ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۰۱ تا ۲۱٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۱۹۰۱.

«شهسوار ایمان» در دیدگاه عطار نیشابوری و سورن کی یرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۲۵۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۰۷
سطوح و کیفیت دینداری و دین ورزی، در همه ادیان توحیدی همواره محل بحث بوده و هست؛ از جمله اینکه حقیقت یک دین، چگونه در ساحات بیرونی و درونی زندگی باورمندان آن متجلی می شود؟ و شرایط درک ذات دین و وصول به عالیترین مراتب ایمان کدام است؟ به منظور پاسخ گویی به این پرسشها ادیان الهی الگوهای قابل شناخت و متابعتی ارائه می کنند که تمام حقیقت آن دین، در وجود همین الگو و اسوه ها، تحقق عینی یافته و انتظارات حداکثری شارع دین، در شخصیت، منش، گفتار و کردار آنان به منصه ظهور رسیده است. بر پایه این اصل دینی، در فلسفه و ادبیات عرفانی، نمونه های برتر تحت عنوان «شهسواران ایمان» ساخته و پرداخته می شوند. عطار نیشابوری، «شهسوار ایمان» خود را در شخصیت تاریخی و مناقشه برانگیز منصور حلاج از یک سو، و شخصیتهای ادبی مانند شیخ صنعان و عقلا مجانین، از سوی دیگر، باز می یابد و در مقابل، سورن کی یرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست و متاله مسیحی، ابراهیمِ خلیل (ع) را مصداق بارز و نمونه عینی «شهسوار ایمان» می داند. آنچه این دو اندیشمند را به یکدیگر نزدیک می کند، باور مشترک آنان در چگونگی وصول به آستانه ایمان واقعی و شرایط کسب مقام شهسواری است؛ در نظرگاه آنان، «گذشتن از امورِ اساسی تعلق آفرین» یگانه شرط دستیابی به مقام شامخ ایمان است؛ اموری که با فردیت، هویت و ذات فرد درآمیخته و ترک آن به مثابه نفی خویشتنِ خویش است. در این پژوهش با رهیافتی تطبیقی و تاویلی اشتراکات فکری دو متفکر در این حوزه بررسی می شود.
۲۱۹۰۲.

بررسی تخلّص در غزل های نظیره وار دوره بازگشت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات قالب های شعر کلاسیک غزل
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت بدیع
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی کلاسیک دوره بازگشت
تعداد بازدید : ۲۸۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۶۷
تخلّص در غزل، ذکر نام شعری شاعر، در پایان غزل است که بعد از دوره مغول رواج یافت، گرچه پیش از آن نیز، بعضی از شاعران، تخلّص خود را در غزل ذکر می کردند. شاعران دوره بازگشت در سرودن غزل، از سعدی و حافظ پیروی می کردند و می خواستند در هر مورد، روش استادان خود را کاملاً تقلید کنند؛ از این رو، در ذکر تخلّص غزل نیز، از این دو استاد غزل پیروی می کردند. معمولاً تخلّص در آخرین بیت غزل ذکر می شود؛ اما گاه غزلسرایان، به دلایلی، از جمله مدح و نیز آوردن تمثیل، تخلّص را در بیت ماقبل آخر ذکر کرده اند. بندرت شاعران بنا به دلایلی چون ناتمام ماندن غزل و نیز به سبب آن که نخواسته اند نام شعری خود را در کنار نام ممدوح بیاورند، تخلّص خود را ذکر نکرده اند و اغلب ضمیر «من» را جایگزین تخلّص خود ساخته اند. در این مقاله، همچنین به زاویه دید در تخلّص، ایهام در تخلّص، صفت های تخلّص و مضامینی که در کنار تخلّص می آید، پرداخته می شود. علاوه بر این در این مقاله، تخلّص در غزل های نظیره وار دوره بازگشت با تخلّص در غزل سعدی و حافظ مقایسه می گردد تا جنبه های خاص کاربرد تخلّص در غزل این دو استاد غزلپرداز مشخص شود و میزان تقلید نظیره سرایان در کاربرد تخلّص روشن گردد.
۲۱۹۰۳.

