إنّ التکرار لمشاهده ما فی الطبیعه من الروعه والجمال ینتهی عاده إلى نسیان قیمه مشاهدتها والتغافل عنها فی کثی ر من الأحیان، إلا أنّ هناک شعراء ذوی أخیله مجنّحه ینظرون إلى الطبیعه ویدهشون بجمالها فکأنّهم یکشفونها لأوّل مره. کما أنّ من الشعراء من یتأثّر بالطبیعه ویستلهم بها أکثر من غیره.فیتجلی فی صوره الشعریه أهمّ میّزات الطبیعه وهی اللون، والصوت، والحرکه، ومن بین هذه المیزات الثلاثه إنّ للحرکه مکانه متمیزه متفوقه فی الصوره الشعریه.فإنّ الصورهالشعریه متى ما خلت من الحرکه، خلت من الجمال أونقصت منه ولم یکتب للشعر عندئذ بالتمتع والخلود. والعوامل المهمّه التی تعطی الصوره حرکه أو تزیدها، منها: منح الحیاه والشخصیّه الإنسانیه إلى ما لا حیاه له، ومنها استخدام الفعل المضارع، والطباق، والمقابله، والتشبیه، والاستفاده من میّزات الألفاظ، والحروف، والأوزان، وما إلى ذلک.
اسالیب الجمله أو ما یطلق علیها فی البلاغه العربیه التقلیدیه بالمعانی الثوانی، فن من الفنون التی لاتستغنی عنها النصوص الأدبیه،کونها تعمق المعنى فی المتلقی و تزید النص روعه و أبّهه، و فی هذا السیاق بادم أئمه أهل البیت (ع) الى استخدام و توظیف هذه الأسالیب للغرض الدینی و نشر ثقافه السماء، اذ راحوا یتفنّنون فیها، حتى أصبح تضرب بتاجا تهم المثل فی الروعه و الطلاوه فی هذا العقل، و ترمی هذه المحاوله الى کشف جانب ضئیل من هذه الأسالیب المستخدمه فی روایاتهم و ذلک للتأکید على هذه العتیقه أن هؤلاء الراسخین فی العلم هم القدوه فی العمل اأدبی الراقی، سواء فی المجال الذی عالجناه فی هذه المقاله أم فی سواها من النصوص.
أثبت «أمین الریحانى» أن للتخلف الفکرى و الفقر الثقافى أسبابا عدیده، منها الفقر المادى و لا مبالاه الطبقه الارستقراطیه و ابتعاد الناس عن العلم و المعرفه، و یعتقد أن الشعب الذى یعیش فى الجهل تنهب أمواله و یسیطرعلیه و یقید بقیود و سلاسل لا مرثیه و تکتسح حقوقه وکرامته و یکون مغلوب الخرافات والمعتقدات الباطله. یعتبر أمین أدباً لبناً من رواد الفکر الحرّ یسقى فى اصلاح مجتمعه و المجتمعات الاخرى من الامم العربیه. نجد شخصیه الریحانى متنوعه، بحیث أنه فى کل دین و لیس منه، و هو فى کل نزعه و بقى حرّاٌ، و فى کل جنس، ولکن لا یقیّده لا لوذ و لا دم. یسعى فى بثّ آرائه التحرریّه و نشر نظراته الاجتماعیه، لیشجع الناس على رقى البلاد العربیّه بأجمعها بحیث یوصلها الى مستوى البلاد الغربیه. ما أمین الریحانى سوى علم من أعلام الادب الجدید و رائد من رواد النهضه العربیه الحدیثه. صرخ بالتقدّم و العلم و التحرّر یوم کان الناس یعیشون وراء الاسوار متخلفین، لا یجرؤون على المطالبه بحق. و کان رائداٌ.عظیماٌ فى النصف الثانى من القرن التاسع عشر، یدعو الى التحرّر من التعنّت والتخلّف والجمود، و یسعى لدفع وطنه من قعر الانحطاط و الانحدار الى رابیه التقدّم والنجاح.
در این جستار به دو نکته توجه شده است: نخست، بررسی اوزان و بحوری که رودکی به عنوان آغازگر شعر فارسی آن ها را به کار برده است و دوم، خوانش مجدد اشعار شاعر از رهگذر تاملات وزنی. در بخش نخست مقاله این نتیجه به دست آمد که شاعر با تمام بحور و اوزان شعرفارسی آشنا بوده و بیشتر آن اوزان را در سروده-های خود به کار بسته است و تنها در چند وزن از وی شعری دیده نمی شود؛ این مساله ممکن است سه دلیل داشته باشد: یا در آن اوزان نیز شعری سروده که به دست ما نرسیده است چون بخش زیادی از سروده های او از بین رفته است؛ یا آن اوزان در روزگار شاعر هنوز ناشناخته و ناآزموده بوده است و یا شاعر خود تمایلی به آن وزن ها نشان نداده است. در بخش دوم مقاله، دشواری های خوانش شعر رودکی با کمک نظام موسیقیایی شعر فارسی بررسی و مرتفع شده است. در این راستا نتیجه دیگری نیز حاصل شده وآن تصحیح تعدادی از ابیات دیوان شاعر است.
