فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه نویافته های باستان شناسی اهمیت فراوانی در روشن شدن زوایای مبهم یک فرهنگ یا تأثیر و تأثرات آن دارد. از جمله یافته های با اهمیت کاوش های باستان شناسی شهر سیمره، کشف مسجد این شهر و تزئینات گچبری آن با مضامین متنوع گیاهی ست. باتوجه به پیشینه ساسانی شهر سیمره و تأثیر مستقیم هنر گچبری دوره ساسانی بر تزئینات گچبری مسجد سیمره، اهداف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و گونه شناسی نقوش گیاهی گچبری های مسجد شهر سیمره و پی بردن به معانی اساطیری و مقدس آنهاست. بر این اساس سؤالات اصلی پژوهش عبارتند از 1 نقوش گیاهی با پیشینه اساطیری به کار رفته در تزئینات گچبری مسجد سیمره کدام اند؟ 2 به کاربردن این نقوش در تزیینات گچبری مسجد و فضای دینی و اسلامی آن چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که نقوش گیاهی مقدس گچبری های مسجد سیمره عبارتند از انار، تاک، کنگر، نخل، نیلوفر، درخت کاج و میوه بلوط. در میان فرهنگ ملل مختلفِ پیش از اسلام، انار، تاک، نخل و کاج، نماد باروری، فناناپذیری و برکت و به همین صورت نیلوفر، میوه بلوط و کنگر نمادهای حیات، امنیت و باروری، پیروزی و توفق بر مشکلات است. علاوه بر این با توجه به استقرار دولت ساسانی در منطقه سیمره نقوش گچبری های بکاررفته در مسجد سیمره، برگرفته از نقوش گچبری های ساسانی البته، با پرهیز از نگاه اساطیری و نمادین پیش از اسلام اند. بنابراین نقوش گیاهی تزئینات گچبری های مسجد سیمره به لحاظ شکل و فرم برگرفته از هنر گچبری دوره ساسانی؛ اما به لحاظ مفهومی و محتوایی براساس آموزه های اسلامی خالی از مضامین اساطیری دوره ساسانی اند. به منظور دستیابی به نتایج فوق از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از بررسی های میدانی و مطالعه منابع مکتوب انجام شده است.
بررسی مضامین و نمادها در تزیینات کاشی کاری حمام های قاجار (نمونه موردی: سربینه مردانه حمام چهارفصل اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمام چهارفصل اراک یکی از زیباترین آثار تزیینات کاشی کاری ایران در دوره قاجار است. این حمام به واسطه تنوع نقوش، به ویژه در کاشی کاری های سربینه 1، به لحاظ طرح و مضامین نگاره ها اثری منحصربه فرد به شمار می رود. طرح ها و نگاره های این حمام می تواند تصویری گویا از خصوصیات هنرهای تزیینی دوران قاجار و باورها و فرهنگ آن زمان ارائه دهد. بدین ترتیب می توان با بررسی این نقوش، پشتوانه های فرهنگی آن ها را تبیین نمود. نمونه مورد بررسی از جمله بناهای باارزشی است که کمتر مورد نظر پژوهشگران واقع شده و علاوه بر معناشناسی نگاره های قاجاری، معرفی این بنا از اهداف پژوهش حاضر است. نگرش کلی حاکم بر پژوهش حاضر از نوع تفسیری بوده و راهبرد آن موردپژوهی است، روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات آن کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است. مورد پژوهش به طور خاص تزیینات سربینه مردانه حمام چهارفصل اراک و نقوش به کاررفته از آن شامل نقوش هندسی، گیاهی، جانوری و انسانی می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد نقوش و تزیینات به کاررفته دارای چهار سطح معنی شامل تصویرسازی تقلیدی (از مناظر و کارت پستال های غربی)، مضامین سیاسی، مفاهیم اساطیری و معانی مذهبی می شود.
بررسی فرم ظروف مفرغی و سفالین هزاره اول ق.م محفوظ در مجموعه سماوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی تلاش های جواد سماوی (1333-1394 ش.) مجموعه ای از ظروف و آثار پیش از تاریخ و دوره اسلامی گردآوری شده است که دارای تنوع شیشه، نقره، برنز، سنگ، سفال و مفرغ می باشند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و طبقه بندی ظروف کاربردی سفالین و مفرغی هزاره اول ق.م موجود در این مجموعه و پاسخ به این سوال است که ظروف مفرغی و سفالی موجود در مجموعه سماوی، از لحاظ فرم و کاربرد چه ویژگی هایی دارند؟ روش تحقیق در این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی- تطبیقی است. به منظور پاسخ به سوال تحقیق، پس از بازدید از مجموعه خصوصی سماوی، ظروف کاربردی مفرغی و سفالی موجود در این مجموعه، به طور وضعی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. روش گرد آوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی است. تجزیه و تحلیل اطلاعات، با ترکیبی از روش های کیفی و کمّی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد ظروف کاربردی و مفرغین هزاره اول ق.م این مجموعه به تعداد 144 ظرف و دارای 77 فرم متفاوت هستند. ظروف سفالین هزاره اول ق.م این مجموعه نیز به تعداد 324 ظرف و دارای 130 فرم متفاوت می باشند. 11 فرم ظروف مفرغین مورد بررسی، شامل بشقاب بزرگ صفحه ای ستاره شکل، پارچ کوچک دسته دار، کاسه منقوش سوزنی شکل، جام پایه دار، دیزی کوچک، سرقلیان، دیگ با لوله شیاردار و دسته و پایه، قوری لوله دار، فنجان منقاری شکل، هاونگ و دسته هاونگ هستند. هم چنین، 15 فرم ظروف سفالی مورد بررسی، مشتمل بر کوزه آبخوری دسته دار، ظرف سفالی لوله دار، ظرف پایه دار، لیوان، کاسه پایه دار، ظرف سوراخ دار، سبو، تنگ کوچک دسته دار، تنگ دسته دار، عطردان گردن بلند، ظرف سفالی، ظرف سفالی لوله دار و کاسه با طرح بادامی شکل است.