جایگاه قصر و حصر در علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۸۶
این پژوهش گامی در جهت بازبینی، نقد و تبیین جایگاه حصرو قصر به عنوان یکی از فصول مهم فنّ معانی و از ابزارهای بلاغی کارآمد در تحلیل متون است. این مبحث که مربوط به سطوح درونی کلام و لایه های پنهان اندیشه گوینده است، از نخستین کتابهای معانی تا دوره معاصر مورد توجّه اهل بلاغت بوده و بخشی مفصّل و مجزّا را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر این ابزار بلاغی، مورد استفاده متنوع و مکرّر شعرا، نویسندگان و عرفای مؤلّف قرار گرفته است. براین اساس حصـر و قصـر قابلیّت بلاغی مشترکی میان گوینده و مخاطب اوست. گوینده برای تبیین و القای اندیشه های درونی خود و مخاطب، اعم از پژوهشگر یا خواننده عادی، در جهت تحلیل و تفهیم محتوای آثار.
۲۱۹۰۶.

تلقی هیدگر از زبان در هولدرلین و ذات شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

۲۱۹۰۷.

سیمای امام حسین (ع) در شعر عاشورایی معاصر فارسی و عربی (با تکیه بر اشعار برجسته ی شاعران سده ی اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

۲۱۹۰۸.

ساختار تغذیه در اسطورة مشی و مشیانه براساس متون زبان های باستانی ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۷۰
در این مقاله، اسطوره ایرانی نخستین جفت انسان، مشی و مشیانه، بررسی و نقش تغذیه در این اسطوره در شکل گیری فرهنگ و ارزش گذاری مربوط به آن توضیح داده می شود. با مطابقة صورت های مختلف، نشان می دهیم که صورت آرمانی تغذیه، در فرهنگ ایران پیش از اسلام، تغذیه گیاهی و صورت متقابل و اسفل آن تغذیه گوشتی است. واسطه ای که میان این دو صورت متضاد در نظر گرفته شده است، تغذیه با شیر و تخم مرغ است که نه غذایی گیاهی اند نه غذایی گوشتی. بررسی منطقی که این اسطوره در شکل دادن این روند به کار می گیرد هدف مقاله است.
۲۱۹۰۹.

بررسی عناصر داستانی در متن پهلوی کارنامه اردشیر بابکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۸۹
اسطوره های کهن در روند بازآفرینی در دوره های بعدی، ویژگی های اساطیری، شخصیت های خداگونه، خرق عادت و قداست خود را می بازند و در مجموع از آنها داستانی با بن مایه ها و عناصر کهن باقی می ماند. در این پژوهش، کارنامه اردشیر بابکان ـ یکی از این داستان های برجای مانده از اسطوره ـ را بر اساس عناصر داستانی موجود در آن می کاویم و ویژگی های داستانی و روایی آن را مورد توجه قرار می دهیم. این عناصر عبارتند از: درون مایه، حقیقت مانندی، پیرنگ، کشمکش، شخصیت پردازی، زاویه دید، صحنه پردازی، گفتگو و لحن. وجود این عناصر در این متن، نشان دهنده ساختار داستانی در آن است. یکی از نتیجه های چنین پژوهشی، می تواند اثبات وجود بنیاد های داستان پردازی در ایران باستان و بررسی ویژگی های آن باشد.
۲۱۹۱۰.

خواب در شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۳۴
خواب از جمله احوال اسرارآمیزی است که بیان کیفیّت و اسرار نهان آن، دیریاب، بل دست نایافتنی است. تعبیر و تحلیل رؤیاها از جمله پیچیده ترین و رازآلود ترین مسائل و موضوعات بشری است. گزارش رؤیاها در حکایت های شاهنامه، در ایجاد شوق و امید برای نیل به آرزوها و تهدید و ترس از انجام عملی، در شکل گیری قصّه ها، نقش مهم و بسزایی دارد. پهلوانان و شاهان در موقعیّت های مختلف، برخی از وقایعی را که در آینده به وقوع خواهد پیوست، در خواب می بینند. این وقایع ممکن است دربردارندهٔ پیام های شادی و جشن و پیروزی، یا خبر از رویدادی ناگوار باشند. بسیاری از شخصیّت های برجستهٔ شاهنامه دست کم یکبار در خواب، رویدادِ پیش از وقوع را دیده اند. به همین دلیل نیاز بررسیِ چنین پدیده ای در شاهنامه احساس می شود. در این مقاله، کوشش شده است کمّ و کیف این قضایا در میان شاهان و پهلوانان شاهنامه، تحلیل و بررسی شود.
۲۱۹۱۲.

