از جمله بررسی هایی که در روشن کردن ساز و کار روایت ها و به طور خاص قصه ها، به موفقیت های چشمگیری دست یافته است، تجزیه و تحلیل "تودوروف" (todorov) و روش او در بررسی روایت های اسطوره ای است. وی این نوع قصه ها را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده و در بررسی وجوه روایتی قصه ها، به ارتباط میان شخصیت های قصه ها پرداخته است. منظور از وجوه روایتی در نظریه تودوروف، جنبه های مختلف حاکم بر روابط میان شخصیت های قصه است و از آنجا که شخصیت یکی از عناصر اساسی هر قصه ای است، درک ارتباط متقابل شخصیت های داستان، در شناخت سازوکار قصه و چگونگی شکل گیری آن، بسیار ضروری است. این نوشته، ضمن برشمردن ویژگی های روایت های اسطوره ای، "سندباد نامه" را، به عنوان روایتی اسطوره ای، از جنبه وجوه روایتی بررسی می کند و می کوشد تا با تکیه بر نظریه تودوروف به درک ارتباط متقابل شخصیت ها، در داستان های سندبادنامه دست یابد. به این منظور، ابتدا توضیحی درباره نظریه تودوروف و وجوه روایتی داده می شود و سپس ضمن بر شمردن انواع وجوه روایتی (وجه اخباری، خواستی و فرضی) چگونگی ارتباط شخصیت های قصه در داستان های سندباد نامه، با توجه به هر یک از این وجوه، مورد توجه قرار می گیرد. بررسی این ویژگی روایت در درک ساختار نهایی روایت و پیکربندی آن و نیز در شناخت شبکه ای از ارتباطات شخصیت ها که قصه بر شالوده آنها پی ریزی می شود، موثر خواهد بود.
در آثار عرفانی فارسی ، قوس نزولی وجود از ذات واجب الوجود آغاز می شود و به انسان ، که آخرین موجود عالم مادی است ، پایان می پذیرد . در این مسیر ، مراحلی طی می شود که جستار حاضر درصدد است این مراحل یا مراتب را براساس ترتیب تاریخی - البته با کمی تسامح - در آثار ادب عرفانی فارسی تا سده نهم قمری بررسی کند . در یک تقسیم بندی کلی می توان در این زمینه دو دیدگاه را تشخیص داد : 1. دیدگاه فلسفه گرا در آثار کسانی همچون سهروردی ، سنایی و جامی ....
این مقاله به بررسی چشمه های مشترکی که هومر و افلاطون هر دو از آن سیراب شده اند، می پردازد، بررسی این سرچشمه ها، از بررسی تاثیر عظیم هومر بر افلاطون مهمتر است، زیرا نشان می دهد که چطور این دو، دو روی یک سکه و دو جلوه از یک حقیقتند. برای درک اهمیت این رابطه، باید توجه داشت که هومر نماد سطوره الهام، شعر، حماست و داستان سرایی است که افلاطون نماد لوگوس...
بررسی عرفان تطبیقی و بازتاب اندیشه های عرفان ایران در دیگر فرهنگ ها زمینه ای را فراهم می آورد که از رهگذر آن می توان بنیان باورهای عرفان شرقی و پدیده های نمادین فرهنگ ایرانی را که در قرون وسطی و پیش از آن بر عرفان مسیحیت سایه افکنده باز شناخت. بیشتر این باورها را از چشم انداز آشنایی مغرب زمین با پیشینه های فرهنگ و اساطیر ایرانی، آیین مانی، زرتشت، اسلام و سرانجام دیدگاه های شیخ اشراق آنان سخت گره خورده است، به ویژه دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در قصه...
نویسنده این مقاله با بررسی آثار سعدی به این نتیجه میرسد که موارد فراوانی در کل آثار افصح المتکلمین وجود دارد که نشان میدهد او به هر اندیشه یا مفهوم پیچیده و مجردی که برمیخورد معمولا به همان صورت اصلی به آنها اذن دخول در شعر نمیدهد و آنها را با بیان ویژه یا تخصصی و علمی در سخن وارد نمیکند بلکه نخست آن را به سادهترین شکل خود تبدیل میکند تا قابلیت ارائه به عنوان مضمونی شاعرانه را بیابد. به همین دلیل آن را «ترجمه فارسی به فارسی» مینامد. وی اشاره میکند: همه چیز در آثار سعدی با تصویر به ویژه از نوع شفاف همراه است یعنی سعدی پیوندی همیشگی میان اندیشه و تصویر برقرار کرده طوری که هانری ماسه، سعدیپژوه بزرگ فرانسوی نیز به این ویژگی مهم کل آثار منظوم و منثور سعدی پی برده است و میگوید تمام لذت سبک سعدی از پیوند اندیشهها با هم سرچشمه میگیرد. آنچنان لذتی که ترجمه نیز آن را از میان نمیبرد.
