فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۲۰۱ تا ۲۳٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
نگاهی به فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی زنده یاد دکتر خسرو فرشیدورد
حوزههای تخصصی:
نگاهی به کتاب شرح مثنوی ، تالیف محمد نعیم
حوزههای تخصصی:
التفاصیل نقیضة گلستان
حوزههای تخصصی:
کتاب التفاصیل اثر فریدون توللی (1298ـ1364ه.ش) به پیروی از سبک خاص سعدی در گلستان (مرسل مسجع) و همچنین به شیوه فرم حکایات گلستان (آمیختگی نظم و نثر) نگارش یافته است. این اثر متشکل از 76 قطعه طنزآمیز است. توللی در التفاصیل برخلاف واژههای استوار و ادبی و همچنین موضوعات جدی گلستان گاهی از کلمات ناهنجار و موضوعات غیرجدی استفاده نموده و با این شیوه، سبک گلستان را مورد نقیضه قرار داده است. در این مقاله نگارنده میکوشد، ضمن معرفی ساختار قطعات کتاب التفاصیل، اصول نقیضهسازی را نیز در این اثر بررسی کند. سپس مشخص کند که التفاصیل از نظر فرم و طرح در کدام دسته از انواع نقیضهها قرار دارد و در پایان با ذکر نمونه قطعاتی از کتاب، اهداف نویسنده را از نقیضهپردازی نشان دهد تا معلوم گردد که التفاصیل نقیضهء گلستان سعدی است.
طبلة عطار و نسیم گلستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پس از گذری کوتاه بر تاریخ زندگی و درگذشت سعدی، گلستان سعدی از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و بیش از همه به زبان سعدی در گلستان، بررسی نثر مسجع وی در این اثر، مقایسه مقامات حمیدی و عتبةالکتاب با گلستان و آهنگ موسیقی نثر گلستان پرداخته شده تا بدین وسیله، علاوه بر معرفی این اثر، شاخصهای هنری آن نیز مورد بررسی و توصیف قرار گیرد.
لحن حماسی در قصاید عنصری
بازتاب رئالیسم جادویی در داستان های غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئالیسم جادویی سبک نسبتا نوینی است که هر چند بیشتر تداعی گر نام آمریکای جنوبی و به ویژه گابریل گارسیا مارکز است، اما خاص ملل جهان سوم است. در داستان های این سبک، واقعیت و خیال در هم گره می خورند، اما به گونه ای که واقعیت بر خیال سیطره دارد، نه خیال بر واقعیت. از میان داستان نویسان فارسی، غلام حسین ساعدی در برخی از آثار خویش به این سبک گرایش دارد. این داستان های ساعدی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: داستان هایی که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده اند و داستان هایی که تنها رگه هایی از رئالیسم جادویی را می توان در آن ها یافت. در این نوشته، به بررسی هر دو دسته و هم چنین علل گرایش ساعدی به این سبک خواهیم پرداخت
مبانی زیبایی شناختی رئالیسم سوسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئالیسم سوسیالیستی، در قلمرو هنر و ادبیات، نوعی زیبایی شناسی سیاسی است که قایل به وحدت مکانیکی اصول ایدئولوژیک و استتیک است. مباحث نظری این مکتب ادبی که پس از انقلاب اکتبر 1917م. در روسیه رخ داد برگرفته از آرا کارل مارکس، فردریش انگلس و ولادیمیر ایچ لنین است و رمان مادر ماکسیم گورکی بهترین الگوی هنری این جریان محسوب می شود. اصول اساسی رئالیسم سوسیالیستی در ماه اوت سپتامبر1943 م. در مسکو تصویب شد و با تاکید بر انعکاس واقع گرایی در جریان تولید محصولات هنری، سه اصل بنیادین: جهت گیری حزبی، نگرش ایدئولوژیک و مردم گرایی را در پی داشت. اگرچه این کنگره، کنگره ای ادبی بود، اصول آن به سایر هنرها نظیر نقاشی، موسیقی، سینما و ... تعمیم داده شد. رئالیسم سوسیالیستی بیشتر به ایجاد تحولاتی در محتوای آثار ادبی پرداخت و بر این اساس مفاهیم و مضامینی نظیر مبارزه با سرمایه داری، خوش بینی تاریخی، جنگ، انقلاب، تاریخ گرایی آگاهانه، کارگر، رهبران انقلاب و ارتش سرخ به ادبیات و هنر راه یافت