مطالعه ویژگی ها و ثبات رنگی نخ پشمی رنگرزی شده با برخی از مواد رنگزای زرد طبیعی
منبع:
رج شمار دوره اول بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
51 - 63
حوزههای تخصصی:
مواد رنگزای طبیعی فراوانی مانند اسپرک، برگ مو، جاشیر، زرد چوبه، زعفران، سماق، پوست پیاز، اکالیپتوس، گلرنگ، گل بابونه، گل جعفری و بسیاری دیگر از گل های موجود در طبیعت وجود دارند که میتوان برای کسب رنگ زرد با درجات مختلف استفاده نمود. در این تحقیق از 10 رنگینه زرد طبیعی رایج در رنگرزی سنتی برای رنگرزی کلاف نخ پشمی استفاده شد. ابتدا، کلاف های نخ پشمی با سه غلظت مختلف از دندانه کلرید قلع (1، 2 و 3 درصد وزنی) به روش پیش دندانه عمل شد و بعد از آن با درصد های مختلف از ماده رنگزا (10%، 30% و 60%) در حضور اسید استیک رنگرزی شدند. طیف های انعکاسی نمونه های رنگرزی شده مورد بررسی و قدرت رنگی آنها محاسبه گردید. با توجه به قدرت رنگی نمونه های رنگرزی شده می توان بیان نمود که ماده رنگزای پوست پیاز و سماق به ترتیب دارای بیشترین و کمترین قدرت رنگی می باشند. نمونه کلاف نخ رنگرزی شده با ماده رنگزای زردچوبه نسبت به سایر نمونه ها دارای ثبات نوری کمتری می باشد.
نگاه زنانه در پیوند با عناصر تصویری در "طوطی با ظرف میوه و تک چهره زن"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاشی قاجار در آستانه عبور از سنت های پیشین، نقاشی ایران را تحت تأثیر فرهنگ تصویری تازه ای قرار می دهد. بانفوذ فرهنگ و هنر غرب به مثابه فرهنگ دیگری، موضوعات نقاشی تغییر پیداکرده و تک چهره و تک پیکره اهمیتی ویژه می یابند. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل تک چهره ای از یک زن قاجار و نگاه زنانه به عنوان بخشی از عملکرد بدن با استفاده از نشانه شناسی فرهنگی است. تصویری که چند ژانر نقاشی را در خود جای داده است و از این منظر اثری ویژه محسوب می شود. ازاین رو نمونه مطالعاتی، اثری با عنوان " طوطی با ظرف میوه و تک چهره زن" متعلق به نقاشی دوره نخست قاجار است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی تحلیلی است و بر مبنای تغییرات اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته در این دوره؛ مسئله، نحوه حضور بدن و نگاه زنانه در این اثر چند تصویری است. به این صورت که چه نسبتی میان عناصر تصویری این اثر و درواقع میان بدن و فرآیند نگاه زن جوان با دیگر عناصر تصویر وجود دارد و به چه میزان کنش نگاه زنانه در این اثر در پیوند با دیگر نشانه های تصویری برآمده از فرهنگ دیگری تعریف می شود و متمایز از نگاه قدرت نمای مردانه به تصویر کشیده شده است. نتیجه تحلیل حاکی از این است که تک چهره زن جوان در این اثر با تصاویر زن در آثار دیگر این دوره مفهوم متفاوتی را در برمی گیرد. پیوند میان عناصر درون تصویر با بدن زن، نشان گر نگاه مقتدر زن درباری در کشاکش این دوران و تحولات برخاسته از فرهنگ دیگری است و او در آستانه ورود به چنین معنایی، به تصویر کشیده می شود.
بررسی انتساب زمانی، مکانی و هویت هنرمند یک هلالی ستون دار مزین به کاشی هفت رنگ
حوزههای تخصصی:
کاشی های هفت رنگ قاجاری نمود بارزی از هویت تصویری هنر این دوره را به نمایش می گذارد که از نظر سبک و سیاق هنری تفاوت های عمده ای با دوران قبل از خود دارد. کاشی نگاران شیرازی در این دوره مطابق با فرهنگ عامیانه، کاشی هایی با ویژگی های خاص تولید کردند و مکتب کاشی نگاری شیراز را بنا نهادند . این مقاله به بررسی یک هلالی ستون دار مزین به کاشی نگاره کتیبه دار در حراجی بونامز لندن می پردازد و می کوشد با توجه به اسناد موجود و نیز مقایسه و تطبیق ویژگی های مشترک این اثر با آثار مشابه هم دوره در کاشی نگاره های شیراز از جمله درمانگاه نمازی، خانه صالحی و خانه عطروش مسئله انتساب زمانی، مکانی و هویت کاشی نگار آن را روشن سازد . تحقیق حاضر به روش تحقیق تحلیلی و تطبیقی با گردآوری اطلاعات بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام یافته است . نتایج به دست آمده از یافته های پژوهش حاضر بیانگر این است که اثر مورد بررسی به لحاظ موضوعات، نقش مایه ها، رنگ بندی و شیوه رنگ گذاری ویژگی های معناداری با کاشی نگاره های مکان های مذکور دارد که مبین تعلق آن به مکتب کاشی نگاری شیراز در اواخر دوره قاجار است. همچنین بررسی کتیبه های این اثر و کتیبه های موجود دراین مکان ها روشن می سازد که هنرمند این اثر استاد ابراهیم کاشی نگاری بوده است که در شیراز فعالیت داشته و دوران حیات وی معاصر با میرزا عبدالرزاق؛ مهم ترین کاشی پز مکتب کاشی نگاری شیراز در اواخر دوره قاجار بوده است .