افضل الدین بدلیل ابراهیم بن علی معرو ف به خاقانی شروانی نویسنده و شاعر بزرگ قرن ششم ، جز بزرگترین قصیده سرایان زبان و ادبیات فارسی است که به زبان عربی نیز شعر گفته . عمده شهرت خاقانی به خاطر قصاید پرهیمنه و مطنطن اوست که به زبان دشوار و صور خیال عالی و دور از ذهن سروده شده است . تسلط شاعر بر دانشهای زمان خود و اشرافش بر احادیث و علوم اسلامی و نسطور و اساطیر و تلمیحات سامی – ایرانی – عبری - ... درک شعر او را دشوار کرده است . دیوان خاقانی چند نوبت تصحیح و چاپ شده است ولی بخاطر عدم اصالت نسخه و بدخوانی مصححان ، فهم شعر شاعر دوچندان مشکل شده است . با وجود مقالات و پایان نامه های متعدد در این زمینه همچنان مواردی در دیوان وجود دارد که به تصحیح مجدد با دقت بیشتر نیازمند است . این مقاله به تصحیح و توضیح یکی از آن ابیات پرداخته . بیت مورد نظر و ابیات قبل و بعد آن که همگی به هم مرتبطند شرح و تحلیل شده است .
در ادبیات عرب،مقامات به نوشته هایی با نثر مسجوع و متصنع اطلاق می گردد که نویسنده در ضمن بیان داستان هایی که معمولا پیرامون کدیه و گدایی است،سعی دارد قدرت هنری و ادبی خود را نیز به نمایش بگذارد.سابقه ی نگارش این گونه داستان ها که دارای یک قهرمان و راوی خیالی است به بدیع الزمان همدانی(398-355 ه ق )بر می گردد و ادامه و پرورش آن ،توسط ابوالقاسم حریری-که بر پیش کسوت خود،سبقت جست –صورت گرفت .البته نگارش مقامات به حریری ختم نشد بلکه وی باعث شد مقلدان زیادی به تقلید از او مقامه بنگارند و شارحان و حافظان کثیری ،اثر اورا شرح و حفظ نمایند. در این مقاله به تعریف مقامه،سابقه و علت مقامه نگاری ،معرفی حریری و اثر او پرداخته خواهد شد.
ادبیات فارسی – چه شعر و چه نثر – آمیخته با مطالب اخلاقی ، عرفانی و تربیتی است . گویی ادبیات بدو ن آنها بی روح و جان است و فارسی زبانان با چنین ویژگی به ادبیات خو گرفته اند . سعدی از میان دیگر همترازان خود نسبت به مسائل تربیتی و اخلاقی عنایتی ویژه داشته و حتی به این مهم در مدح پادشاهان نیز توجه کرده است . از آنجا که در گلستان ، بخصوص در باب های هفتم و هشتم ، موضوعات تربیتی فراوان مشاهده می شود ، بر آن شدیم تا با توجه به عوامل و زمینه های تربیت فردی ، این دو باب را منطبق بر حکمت عملی در اخلاق ناصری بررسی کنیم .
یکی از راه های شناخت و بررسی ابعاد هنری آثار ادبی پیشینیان، وارد شدن به دنیای حکایت ها و قصه های به کار رفته در آنهاست. کتاب تعلیمی ـ عرفانی مقالات شمس تبریزی از آثاری است که در آن آموزه های عرفانی و اخلاقی با کمک گرفتن از حکایات و قصه ها بیان و تشریح شده است. در این مقاله که فشرده ای از دستاوردهای یک پژوهش است با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، قواعد حاکم بر قصه ها و حکایاتی که در مقالات شمس آمده است، بررسی و توضیح داده می شود که شمس تبریزی ـ آگاهانه یا ناخودآگاه ـ تا چه حد به عناصر داستانی که در ادبیات داستانی معاصر مطرح می شود، پایبند بوده است. از این رو، مهم ترین عناصر داستانی مانند روایت، زاویه دید، گفت و گو، شخصیت، لحن، درونمایه و صحنه در بررسی حکایات شمس تبریزی طرح و به مباحث مرتبط با آنها در تحلیل قصه ها توجه می شود.