نقدی بر انتساب حافظ به طریقه ملامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به نقد آرا دو گروه از شارحان کلام حافظ پرداخته است که وی را ملامتی و یا متمایل به آیین ملامت دانسته اند. نظر گروه اول که به ضرس قاطع حافظ را ملامتی خوانده اند، با عنایت به فاصله زمانی میان عصر زندگانی وی و روزگار رواج اندیشه ملامت، مورد تردید قرار گرفته است، اما نمایاندن نادرستی نظر گروه دوم که حافظ را متمایل به اندیشه ملامتیان، دل باخته و پذیرنده اصول ایشان و صاحب توافق با مشرب آنان معرفی کرده و به عرفانش رنگ ملامت داده اند، هدف عمده این مقاله بوده است. برای تحقق این منظور، ذیل هفت شماره به طرح توافق ها و تقابل های کلام حافظ با آرا اهل ملامت پرداخته ایم تا وجود گزاره های متناقض و ناهم خوان در شعر وی و عاری بودن عرصه کلام بزرگان طریق ملامت از چنین گزاره هایی را برجسته سازیم. سپس کوشیده ایم تا برای هم خوانی ها و ناهم خوانی های کلام حافظ با عقاید ملامتیان دلیلی سازگار با منطق زبانی و ساختار شعر او عرضه کنیم. در پایان با تکیه بر دلایل ارایه شده، این نتیجه را به دست داده ایم که حافظ مبلغ هیچ اندیشه رسمی یا غیر رسمی نیست. او شاعری آزاد اندیش است که در هیچ قالبی اعم از عرفانی و غیر عرفانی نمی گنجد و هنرش را در درجه اول اهمیت قرار می دهد. با این همه، تاویل پذیری شعر وی از سویی و سعی شارحان بر پاسخ گویی به افق توقعات زمانه از سویی دیگر، سبب اعطای مشرب ملامتی به وی شده است
درآمدی بر ادبیات تطبیقی غیرجد (عنوان عربی: نظرة إلی الأدب الهزلی المقارن)
حوزههای تخصصی:
ادبیات منظوم و منثور را به دو بخش کلی تقسیم کرده اند: جد و هزل.جدیات شامل نوشتارهای اخلاقی، عشقی، رزمی و بزمی است؛ و آثار مکتوب غیرجدی، مواردی مانند طنز، هجا، فکاهی، لطیفه، بذله، مطایبه، شوخی، مسخرگی، و انتقاد را در بر می گیرد.در نوشتارهای بازمانده از ادب پیشین فارسی، جز درباره هجا چیزی درخور توجه درباره ادب غیرجدی نیامده است و اگر گاهی در متون ادب فارسی، مطالبی دیده شود، غالبا هجو را به جای هزل یا دیگر متفرعات غیر جد به کار برده اند.ادبای عرب، شعر دوره جاهلیت و صدر اسلام را از جهت اغراض و مقاصد به بیش از ده قسم تقسیم کرده اند که قسم پنجم را به هجا اختصاص داده اند و در تعریف آن گفته اند: «هجا برشمردن قبایح و نفی مکارم است از شخصی یا قوم و قبیله ای. . .»(رهنما،6:1364).ادبای پیشین ایران هم با تغییرات و دگرگونی هایی در تقسیم اغراض و مقاصد شعر، همین اقسام را با ضمایمی یاد کرده اند و اغراض شعر را در ده شیوه محدود کرده اند، چنانکه خاقانی در مقام مفاخره و برتری خود بر عنصری گفته است:ز ده شیوه که آن حیله شاعری است به یک شیوه شد داستان عنصری و صبا نیز به پیروی از پیشینیان، چنین سروده است:سخن چیست در این نشیب و فراز یکی گوی و من ترک ده گوی باز چکیده عربی:تم تقسیم الأدب المنظوم والمنثور إلی فرعین رئیسین: الجد والهزل. یشمل فرع الجد:الکتابات الأخلاقیة، والغرامیة، ومعارک الحرب، والحفلات، بینما یشمل فرع الهزل: الطنز، والهجو، والفکاهة، واللطیفة، والنکتة، والمطایبة، والمزاح، والسخریة، والانتقاد، و... إلخ. وبغض النظر عن الهجو لم تعالج الکتابات المتبقیة من الأدب الفارسی القدیم، أدب الهزل معالجة وافیة، وإن وجد هذا الفرع أحیانا بین طیات نصوص الأدب الفارسی، فإنه استخدام للهجو بدل الهزل. أما أدباء العرب فقسموا شعر الجاهلیة وصدر الإسلام من حیث الأغراض إلی أکثر من عشرة فروع خصصوا الفرع الخامس للهجاء وقالوا فی تعریفه: «الهجاء یعنی ذکر مساوی شخص أو قبیلة وسلب المحامد عنهما.» والأدباء الإیرانیون القدماء أیضا ذکروا هذه الفروع بعد تغییرات فی تقسیم أغراض الشعر حیث حدّدوها فی عشرة فروع.
