استعاره به عنوان مبحثی مهم و قابل اعتنا از دیرباز در حوزه های فلسفی و ادبیات مطرح بوده است و متفکران و ادیبان از عهد درخشش تمدن یونان باستان تا امروز به آن پرداخته اند.
امروزه با پیشرفت و گسترش زبانشناسی، استعاره به عنوان فرایندی ذهنی - زبانی مورد توجه زبانشناسان بویژه زبانشناسان شناختی قرار گرفته است. از نظر این زبانشناسان، استعاره به مثابه ابزاری برای تفکر، درک و شناخت مفاهیم انتزاعی است.
نگارنده در این مقاله، ضمن طرح دیدگاه های نوین در این حوزه با تاکید بر نظریات زبانشناسان شناختی بویژه جرج لیکاف به شناسایی و معرفی استعاره در شعرهای قیصر امین پور در آخرین دفتر شعر او «دستور زبان عشق» می پردازد.
لیکاف با تاکید بر نظریه معاصر، استعاره را در مفهومی متفاوت، یعنی نگاشت بین قلمرو در نظام مفهومی به کار گرفته است.
تقسیم بندی انواع برای بسیاری از مباحث ادبی لازم است. نگارش تاریخ ادبی با رویکردها و روشهای نوین، بدون مشخص کردن انواع اصلی ممکن نیست؛ چنانکه در بسیاری از شاخه های نقد ادبی و تحلیل محتوا نیز موضوعیت دارد. موضوع اصلی مقاله دقیقا در همین نقطه شکل می گیرد: طراحی الگویی برای طبقه بندی انواع ادبی فارسی در دوره کلاسیک. مجموعه آثار در دو شاخه شعر و نثر جای گرفته است. «شاخه شعر» کلاسیک فارسی را می توان در سه نوع اصلی طبقه بندی کرد: حماسی، غنایی و تعلیمی - القایی. هر سه نوع در مقاله باز تعریف، و زیر شاخه های هر کدام نیز بر اساس مصادیق ادبیات فارسی تعیین و تعریف شده است. «شاخه نوشتارهای منثور» فارسی شامل آثار ادبی، شبه ادبی و غیر ادبی می شود. آنچه برای ما موضوعیت دارد، نوشتارهای ادبی و شبه ادبی است. در مقاله پس از تعریف هر کدام از اینها، نوشتارهای ادبی در قالب دو نوع («روایت مدار» و «نوشتارهای ادبی غیر روایی») گنجانده شده است. تعریف و تعیین مصداقهای هر کدام از اینها به همراه مجموعه زیرشاخه های آنها در دوره کلاسیک، بخش دیگری از مطالب مقاله را تشکیل می دهد
این مقاله با مقایسة نحوة به کارگیریِ راهبردهای فراگفتمان در مقالات علمی پژوهشی زبان فارسی و انگلیسی به بررسی این موضوع می پردازد که آیا نویسندگان بومی زبان فارسی در نگارش مقالة علمی به زبان خود از نظر به کارگیری فراگفتمان مشابه هنجارهای جامعة گفتمانی علمی عمل می کنند یا خیر. بررسی و مقایسة 36 مقالة علمی فارسی از گویش وران بومی زبان فارسی و 36 مقالة علمی انگلیسی از گویش وران بومی زبان انگلیسی (به عنوان زبان معیار جامعة گفتمانی علمی) نشان داد که در مجموع هنجارهای گویش ورانِ فارسی از نظر به کارگیری فراگفتمان مانند اعضای جامعة گفتمانیِ علمی است. بااین وجود، در برخی راهبردهای فراگفتمان تفاوت های قابل ملاحظه ای مشاهده شد که به نظر می رسد می تواند در نگارش مقالة علمی به زبان انگلیسی توسط گویش ورانِ زبان فارسی تأثیر خود را نشان دهد.
در این مقاله، نگارنده بر آن است که سخنی هر چند کوتاه در احوال و آثار حضرت شیخ بهایی در قلم آورد و جمال دلارای عروس شعر و کلام بهایی، آن فرزانه را در ترازوی موسیقی کلام برسنجد و هنر شاعریِ فقیهی را که مقام شیخ الاسلامی دربار شاه عباس صفوی را برعهده داشت در حوزه ی گزینش واژگان و تلفیق آنها با پرده های موسیقی در آیینه ی خیال بنگرد و آفرینش معانی رنگین دلپذیر وی را در اوزان عروضی، مورد بررسی قرار دهد.