سبک شناسیِ تشعیر در نگارگری مکتب اصفهان
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
61 - 75
حوزههای تخصصی:
تشعیر تزئین حواشی و گاه متن صفحات با قلم ریز و بهره گیری از طلا برای ایجاد نقوش جانوری و گیاهی به صورت موی نگارانه و نازک پردازانه است که در مکتب های سه گانه ی نگارگری دوره ی صفویه رونق فراوانی یافت. هنرمندان مکتب اصفهان به عنوان آخرین گام در نگارگری این دوره، تلاش مضاعفی برای تکمیل و تدقیق هنرهای مختلف از جمله تشعیر داشتند. پرسش این پژوهش سبک شناسی تشعیر مکتب نگارگری اصفهان بود با این هدف که به شناخت بیش تر نگارگری دوره ی صفویه نایل آید. توجه فراوان به تشعیرسازی در این دوره و شناخت بیش تر و تخصصی تر آن ها ضرورت پژوهش را دوچندان کرده است. این پژوهش از نوع بنیادی است که با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و مرجع مطالعاتی آن نیز کتابخانه ای و مشاهده ی نسخه های مصور محفوظ در موزه ه است. جامعه آماری پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند شامل تعداد ده عدد از نسخه های مصور موجود در موزه های معتبر و گزینش نگاره هایی از نسخه های مذکور بود که از مهم ترین تشعیرهای مکتب اصفهان به شمار می رود. نتیجه این که در سبک شناسیِ تشعیر مکتب نگارگری اصفهان، نقوش گیاهی به دقتِ تذهیب ترسیم شده اند. نقوش تخیلی شامل کیلین، سیمرغ و اژدها در کمتر از 50 درصد آثار به کار رفته است. مشابه نقوش جانوری حجم نمایی دقیق تر و استفاده ی فراوان از پرداز برای ایجاد جزئیات بیش تر، از ویژگی های نقوش تخیلی این دوره است. نقش انسان سهمی در تشعیرهای این دوره ندارد و هنرمندان بیش تر به سویه ی تزئینی تشعیر توجه داشته اند. منظره پردازی در مکتب اصفهان همچون گذشته، با کاهش ابرها، افزایش فضای ویژه ی صخره ها، ثبات نقش سنگ و کاهش جوی آب همراه است، اما نسبت به قبل، فرم ابرها تغییر یافته و هسته ی مرکزی حلزونی به توده ی حلزونی های متعدد تبدیل شده است.
تحلیل بازتاب هنر سنتی اسلامی در طراحی پوستر با تأکید بر پوستر سی و چهارمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مفهوم هنر اسلامی با سنت و تفکر سنتی و نگرش دینی و معنوی الهی نسبت به جهان پیوندی ناگسستنی دارد. این مفهوم دارای کارکردهای بسیاری است که جلوه های متنوع آن را در سراسر فرهنگ و تمدن اسلامی چه در آثار گذشته و چه در آثار معاصر می توان دید. مطالعه رابطه هنرهای سنتی با هنرهای نسبتاً جدیدتری مثل طراحی گرافیک همواره از ضروریات پژوهشی پژوهشگران قلمداد شده است. سوال اصلی در این پژوهش، چگونگی ویژگی های تصویری هنر اسلامی در پوسترهای شش سال اخیر، 1391 الی 1396، مسابقات بین المللی قرآن کریم با تأکید بر پوستر سی و چهارمین دوره است. یافتن پرسش اصلی پژوهش، در گروه پاسخ به پرسش هایی از این دست است؛ استفاده از هنرهای سنتی اسلامی چه نقشی در انتقال پیام اصلی اثر دارد؟ بازتاب هنر اسلامی در پوسترهای موردنظر چگونه است؟ ازاین رو در این پژوهش، شناسایی و تحلیل ویژگی های تصویری هنر اسلامی در پوسترهای مذکور، دست مایه اصلی تحقیق قرار گرفته است. این پژوهش به لحاظ ماهیت، پژوهشی بنیادی محسوب می شود. روش توصیفی- تحلیلی و نمونه گیری هدفمند برای این تحقیق انتخاب شد. اطلاعات ضروری نیز با استفاده از روش های ترکیبی مثل مشاهده و کتابخانه ای جمع آوری شد. ابزار اصلی برای تولید داده در این پژوهش، مشاهده و فیش بوده است. بدین ترتیب که پس از مشاهده نمونه ها، متغیرها به روش نشانه شناسی در آثار ارتباط تصویری پیشنهادشده توسط پهلوان (1384و 1387) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. مهم ترین یافته ها و نتایج حاصل عبارت است از: استفاده از عناصر هنر سنتی و ترکیب آن با هنرهای جدیدی چون طراحی گرافیک می تواند برای موضوعات ملی، دینی و فرهنگی انتخابی هوشمندانه باشد چراکه علاوه بر هم سویی با موضوع منتخب، اشاره ای به هنرهای سنتی فراموش شده جامعه دارد و از سویی دیگر، هنرمندان را بر آن می دارد تا با نگاهی عمیق تر نسبت به احیای هنرهای سنتی جامعه خود گام بردارند.