بررسی فونت های یونی کد رایانه ای فارسی و عربی (عنوان عربی: دراسة فونتات یونی کد الفارسیة والعربیة فی الحاسوب)
حوزههای تخصصی:
پس از ورود رایانه به کشور، در زمینه ایجاد الگوی چیدمان استاندارد حروف فارسی بر روی صفحه کلید و نیز ایجاد فونت های استاندارد، متولی معتبر و واحدی وجود نداشت، در نتیجه، شرکت ها و موسسات مختلف به دلیل نیاز بازار و خواسته های رو به گسترش جامعه، به ابداع خود، الگوی های مختلفی همانند استانداردهای غیر رسمی ویندوز 1256، ایران سیستم، پانیذ، سایه و فارسی سازهای مختلفی را که اغلب متاثر از زبان و خط عربی بودند، به عنوان طرح حروف صفحه کلید و فونت ارایه کردند و از این نظر لطمات شدید و زیانباری به زبان و متون فارسی و نیز پایگاه های اطلاعات ملی و اداری و علمی وارد شد.به عنوان مثال، اگر گنجینه های ادب فارسی، همانند شاهنامه، با فونت های فارسی رایج و کد پیچ های مقتبس از عربی ذخیره شود و کسی بخواهد دنبال مصرعی شامل حرف «ی» بی نقطه فارسی بگردد، به دلیل وجود «ی» نقطه دار عربی هیچ موردی پیدا نمیکند، چرا که شاهنامه فارسی به سهو و ناخواسته به صورت عربی ذخیره شده است.در مقاله حاضر ابتدا درباره این تنگنا بحث، سپس پیشنهاد شده که راه حل گریز از آن، ایجاد، توسعه و استفاده از فونت هایی است که بر اساس یونی کد و استاندارهای موسسه تحقیقات صنعتی ایران تهیه شده اند، آنگاه با مقایسه فونت های رایج و برشمردن نقاط ضعف آنها نتیجه گرفته شده است که در صورت ادامه رویه فعلی، تمامی متون دیجیتال فارسی، اعم از گنجینه های ادبی، پایگاه های اطلاعاتی، متون علمی و... با بحران اسفناکی روبه رو خواهند بود.چکیده عربی:اعتبر المفکرون منذ أمد بعید تطور الثقافة البشریة وحضارتها، نتیجة لاختراع الخط، وتثمل الفونتات فی العصر الحدیث أساس النصوص الرقمیة. أصبحت اللغة الفارسیة، وللأسف الشدید، مهجورة بالنسبة إلی اللغات الأخری، فی عصر التقنیة المعلوماتیة بحیث لایتناسب بناؤها مع بعض برامج الشبکة والإنترنت بل توجد فونتات قلیلة عنها لاستخدامها فی المواقع والعرض الرقمی للنصوص. بعد أن دخل الحاسوب الوطن لم یکن هناک مرکز خاص موثوق به لتقدیم نموذج موحّد لوضع الحروف الفارسیة علی لوحة المفاتیح؛ الأمر الذی أدّی إلی ظهور النماذج المختلفة من قبل الشرکات المهتمة، کالمقاییس غیر الرسمیة لویندوز 1256، وایران سیستم، وپانید، وسایه، نتیجة لاحتیاج السوق، وطلبات المجتمع المتزایدة، غیر أن تلک النماذج کانت متأثرة باللغة العربیة، والخط العربی. یحاول هذا المقال تقدیم حلول للخرج من هذه الأزمة کما یحث علی إیجاد، وتطویر، واستخدام الفونتات التی أعدت علی أساس الیونیکد، ووفقا لمقاییس مؤسسة الدراسات الصناعیة فی إیران، وأخیرا یقارن المقال بین تلک الفونتات، وأخواتها الرائجة المستخدمة، لیعبّر عن الأزمة المؤسفة التی ستواجها کافة النصوص الرقمیة الفارسیة من الکنوز الأدبیة، والمواقع المعلوماتیة، والنصوص العلمیة، وغیرها إن استمرّ الأمر هکذا.