روایت شناسی داستان هفت گُردان برپایه روایت انوشیروان مرزبان و ابوالقاسم فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای تاریخ بازتاب رویدادها و شخصیتهای تاریخی
تعداد بازدید : ۲۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۲۴۰
این مقاله به روایت­شناسی داستان هفت­گردان به روایت فردوسی در شاهنامه و قصه افراسیاب بن پشنگ به روایت انوشیروان مرزبان در روایات داراب هرمزدیار می­پردازد. به این منظور پس از بررسی خلاصه دو روایت از دیدگاه راویان، روایت­شناسی، ساختارشناسی تطبیقی و ریشه­شناسی بنیادهای آیینی و اساطیری، دو روایت مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی­ها نشان می­دهد که روایت فردوسی، روایتی دهقانی، ملّی و خردگراست که در آن حذف­های آیینی (زردشتی­بودن رستم) و اسطوره­ای (دیدار افراسیاب با اهریمن) به چشم می­خورد. اگرچه به نظر می­رسد، این آیین­زدایی پیش از فردوسی صورت گرفته؛ اما ممکن است، اسطوره­زدایی از سوی وی انجام شده باشد. در برابر، روایت انوشیروان روایتی موبدی با تکیه بر آموزه­های مزدیسنایی، اصیل، یکدست، کامل و دارای ژرف­ساختی اسطوره­ای و آیینی است که با الگوهای اساطیری- آیینی داستان­های ایرانی همخوانی دارد. این داستان نقشی مهم در الگوشناسی روایی داستان­های حماسی ایران، در گذر از روایت موبدی به دهقانی دارد.
۲۱۹۱۳.

تمثیل در امثال فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک تمثیل
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۳۶۴۰
تمثیل بیان غیرمستقیمی است که اساس آن بر تشبیه بنا می شود؛ بدین ترتیب که فرد برای بیان ذهنیت خویش که معمولاً مفهومی عقلی و نامحسوس است، عینیتی محسوس را برمی گزیند تا ذهنیت خود را به وسیله آن القا کند. در بلاغت قدیم و جدید به تمثیل توجه شده، آن را وسیله ای برای تصویرگری می دانند. از این رو و به استناد کتاب های نقدی و بلاغی جدید و قدیم و با نگاهی به امثال که در اکثر آنها برای نزدیک کردن معنا به ذهن و تأثیر بیشتر در مخاطب از تخیّل و تصویرگری و تمثیل استفاده شده است؛ می توان گفت نه تنها در امثالی که رویکرد تشبیهی دارند؛ بلکه در سایر مثل ها نیز نوعی تمثیل و تصویرگری وجود دارد. به عبارت دیگر می­توان مدّعی شد که تمثیل فقط آن معنای تشبیه یا استعاره تمثیلیه نیست؛ بلکه حتی در امثال کنایی هم می­توان تمثیل یافت. با نگاهی به کتابهای امثال درمی یابیم که مَثَل گاه رویکرد تشبیهی، گاه استعاری و گاه کنایی دارد و حتی گاه حکمتی است، پندآمیز که شیوع در بین مردم باعث شده، آن را در زمره امثال بیاورند. این مقاله حاصل پژوهشی عمده در جهت معادل یابی امثال فارسی و عربی است. از­ جمله دستاوردهای این مقاله تحقیقی این است که مبالغه در تمثیل عربی درمقایسه با فارسی بسیار زیاد است و نیز امثال بسیاری در دو زبان کاربرد مشترک دارند؛ اما در قالبهای متفاوتی؛ از جمله مَثَل، مثالک (اگزمپلوم) ( Exemplum ) ، حکایت انسانی و حکایت حیوانی(فابل) ( Fable ) و اسلوب معادله بیان شده است. به عبارت دیگر اگر مثلی در فارسی با مثل دیگری در عربی معادل شد، لزوماً نبایستی از یک نوع باشد. همچنین علاوه بر انواع محتوای امثال که در کتابها به آن اشاره شده، می توان دو مورد « به تصویر کشیدن صفت » و« مبالغه در یک صفت » را هم به محتوای تمثیل ها افزود
۲۱۹۱۴.

