فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
ترجمه به عنوان بازیابى و انتقال مطالب از زبانى به زبان دیگر مواجه با سطوح مختلف زبانى اعم از صرف، نحو، لغت سازى و معنا مى گردد. توجه به سبک متن و معناشناسى آن از جدیدترین مقوله هاى زبان شناسى است که ذهن اندیشمندان این رشته را به خود مشغول داشته است. در تنظیم لغتنامه هاى روسى مجموعه اى از بخش هاى گفتار که از نظر دستورى نقش هاى متفاوتى دارا مى باشند مورد توجه قرار مى گیرند. این اجزاء عبارتند از فعل- اسم- صفت- حروف اضافه- حروف ربط و قید. معمولا ضمایر و اعداد به ترتیب در مجموعه اسامى و صفات قرار داده مى شوند، صفت فعلى و قید فعلى نیز چون از مشتقات فعل هستند مدخل جداگانه اى در لغتنامه هاى روسى ندارند. از موارد خاص که فقط اختصاص به روسى دارد و در زبان فارسى جایگاهى ندارد ذکر اختصارات اسم بر اساس جنس دستورى و نوشتن گونه و یا نوع افعال است و صفت در شکل مذکر مفرد ثبت مى شود. در ارائه معانى مواردى یافت مى شود که به علل فرهنگى و یا سبک رایج در روسى مصداق برابر تک کلمه اى یافت نمى شود، در چنین مواردى چاره اى باقى نمى ماند که نزدیک ترین مفهوم انتخاب و ارائه شود در مورد ترکیبات نحوى غیر استاندارد و ضرب المثل ها کار مؤلف به مراتب مشکل تر خواهد شد و در صورت نداشتن اطلاعات نحوى دقیق و احاطه بر فرهنگ و ادب زبان مبدا و مقصد، خطاهاى متعددى روى خواهد داد که به برخى از آنها در این مقاله پرداخته مى شود.
آرایش واژگانی در جملات خبری گویش آتنی (ساروی) در چارچوب نظری بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توسعة دیدگاه های رده شناختی زبان، چارچوب بهینگی به عنوان فرانظریه ای بر دیگر نظریه ها مطرح شد. بر این اساس پژوهش حاضر در قالب حاکمیت و مرجع گزینی در چارچوب نظری بهینگی برای بررسی آرایش واژگانی جملات خبری گویش آتنی (از گویش های مازندرانی) به انجام رسیده است. هدف از این پژوهش شناخت و تحلیل گویش آتنی به عنوان یکی از گویش های ایرانی در معرض خطر است که با به کارگیری فرانظریة بهینگی در تعیین محدودیت های حاکم بر آرایش جملات خبری گویش و رتبه بندی آنان به انجام رسیده و با استفاده از تابلوها و نمودارها در چارچوب بهینگی ارائه شده است. در تحلیل بهینگی گویش، محدودیت های مورد استفاده به طور کلی در سه دسته، تقسیم بندی می شوند که عبارت اند از: محدودیت های انطباق (چپ هسته، چپ مشخص گر، چپ متمم)، محدودیت عناصر اجباری (هستة اجباری، مشخص گر اجباری) و محدودیت های ساختاری (به اقتباس از: Kuhn, 2003؛ مشتمل بر محدودیت وفاداری (خوانش کامل، تجزیه) و محدودیت نشانداری (عامل مشخص گر، عدم حرکت واژگانی، اقامت، فاعل، مبتدا انداز). نتایج پژوهش با تأیید مفهوم وحدت در تنوع در انگاره های آرایش واژگانی ساخت های خبری گویش آتنی، وجود تنوعات میان زبانی را حاصل رتبه بندی متفاوت آنان به شمار آورده و جهان شمولی نظریة بهینگی را در ارتباط با تعداد ثابت تخطی ها از محدودیت های انطباق تأیید می کند.