نظامی سخنگوی ایران انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نظامی گنجوی به عنوان برجسته ترین سراینده مثنوی های بزمی در قرن ششم متفاوت از متقدمان و معاصران، همه سعی و کوشش خود را به کار می گیرد تا از مفاهیم مرسوم عصر خود پا را فراتر نهد و با یک رویکرد جدید به شعر، روح انسان گرایی را در آثار خود تثبیت کند و ترویج دهد. نظامی با توسع و تعمیق این مفهوم در آثار خود هرگز از دو مقوله قومیت و دیانت غافل نبوده است. لذا سرزمینی را به تصویر می کشد که مردم آن فراتر از دو مفهوم فوق، به انسانیت بیشتر اهمیت می دهند، به همین دلیل در جستجوی آرمان شهر خود از دروازه های شرع در مخزن الاسرار آغاز می نماید و در تبیین مفاهیم فلسفی و حکمی تا اسکندرنامه به پیش می رود. مع الوصف می توان نظامی را به عنوان سخنگوی ایران انسانی معرفی نمود.
از رمز و راز نگینهای قرآنی در چینش و گزینش و سنجش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سخن که از جلوه های فصل ممیز انسان از سایر جانداران است وخوانید «بیان»- بزرگترین فضیلتی که خداوند آن را به بشر ارزانی بخشیده- در دایره فصاحت و بلاغت از چنان شعاعی برخوردار می باشد که از صفر تا بی نهایت امتداد می یابد. تردیدی نیست که این صعود و نزول مولود نحوه چینش و گزینش و سازش و پوشش واحدها و اجزای بافت هنری کلام به حساب آید. زیرا مهره ها در نظم سخن حالتهای نامحدود را تجربه می کنند و چهره های متفاوت را در القای بار امانت به خود می گیرند.مقاله حاضر بر آن است تا گوشه هایی تامل برانگیز و مشخص در ارتباط با چگونگی چینش و گزینش و سنجش گوشه نشین ترین اعضای جمله یعنی «حروف معانی» آن هم «حروف جر»- که آن را نگین می خوانیم- در محدوده کوچکش چون: «علی» «فی» و «ل» از قرآن مجید مورد بحث قرار دهد. آنها را در ارتباط با ساختارهای مربوطه نبض شناسی کند، جلوه گری، الهام بخشی، پویایی و تاثیرگذاریشان را به وقت «ذکر» و «حذف» بنمایاند.
عشق عالم سوز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ابن فارض از یکسو قدرت و استعداد شاعری را به کمال داراست و از سوی دیگر احساس و ادراک دینی و عرفانی او، در غایت علو و کمال است. وجود این دو امتیاز برجسته موجب شده است که او لوای شعر روزگار خود را در دوره فترت ادبی بعد ازجنگ های صلیبی بر دوش گیرد و بر فراز قله صوفیانه عرب بایستد که دو قصیده تائیه کبری و خمریه او، گلستان عشق الهی را بارور ساخته، گرچه حبابن فارض، نمودار عاطفه نفسانی ذاتی است ولی در ضمن شامل بسیاری از معانی لطیف صوفیانه ای است که، به رنگ فلسفی آراسته شده.ابن فارض مانند ابن عربی، جلال الدین رومی، عطار و ...تنظیم کننده بی همتای موسیقی افلاک و بیان کننده اسرار الهی است، برای اتصال به منشا هستی مطلق، طریق عرفان اسلامی را که جنبه پویا و مثبت دارد، برگزیده و مراحل سیر و سلوک را طی نموده و به سبب طاعت و عبادت آشکار و پنهان، قلبی و روحی و جسمی، مجذوب حق شده و با کشف و شهود و اشراق، به حقایق دست یافته، به همین دلیل «وحدت و معرفت، اصل خلقت، جوهر شرایع و ادیان» مذهب اوست. در این مقاله جهان بینی و راه و رسم و طریقت وی با عارفان و صوفیان روشن بین زبان و ادب فارسی که تحت تاثیر علوم و معارف اسلامی و قرآن و احادیث، شاهکارهای ادبی و عرفانی خلق نموده اند، مورد مقایسه وتطبیق قرار گرفته است.