مطالعه تطبیقی مؤلفه های تصویری در پنج نگاره معراج حضرت رسول (ص)
حوزههای تخصصی:
معراج نامه ها روایت های منظوم یا منثورند که به سفر معنوی و روحانی حضرت رسول (ص) و شرح مشاهدات و مراحل سلوک آن حضرت در این سیر الهی می پردازد. همچنان که مصنفان و شاعران ایرانی به نقل و توصیف و شرح این روایت پرداخته اند، نگارگران ایران اسلامی نیز بنابر فرهنگ دینی و اعتقادی خویشتن و جامعه مسلمان ایرانی در دوره های مختلف به تصویرسازی و تجسم بخشی این روایت عظیم دست یازیده و نسخه های متعددی از معراج نامه های مصوَّر و منقوش فراهم آورده اند. هر یک از این نسخه ها با توجّه به ویژگی های فرهنگی زمان نگارگر، اختصاصات بصری منحصربه فرد و متفاوتی را در کنار مشابهت های روایی- تصویری نشان می دهد. این مقاله بر آن است که با مقایسه ویژگی های تصویری پنج نگاره با مضمون معراج که در دوره های مختلف تاریخی مصوَّر گردیده اند،ویژگی های تصویری هر یک از این نسخه های تصویری را مبیَّن سازد و به این واسطه نشان دهد که نمادها و نشانه ها و مؤلفه هایتصویرگریِ مذهبی ایران در زمان های مختلف چه بوده و دست خوش چه تغییراتی شده است. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و توصیفی- تحلیلی به شیوه تطبیقی است و نمونه های موردمطالعه (جامعه آماری) شامل پنج نگاره از پنج معراج نامه مربوط به ادوار مختلف است و مشتمل بر این نسخه ها است: معراج نامه احمد موسیو نگاره معراج از جامع التواریخ رشیدی مربوط به دوره ایلخانان مغول، معراج نامه شاهرخی از عصر تیموریان، نگاره معراج درخمسه طهماسبی مربوط به عهد صفوی و تابلوی معراج، اثر استاد فرشچیان، مرتبط با دهه اخیر.نتایج به دست آمدهمبیّن می سازد که قواعد مشابه و متفاوتی در مؤلفه ای بصری این ادوار وجود دارد.در شیوه تجسّم شمایل مقدس (واقع نمایی یا انتزاع)، کاربرد مضامینِ جانبی، رنگ و ترکیب بندی های افقی کتیبه وار، و عمودی، زاویه دید ودیگر تمهیدات روایت بصری.
بررسی فتوت نامه نویسی در میان طراحان فرش عصر صفوی
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
23 - 38
حوزههای تخصصی:
رواج فتوت و فتوت نامه نویسی در میان اصناف عصر صفوی نشان از وجود آداب و معارفی است که لازمه و مشخصه ی هر شغل در آن دوره بوده است. در میان اصناف دوران صفویه عدم حضور فتوت نامه ای برای حرفه ی طراحی فرش علی رغم اهمیت بالای هنر فرش بافی در میان هنرهای آن دوره مسئله ای است که هرگز به علل و چند و چون آن پرداخته نشده است. سؤالاتی که برای رسیدن به هدف می توان طرح کرد، عبارتند از: «علت خالی بودن جای فتوت نامه ی طراحان فرش در میان دیگر اصناف عصر صفوی چیست؟ طراحان فرش آن دوره متعلق به چه صنفی بوده اند؟ فتوت نامه ی طراحان فرش دارای چه ساختار و ویژه گی هایی بوده است؟ در این جستار با روشی توصیفی- تحلیلی به کمک مطالعه و جمع آوری مطالب اسنادی و کتابخانه ایی در حوزه ی نگارگری، فرش و عرفان اسلامی، فعالیت صنفی طراحان فرش و علل نبودن فتوت نامه ایی برای این شغل در عصر صفوی و همچنین ساختار رسالات این صنف مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های به دست آمده از این پژوهش بیان گر آن است که طراحی فرش در دوران صفوی زیر مجموعه ی فعالیت های حرفه-ای صنف نگارگران و مذهبان بوده است، و بزرگان این صنف رسالات و دیباچه هایی را تصنیف کرده اند که ساختاری همچون فتوت نامه های دیگر اصناف داشته اند. وجه تمایز این رسالات با فتوت نامه های اصناف در ساختار ادبی و نگارشی آن ها بوده است.
تبیین جامعه شناختی نقش نظام آموزش در تغییر الگوهای کنش طراحان قالی
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
83 - 93
حوزههای تخصصی:
شهر تبریز به عنوان یکی از مهم ترین مراکز تولید قالی ایران به شمار می رود. مسئله اصلی پژوهش حاضر وقوع تغییرات گسترده در طرح و نقش قالی تبریز مغایر با بنیان های سنتی و بومی هنر ایران است. با توجه به اینکه طراحان، محور اصلی دنیای تولید قالی تبریز را تشکیل می دهند، هدف از این پژوهش شناخت فرآیندهای جامعه پذیری و تبیین رابطه میان نوع نظام آموزش و کیفیت الگوهای کنش آنان هست. پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای داده های کمی و کیفی حاصل از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی کمی و کیفی با بیست نفر از طراحان مطرح قالی تبریز به انجام رسیده است. نتایج نشان دادند، به علت عدم تکمیل چرخه آموزش طراحان قالی تبریز و سیالیت فرآیندهای جامعه پذیری آنان، میزان دسترسی این افراد به انواع قواعد و قراردادهای لازم برای کنش طراحی قالی نیز متفاوت هست. پیامد این کار، تنوع در کنش های طراحان و انحراف از مبانی سنتی طراحی قالی هست. ازاین رو با توجه به نقش محوری نظام آموزش در جامعه پذیری و استمرار کنش های افراد، ارتباط مستقیمی میان مبانی و اصول نظام های آموزش و شیوه کنش مندی طراحان قالی تبریز وجود دارد. با اصلاح فرآیندهای جامعه پذیری طراحان قالی می توان به ارتقای کیفیت کنش مندی طراحان قالی تبریز مطابق با معیارهای هنر سنتی ایران اقدام نمود. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از قابلیت های روش تحقیق کیفی و به صورت توصیفی و تحلیلی و با رویکردی جامعه شناختی به انجام رسیده است.
بررسی فُرم و نقش در نقاب های فلزی اسب های صفوی و عثمانی و انتساب های صورت گرفته به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از روزگاران کهن، اسب ها در میدان نبرد پابه پای سربازان و فرماندهان حضورداشته و ساخت پوشش های محافظ، ازجمله نقاب صورت، در دوره های مختلف مرسوم بوده است. علاوه بر نبوغ و علاقه هنرمندان به نقش اندازی، رجزخوانی در میدان جنگ، دلیلی بر افزایش تمایل، جهت هنرنمایی در این نمونه آثار بود. در نقاب های فلزی اسب های دوره صفوی نیز می توان نمونه های جالبی از نقوش را ملاحظه کرد که گاه با نقاب های فلزی اسب های عثمانی اشتراکاتی دارد. هدف از این پژوهش، شناسایی وجوه اشتراک و افتراقِ نقاب های اسب این دو سلسله، دستیابی به دلیلِ این شباهت ها و تفاوت ها و انتساب های صورت گرفته به آن هاست. پرسش مطرح شده این است که: وجوه اشتراک و افتراق میان نقاب های فلزی اسب صفوی و عثمانی چیست؟ و تا چه حد انتساب های صورت گرفته به هر یک را می توان صحیح دانست؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. نتایج حاکی از آن است که باوجود عدم وحدت ظاهری در آثار عثمانی، شباهت ها و تفاوت هایی میان این دو وجود دارد؛ اما نمونه هایی از نقاب های فلزی اسب عثمانی وجود دارد که بسیار به نمونه های صفوی – که وحدت صوریِ خود را حفظ کرده اند - شباهت دارد. در بیشتر نمونه های صفوی، فرم ها دارای خطوط نرم و یکدست بوده و زمینه اثر با نقوش پرکار پوشانده شده؛ اما در آثار عثمانی برخی نمونه ها دارای خطوط نرم و برخی شکسته و خشن است. نقوش، در مواردی پرکار بوده و در برخی، اندک و گاه بدون هیچ نقشی است. همچنین با توجه به شباهت بسیار برخی نمونه های عثمانی به آثار صفوی، نمی توان این مسئله را تنها برگرفته از تبادلات فرهنگی و تأثیرپذیری از هنر یکدیگر دانست و این فرضیه مطرح می شود که نمونه نقاب های فلزی اسب عثمانی، احتمالاً متعلق به فرهنگ ایران بوده و یا به دست هنرمندانِ ایرانی مقیم آن سرزمین، ساخته شده است.
تحلیل مضامین نقوش دیواری تکیه عباس آباد کاشان
حوزههای تخصصی:
نقاشی دیواری اماکن مذهبی یکی از شاخصه های هنر عامیانه مردمی است. در این بناها، هنرمند مضامین مذهبی را که بیشتر مربوط به وقایع تاسوعا و عاشورای حسینی هستند، در کنار نقش مایه های تزیینی چون گل و مرغ به طرز دلنوازی به منصه ظهور نشانده است. بخش جدایی ناپذیر از کالبد فیزیکی اغلب شهرها و روستاهای تاریخی ایران، به ویژه از دوران صفویه به بعد، بناهایی موسوم به تکیه و حسینیه است. در این پژوهش که روش کار آن، توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات آن کتابخانه ای و مشاهده میدانی است، نقاشی های دیواری یکی از این بناها به نام تکیه عباس آباد کاشان از اوایل دوران قاجار بررسی و تحلیل شده است. این بنا در حال حاضر در یکی از محلات شهر کاشان به نام محله «پشتِ مشهد » قرار گرفته است. در گذشته، سه دهانه طاق و چشمه آن دارای نقاشی های دیواری بوده که به علت احداث بلوار، یک چشمه و دهانه طاق آن تخریب شده است. بیش از نیمی از تصاویر از بین رفته و قسمتی هم که امروزه باقی مانده، به دلیل وضعیت بد نگهداری، در حال تخریب است و تشخیص چهره به واسطه وجود نام برخی از افراد در کنار چهره هایشان امکان پذیر است. نتایج تحقیق نشان داد که از طریق مشابهت های بصری می توان به مضامین خیر و شر پی برد و نقوش فقط جنبه تزیینی ندارند. عمده مضامینی که در این تکیه به تصویر کشیده شده، عبارت است از: گفت وگوی حضرت ابوالفضل(ع) با حر نامدار، جنگ شاهزاده علی اکبر(ع)، جنگ حضرت قاسم(ع) با پسران ازرق شامی، سلطان قیس. هنرمند نقاش نیز غالبا برای تصویرکردن روایات از لحاظ اهمیت موضوع، معیار خاصی مدنظر داشته به گونه ای که مضامین پر اهمیتتر را در نقاط مرکزی بنا کشیده است.
شمایل سیاوش، تجسم مادی و تصویری اسطوره سیاوش در مواد باستان شناسی شرق ایران بزرگ در دوره ساسانی و سه سده نخستین دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان سیاوش، به عنوان یکی از بزرگ ترین شخصیت های حماسی ایران، از جمله مهم ترین روایت هایی است که در نهضت ادبی گردآوری روایت های حماسی ایران در سده های چهارم و پنجم ه.ق به صورت منظوم و منثور تدوین یافت. بسیاری از پژوهشگران با بررسی ژرف تر و زدودن ظواهر روایی این داستان حماسی و با یاری از داده های تاریخی، اسطوره شناختی و زبان شناختی تلاش کرده اند تا ساخت ابتدایی اسطوره سیاوش را در این روایت حماسی جستجو کنند. توجه و تمرکز این پژوهشگران بیش تر بر منابع نوشتاری تدوین شده در سده های چهارم و پنجم ه.ق و پس از آن بوده است؛ اما در این پژوهش، نگارنده تلاش کرده است با تمرکز بر یافته های باستان شناختی دوره ساسانی و سه سده ابتدایی دوران اسلامی، به بررسی و تحلیل ساختار اسطوره ای این روایت بپردازد. این بازه زمانی از آن جهت انتخاب شده که به آثاری پرداخته شود که پیش از تدوین نوشتاری روایت سیاوش در سده های چهارم و پنجم ه.ق آفریده شده اند. هدف اصلی بحث، تحلیل و راستی آزمایی انتساب آثار باستان شناختی گوناگون در این بازه زمانی به روایت سیاوش و ارتباط آن ها با ساخت ابتدایی اسطوره آن بوده است. در این مقاله با استمداد از مطالعات کتابخانه ای در رابطه با چهار گروه از انواع یافته های باستان شناسی به عنوان آثاری که هرکدام به گونه ای نمایش دهنده شمایل سیاوش هستند، بحث و استدلال شده است. این پژوهش بر مقایسه یافته های باستان شناختی و مدارک نوشتاری استوار است و با استفاده از تحلیل های تاریخی، اسطوره شناسی، زبان شناسی و رهیافت های شمایل نگاری تلاش شده است با نگاهی جامع استنتاج نهایی ارایه شود. در یک نگاه کلی می توان شمایل های سیاوش در دوره ساسانی و سه سده نخستین دوران اسلامی را به دو ساخت اسطوره ای نهفته در روایت آن، یعنی «اسطوره ایزد شهیدشونده» و «ساختار آیینی و توتمیک اسب بودن سیاوش»، مرتبط دانست و نکته دیگر آن که همه آثار در شرق ایران بزرگ آفریده شده اند.
مطالعه شیوه ساخت و اجرای تزیینات برجسته و زراندود در سفال مینایی دوران میانی اسلامی در ایران
حوزههای تخصصی:
سفال مینایی به گروهی از سرامیک، با نقاشی رولعابی و تزیینات پیکره ای، هندسی و گیاهی اشاره دارد که در بسیاری موارد به کتیبه های نسخ متمایل به رقاع و کوفی مزین بوده و گاهی با تزیینات برجسته کاری و طلایی آراسته شده است. با استناد به سفال های مینایی کتیبه دار، سفال مینایی در دوره بسیار کوتاهی (در حدود شصت سال) در ایران رواج داشته و سپس از بین رفته است. با توجه به اهمیتی که شناخت تکنولوژی های فراموش شده در هویت بخشی به فرهنگ و تمدن یک سرزمین دارد، مطالعه در شیوه ساخت و تزیینات این گونه هنرهای فرامو ش شده، به گونه ای حفاظت از آن به عنوان اثری ناملموس محسوب می شود. در این پژوهش، شناخت فناوری برخی تزیینات روی سفال مینایی از جمله برجسته کاری و زراندود، مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش مبتنی بر شیوه تجربی تحلیلی است که با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای و مطالعات دستگاهی، روی سفال های مینایی انجام شده است. با کمک مطالعات دستگاهی و آزمایشگاهی، گستره دانش فناوری مربوط به تزیینات سفال مینایی، از لحاظ ساختار شیمیایی و میکروسکوپی مورد توجه قرار گرفته است. مطالعات تکمیلی، بررسی سند مکتوب عرایس الجواهر و نفایس الاطایب نوشته ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طاهر را شامل می شود. نتیجه نهایی نیز از مقایسه داده های تکنولوژی و مستندات ابوالقاسم به دست آمده است. نتایج نشان می دهد که به منظور برجسته کردن سطح در سفال مینایی، از دوغاب تشکیل شده از گل بدنه که میزان اکسید سرب بیشتری نسبت به ترکیبات بدنه دارد، استفاده شده است. بخش برجسته روی لعاب زمینه اجرا شده و سپس روی آن مجددا لعاب زده شده است. نتایج همچنین هم سویی داده ها را با متن رساله وی تأیید می کند و نشان می دهد که در شیوه زراندود، از طلای به صورت ورق استفاده شده که با کمک یک چسب آلی چسبانیده شده است. در مرحله نهایی، ورق طلا طی یک عملیات حرارتی، روی سطح تثبیت شده است. بر اساس یافته های مزبور در بخش انتهایی پژوهش، به صورت تجربی، ورق طلا روی سطح لعاب چسبانیده و با کمک حرارت روی لعاب تثبیت شد.
پژوهشی تطبیقی بر نمادهای ایران باستانی و تاثیر آن در قالی های پس از اسلام (مطالعه موردی: سیمرغ، جدال شیر و گاو و نماد فروهر)
منبع:
رج شمار دوره اول پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
127 - 137
حوزههای تخصصی:
طراحان قالی های در هر زمان، تحت تأثیر دین و آیین و فرهنگ بومی به استفاده از نقوش نمادین در قالی هامی پردازند. در دوره اسلامی نیز قالی های ایرانی، تحت تأثیر فرهنگ و مذهب زمان خویش قرارگرفته و از نمادگرایی اسلامی بهره مند شده اند. این نمادها بسیار متنوع بوده، اما آنچه مطرح است آن نمادهایی است که ریشه در ایران پیش از اسلام داشته، اما در قالی های ایرانی-اسلامی بار دیگر تجلی یافته اند. مقاله حاضر با روش تطبیقی-تحلیلی می کوشد تا با بررسی نقوش باستانی به طبقه بندی و تحلیل این نمادها پرداخته، سپس به سؤالاتی همچون چرایی دلایل کاربردی این نقوش بر قالی های ایرانی در دوره اسلامی و چگونگی تطابق این نقوش با اندیشه اسلامی پاسخ دهد. با توجه به گستردگی نقوش نمادین با مضامین باستانی، در این پژوهش تنها سه نماد مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت که شامل نقوش نمادین؛ ققنوس، جدال شیر و گاو و نماد فروهر هستند. می توان دریافت که نمادها زمانی می توانند به حیات خود ادامه دهند که مطابق نگاه مذهبی و سیاسی جامعه آن روز باشند. در این میان نقوش باستانی در سه رده توانسته اند در دوره اسلامی دوام یابند؛ 1- به لحاظ ساختاری همچون گذشته اما در معنا منطبق با بینش اسلامی تغییر یافته اند 2- به لحاظ ساختاری و معنا همچون گذشته اما با توجه به آن که منافاتی با اندیشه اسلامی ندارد دوام یافته و تنها معناهایی بر آن افزوده شده است 3- به لحاظ ساختاری و معنایی همچون دوره گذشته بوده اگرچه با اندیشه اسلامی مطابقت نداشته اما با اندیشه سیاسی و نظام سلطنتی منطبق بوده اند.
تحلیل عوامل مؤثر بر شکل گیری گره درودگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گره چینی از جمله بارزترین الگوهای به کار رفته در دست ساخته ها و بناهای ایرانی است که تنها نباید به عنوان الگوی بصری قلمداد شود بلکه در اصل به عنوان راهکاری جهت حل چالش های اجرایی به کار گرفته شده است. گره درودگری یکی از انواع گره چینی است که در ساخت نرده، در و بیش از همه، پنجره های مشبک به کار رفته است. پژوهش و تحلیل گره های درودگری با توجه به آسیب پذیری ساختمایه چوب خصوصاً به دلیل قرارگیری در مجاورت فضای آزاد و به واسطه معدود تصاویر و نمونه های برجا مانده از معماری سنتی ایران و از همه مهم تر بررسی سنت ساخت این آثار توسط اساتید حاضر قابل انجام است. در این مقاله تلاش شده است با بررسی جوانب مختلف عوامل مؤثر بر شکل گیری این نوع گره، دلایل راهبردی به کارگیری این نوع گره تبیین گردند. هدف این پژوهش، شناخت گره درودگریِ به کار رفته در پنجره های مشبک و عوامل تأثیرگذار بر آن است تا به این وسیله، دلایل تفاوت گره درودگری و سایر گره ها روشن گردد. پاسخ به سوال چیستی گره درودگری، در پی فهم چگونگی ساخت آن است. کارکرد پنجره، ویژگی های ساختمایه چوب و روش های ساخت، دانش پایه هندسه مسطح، ترقی زیبایی شناسانه بصری هنرمندان و معماران از جمله عوامل مؤثر بر شکل گیری گره های درودگری بوده اند. این مقاله که با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مدل سازی به انجام رسیده و از مطالعات میدانی و کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات استفاده نموده است، در تلاش برای بازنمایی دقیق گره درودگری و تحلیل مشخصات این نوع گره است. نتایج این پژوهش نشان می دهد سه عامل کارکرد، شکل ظاهری و فناوری در شکل گیری گره درودگری نقش دارند. هم چنین با بررسی جزء به جزء طریقه ساخت این نوع گره، نقش عوامل مختلف در شکل گیری آن بررسی شده است.
مدل پارادایمی مصرف محصولات سفالی در سبک زندگی مردم شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
یکی از شیوه های رایج برای تعیین هویت و بازنمایی خویشتن، به ویژه در دوران معاصر، مصرف فرهنگی است. افراد در مصرف فرهنگی، انواع کالاها و نمادهای ارزشمند را، نه به خاطر ارزش استفاده و ارزش مادی شان بلکه به دلیل ارزش فرهنگی و ارزش نمادین آن ها مصرف می کنند و در این نوع از مصرف تلاش دارند که تصویر مطلوبی از خویش در ذهن دیگران ایجاد کنند. در این میان، استفاده از محصول سفالی به عنوان یک کالای فرهنگی، نه به معنای استفاده ی صرف(آنچه در دوران پیشامعاصر مدنظر بود) بلکه در بردارنده معناهای متفاوتی است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی در ارتباط با مصرف و عدم مصرف محصولات سفالی در شهر تبریز و در پی پاسخ به سوالات تحقیق، یعنی؛ چگونه مصرف محصولات سفالی در شهر تبریز سبب ایجاد سبک های متنوع زندگی می شود؟ و چه پیامدی در پی خواهد داشت؟، از روش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد استفاده می کند. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه از 60 نفر تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، مصرف کنندگان، درحوزه سفال و سرامیک در شهر تبریز، و به روش نمونه گیری نظری صورت پذیرفت. محتوای مصاحبه ها براساس مدل توسعه یافته فرآیند اجرای داده بنیاد کدگذاری و در مجموع 249مفهوم به عنوان کد اولیه شناسایی شد که پس از حذف تکرارها و مفهوم سازی در مرحله ی کدگذاری باز، تعداد 87 مفهوم استخراج شد. با غربالگری مفاهیم اولیه به 40 مقوله فرعی و 15 مقوله اصلی دست یافتیم که در قالب پنج بعد و منطبق بر مدل پارادایمی داده بنیاد مشخص شد. ضمن اینکه برای تضمین کیفیت کدگذاری از روش خودبازبینی محقق و کنترل های اعضا استفاده گردید. در نهایت نتایج تحقیق نشان می دهد، افراد محصولات سفالی را با هدف کسب تشخص، هویت، سرمایه اجتماعی و فرهنگی، ایجاد زندگی سالم، حس نوستالژیک و یادآوری آفرینش انسان مورد استفاده قرار می دهند و از این طریق زندگی خود را در ارتباط با استفاده از محصولات فرهنگی و سفالی سبک مند می کنند.
بازتعریف صنایع دستی معاصر ایران با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ابتدای شکل گیری تمدن بشری، صنایع دستی به عنوان حیاتی ترین امکان برای حفظ و تداوم شرایط زیستِ بشر در خدمت انسان بوده و تا به امروز نیز حضور آن به عنوان امکانی برای تبیین هویت و معرفی فرهنگ غنی تمامی تمدن ها حائز اهمیت است. صنایع دستی همچنین در هر دورانی به فراخور تغییر شرایط زیست و نیاز جامعه، رویکردی جدید یافته و به نیازهای مادی و معنوی مخاطب، پاسخی متناسب می دهد. مجموع این ویژگی ها باعث می شود تا این مفهوم، نمونه ای کارآمد و مؤثر در زمینه صنایع خلاق و فرهنگی باشد. از سوی دیگر تنوع فنی و گستردگی اقلیمی آن تعاریفِ متعدد (و گاه مبهمی) برای صنایع دستی ارائه داده است. در این میان و با توجه به مفاهیم و مؤلفه های آینده پژوهی، به نظر می رسد هیچ یک از این تعاریف به ویژگیِ روزآمد بودن این هنر- صنعت(جنبه معاصر بودن) و تأثیر آن در ایجاد توسعه پایدار نپرداخته اند. لذا در این پژوهش بنیادی با رویکرد آینده پژوهیِ اکتشافی، تلاش می شود تا با مرور پیشران های مفهومی جهت نیل به توسعه پایدار، تعریفی علمی، نوین و راهبردی با هدف حفظ جایگاه صنایع دستی معاصر ارائه شود. در این مسیر، گردآوری داده ها، بر اساس مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای در کنارِ روش میدانی (دلفی کلاسیک) است. نتیجه این پژوهش مبین آن است که وجه تمایز صنایع دستی معاصر با تعاریف سنتی، در ارتباط معنادار آن با صنایع خلاق است. در دنیایی که سرعت گذر زمان به حدی است که ارزش آن درک نمی شود، در اختیار گرفتن و خلق زمان، موهبتی است که با طراحی سناریوهایی آینده نگرانه، صنایع دستی معاصر را به راهکاری برای توسعه فرهنگی و اقتصادی بدل می کند. به این منظور می توان صنایع دستی معاصر را برای نسل امروز و مخاطبان فردا این گونه تعریف کرد: صنایع دستی پاسخی برخاسته از نیاز جامعه است که با ترکیبِ اخلاق و مهارتِ ناشی از تجربه، به تجلی شخصیتِ هر بوم می انجامد.
ضرورت توجه به جنبه های فطری در آموزش صنایع دستی معاصر
حوزههای تخصصی:
پیدایش رشته صنایع دستی در دانشگاه های کشور نقطه عطف آموزش هنرهای صناعی به شیوه علمی و زیر نظارت متخصصان این عرصه بوده که موجب گردیده است طیف مطلعی از هنرمندان و صاحب نظران به عالم هنر اضافه شوند. این امر با توجه به موضوعاتی هم چون فضای کارگاهی و تجهیزات، در کنار استادکاران سنتی و اساتید دانشگاهی صورت گرفته اما در این بین هنوز هم افرادی وجود دارند که شیوه های تاریخی استاد و شاگردی را سرلوحه یادگیری قرار داده و عمری را به شاگردی نزد اوستادی سپری می کنند. اما در سال های اخیر به نظر می رسد تقابل فرهنگ ایرانی اسلامی با نافرهنگ وارداتی و همچنین تقابل شیوه های سنتی با روش های مدرن تولید، چالش هایی را در آموزش و تولید صنایع دستی به وجود آورده است. اینجاست که تخصص صرف، کفایت نمی کند و اهمیت لزوم تعهد و اخلاق گرایی هنرمند قوت می گیرد. اما دستیابی به این مهم، بدون توجه به ملزومات بنیادی در درک ماهیت و روش عملکرد صنایع دستی ناممکن به نظر می رسد. در این پژوهش، هدف بر آن بود تا ضمن معرفی و توضیح برخی از این ملزومات، ارتباط بین این مفاهیم و صنایع دستی مورد ارزیابی قرار گیرند تا لزوم جهت گیری آموزشی در این راستا، مشخص گردد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است: جدا از آموزش مباحث فنی و هنری، چه مواردی باید به دانشجویان رشته صنایع دستی آموزش داده شود تا آثار تولید شده در این شاخه از غنا و اصالت فرهنگی و دینی برخوردار گردند؟ به نظر می رسد که آشنا نمودن دانشجویان با بحث فطرت و کمال و جایگاه آن در هنر (حتی به صورت اجمالی) می تواند تاثیرات قابل ملاحظه ای بر درک صحیح دانشجویان از نحوه عملکرد آثار صنایع دستی در برقراری ارتباط با مخاطب خود داشته باشد. لذا در این پژوهش کیفی، از روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوهکتابخانه ای و میدانی استفاده شده و جامعه آماری آن، غیر احتمالی و بر مبنای عینیت هماهنگی با اهداف و فرضیه های پژوهش انتخاب شده است. نتایج حاصل از پژوهش، مشخص کرد که آشنایی دانشجویان با مبحث فطرت و کمال و کاربرد آن در هنر، می تواند تاثیرات مثبت و عمیقی بر صورت آثار تولید شده در حیطه صنایع دستی بگذارد.