ویژگی¬های آموزش ضربالمثلهای روسی به زبانآموزان ایرانی در سطح مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها از اجزا مهم ساختار زبانی به شمار می روند. در ایجاد ارتباط بین یکدیگر اکثریت مردم در کلام خود از ضرب المثل ها بسیار استفاده می کنند. نقش ضرب المثل ها در گفتار بسیار محسوس می باشد. استفاده از ضرب المثل هایی مانند گربه را دم حجله کشتن، دمق بودن و غیره سبک گفتار را محاوره ای می کند. فراگیری چنین ضرب المثل هایی و استفاده بجا از آنها گفتار ما را دقیق، زیبا و زنده جلوه می دهد. هر قدردر گفتار از تمثیل و اصطلاح استفاده شده باشد، به همان نسبت تاثیر بیشتری را بر روی شنونده خواهد گذاشت. استفاده به موقع از ضرب المثل ها نه تنها گفتار شفاهی ما را، بلکه آثار ادبی را نیز زینت می بخشد. در این مقاله سعی شده است نقش ضرب المثل ها را در آموزش زبان روسی به زبان آموزان ایرانی در مرحله مقدماتی مورد بررسی قرار دهیم. در هنگام یادگیری ضرب المثل ها بر ذخیره لغوی زبان آموز نیز افزوده می شود. این مسئله برای زبان آموز ایرانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زبان آموزان باید با حداقل میزان ضرب المثل ها آشنا باشند تا کلام روسی را درک کرده و بتوانند آثار ادبی روسی را بخوانند. از آنها در گفتار، زبان محاوره، در داستان ها و همچنین در تعریف و تجریه تحلیل متون صحیح استفاده نمایند. در مقاله حاضر سعی شده است به منظور یادگیری سریع ضرب المثل ها در دوره مقدماتی (منظور از دوره مقدماتی دو سال اول آموزش زبان روسی در دانشگاه می باشد) بیشتر بر ضرب المثل های پر کاربرد تکیه شود
انطباق واجی واکه های وام واژه های زبان عربی در فارسی؛ رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعة انطباق وام واژه ها مدت هاست، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در این پژوهش تلاش بر این است تا چگونگی انطباق واجیِ واکه های وام واژه های زبان عربی بررسی شوند. چارچوب نظری این پژوهش نظریه بهینگیِ پرینس و اسمولنسکی (2004) است. داده های بررسی شده، 1647 واژه است که از فرهنگ معین و سخن گردآوری شده اند. تلفظ وام واژه ها در زبان مبدأ (عربی) با بهره گیری از چهار فرهنگ زبان عربی آوانگاری شده اند و سپس تغییرات آوایی/ واجیِ رخ داده درباره هریک از وام واژه ها در زبان مقصد (فارسی) بررسی شده اند. تلفظ وام واژه های زبان عربی در فارسی با استفاده از فرهنگ های معین و سخن گرد آوری و آوانویسی شده اند. در این بررسی پس از معرفی نظام آوایی و واجی زبان های فارسی و عربی، فرایند های واجی دخیل در انطباق واکه های وام واژه ها، هریک به تفصیل بررسی شده اند. فرایند جایگزینی، پربسامدترین فرایند واجی دخیل در انطباق واکه های وام واژه های زبان عربی است.
تاًثیر عناصر انسجام متنی به طور همزمان با خواندن متن بر میزان درک مطلب خواندن متن های مختلف توسط دانشجویان انگلیسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سعی شده است تاثیر آگاهی خواننده از عناصر انسجام متن به طور همزمان با خواندن که در این پژوهش از آن به حس آگاهی متاکوهیسیو تعبیر شده است بر میزان موفقیت درک مطلب خواننده از متن های مختلف (عمومی، علمی، ادبی) در گستره سطوح مختلف توانش زبانی مورد پژوهش قرار بگیرد. تحلیل های واریانس انجام شده نشان داد که سطح توانش زبانی آزمودنی ها اثر معنی داری داشت بر عملکرد آنها. نتایج آزمون T نشان داد که در سطوح پایین تر توانش زبانی، حس آگاهی متاکوهیسیو تاثیر مستقیم معنی داری داشت بر میزان درک مطلب خواننده. در صورتیکه این تاثیر در سطوح بالای توانش زبانی جهت معکوس به خود گرفت. نتایج رگرسیون حاکی از آن بود که سطح توانش زبانی یک پیشگویی کننده خوب است برای نمرات آزمودنیها در عملکرد انسجام متن و نوع متن.
گروه اضافه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ""ساخت اضافه"" بعنوان یکی از ساخت های نحوی زبان فارسی پیوسته مورد توجه دستوریان و زبان شناسان بوده است و از دیدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه این ساخت را از دیگر ساخت های نحوی فارسی متمایز ساخته است، ویژگی های منحصر به فرد آن است که توسط اهل فن و براساس پایگاه های نظری مختلف تجزیه و تحلیل شده است. این مقاله، ساخت اضافه را از مقوله ای کارکردی (functional category) که هم سطح دیگر گروه های پیشینه (XPs) قرار دارد فرض می کند که آن را ""گروه اضافه"" (Ezafe Phrase) یا (EzP) می نامد. هسته گروه اضافه تکواژی که از نظر آوایی بصورت ye e یا تهی ? جلوه گر می شود. این تکواژ، وقوع بیش از یک متمم (Complement) را در گروه های اسمی (NPs) و گروه های صفتی (APs) میسر می سازد. این پژوهش رویکرد کمینه گرا (چامسکی 1995، 2000، 2001) را راهنمای عمل قرار داده است. این رویکرد همراه با قاعده تطابق خطی (Linear Correspondence Axiom:LCA) که توسط ""کین"" (1994) ارایه شده و ارتباط ساخت سلسله مراتبی و نظم خطی را می آزماید، راهنمای عمل این پژوهش است. این مقاله پس از بررسی دقیق این ساخت، به این نتیجه می رسد که ""گروه اضافه"" همان گونه که قاعده تطابق خطی (LCA) پیشنهاد می کند از ساخت مخصص هسته- متمم SPee-Head-Comp پیروی می کند.
"
چگونگی بیان مفهوم «التزام» در زبانهای روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجه، یکی از مقوله های گرامری فعل است که عموماً، در سه معنای اخباری، امری و التزامی، توجه زبان شناسان روسی و فارسی را برانگیخته است. ابزارهای زبانی برای بیان این مفاهیم، در زبان روسی و فارسی متفاوت اند. برای بیان وجه التزامی، در هر دو زبان، که بر قضیه ای غیر واقعی دلالت دارد، و تنها احتمال وقوع آن در گذشته و یا آینده می رفته و یا می رود، نه تنها فعل، بلکه عوامل زبانی متعدد دیگر تأثیر گذارند. هدف از این پژوهش، مطالعه و مقایسه ابزار زبانی بیان وجه التزامی و بررسی ساختارهای نحوی است، که در بیان این مفهوم، در زبان های روسی و فارسی کاربری دارند، و نیز یافتن وجوه تفاوت و تشابه زبانی آن است. از آنجا که، برای بیان وجه التزامی، در زبان فارسی، ابزارهای گرامری بیشتری دخالت دارند، بنا براین، معانی گرامری زمان و شخص در فعل جمله مورد نظر فارسی، دقیقاً مشخص است، در صورتی که، معانی مذکور، در وجه التزامی افعال زبان روسی، به دلیل نبود ابزار گرامری لازم، وجود ندارد.
مفاهیم اسلامی و جهانی در شاهنامة فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی برتر ممکن است در بدایت امر چنین به نظر برسد که تنها یک حماسه ملی است که برای اعتلای زبان پارسی و هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان سروده شده است، اما تامل در داستان های شاهنامه و شخصیت ها و سمبل های آن نشان می دهد که افکار و ایده های انسانی و جهانی فردوسی فراتر از آن است که فقط به حوزه های یک مرز یا یک ملت محدود شود. در این مقاله سعی می شود نشان داده شود فردوسی با استفاده از جهان بینی وسیع اسلامی خود و مقوله هایی همچون: عقل، عشق، عدالت، آفرینش، زندگی، مرگ و غیره که چاشنی حماسه عظیم اوست، و با استفاده از اساطیر و افسانه های کهن ایرانی در پی آن است تا پیام جهانی خاصی را به مخاطبین خود اعلام نماید و از این رواست که این اثر بزرگ حماسی همواره منبع الهام بسیاری از هنرمندان و اندیشه مندان ایران و جهان در عرصه های مختلف بوده است.
نظام ارزشی گفتمان در غزلیات قلندری حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل قلندری که با محور مبازره با ریا در ادب فارسی ظاهر شد، در شعر حافظ با شگردها و ظرایف هنری خاصی همراه می شود. در این دسته از غزلیات با درهم ریختن ارزش های معمول و عرف پسند، گونه های ارزشی متفاوتی شکل می گیرد. نظر به اهمیت نظام ارزشی حاکم بر این دسته از اشعار و جایگاه برجستة آن در تولید و تحول معنا، این پژوهش به بررسی و تحلیل این جنبه از گفتمان نظر دارد. نتایج این بررسی نشان می دهد حافظ با دنبال کردن ارزشی مرامی- سلوکی درپی نقد اجتماع و صوفی مآبان ریاکار زمان برمی آید. طرح فضای تنشی در گفتمان غزلیات قلندری به تولید ارزش منجر می شود؛ به گونه ای که در گفتمان این دسته از اشعار هم پیوندی مستقیمی میان فشاره و گسترة گفتمانی برقرار است. سخن گفتن از مستی، می نوشی و نظر به ساقی و معشوق زیبارو فشردگی احساس را در غزل تقویت می کند و حضور دیگری به بسط گسترة شناختی منجر می شود. در گفتمان قلندری، ارزش ها درون نظامی تراارزشی قرار دارند و به این ترتیب، جریان ارزش پیوسته درحال جابه جایی و انتقال است و به این ترتیب، کل جریان زبان را تحت تأثیر قرار می دهد. با توجه به سیالی و پویایی ارزش های حاکم بر اشعار قلندری حافظ، در پژوهش حاضر، نظام ارزشی حاکم بر گفتمان این دسته از اشعار و چگونگی معناآفرینی از طریق خلق این ارزش ها بررسی می شود.
بازنگری در فرضیه فاعل درون گروه فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر تعدیل ها و بازنگری های مهمی در قواعد ایکس تیره انجام شده است که تغییرات شایان توجهی را در سیمای نمودارهای درختی به دنبال داشته است. کوشش نگارنده در این نوشتار بر این است که یکی از جدیدترین فرضیه ها در درون نظریه حاکمیت و مرجع گزینی را که ناظر بر چگونگی روابط ساختاری بین عناصر موجود در جمله (بخصوص فاعل) است، مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. اسپورتیش (1988) و به دنبال آن کوپ من و اسپورتیش (1991) در مقاله های جداگانه ای به بررسی جایگاه بنیادین فاعل در سطح درون ساخت جمله ها پرداخته و برخلاف تحلیل متعارف و معمول در نظریه ایکس تیره، برای فاعل جایگاهی در درون گروه فعلی متصور شده اند. به عقیده آنان، جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) برای فاعل، جایگاهی صرفا مشتق است که به دنبال حرکت گروه اسمی و ارتقای فاعل به آن جایگاه حاصل می شود. از این فرضیه با عنوان "فرضیه فاعل در درون گروه فعلی" یاد می شود. به نظر می رسد ادعای اسپورتیش (1988) مبنی بر وجود فاعل در درون گروه فعلی که بر پایه حرکت سورهای شناور (Floating quantifiers) در جمله های زبان فرانسه و انگلیسی مطرح شده است. با داده های زبان فارسی سازگاری ندارد. نگارنده بر این باور است در آن گونه جمله های زبان فارسی که در آنها از این سورها استفاده گردیده، فاعل در پی اعمال قاعده گشتاری حرکت گروه اسمی از جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) به جایگاه مشخص گر گروه متمم ساز (Spec.CP) منتقل می گردد و می توان آن را تنها یک فرآیند ساده مبتداساز به شمار آورد. بنابراین جایگاه روساختی فاعل را در زبان فارسی نمی توان یک جایگاه صرفا مشتق حاصل از ارتقای فاعل به آن جایگاه دانست.
بررسی رده شناختی مقولة «قمر» در ساخت رویدادی افعال حرکتی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مقولة دستوری «قمر» بررسی شده است که توسط تالمی در پژوهش های معناشناختی و رده شناسی اش معرفی شده است. او قمر را مقولة دستوری بسته ای می داند که شامل هر سازه ای غیر از متمم اسمی یا گروه حرف اضافه ای همراه فعل می شود که با ریشة فعل رابطة خواهری داشته باشد در این نوشتار نمودهای صوری این مقوله در زبان فارسی و مقولات معنایی که توسط آن بیان می شوند را بررسی کرده ایم. نمود اصلی قمر در زبان فارسی در دوره های پیشین در افعال پیشوندی است؛ اما در دورة کنونی برخی از عناصر فعل یار در افعال مرکب نقش قمر را ایفا می کنند. بنابراین در این مقوله نوعی واژگانی شدن در حال انجام است. همچنین مشخص کرده ایم که زبان فارسی از نظر تقسیم بندی تالمی (قمرـ محور و فعل ـ محور) می تواند در هر دو دسته واقع شود، چرا که در برخی موارد با خصوصیات زبان های قمر ـ محور سازگاری دارد و در برخی موارد با ویژگی های زبان های فعل ـ محور. بنابراین بهتر است این تقسیم بندی دوگانه، جای خود را به یک پیوستار بدهد که زبان های دنیا می توانند در آن جای گیرند و حتی در حال حرکت به یکی از دو سوی پیوستار باشند. گفتنی است اسلوبین به این تقسیم بندی تالمی دستة سومی نیز اضافه کرده است که با ویژگی های زبان فارسی سازگار نیست.
در چند و چون تشبیه
بررسی فرآیندهای واجی در گفتار کاربران لهجه مشهدی با تحصیلات مختلف در مقایسه با زبان فارسی معیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان شناسی اجتماعی، همواره نقش عواملی همچون سطح تحصیلات در جنبه های مختلف زبان افراد مورد توجّه بوده است. هدف اصلی این تحقیق که در شهر مشهد صورت گرفته، بررسی فرآیندهای واجی در گفتار افراد تحصیل کرده و غیرتحصیل کرده در مقایسه با فارسی معیار است. داده های تحقیق، به روش میدانی و با مصاحبه گردآوری شده و فرآیند های واجی از قبیل همگونی، هماهنگی واکه ای، واک رفتگی، قلب، افزایش و حذف مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است. نتایج نشان داد که تحصیلات عامل بسیار مهمی در تفاوت های زبانی در میان کاربران لهجه مشهدی است. افراد تحصیل کرده، دقّت بسیاری در استفاده از واژه ها دارند و بیشتر از گونه معیار استفاده می کنند. در حالی که فرایندهای واجی موجود در گفتار افراد در سطوح پایین تر، زبان آن ها را از گونه معیار متفاوت می سازد. تنها فرآیند واجی که در این تحقیق، چندان متأثّر از تحصیلات تشخیص داده نشد، فرآیند حذف است که در میان تمامی گویشوران بسامد بالایی داشت. تحلیل داده های تحقیق به صورت تفصیلی و با روش های مختلف، ارائه شده است.
نظام آوایی زبان فارسی در آینة آمار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با تحلیل آماریِ ویژگی های واجیِ موجود در 54391 واژة فارسی، کوشیده ایم تا جنبه هایی از سازوکار نظام آوایی زبان فارسی را با زبان آمار بیان کنیم. جنبه های واجی-آماریِ موجود در واژگان (ذهنی) فارسی زبان ها، که در این تحقیق به آن پرداخته ایم، مواردی مانند الگوی تکیة واژه در زبان فارسی، هجا و تعداد هجا در واژة فارسی، واج آراییِ واژه های فارسی، بسامد طبقات طبیعی واجی در کل داده ها، بسامد طبقات طبیعی واجی در درون هجا، واج آراییِ خوشه های همخوانی، هجای بی نشان و بهینه در زبان، فراوانی واج ها در زبان فارسی و مسائل مشابه را دربرمی گیرد. در انتخاب واژه ها، ابتدا یک پیکرة متنی ده میلیون کلمه ای مورد تجزیة ساختواژی قرار گرفت و در ادامه با حذف صورت کلمه ها و نیز کلمات خارجی فهرست واژه ها به دست آمد و سپس این فهرست با فرهنگ معاصر فارسی امروز مقابله شد و مدخل های جدید با بسامد 1 به فهرست واژگان اضافه شد و سپس کل واژه ها از نظر اطلاعات واجی فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق واجی-آماری از یک سو مؤید اصول و مفاهیم واج شناختی مانند طبقة طبیعی واجی، فرایندهای واجی، ساختمان سلسله مراتبیِ هجا و غیره است و از طرف دیگر بسامد واج ها و زنجیره های واجی را بازگو می کند، که در نتیجة آن پیوستار بی نشانی و نشان داری در نظام آوایی زبان مشخص می شود.
کاربردشناسى دیرش واکه درگفتمان دینى فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخى گونه هاى گفتمان دینى (شیعى) فارسى، دیرش اضافى واکه اى معانى کاربردشناختى چندى را مى رساند. چنین دیرشى بر واکه دوم در نام محمد، واکه دؤم در لقب امام (هنگامى که براى مرحوم امام خمینى به کار مى رود) و در واکه نخست در لقب قائم- یکى از القاب تکریم براى حضرت مهدکما (عج)- اعمال مى گردد. در این موارد دیرش دو مقصود را برآورده مى کند: یکى آن که ادب و احترام واعظ را نسبت به شخصیت هاى دینى نام برده مى رساند و دیگر آن که شنوندگان (اعم از مخاطبان و ناظران) را به اداى پاسخ هاى کلامى و یا غیر کلامى مناسب گوناگونى وا مى دارد که از اعتقاد مشترک سخنران و شنوندگان بر مى خیزد. از سوى دیگر این پدیده را مى توان یک فعلى کلامى جمعى و تلفیقى همراه با معناى متداعى مدارکوتاه نیز قلمداد کرد، بدین صورت که دیرش دادن به واکه از سوى واعظ، (فعل کلامى) بیانى و نیز اگاهانیدنى بوده براى مخاطبان از شأن (فعل کلامى) امرى برخوردار مى باشد،
چندمعنایی نظام مند با رویکردی شناختی تحلیل چندمعنایی فعلِ حسیِ «شنیدن» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چندمعنایی نظام مند، تبیین های شناختی، زمینه ساز چندگانگی معانیِ واژه هاست و به همین با شواهد بینازبانی و تاریخی مورد بررسی قرار می گیرد. واژگان اعضای بدن و نیز افعال حسی از مهم ترین حوزه های واژگان در معنی شناسی شناختی در چندمعنایی نظام مند است. در این مقاله پس از معرفی چندمعنایی نظام مند در نگرش شناختی در تقابل با چندمعنایی در نگرش ساخت گرا، ملاحظات نظری و پیشینة مطالعات را در قالب نمونه هایی از زبان فارسی با شواهدی از اندام واژه ها و فعل های حسی ارائه می دهیم، آنگاه به طور خاص چندمعنایی فعل «شنیدن» را در زبان فارسی براساس الگوی آنتونانو و سوییتزر بررسی می کنیم. این مقاله نشان می دهد که الگوی تیلر برای ترسیم چندمعنایی فعل های حسی در زبان فارسی کارایی دارد. مهم ترین شواهد این رویکرد، از کاربرد اندام واژه ها و فعل های حسی در متون ادبی به دست می آید که شیوه های کاربرد آنها می تواند عاملی سبک شناختی در آثار ادبی محسوب شود.
مبانی زبانشناسی و عقلی شمول خطاب به غایب و معدوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایات مصدر به ادوات خطاب به طور مستقیم چه کسانی را مورد خطاب قرار می دهد؟ آیا آنها صرفاً شامل حاضران مجلس خطاب اند یا آنکه متوجه همه کسانی می شوند که در زمانی پس از زمان خطاب بوجود می آیند؟ مخاطبه متکی به سه عنصر خطاب کننده خطاب شونده و خطاب است و انفکاک زمانی آنها استحاله عقلی دارد خطاب معدوم و غایب عقلا محال است بنابراین مکانیسم شمول خطاب های قرانی نسبت به غایبان مجلس خطاب ونیز معدومان در آن زمان ( آیندگان) چگونه است ؟ بدون شک برای توجیه این شمول و بیان پیامدهای نظری و عملی آن به دو گونه مبانی نیازمندیم یکی مبانی عقلی امکان خطاب به غایب و معدوم و دیگری مبانی زبانشناسانه در این مقاله دیدگاههای سه تن از صاحب نظران اصول فقه آخوند خراسانی ضیاء الدین عراقی و امام خمینی مقارنه و بررسی می شود