استعاره مفهومی نور در دیوان شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۷۰
در این مقاله با استفاده از نظریة شناختی استعارة معاصر، کارکردهای استعارة نور و خوشه های تصویری مرتبط بدان یعنی خورشید، آفتاب، شمع، چراغ و... در غزل های مولوی تبیین می شود. از رهگذر بررسی نور در دیوان شمس در می یابیم که شناخت و معرفت مقوله ای بصری است و به عنوان انگارة استعاری اولیه در ژرف ساخت این اثر نمودار می شود؛ مولوی با توجه به این انگاره و انگارة ثانوی«جهان غیب، نور است»، نور را به مثابة خدا، انسان کامل، مکان، خوراک و شراب، وجود،هدایت و امید و نیز وسیله ای برای تبیین مقولة فنا و بقا بر شمرده است. این انگاره های استعاری بستری مناسب برای تحلیل و تبیین مقولات انتزاعی مورد نظر مولوی محسوب می شود و انسجام درون متنی غزل ها را در پرتو ایده ای واحد و انگاره ای نخستین به تصویر می کشد.
۲۱۹۱۵.

روایت شناسی داستان بوم و زاغ در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۳۳
روایت شناسی یکی از حوزه های مطالعاتی است که به دنبال بررسی نظام حاکم بر روایتها و کشف و دریافت مناسبات و پیوندهای درونیِ اجزای سازنده روایت است. ساختارگرایانی نظیر گرماس، تودوروف، ژنت و برمون در مطالعه روایت بیشتر به کشف الگوها و بن مایههای زنجیرهای داستانها توجه کرده اند. گرماس کار خود را براساس زبان شناسی سوسور و یاکوبسن آغاز کرد و تحت تاثیر تفکر آنها، هسته پدید آمدن قصه ها را در تقابل کنشگرها دانست. او به نقش تقابل های دوگانه در داستان و روایت توجه زیادی داشت و این تقابل ها به گونه زیر در الگوی او دیده می شود: فاعل و هدف/ فرستنده، و یاریگر و رقیب/ گیرنده. قصه ها با توجه به وجود و عدم یکی از شش کنشگر مورد نظر گرماس، قابل دسته بندی اند. یکی دیگر از مباحث روایت شناسی گرماس، توجه به زنجیره های روایی (پیرفت) است که به نظر او در سه قسم قابل بررسی است: اجرایی، پیمانی و انفصالی. در این مقاله به روایت شناسی داستان بوم و زاغِ کلیله و دمنه از منظر گرماس پرداخته شده است.
۲۱۹۲۰.

پست مدرنیسم در ادبیات داستانی معاصر ایران (بررسی مؤلفه های پست مدرن در آثار هوشنگ گلشیری)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۲۳
اصطلاح «پست مدرنیسم» اگر چه امروز در ایران از طرف نویسندگان و حتی منتقدان بارها و بارها بکاربرده میشود، اما به علّت عدم آشنایی با خاست گاه ها، اصول و مؤلفه های این نوع ادبی، قائل بودن به چنین جریانی را در ادبیات داستانی ایران همواره با تردید هم راه میسازد. این که چه خصایصی را میتوان به عنوان مبنا جهت قیاس مؤلفه ها مدّنظر قرار داد و آیا آن ویژگیها تنها به جهت اقتباس از شیوه های جهانی صورت یافته است، به همراه این مسأله که این متون به همان اندازة شالوده شکنانه بودنشان آیا به گذشته و امکانات بومی زبان فارسی پایبند بوده است، از مهم ترین پرسش هایی است که این تحقیق با بررسی و تحلیل برخی از آثار هوشنگ گلشیری چون داستان های کوتاه «شب شک»، «مردی با کراوات سرخ»، «عکسی برای قاب عکس خالی من»، «معصوم اول»، «زندانی باغان» و داستان های بلند و رمان های «شازده احتجاب»، «کریستین و کید» و «آیینه های دردار» در نظر دارد پاسخ گوی آن ها باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان