فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
261 - 279
حوزههای تخصصی:
بیان مساله: آنچه معاصرسازی بافت های تاریخی شهرها را در فرایند دگردیسی شهری ضروری می کند، دگرگونی های شهری هستند که معمولاً اثرات ناگواری بر بافت تاریخی شهرها در طی زمان وارد می کنند و قاعدتاً دلیل مجاب کننده به کارگیری رهیافت معاصر سازی عکس العمل در قِبل دگرگونی ها شهری می باشد، بافت تاریخی شهر تبریز که نماد هویت چند هزارساله آن است، در دوران معاصر از یک سو با پیدایش نیازها و عملکردهای جدید و از سوی دیگر با پیدایش تمنایی برای دگرگونی ها، هویت و کارکرد فضاهای تاریخی آن دچار دگرگونی اساسی شده است. هدف: این پژوهش، نقش مؤلفه های معاصرسازی را در جریان دگردیسی شهری در عرصه بافت تاریخی- فرهنگی شهر، با تأکید بر حفظ هویت مورد تحلیل قرار می دهد. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر، تحلیلی- توصیفی است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های گالموگراف اسمیرونف و دوربین- واتسون انجام گرفت. جهت رتبه بندی مؤلفه ها از تحلیل رنکینگ و الماس بر اساس روش پرامتی بهره گرفته شد. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که تمام مؤلفه های در نظر گرفته شده، در ارتباط تنگاتنگ باهم، اما با ضریب تأثیر متفاوت از هم در معاصرسازی بافت تاریخی کلان شهر تبریز دخالت دارند و مؤلفه کالبدی و اقتصادی در اولویت بالایی نسبت به بقیه مؤلفه ها قرارگرفته است. با توجه به تجارب برگرفته از انجام این پژوهش، بررسی موانع معاصرسازی بافت های تاریخی، ایجاد عملکردهای نسبتاً فعال در بافت ازجمله راهکارهای پیشنهادی می باشد. کلید واژه ها: دگردیسی، معاصرسازی، بافت تاریخی- فرهنگی، هویت، کلان شهر تبریز نکات برجسته: با توجه به خلاء های مطالعاتی خصوصاً در زمینه دگردیسی فضاهای شهری بافت های تاریخی با رویکرد معاصرسازی، ضرورت چنین مطالعاتی جهت راهبردهای کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در فضاهای شهری معاصر اهمیت می یابد. دگردیسی شهری باعث ایجاد تفاوت های ماهوی در شکل و ماهیت فضاهای شهری می شود. عدم درک این مفهوم، سبب می شود که برنامه ریزی انسجام فکری مطلوب نداشته باشد.
ارائه اصولِ "سبک طراحی فرایندیِ، مبتنی بر واقعیت" در معماری
حوزههای تخصصی:
عناصر متفاوتی در شکل گیری محصول معماری، در مراحل و فرایند آفرینش آن نقش دارند که ایجاد هماهنگی بین آن ها، موضوع بسیاری از مطالعات طراحی پژوهی معاصر است. به گونه ای که تفاوت درنحوه سازمان دهی این عوامل، دلیل ایجاد سبک های متنوع طراحی همچون تحلیل-ترکیب، مشارکتی و حدس-تحلیل گردیده است. از سویی دیگر، سبک های طراحی موجود، هنوز ارتباط اندکی با مفاهیم مطرح در مبانی نظری برقرار می کنند، زیرا زبان بیانی متفاوتی دارند. پژوهش حاضر با درک این ضرورت، با توجه به نقش ساختاری عوامل مختلف شکل دهنده به "واقعیت" ها در نظام طراحی معماری، تلاش دارد واقعیت ها را به گونه ای سازمان دهی کند که علاوه بر نقش مستقل و ساختاری خود، در کنار یکدیگر، قابی محدود، معنی دار و هدفمند، برای پاسخ به نیازهای طراحی ایجاد کند. استفاده از روش فرایند نگاری در مدل سازی این روند تحلیلی و تفسیری، روش پژوهش کیفی حاضر است. زیرا فرصتی برای ادراک بهتر جایگاه هر یک از عوامل، و همچنین چگونگی تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر را فراهم می کند. هدف مهم این پژوهش، استفاده عملیاتی از نمودهای واقعیت در معماری، از طریق ارائه الگوئی است که، افزایش جامعیت در عین انعطاف و کارایی را ممکن کند. بدین منظور، با استفاده تحلیلی از منابع کتابخانه ای، استحصال پیشینه و نظریات ارائه شده، نهایتاً عوامل مختلف در شکل گیری واقعیت ها، ریشه شناسی شدند، سپس انواع الگوهای هم نشینی این یافته ها ایجاد، و کاراترین الگوی فرایندی بر اساس شاخص دستیابی موثرتر به اهداف پژوهش، انتخاب و در انتهای این پژوهش ارائه گردید. می توان کاربرد نتایج چنین بستر فرایندنگاری شده ای را، در بستر سازی ایجاد یک سبک طراحی، خصوصا برای استفاده تسهیل شده تری از فناوری های واقعیت مدار همچون BIM عنوان کرد، به گونه ای که مراحل مختلف بهرهگیری از مبانی نظری، برای دست یابی به نمودهای واقعی، در این پژوهش پایه ریزی شده است. ضرورت پژوهش حاضر در ایجاد نظریه ای به عنوان پشتیبان، توسعه دهنده و هماهنگ کننده مبانی نظری با فناوری های واقعیت مدار، قابل بیان است.
هویت و اثر بخشی به معماری معاصر ایران با بررسی مفهوم فرم، تحلیل مجموعه فرهنگی هنری ۱۳۳۰
حوزههای تخصصی:
فرم یکی از مفاهیم بنیادین در معماری معاصر ایران است که معماران ایران زمین از گذشته های دور تاکنون تلاش کرده اند آن را در آثار معماری خود به کار گیرند. به وجود آمدن گرایش های جدید در معماری باعث شده توجه به فرم، در معماری معاصر نیز امتداد یابد. در این راستا، نوشتار حاضر به مفهوم فرم و جایگاه ان در معماری معاصر پرداخته است و هدف از نگارش این مقاله بیان هویت و اثر بخشی به معماری معاصر ایران با بررسی مفهوم و جایگاه فرم، با بررسی و تحلیل مجموعه فرهنگی،هنری ۱۳۳۰ در مهاباد به عنوان نمونه موفق در این زمینه معرف کرده ایم.
بازخوانی فرمی پوسته های سین کلا ستیک در طبیعت و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان همواره از فرم های طبیعی برای طراحی فضاهای خود الهام گرفته است و امروزه با بهره مندی از فناوری های نوین توانسته است به فرم های پیچیده تر طبیعت دست پیدا کند. پژوهش حاضر بر روی پوسته های سین کلاستیک (پوسته های همگون انحنایی) در طبیعت متمرکز شده است و به بررسی برتری پتانسیل های الگوهای فرمی و ساختاری این پوسته ها در معماری در مقایسه با سایر پوسته ها پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و از منابع اولیه این حوزه و نمونه های موردی استفاده نموده تا از طریق بررسی فرم و ساختار پوسته های سین کلاستیک طبیعی، به چگونگی استفاده حداکثری از ظرفیت های شاخص آنها در معماری معاصر بپردازد. در این راستا، مقاله ابتدا به گونه شناسی پوسته های سین کلاستیک و بررسی اصول فرمی آنها در طبیعت پرداخته، سپس گونه شناسی این پوسته ها در قالب پوشش های فضایی تاقی و گنبدی در معماری گذشته و معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج باز خوانی فرمی پوسته های سین کلاستیک حاکی از آن است که این پوسته ها به دلیل داشتن تعادل فرمی و پایداری حداکثری و نیز دارا بودن سطح حداقلی و پوشش حداکثری، الگوهای کاربردی تر و بهینه ای برای معماران نسبت به سایر پوسته ها، می باشند.
ارتقای عملکرد و خلاقیت دانشجویان با استفاده از مدل سازی داده ای ساخت (BIM)؛ مطالعه موردی: درس طراحی فنی ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
93-108
حوزههای تخصصی:
اهداف: مدل سازی داده ای ساخت یک فرآیند مبتنی بر مدل سه بعدی است که بینش و ابزارهایی را جهت تغییر رویکرد آموزشی مهیا نموده است. هدف از این تحقیق، آزمونِ یک ساختار آموزشی فعال و سازنده گرا با محوریت رویکرد مدل سازی داده ای ساخت و کاربرد این شیوه در ارتقای خلاقیت دانشجویان معماری در دروس فن ساختمان است. روش ها: آزمون تحقیق به شیوه شبه آزمایشی با گروه های آزمایشی و کنترل، و با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. پیش آزمون با انجام آزمون خلاقیت تورنس و انجام دو تکلیف طراحی، و برای پس آزمون از آزمون آماری یو من-ویتنی استفاده شد. یافته ها: یافته ها تفاوت معناداری بین دو گروه نشان نداد و این دو گروه از نظر خلاقیت و عملکرد با هم مشابهت داشتند. اما با انجام پس آزمون، گروه آزمایشی در شاخص های فنی بودن کانسپت، هماهنگی عملکردها و مسائل اجرایی، طرح فنی سایت، کمیت و کیفیت و صحت نقشه های فاز دو، مصالح و جزییات اجرایی، ارائه نقشه ها و نمره کلی، برتری معناداری نسبت به گروه کنترل داشت. نتیجه گیری: به کارگیری روش آموزشی پیشنهادی با محوریت مدل سازی داده ای ساخت، در ارتقای عملکرد کلی دانشجویان گروه آزمایشی تاثیرگذار بوده و برتری معناداری داشت. در خصوص ارتقای خلاقیت دانشجویان تفاوت و برتری معناداری بین دو گروه مشاهده نشد، اما میانگین رتبه های دانشجویان گروه آزمایشی به شکل محسوسی بهتر از گروه کنترل بود. لذا نتایج تحقیق موید افزایش میزان یادگیری دانشجویان با استفاده از این رویکرد آموزشی می باشد.
ارزیابی میزان تأثیرگذاری عوامل موثر بر توسعه اکوتوریسم در نواحی روستایی (مطالعه موردی: مسیر گردشگری اورامانات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۴
۲۸-۱۵
حوزههای تخصصی:
اکوتوریسم، یکی از گونه های مهم گردشگری است و در میان سایر بخش های توریسم با سرعت بیشتری در حال رشد است. اکوتوریسم بهترین روشی است که می تواند برای ساکنان آن مفید بوده و منجر به حفاظت از طبیعت شود. استفاده از منابع طبیعی به عنوان جاذبه های گردشگری بدون آسیب رساندن به آن، مقوله ای ایده آل در راستای توسعه پایدار نواحی روستایی به شمار می آید. با نیل به این هدف، مسئله اصلی پژوهش ارزیابی میزان تأثیرگذاری عوامل مؤثر بر توسعه اکوتوریسم در نواحی روستایی واقع در محور گردشگری سروآباد- پاوه با پتانسیل های بالای گردشگری طبیعی، فرهنگی، تاریخی و مذهبی می باشد. پژوهش کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری مشتمل بر 100 نفر از محققین، مسئولین، کارشناسان و نخبگان حوزه گردشگری آگاه و آشنا با محدوده مطالعاتی می باشد. جمع آوری نظرات و دیدگاه های از طریق روش میدانی و به کمک پرسش نامه انجام گرفت. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون های آماری رگرسیون چندمتغیره، تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای SPSS و Amos استفاده شد. یافته ها نشان داد شش عامل بهره گیری از پتانسیل های طبیعی، تاریخی و مذهبی، تأمین زیرساخت ها، تبلیغات و بازاریابی، پایداری در تأمین زیرساخت ها و حفظ آثار معماری ارزشمند، سرمایه گذاری، مشارکت و آگاهی بخشی به اهالی، پتانسیل های فرهنگی- هنری و مرزی بودن منطقه به طور متوسط 63.85 درصد بر توسعه پایدار نواحی روستایی تأثیرگذار می باشند. از این میان عامل پتانسیل های بالقوه طبیعی، تاریخی و فرهنگی محدوده موردمطالعه با بار عاملی 18.31 رتبه اول را در بین عوامل موردبررسی به خود اختصاص داده است. بر اساس برازش مناسب الگوی مفهومی پژوهش، همخوانی الگوی مفهومی با داده های گردآوری شده موردتأیید واقع می شود؛ بنابراین توجه به اکوتوریسم علاوه بر مزیت های مختلف در سطح منطقه ای و ملی امکان تحول نواحی محروم و منزوی غرب کشور که به عنوان حافظان سنتی پیرامون خود ایفای نقش می کنند را نیز ممکن می سازد. ازسوی دیگر گردشگری و اکوتوریسم همانند هر فعالیت دیگری اشتغال زا و منبع درآمد است و زنجیره ای از فعالیت های اقتصادی و خدماتی را به وجود می آورد و می تواند راهبردی برای توسعه ی همه جانبه دولت از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی باشد.
امکان سنجی و مکان یابی روستاهای مستعد احداث اکوکمپ بین المللی؛ مطالعه موردی: استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۷۵
۴۶-۳۵
حوزههای تخصصی:
استفاده و تجاری سازی محیط روستاها و تبدیل آن ها به محصول گردشگری راهبردی ایده آل برای توسعه پایدار در مناطق باظرفیت، نکته ای فراموش شده است. گردشگری روستایی پیامدهایی در محیط روستا دارد که هرکدام از آن ها تأثیراتی مستقیم و غیرمستقیم را بر جوامع روستایی و ساکنان محلی بر جا می نهند. اکوکمپ ها اقامتگاه هایی ارزان ساخت اند با کمترین آسیب برای محیط زیست که می توانند رضایت گردشگران دوستدار طبیعت را از اقصانقاط جهان در مدت اقامتشان جلب نمایند. امکان سنجی و مکان یابی صحیح اکوکمپ یکی از بخش های بسیار مهم برنامه ریزی گردشگری پایدار روستایی است که موجب موفقیت اکوکمپ ها و بازگشت سرمایه می شود. از این رو، هدف این پژوهش امکان سنجی و مکان یابی ایجاد اکوکمپ بین المللی در روستاهای استان کرمانشاه است. جامعه آماری این پژوهش دو گروه اند: 1. تعداد 137 گردشگر داخلی و خارجی بازدیدکننده از استان کرمانشاه پیش از سال 2020 برای انتخاب نوع اکوکمپ؛ 2. تعداد 50 اکوکمپ مشهور و نظرات 7608 مهمان آنان برای شناسایی امکانات اکوکمپ بین المللی. در این پژوهش سعی شده است مناسب ترین نوع اکوکمپ با تعیین مهم ترین امکانات و در روستاهای بسیار مستعد استان کرمانشاه، با استفاده از روش های تحلیل تصویر، اقتصادسنجی، یادگیری ماشینی و تحلیل اطلاعات بر اساس نقشه های GIS امکان سنجی و مکان یابی شود. جمع بندی نتایج حاصله از سه گام پژوهش نشان داد: 1. اکوکمپ باید کنار محیط های کوهپایه ای قرار بگیرد (بر اساس نتایج پارامترهای موجود در ماتریس درهم ریختگی در گام اول)؛ 2. نزدیکی به فرودگاه برای دسترسی گردشگران بین المللی در اولویت خواهد بود (بر اساس نتایج تابع تعیین شده برای الگوی امکانات در گام دوم)؛ 3. در نهایت، براساس معیارها و استانداردهای مکان یابی اکوکمپ، مانند دسترسی به شبکه معابر، شیب مناسب، ارتفاع از سطح زمین معقول و دوری از مخاطرات طبیعی (بر اساس لایه های GIS در گام سوم)، منطقه و روستای چالابه بهترین شرایط را برای ساخت اکوکمپ بین المللی داراست.
ارائه مدل کاربردی طراحی فضاهای شهری زیست پذیر شاد با رویکرد ارتقای کیفیت زندگی در محله تجریش
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
63 - 83
حوزههای تخصصی:
امروزه در اکثر کشورهای توسعه یافته زیست پذیری به عنوان یک اصل در چهارچوب پایداری موردبحث قرار می گیرد. همچنین استدلال می شود که ارزیابی زیست پذیری، می تواند با ارائه یک روش قابل توصیف، برای ارزیابی محیط های شهری و کیفیت آن ها، با رویکردهای گوناگون به اجرای برخی از برنامه های جدید شهری کمک کرد. ﮐﯿﻔﯿﺖ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺤﻮری ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﻮده که از اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺮی و عملی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ تحقق پذیری ﺷﻬﺮ ﺷﺎد و ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻟﮕﻮی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ آن که دارای ماهیت توسعه ای-کاربردی است، تلاش بر این بود با تجزیه وتحلیل فضای مکانی یعنی محدوده تجریش و قرار دادن خط مشی برای ایجاد محیط های شاد به تدوین یک چهارچوب نظری جهت تبیین مفهوم شادی در محیط پرداخته و با معرفی و بازشناسی مؤلفه های سازنده آن مدلی ارائه گردد تا به واسطه از آن راهکارهایی با عنوان سیاست های طراحی استخراج شود. لذا پس از مرور شاخص های کیفیت و از طریق معیارهای برگزیده مرتبط با شادی، به بررسی شاخصه ها در چهار بعد تأثیرگذار پرداخته شده است که با تکیه بر فن تهران (فنون چشم انداز سازی) به صورت قرار دادن چکیده ای از مطالعات، در چهارچوب مفهومی پیشنهادی فن مذکور، ساماندهی شده و پس از سنجش وضعیت استخراج شده نتایج حاکی از آن بود که علاوه بر سه مرحله اصلی شناخت وضعیت موجود، شناخت آینده پیش رو، اتصال میان گذشته و آینده که در فرهنگ شهرسازی با عنوان زیست پذیری یاد می شود، فاز پنجم تحلیل با سه مؤلفه اصلی، هویت، ساختار و معنا به میان آمده که پاسخگو به سیاست های چهار بعد اصلی خواهد بود.
تبیین ابعاد و راهبردهای ارتقای معنویت در شهرهای زیارتی با تاکید بر بقاع متبرکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنویت اسلامی به عنوان یکی از حالات روحی و روانی انسان ها است که در کمال وی از منظر تفکر شیعی جایگاه والایی دارد. زیارت که یکی از آداب و اخلاق اسلامی است در الگوی گردشگری زیارتی در فضاهای مذهبی، عبادی و نیایشی میتواند معنویتی معطوف به ارکان دین اسلام بیافریند. بقاع متبرکه در راستای اصل تعظیم و بزرگداشت شعائر خداوندی بهویژه مزارات اهل بیت (ع) از کانون های مورد توجه در شهرهای ایرانی است که با رویکرد زیارتی قابل توسعه است. هدف این مقاله، بازشناسی جایگاه بقاع متبرکه در معنویت شهرهای زیارتی است که با روش تحقیق تحلیلی و پژوهش میان رشته ای و استدلال منطقی و با استفاده از شیوه های مطالعه اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش بر چهار راهبرد 1) طراحی ارسن زیارتی 2) توجه بر بافت پیرامون بقاع متبرکه 3) حفاظت مناظر ارسن زیارتی 4) توسعه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی تأکید می کند. در شهرهای زیارتی که دارای بقاع متبرکه هستند با توسعه لایه های مکمل زیارت و نیازهای پهنه های پیرامون، ارسن شهری با مرکزیت بقاع متبرکه ایجاد می شود. طراحی راسته های مختلط سازگار با مجموعه ارسن شهری و حال و هوای معنوی آن به همراه رعایت حقوق شهروندی ساکنان و مالکان بافت پیرامون و نیز احترام به حریم بصری و ارتفاعی عنصر مرکزی و تسلط بنای مذهبی بر سایر فضاها و بناها ضروری است. بقاع متبرکه می توانند برای نیاز گروه های مختلف اجتماعی به ویژه علاقمندان، گردشگران زیارتی، خانواده ها، کودکان، زنان، نوجوانان، جوانان و سالمندان برنامه ریزی کنند.
تأملی بر ساختار فضایی و الگوی کالبدی خانه های دوره قاجار شهر نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
۱۳۶-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
آنچنان که نتایج مطالعات مرتبط با شهرهای ایرانی روشن ساخته است، اقلیم و فرهنگ را میتوان دو عامل اثرگذار کلیدی و در شکل یابی و توسعه استقرارگاه های بشری و فضاهای زیستی به شمار آورد. این تأثیر تا بدان حد است که بسیاری از پژوهشگران، بافت های کهن شهری را به مثابه آیینه ای دانسته اند که فرهنگ ساکنانشان را منعکس می سازند. در شهر نطنز، خانه های سنّتی متعددی وجود دارد که متعلق به دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی هستند. این خانه ها که عناصر کارکردی متمایزی نسبت به دیگر بناهای مسکونی دارند، با ساختار پیچیده و متفاوت خود، به این شهر هویتی فرهنگی بخشیده اند؛ بدین سبب است که مطالعه ساختار فضایی و الگوی کالبدی این خانه ها موضوع پژوهشی مستقل شدند. پژوهشی که نتایج آن در نوشتار حاضر ارائه میشود، در پی آن است تا ضمن معرفی خانه های تاریخی شهر نطنز به این پرسش پاسخ گوید که عناصر و ویژگی های کالبدی فضایی خانه های تاریخی این شهر چیستند؟ هدف آن است که اصول و ارزش های فرهنگی حاکم بر معماری «خانه» در بافت کهن این شهر معلوم و چرایی و چگونگی ساختار این بناها مطالعه شود. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی های میدانی مستندنگاری صورت گرفته است. در دستیابی به این هدف، ده خانه شاخص تاریخی در محله های قصبه و افوشته متعلق به دوره قاجار به لحاظ عناصر کالبدی بررسی شدند. در نتیجه این پژوهش روشن شد که معماران و شهرسازان نطنز در عهد قاجار توانسته اند هماهنگی منطقی چشمگیری در ترکیب فضایی خانه های و نوع اقلیم منطقه به وجود آورند. به طور کلی، جهت گیری متفاوت بناها و تفاوت در ساختار کالبدی معماری خانه ها بر محور حیاط به عنوان نقش هماهنگ کننده و ارتباط دهنده میان سایر عناصر بنا به عنوان الگوی قابل تأمل در شهر نطنز است.
نقش ساختار بازارچه های سنتی بازار تبریز در ماندگاریِ ذهنی فضا و عمقِ دسترسی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
۲۶۰-۲۴۵
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله درباره بررسی و تحلیل پیکره بندی و ساختار هندسی فضاها در بازارچه های تجاری به منظور بهینه سازی و افزایش کیفیت فضایی بازارچه های تجاری است. رویکرد نظری پژوهش مبتنی بر نظریه نحوِ فضاست که در آن به بررسی متغیرهایی چون ساختار هندسی بازارها اعم از طول و عرض متوسط مغازه ها و مسیرهای حرکتی، تعداد و انواع محورهای حرکتی و تعداد گره ها در این بازارها پرداخته می شود. در راستای دستیابی به این هدف، شناخت عوامل و مؤلفه های مؤثر بر میزان آنتروپی، خوشه بندی، عمقِ فضا، الگوی دسترسی کاربران و الگوهای ساختاری بازارچه ها و تحلیل تطبیقی این الگوها متناسب با نیازها و الزامات تجاری امروزی مورد مطالعه قرار گرفته است. روش به کاررفته در این پژوهش، روش همبستگی با روش تحلیل محتوا و تحلیل نرم افزاری است. به این ترتیب که در بخش کمّی کردن ویژگی های کیفی فضا و تحلیل آن از داده های حاصل از نمودار ها، گراف توجیهی و نرم افزار دپث مپ برای هفت نمونه از بازارچه های موجود در بازار تبریز به عنوان نمونه های موردی استفاده شده است. در نهایت یافته های به دست آمده به وسیله روش کیفی استدلال منطقی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. برای گرد آوری اطلاعات نیز از روش های کتابخانه ای، مشاهده، برداشت، ترسیم و شبیه سازی نرم افزاری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد بهینه ترین الگو برای یک مرکز تجاری خطی زمانی است که الگوی ساختاری پلان تک محوره باشد و هیچ گره یا تقاطعی در طول این محور وجود نداشته باشد. نسبت متوسط عرض مسیر حرکتی بر طول بازار نزدیک به ۱/۰ باشد و عمق مغازه های دورچین شده بیشتر از ۵/۲ برابر عرض متوسط مسیر نباشد. همچنین توجه به این مهم که مراکز تجاری دارای یک ورودی تعریف شده و خوانا و یک خروجی روی تک محور خود باشند، بسیار حائز اهمیت است و کیفیت فضایی را افزایش می دهد.
بازشناسی تئوری های امنیت شهری در فضاهای عمومی از نگاه نظریه پردازان
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که احساس امنیت در فضاهای شهری یکی از مهم ترین شاخص های کیفیت زندگی محسوب می شود و به رغم آن که مسئله امنیت در هر جامعه ای، یک مسئله پیچیده و دارای ابعاد متنوع و متعدد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است، در تامین این نیاز نباید از نقش و تاثیر عوامل محیطی غافل شد. مطالعات و دیدگاه های مختلف نشان می دهند که کاهش و کنترل جرائم شهری نسبت معناداری با مشارکت، نظارت، مالکیت و استفاده دائم کاربران از فضا دارد؛ توجه به ریزه کاری های فضایی و روابط اجتماعی به جای سیاست های سخت پلیسی می تواند کارگشا باشد. از مهم ترین نگرش های جدید در این زمینه می توان به دیدگاه پنجره شکسته، سفر مجرمانه، کانون های جرم خیز، الگوی جرم، فضای مقاوم در برابر جرم، پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطیCPTED، فعالیت روزمره و انتخاب منطقی اشاره نمود که عموما از دهه 1970 به بعد مطرح شده اند. در این پژوهش به شیوه مطالعه اسنادی، این نظریات مورد بررسی قرار گرفته و به واسطه نگاه مقایسه ای مورد نقد قرار گرفه اند. سپس این نظریات و مفاهیم کلیدی مستتر در آن ها در قالب یک جدول مورد جمع بندی قرار گرفته است که مطالعه بیشتر بر روی آن ها گواه این مطلب است که نظریه پردازان این حوزه، برای افزایش امنیت در فضاهای شهری، استفاده از راهکارهای اجتماعی و الگوهای صحیح طراحی را موثرتر از دیگر شیوه های قانونی و کیفری می دانند. همچنین طبق مفاهیم کلیدی استخراج شده از این نظریات، پارامترهای کنترل اجتماعی و خلق فضاهای قابل دفاع، از بیش ترین فراوانی در میان دیگر مفاهیم کلیدی برخوردار بوده اند.
ارزیابی نقش فضای باز مجتمع های مسکونی بر ایجاد حس امنیت ساکنین با تاکید بر رویکرد CPTED (نمونه موردی: مسکن مهر رشت)
حوزههای تخصصی:
امنیت به عنوان یکی از شاخص های مهم کیفیت زندگی شهری و به عنوان عاملی روانی موثر بر کشش و جذابیت فضای عمومی مورد توجه می باشد. مسکن به عنوان یک عنصر تعیین کننده در سازمان اجتماعی، در شکل گیری هویت فردی، امنیت، روابط اجتماعی و اهداف جمعی افراد نقش مؤثّری دارد. با توجه به تحولات اقتصادی و فرهنگی - اجتماعی معاصر و هم چنین افزایش سرعت شهرنشینی، ایجاد مسکن در قالب مجتمع های مسکونی در راستای پاسخ گویی به نیاز طبقات مختلف مردم از مهم ترین چالش های کشورهای کمتر توسعه یافته از جمله ایران است. در همین راستا و به دلیل کمبود مسکن و گرانی آن جهت تامین مسکن اقشار آسیب پذیر مجتمع هایی در قالب مسکن مهر شکل گرفتند. نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی و توجه به جنبه های اقتصادی در مسکن مهر موجب شکل گیری توده های از ساختمان های بی روح و عاری از سرزندگی شده است. یکی از اهداف این تحقیق بررسی مولفه های ادراکی و کالبدی موثر بر امنیت ساکنین در فضاهای باز مجتمع های مسکونی با تاکید بر رویکرد CPTED می باشد. این پژوهش از نوع تحقیق کمی و به روش توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و پرسشنامه صورت گرفته و تحلیل ها به کمک نرم افزار SPSS انجام شده است. مولفه های موثر بر ایجاد امنیت به 2 عامل کالبدی و روانشناختی- ادراکی دسته بندی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که به طور میانگین ساکنان از امنیت مجموعه مسکن مهر رشت با توجه به مولفه های ادراکی- روانشناختی رضایت متوسط و از مولفه های کالبدی (روشنایی شبانه-رویت پذیری-کنترل ورودی ها-تفکیک مسیرها-کیفیت بصری-خدمات رسانی و...) رضایت کمی داشته اند. در نتیجه میان شاخص های فضای باز و امنیت رابطه مستقیمی وجود دارد. بنابراین، نیاز به بازنگری و توجه ویژه به امنیت فضای باز مجتمع های مسکونی امروزی به عنوان حیاط مشترک و جمعی، در راستای افزایش کیفیت زندگی و ایجاد حس سرزندگی ضروری می باشد. در همین راستا پیشنهاداتی جهت ارتقا امنیت مجموعه نیز طی جدولی ارائه شده است.
تحلیل محتوای متن شهر مبتنی بر کاربست اصطلاحات عامیانه زبان در ارزش گذاری محله و مسکن: مورد پژوهی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان و اصطلاحات عامیانه از قدیمی ترین عناصر متن شهر هستند. هدف از این پژوهش، استفاده از مفاهیم زبانشناسی و اصطلاحات عامیانه زبان در تحلیل محتوای متن شهر می باشد. روش مورداستفاده در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی است. به منظور جمع آوری اطلاعات، 37 مشاور املاک از مناطق 22 گانه تهران به روش نمونه گیری در دسترس برای مصاحبه انتخاب شدند. از آنان خواسته شد تا اصطلاحات عامیانه زبان که در مقوله معاملات مسکن و معرفی محلات کاربرد فراوان دارند را بیان کنند. همچنین با مراجعه به آگهی های مسکن در سایت های اینترنتی دیوار و شیپور و نیز صفحات مشاوران املاک در اپلیکیشن اینستاگرام، اصطلاحات مشابه، استخراج شدند. در ادامه، فرآیند کدگذاری و مقوله بندی این اصطلاحات انجام شد، به این صورت که همه اصطلاحاتی که دارای درون مایه معنایی مشترک بودند در یک مقوله قرار گرفتند. بر این اساس، 8 مقوله تأثیرگذار بر ارزش گذاری مسکن و محله مبتنی بر اصطلاحات عامیانه زبان به دست آمد که به ترتیب درصد تکرار عبارت اند از: 1- ویژگی های جغرافیایی زمین ساختمان در محله و شهر؛ 2- ویژگی های حقوقی؛ 3- امکانات رفاهی ساختمان؛ 4- ویژگی های طبیعی، اقلیمی و شرایط محیطی ساختمان؛ 5- ویژگی های مصالح و عمر بنا؛ 6- ویژگی های عامیانه؛ 7- امکانات خدماتی ساختمان؛ و 8- ویژگی های مهندسی ساختمان. ازنظر ارزش گذاری مسکن و محله در متن شهر، 5 مقوله تحریف شده، نادرست یا بیش از ارزش ذاتی هستند و فقط 3 مقوله دارای ارزش گذاری هم تراز ارزش ذاتی می باشند.
ردگیری بلادرنگ ویدئویی اشیا با استفاده از الگوریتم Kernel Base Object Tracking اصلاح شده با قابلیت شناسایی دقیق تر در محصولات امنیتی و نظارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینه های کاربرد بینایی ماشین، ردیابی شیء متحرک می باشد. ردیابی شیء متحرک به صورت بلادرنگ فرآیندی است که طی آن موقعیت یک شیء متحرک در هر لحظه از زمان تعیین می شود. بدین منظور در این مقاله با یک رویکرد عملی که منجر به تولید محصول و با استفاده از کتابخانه OpenCV در محیط برنامه نویسی Visual C++ می شود، تلاش شده است تا یک شیء را در فریم های متوالی و با استفاده از یک دوربین Pan Tilt Zoom که دوربینی با یک پلتفرم دو درجه آزادی است، به صورت بلادرنگ ردگیری شود. لذا با توجه به این که هدف از این تحقیق پیاده سازی فرمول های ریاضی و مطالب ارائه شده به کدهایی است که به راحتی قابل استفاده در محصولات نظارتی و امنیتی باشند به بررسی یک الگوریتم مبتنی بر هیستوگرام به نام Kernel Base Object Tracking پرداخته و عملکرد آن با الگوریتم پرکاربرد Normalized Cross Correlation که مبتنی بر ضریب همبستگی آماری می باشد، مقایسه شده است. و مشخص گردید که عملکرد الگوریتم Kernel Baseبرای نشان دادن شیء مورد تعقیب با محیط پس زمینه کاملاً متمایز بسیار بهتر از الگوریتم Normalized شده می باشد.
الزامات و راهکارهای طراحی معماری برای کاهش خطرات جانی ساختمان های بلندمرتبه ی مسکونی در سوانح غیرمترقبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ ۱۴۰۰ شماره ۱۵
1 - 14
حوزههای تخصصی:
رشد روزافزون جمعیت و افزایش قیمت زمین در شهرهای بزرگ سبب افزایش تعداد ساختمان های بلندمرتبه ی مسکونی در سالهای اخیر شده است. این ساختمان ها به علت عواملی نظیر تعداد زیاد جمعیت ساکن ، احتمال خواب بودن افراد، ارتفاع زیاد و غیره از چالشهای فراوانی برای تخلیه ی جمعیت در شرایط اضطراری و حریق برخوردارند. در پژوهش حاضر ابتدا الزامات تخلیه ی ساختمان از منظر طراحتی معماری در آیینامه های حریق در شش کشور آمریکا، ژاپن، فرانسه، ایران، انگلستان و استرالیا و چالشهای مربوطه مورد بررسی قرار گرفته است. سپس مؤلفه های معماری خروج اضطراری شناسایی و مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین بررسی شش تیپ از واحدهای مسکونی شهرک اکباتان تهران مشخص نمود احتمال مسدود شدن مسیر فرار واحدهای مستونی بسیار زیاد است. با توجه به پیشرفتهای فناوری برای نجات افراد در سالهای اخیر و با در نظر گرفت ای اصل که هدف ایمنی، نجات جان همه ی افراد است، طراحی و اجرای بالکن های محصور در تمامی واحدها و با گنجایش افراد ساکن در آن واحد، یک نیاز اساسی و ضرورت طراحی در ساختمانهای بلندمرتبه ی مسکونی است.
واکاوی موانع سیاست گذاری گردشگری در محیط های شهری استان گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
محیط های شهری گیلان با جاذبه های متنوع طبیعی، تاریخی و فرهنگی، استعداد فوق العاده ای برای توسعه صنعت گردشگری دارد، اما علی رغم سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های گردشگری، در این عرصه نتوانسته توسعه یابد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر واکاوی موانع سیاست گذاری گردشگری در محیط های شهری گیلان است. روش تحقیق به صورت کیفی و کمی، و با استفاده تئوری زمینه ای و مدل FARAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شد. جامعه آماری نیز متخصصان در حوزه مطالعات شهری و گردشگری است، که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. طبق مدل تئوری زمینه ای، موانعی از جمله: عدم بهره گیری از نیرو های متخصص، بازاریابی نامناسب، تقلید از الگو های ناسازگار با محیط های شهری، مشکلات زنجیره ارائه خدمات گردشگری، مشکلات نظام اداری و خط مشی، عدم مدیریت یکپارچه گردشگری در بین سازمان های مرتبط، عدم مطلوبیت زیرساخت ها و زیربناهای فیزیکی، عدم بهره گیری از نیرو های متخصص را استخراج شد، که با استفاده از مدل آراس فازی، به ترتیب موانع عدم مدیریت یکپارچه گردشگری در بین سازمان های مرتبط با مقدار وزن 490/0، مشکلات نظام اداری و خط مشی با مقدار وزن 488/0، تقلید از الگو های ناسازگار با محیط های شهری با مقدار وزن 477/0، مشکلات زنجیره ارائه خدمات گردشگری و عدم مطلوبیت زیرساخت ها و زیربناهای فیزیکی با مقدار وزن 467/0، بازاریابی نامناسب با مقدار وزن 463/0، عدم بهره گیری از نیرو های متخصص با مقدار وزن 458/0، بیشترین و کمترین میزان اهمیت را به خود اختصاص داده اند.
تبیین رابطه عوامل کالبدی و کیفیت مفهوم قلمرو ثانویه با میزان امنیت اجتماعی ساکنین در محیط های مسکونی در پیشگیری از جرم بر پایه رویکرد CPTED؛ مطالعه موردی: مجتمع مسکونی چهارصددستگاه شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷۶
۵۶-۴۵
حوزههای تخصصی:
انسان ها نیازهایی دارند. امنیت یکی از نیازهای مهم بشر است که نقش مهمی در سعادت و سلامت روحی او و جامعه دارد و مسکن جزو نیازهای اساسی انسان، بعد از خوراک و پوشاک است. چنان که در طبقه بندی نیازهای مازلو، امنیت در درجه دوم اهمیت و پس از نیازهای فیزیولوژیک قرار گرفته است؛ اما این نیاز به دلیل رشد فزاینده تقاضای مسکن در اثر افزایش جمعیت و شهرنشینی دهه های معاصر در ایران که باعث شده است حجم ساخت وساز مسکن به بیشینه خودش برسد و همچنین نگاه یک سویه به آن ها، تبدیل به مشکلی جدی گردیده است؛ زیرا با این اوصاف، الگوی تولید مسکن تغییر یافته و این امر سبب کاهش کیفیت مسکن شده است. بنابراین، از امنیت آن ها کاسته شده است و ظرفیت جرم خیزی در فضاهای مسکونی و ترس از وقوع جرم در ساکنین این مناطق افزایش یافته است. توجه نکردن برنامه ریزان و طراحان مجتمع های مسکونی به معیارهای کالبدی محیطی در جهت نیازهای انسانی می تواند مشکلات اساسی برای ساکنین به دنبال داشته باشد. در واقع، یکی از این مشکلات، وجودنداشتن امنیت اجتماعی در مجتمع های امروزی است. در طراحی محیطی، رویکرد CPTED یکی از کارآمدترین رویکردها در بحث ارتقای امنیت اجتماعی و پیشگیری از جرایم است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی هم بستگی میان چند متغیر امنیت اجتماعی و استفاده از نرم افزار spss انجام شده است. جامعه آماری ساکنین مجتمع مسکونی چهارصددستگاه قزوین است. حجم نمونه با فرمول کوکران محاسبه شده است و از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شده است. سنجش و بررسی پایایی پرسش نامه نیز از طریق آزمون آلفای کرونباخ انجام شده است و عدد به دست آمده 8/0 است. در نهایت، بر اساس آزمون فریدمن، به رتبه بندی هریک از شاخص های مطرح شده پرداخته شد که مشخص گردید شاخص کیفیت عملکردی، اولویت اول دارد و پس از آن، به ترتیب هریک از شاخص های نظارت طبیعی، کیفیت کالبدی، تقویت حریم، خوانایی و قلمروگرایی در ارتقای امنیت اجتماعی در مجتمع های مسکونی تأثیرگذارند.
طراحی پیاده راه با رویکرد ارتقای تعاملات اجتماعی (نمونه موردی خیابان منصور آباد شیراز)
منبع:
معماری شناسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۰
205-218
حوزههای تخصصی:
تعاملات اجتماعی از ملزومات انسان ها برای گذراندن زندگی روزمره می باشد. هرچه جامعه مدرن تر می شود، نیاز به ارتباطات جمعی در فضا های باز بیشتر احساس می شود.رفع این خواسته بشر، یکی از مسائل تاثیرگذار بر جامعه است. پیاده راه های شهری یکی از مهم ترین بخش های ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین مردم می باشد. این تحقیق با هدف ارتباط و ارتقای تعاملات اجتماعی در خیابان منصور آباد شیراز صورت گرفته است. تحقیق از نوع کمی -کیفی می باشد و از طریق پرسش نامه محقق ساخت و همچنین با بررسی آلفای کرونباخ و بر اساس جدول مورگان، باتوجه به تعداد جامعه آماری960 نفر ، 292 نفر برای نمونه به روش تصادفی انتخاب شده اند و در نهایت تعداد 60 پرسشنامه تکمیل و برگردانده شد که جهت تجزیه وتحلیل مورد ارزیابی قرارگرفت. ابزار فیش برداری به صورت نقل قول مستقیم و غیرمستقیم و تخلیص و ترجمه صورت می گیرد و در بخش میدانی ابزار های پرسشنامه، جداول ارزیابی و امکان سنجی مورد استفاده قرارگرفته است. نتیجه این تحقیق شامل: ارائه راهکار ها یی در جهت طراحی این پیاده راه در راستای افزایش تعاملات اجتماعی مطلوب و مثبت میباشد و در نهایت می توان براساس اصلیترین معیار های طراحی پیاده راه با استفاده از الگو های طراحی منظر که شامل معیار های اجتماعی-اقتصادی معیار کالبدی-فضایی، معیار ترافیک و دسترسی، معیار عملکردی، معیار هویت و حس مکان، معیار دید و منظر و ارتباط با طبیعت می باشد؛ طراحی در خیابان را بر اساس آن انجام داد. در آخر یک نمونه از طراحی در این خیابان قرار گرفته است.
بررسی تأثیر عوامل روان شناختی رنگ و نور بر ادراک آسایش حرارتی - مطالعه موردی: ساختمان های تجاری منطقه 2 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های ارزیابی آسایش حرارتی برای تعیین شرایط حرارتی قابل قبول محیط همچون محدوده دما، رطوبت و جریان هوا بکار می روند. میزان سوخت وساز بدن و پوشش افراد، عوامل مختلف محیطی همچون دما و رطوبت و عوامل روان شناختی بر ارزیابی آسایش حرارتی تأثیر می گذارند. اغلب، دشواری اندازه گیری عوامل روان شناختی باعث نادیده گرفتن آن ها می شود. بر اساس نظریه هایی همچون نظریه رنگ- حرارت این عوامل بر ادراک آسایش حرارتی اثر محسوس می گذارند. نظریه رنگ- حرارت تأثیر نور و رنگ های گرم و سرد بر ادراک ذهنی از دما را مشخص می کند. در این تحقیق تأثیر این عوامل بر ادراک افراد از دما، رطوبت و جریان هوا بررسی شده است. در این راستا از مدل نظرسنجی احساس حقیقی و از پرسشنامه استفاده شده است. 65 فروشنده از واحدهای تجاری منطقه 2 تهران به سؤالات پرسشنامه ها پاسخ داده اند. برای کنترل عوامل مؤثر دیگر و اعتبارسنجی تحقیق، از آزمون کرونباخ آلفا استفاده شده است. نتایج نشان داده اند که در فصل زمستان، میزان رضایت از وضعیت حرارتی، رطوبتی و جریان هوای داخلی در فضا های گرم بیشتر است. همچنین در فصل تابستان در فضا های سرد، ادراک آسایش حرارتی مخصوصاً از لحاظ رطوبتی و جریان هوا بهتر است. ضمناً احساس ناراحتی از شرایط حرارتی بیشتر در سر، گردن و قفسه سینه بوده است. بنابراین فضا های گرم از لحاظ نور و رنگ برای زمستان و فضا های سرد برای تابستان مناسب هستند.