مولانا حکیم زلالی خوانساری از شاعران بنام اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است که در سرودن انواع شعر بویژه، قصیده، غزل و مثنوی مهارت و چیرگی خاصی داشت، بیشترین شهرت او به واسطه مثنویهایی است که تذکره نویسان از آنها با عنوان «هفت گنج» یاد می کنند. دلبستگی شاعر به وطنش – خوانسار - در اشعارش بوضوح پیداست، پیروی او از نظامی گنجوی و ملای روم در سرودن شعر و نظم مثنویها مسلم است حتی گاه مضمونها و مفهومهایی را از آنها گرفته است، زلالی به دربار شاه عباس صفوی منسوب و از مریدان میر محمد باقر داماد است. وی شاعری نوآور، خلاق و خوش قریحه است که در بیان اندیشه های خود، سبکی خاص دارد و در فرهنگ واژگانی او کلمات نادر و ترکیبات تازه و شگفت انگیز فراوان است. تصویرهای زیبا، تشبیه ها و مجازها در کلام او جایگاهی ویژه دارد و به سخنش زیبایی خاصی می بخشد. مثنوی محمود و ایاز مهمترین و مفصل ترین مثنوی اوست که در آن نکات معنوی و عرفانی در قالب عشقی شگفت انگیز بازگو شده است.
مقاله حاضر از نگاهی جدید به بحث پیرامون فرایند مجهول در زبان فارسی می پردازد. بر خلاف رویکردهای سنتی، که افعال را شامل دو نوع اصلی ناگذرا و گذرا (یا لازم و متعدی) می دانند، این مقاله نشان می دهد که مولفه های معنایی افعال به گونه ای هستند که تقسیم بندی آنها در دو یا چند مقوله مطلق امکان پذیر نمی باشد. نگارنده برای نشان دادن این نکته ابتدا مراحل و دلایل مجهول سازی را از دیدگاه دستوریان و محققان پیشین مورد بحث قرار داده و نهایتا ادعا کرده است که مهمترین دلیل مجهول سازی در فارسی کانونی زدایی از عامل است. اما از آنجا که تجلی نقش عامل در افعال مختلف یکسان نیست لذا جملات مجهول علی رغم روساخت مشابه ویژگی های متفاوتی دارند. در نهایت، نگارنده ضمن تایید نظریه پیش نمونه ها بر لزوم اجتناب از مطلق نگری در بررسی پدیده های زبانی تاکید کرده است.دستاورد این مقاله ترسیم یک پیوستار فرضی برای فرایند مجهول در زبان فارسی است که در پایان مقاله آمده است.
ابوالقاسم الشابی (1909- 1934) از شاعران نامبردار تونس است که در عمر کوتاهش اشعار نیکویی از خود به یادگار گذاشت. ناقدان، وی را از پیران مکتب رمانتیسم می دانند. اما رمانتیسم در اشعار وی صبغه دیگری یافته است که می توان او را شاعری رمانتیک از نوع خود دانست. به عبارت دیگر، این مقاله بر آن است که بیان دارد، شابی شاعری فراتر از یک مکتب بوده است. رمانتیسم شابی ویژه اوست و به خوبی توانسته است رمانتیسمی از گونه خاص خود بنا نهد.
مضمون نارسیس یکی از انگیزه های ثابت تفکر پل والری می باشد. در واقع تصویر انسانی نارسیس در اثر نویسنده یک نشانه محسوب می گردد و جنبه نمادین دارد. این نشانه نه تنها در آثاری وجود دارد که به اسطوره نارسیس اختصاص یافته است بلکه در مجموعه یادداشتهای پل والری نیز مشاهده می شود که در واقع استفاده شناخت شناسی از خود شیفتگی می باشد و با عناصر «آینه»، «من» و«تصویر من در آینه» نشان داده شده است. در این مقاله تحلیلی ما با ابزار زبانشناسی و نشانه شناسی به جستجوی هویت در آثار پل والری پرداخته ایم. شخصیت «نارسیس» به عنوان«کسی که شیفته خودش» است و خود شیفتگی علاوه بر معنای «عشق به خود» معنای دیگری در آثار نویسنده دارد. این معنی جدید «شناخت خویش» است که نتیجه «عشق به خود» می باشد. به این ترتیب نشان خواهیم داد که جستجوی هویت در والری نه تنها نوعی «خود شیفتگی» بلکه «خود شناسی» می باشد که در آن من نویسنده «درهر لحظه توانایی آن را دارد که راجع به خود قضاوت نماید».