دراز دستی کوته آستینان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
واژه «خرقه» در دیوان خواجه بزرگ، حافظ شیرازی 57 بار به کار رفته است، که این خود نشان گر اهمیت آن از دیدگاه این عارف بزرگ می باشد. نگارنده در این مقاله در ضمن آوردن مطالبی در مورد خرقه و خرقه پوشی به ریشه یابی یکی از اشکال خرقه یعنی کوته آستینی- و چرایی بوجود آمدن آن پرداخته است و با ارایه شواهدی- هر چند مختصر- آن را مورد بررسی قرار داده است.
تطبیقی مکتب های ادبیات
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، سعی بر آن است که توضیحی چند درباره ادبیات تطبیقی داده شود؛ سپس مقایسه ای بین مکاتب ادبی انجام گیرد؛ آنگاه، قلمرو ادبیات تطبیقی و بازتاب آن در ایران و جهان امروز بررسی، و سرانجام، اهمیت آن در دنیای فعلی با ذکر دلایل آشکار شود.ادبیات تطبیقی، از شاخه های جدید و گسترده ادبیات و ادبیات نمایشی امروز است که در آن، تشابه و تفارق نمونه های مختلف آثار ادبی بررسی می شود. در ادب تطبیقی، آنچه مورد نظر محقق و نقاد است، نقش اثر ادبی نیست، بلکه در کیفیت و تجلی و انعکاسی است که اثر ادبی قومی در ادبیات قوم دیگر پیدا میکند. ادبیات تطبیقی نه تنها از مرزهای سیاسی، زبانی، ملی، کشوری و فرهنگی فراتر میرود، بلکه به دنبال گشودن افق های تازه فکری است؛ به عبارت دیگر، ادبیات تطبیقی نه تنها در پی ایجاد ارتباط و گفتمان با دیگر رشته های علوم انسانی است، بلکه درصدد ایجاد تفاهم میان فرهنگ های مختلف است. از این رو، تحقیق و تفحص در این موضوع، بسی مهم و قابل اهمیت است.
پیشینه تاریخی و مبانی نظری سره نویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود مطالعات سودمندی که در باب سره نویسی انجام گرفته، هنوز برخی از جوانب آن به درستی بررسی و گزارش نشده است، چنان که بر اساس اطلاع ما تا کنون درباره پیشینه تاریخی و مبانی نظری آن پژوهش خرسندکننده ای به سامان نرسیده است.
مقاله حاضر عهده دار بررسی پیشینه این گونه نگارشی و جستجوی بنیان های نظری آن تا عصر مشروطه است. این بررسی نشان می دهد که بر خلاف آن چه در آغاز به نظر می رسد، سره نویسی شیوه نوپدیدی نیست و پیشینه آن به قرن پنجم هجری باز می گردد و از آن پس در گذر قرن ها همواره کسانی، ولو از سر تفنن، بدان اقبال نموده اند. مقاله ضمن اشاره به نمونه های بازمانده از ادوار گذشته بر این نکته تاکید می ورزد که این گونه نگارشی از نیمه دوم قرن سیزدهم هجری تحت تاثیر رواج واژگان دساتیری، به ویژه اندیشه ناسیونالیسم مورد توجه و اهتمام افزون تری قرار گرفته است. مقاله در صدد است تا به پرسش های زیر پاسخ دهد:
1. آیا سره نویسی در ادوار گذشته مبتنی بر بنیاد نظری خاصی از نوع دیدگاه شعوبیه بوده است؟ 2. آیا می توان میان سره نویسی و ناسیونالیسم به وجود ملازمتی قایل شد؟ 3. در صورت وجود چنین ملازمتی آیا همه گرایش های ناسیونالیستی موید و مروج سره نویسی بودند و یا تنها گرایش خاصی بدان تاکید می ورزید؟