آدمی در مسیر زندگی خود همواره در جستجوی کمال مطلوب بوده و هست و در این کاوش به اعمال و رفتارهایی دست می یازد که «سفر» و سیاحت یکی از آن رفتارهای انسان در طول تاریخ بوده است. این سفر به دو شکل انجام می پذیرد؛ یا به تن و پای خاکی است (سفر آفاقی) که در اقصای گیتی می گردد تا با افزودن به تجربیات و دانسته هایش با نگرشی گسترده و شفاف زندگی اش را بسازد و دستور آفریننده بیچون هم همین است. و یا به پای دل و باطن است (سفر انفسی) که به قصد دیدار سرمنزل معشوق جاوید انجام می گیرد و با ریاضت های فراوان و تهذیب نفس برای مسافر راه حق و حقیقت همراه است تا با دلی آیینه گون و پاک از ناپاکی ها و کدورت ها به دیدار محبوب ازلی اش بشتابد.
پویایی فرهنگ، مدیون تلاش مستمر محققان و اندیشمندان، در کشف و نشر مواریث فرهنگی است. حیات یک جامعه به شریان های فرهنگی وابسته است و قطع آنها، از خاموشی و خمودگی آن جامعه خبر می دهد. از جمله این شریان ها، فرهنگ پربار و غنی ای است که در آثار ادبی گذشته ما تبلور یافته است و باید آن را ارج نهاد و برای حفظ و پایداری آن از هیچ کوششی فروگذار نبود؛ بر همین اساس، در این مقاله سعی شده است که یکی از میراث های ادبی زبان و ادب فارسی - که دیوان اشعاری تحت عنوان «دیوان اشعار برقی خویی» است به دوست داران فرهنگ و ادب معرفی شود و با ارایه گزارشی مفصل از شکل و محتوای آن، یکی دیگر از گنجینه های پنهان فرهنگی - ادبی در معرض دید و استفاده علاقه مندان قرار گیرد.
برگزیدن شخصیت یا شخصیت های مناسب، با صفات و خصال و توانایی های ویژه خود، یکی از فنون مهم و قابل دقت در داستان پردازی است. در یک داستان کوتاه از یک شخصیت اصلی و در داستان بلند از چند شخصیت سخن می رود که هر یک کاری انجام می دهند، وظایفی به عهده دارند و در موقع لازم پا به صحنه می گذارند. در این مقاله با توجه به اهمیت شخصیت در داستان، به بررسی شخصیت های رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد پرداخته شده است.
بشر ابتدایی برای پدیده های طبیعت قایل به روح بود و می کوشید که روح طبیعت را با خود و زندگی خود سازگار سازد. این امر در آداب و رسوم اجتماعی بشر و افسانه ها و جشن ها نمود پیدا کرد و به صورت اسطوره به زندگی خود ادامه داد. امروزه نیز برای درک مفاهیم اسطوره ها باید به تحلیل آن مراسم و... پرداخت. یکی از این موارد، رسم «لال شیش زدن» است که در برخی مناطق مازندران در شمال ایران رایج است. شکل های دیگر آن ـ مانند چوب زدن ـ در سرزمین های دیگر وجود دارد. بیشترِ این مراسم برای راندن شیاطین و ارواح خبیث بوده است. به نظر می رسد که پرتاب تیر به وسیله آرش ـ در اسطوره ایرانی آرش کمانگیر ـ گونه ای از این رسم بلاگردانی بوده که به صورت داستانی حماسی و اساطیری باقی مانده است. این مقاله به رسم «لال شیش زدن» در ایران و گونه های آن در سرزمین های مختلف و ارتباط احتمالی آن با تیراندازی آرش می پردازد.
تلاش برای بیان تعریفی مستقل از رمز و تبیین آن به عنوان تصویری خیالی جدای از دیگر صور خیال، برای هر پژوهشگر آثار ادبی و عرفانی بایسته و شایسته است. از سوی دیگر، طرح این موضوع نیز برجسته و با اهمیت است که رمز در عین رابطه بسیار فشرده با کنایه، استعاره مصرحه، تمثیل رمزی، اضافه سمبلیک، کهن الگو، تشبیه تمثیل و نوع ادبی فابل، تصویری جدای از اینهاست. لزوم توجه شعرا و نویسندگان به رمز، تاریخچه و انواع آن، اشاره به رمز و اشتقاق آن در دیگر زبان ها و اشاره ای کوتاه به رمز در گونه های ادب حماسی، غنایی، انتقادی و سیاسی و فرهنگی به عنوان مدخلی برای ورود به رمزعرفانی، موضوعاتی هستند که این مقاله در پی تفسیر و تبیین آنها است.کوتاه سخن آنکه در این پژوهش تلاش بر این است که سیر گذر نمادهای شناخته شده عرفانی نامی، هرچند کوتاه و مختصر، بیشتر بررسی و به آن توجه شود و بنابراین، پژوهش پیش رو، بر یک یا دو عارف خاص متمرکز نیست.
افسانه های سحرآمیز یا افسانه های پریان از برجسته ترین انواع ادبیات شفاهی به شمار می آیند. این افسانه ها، که در فهرست جهانی طبقه بندی قصه های عامیانه آرنه - تامسون - اوته با شماره های 300 تا 749 مشخص شده اند، یادگار زمانی هستند که در ذهن انسان نخستین، هر شیء و پدیده ای قدرتی جادویی و ماوراءطبیعی داشت و از نیروی محدود انسان فراتر بود. آدمی باور داشت که هر گاه گرفتار مشکلی شود، نیروهای جادویی به یاری اش می آیند از خطر و گرفتاری نجاتش می دهند. از تحلیل محتوایی افسانه های سحرآمیز می توان به بسیاری از بن مایه های کهن در اندیشه انسان نخستین، از قبیل جاندارپنداری و شخصیت بخشی به اشیا، توانایی سخن گفتن با گیاهان و حیوانات، مسخ شدن و ... پی برد
آمیختگی هنر و عرفان در دامن فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی از مباحث مهمی است که حتی بدون فهم آن، فرهنگ ایرانی اسلامی توصیف ناپذیر است. فرهنگ و جهان بینی حاکم بر جامعه ایران به هنر نیز مثل بسیاری از مقولات دیگر، رنگ قداست بخشیده و از این جهت آن را دیوار به دیوار و حتی همسان با آمیزه ها و تعالیم عرفانی قرار داده است.پژوهش حاضر ضمن مطالعه میزان این تاثیر، نیز به مدد شناخت واژگانی و اتیمولوژی هنر و عرفان در ادبیات فارسی، که مهمترین پهنه تجلی این مقولات است، در پی بیان این فرضیه است که هنر در این فرهنگ بدرستی چیزی از جنس عواطف دینی و عرفانی است و از مبانی زیبایی شناسی غرب جداست.یکی از مهمترین اشتراکات بنیادین در هنر و عرفان ایرانی اسلامی که آن را از مبانیِ هنر غربی جدا می سازد، همانا شان معرفت شناسانه آن است، لذا در ادامه جهت تبیین این امر، همسانیهای این دو مقوله در نحوه کسب معرفت و استشعار به آن مورد بررسی قرار گرفته است.
«ماه» و «خورشید» از دیر باز در شعر و ادب فارسی، جایگاهی مهم و والا داشته و دمخوری خاقانی «شاعر صبح» با صورت های فلکی و بیش از همه با ماه و خورشید زبانزد سخن شناسان است. نگارنده مقاله، پس از پرداختن به پیشینه اساطیری و باز گفتن برخی باورهای آیینی و فرهنگی ایرانیان و نیز اشاره به پاره ای اعتقادات اقوام دیگر در مورد «ماه» و «خورشید»، رد و نشان آن ها را در اندیشه خاقانی جستجو کرده است.پیداست که بیان دیدگاه های شاعرانه و تصویرهای ذهنی شاعر نسبت به این دو صورت فلکی، با استناد به سروده های خود او، مستدل گردیده است.
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، محقق، منتقد و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، از شاعران موفق و صاحب سبک نسل دوم شعر نیمایی به حساب می¬آید. او تاکنون با انتشار 12 دفتر شعری که در قالب دو مجموعة آیینه¬ای برای صداها و هزارة دوم آهوی کوهی به چاپ رسانده، برگی از دفتر قطور شعر معاصر را به خود اختصاص داده است. این پژوهش میزان اثرپذیری اشعار شفیعی را از آثار قدما مورد بررسی قرار داده است. برخی از منتقدان معتقدند که شفیعی بیشتر شعرساز ماهری است تا یک شاعر، چراکه اشعار او از مضامین، ترکیبات، واژگان و صورخیال تکراری و قدمایی پر است. یافته¬های تحقیق بیانگر این واقعیت است که هرچند رگه¬های ژرفی از سروده¬های بزرگانی چون حافظ، مولانا، سعدی، رودکی و ... و نیز نشانه هایی از شعر شاعران معاصر همانند اخون ثالث، شاملو و ... در اشعار او دیده می¬شود، اما خلاقیت شفیعی در این بین نقشی مضاعف عمل کرده، چنانکه او را از ورطة تقلید صرف رهانیده است و این انتقاد جز در مواردی نادر بر قامت اشعار او راست نمیآید.
آثار ادبی از اساسیترین ابزارهایی است که میتواند به مطالعات جامعه شناسانه کمک کند. گاه شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه به گونه ای است که نوع خاصی از ادبیات مورد توجّه مخاطبان و مردم قرار میگیرد. از این رو، شناخت و بررسی ادبیات مورد توجّه مردم به شناخت خواسته های آنها، و در نتیجه ساختار کلّی جامعه و گه گاه نقاط ضعف و نقص های فرهنگی آن کمک میکند. اخیراً با پدیده رمان های عامه پسند مواجهیم. رشد و رواج این رمان ها که در برخی مواقع نگرانی منتقدان را نیز فراهم کرده، موجب این سؤال اساسی است که رمان های عامه پسند چه ویژگیهایی دارند که بر پرخواننده شدن آنها تأثیر میگذارد؟ در این مقاله به مطالعه، تحلیل و بررسی محتوایی، ساختاری و نشانه شناسی نمونه هایی از رمان های عامه پسند که در دو دهه اخیر جزو پرفروش ترین رمان های ایرانی بوده اند، پرداخته ایم. در بخش نشانه شناسی، دویست رمان و در بخش عناصر داستانی و ساختاری، بیست رمان به اجمال مورد بررسی قرار گرفته اند.