بدیعالزمان فروزانفر که در جایگاه یکی از برجستهترین محققان و استادان زبان و ادبیات فارسی به عنوان پژوهشگر بیملال آثار مولانا جلالالدین رومی شناخته شده است، بخشی از مطالعات خود را به نقد ادبی اختصاص داده بود و بیهیچ گزافهای باید او را از پیشگامان نقد ادبی در ادبیات معاصر فارسی به شمار آورد. در میان این آثار، کتاب سخن و سخنوران دارای ارزش و اعتبار خاصی است و با توجه به آن که اثر مذکور نخستین پژوهش مدون دانشگاهی در تحلیل انتقادی شعر کهن فارسی و به اعتباری اولین تاریخ ادبیات تحلیلی و انتقادی در زبان فارسی به شمار میرود، پرداختن به ارزشهای انتقادی آن میتواند بخشی از تاریخ نقد ادبی در ایران را ترسیم کند. این اثر که آمیزهای از پژوهش و ذوق ادبی را در خود جمع دارد، نشان میدهد که چگونه استاد زنده یاد ما در حالی که هنوز بسیاری از آثار شعری و دیوانهای کهن تنها به شکل نسخ خطی قابل استفاده بود و بسیاری از معاصرانش کار نقد را با مباحث خشک لغوی و انشاپردازی در آمیخته بودند، بابی تازه در برابر مشتاقان و محققان ادبیات فارسی گشود و ذهن آنان را به ضرورت تصحیح و چاپ انتقادی این آثار متوجه ساخت. شکل انتخاب شاعران مورد بحث در سخن و سخنوران، به عنوان شاعران صاحب سبک و جریان ساز و گزینش نمونههایی از سرودههای آنان در این اثر، سبب شد تا سخن و سخنوران را نخستین نمونه گزیدهپردازی در ادبیات فارسی نیز به شمار آورند. در نهایت، باید پذیرفت که این اثر ارجمند از نخستین سرمشقهای بررسی انتقادی در شعر کهن فارسی و الگویی برای نسل بعد بوده است.
درونمایه اصلی سیرالعباد الی المعاد سنایی که سفری روحانی از دنیای ناسوت به جهان لاهوت است، درونمایه ای جهانی است که در ادبیات شرق و غرب خاستگاه های کهن الگویی عمیقی دارد. در این جستار، ضمن بررسی سیر تحول این مضمون در آثار مشابهی در ادبیات جهان به تحلیل سیرالعباد سنایی و نمادهای موجود در آن از دیدگاه نقد اسطوره ای پرداخته شده است. پرسش اصلی این بوده است که: مهم ترین شالوده کهن الگویی این اثر چیست و در خوانش و بازآفرینی سنایی از پیش نمونه احتمالی او، الگوهای اساطیری موجود در ژرف ساخت کهن روایت، چگونه در خدمت تاویل عرفانی او از مفهوم سلوک معنوی عبد به سوی معاد قرار گرفته است و معنای انسان شناختی نشانه های رمزی به کار رفته در این اثر چیست؟ برای رسیدن به پاسخ تحلیلی این پرسشها از روش نقد اسطوره ای (کهن الگویی) استفاده شده، ضمن استفاده از بررسی تطبیقی، حوزه مطالعات بر سیرالعباد متمرکز شده است.
در بررسی های سبک شناسی ادبیات فارسی، به طور معمول بحث در کلیات و نظریه پردازی هنوزجای چندانی ندارد و بیشتر به استخراج خصیصه های سبکی، آن هم در حد برجسته کردن ویژگی های لغوی آثار ادبی، پرداخته می شود. مقاله ی حاضر می کوشد با تامل در جوانب نظری مفهوم انتخاب و آستانه ی انتخاب، اهمیت و کارآیی آن را به عنوان عنصری کلیدی در تبیین مسائل مهم سبک شناسی و تطور سبک در ادبیات فارسی، مورد تاکید قرار دهد. براین اساس، نخست این مفاهیم تعریف و تشریح شده است. سپس نشان داده شده که تکیه بر مفهوم محدودیت در مقابل انتخاب تا چه حد در ادراک مسائل سبک شناسی نقش دارد. آنگاه بر مبنای این دو سازه ی بنیادین سبک، یعنی انتخاب و محدودیت و آوردن مثال های متعدد، کارآیی مفهوم انتخاب در سبک شناسی از طریق اشاره به نقش انتخاب در آفرینش ادبی و چگونگی تعامل انتخاب و محدودیت درهر نوع ادبی، نشان داده شده است. اشاره هایی کوتاهتر به تاثیر مفهوم آستانه ی انتخاب در تعیین جهش سبکی و انقلاب ادبی نیز اهمیت و حوزه ی کارآیی این مفهوم را در بررسی های سبک شناسانه و نیز تحولات تاریخ ادبیات نشان می دهد.