که از هر حیث نامتعارف به نظر می رسد. این داستان را یک «مصاحبه گر» روایت می کند که با برخی شخصیت های اسطوره ای و ادبی – رستم، سعدی، حافظ و اخوان – به گفت و گو نشسته است. پیرنگ داستنان عمدتا تشکیل شده است از پرسش های مصاحبه گر و پاسخ هایی که شخصیت های یاد شده به او می دهند . به علاوه جملات معدودی که مصاحبه گر در پرانتز اضافه می کند و بیشتر به توضیحات مربوط به صجنه و نحوه عمل شخصیت ها در نمایش نامه شباهت دارند، مانند این که می گویند: «رستم سر به زیر می اندازد. اشک می ریزد روی ریش دوشاخه اش ...» ( دانشور ، ص 23) ...