"تمرکز اصلی این مقاله بر تشریح نقش رادیو در کنترل بحران بلایا و فجایع طبیعی مانند زلزله، سیل و ... است. نویسنده معتقد است مدیران و کارگزاران رسانههای گروهی برای ایفای نقش فعال و کارآمد در شرایط بحرانی باید در وهله نخست، شناخت دقیقی از نوع بحران و آثار و پیامدهای آن به دست آورند و سپس با شناخت ضرورتهای اجتماعی و ویژگیهای مخاطبان، رسانه مناسب را بر مبنای ظرفیتها و کارکردهای خاص آن، انتخاب کنند. از این منظر در مدیریت و کنترل بحرانهای طبیعی، برای رسانهها سه کارکرد اساسی در نظر گرفته شده است که عبارتند از: آموزش، مواجهه با بحران و پشتیبانی و اصلاح. بنابراین، رسانهها در شناخت وضعیت بحران، ایجاد آمادگی در بخشهای مختلف جامعه و سازمانهای مسئول و آموزش شیوههای مقابله با فجایع و بلایای طبیعی در مراحل مختلف بحران، نقش مهمی ایفا میکنند. همچنین در حین بحران و پس از آن با اطلاعرسانی سریع و اثربخش، ایجاد هماهنگی بین نهادهای مسئول، آرامشبخشی و کاهش فشار روانی بازماندگان و ... به حذف شرایط بحران و بازگشت به وضعیت عادی کمک میکنند.
نویسنده در ادامه، نقش ویژه رادیو را در مدیریت بحرانهای طبیعی، بر مبنای کارکردها و ظرفیتهای این رسانه، مورد واکاوی قرار داده و مزیتها و برتریهای این رسانه را در مقایسه با دیگر رسانهها، برشمرده است.
"
امروز با گذشت نزدیک به چهل سال از انقلاب اسلامی، اختلاف دو تهیه کننده اصلی سینمای ایران؛ یعنی حوزة هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ را باید «پاشنه آشیل سینمای ایران» دانست. حوزة هنری در وضعیت متضادی که داعیه دار سینمای فاخر و ارزشی است، تولیدات و مجوزهای صادره وزارت ارشاد را رد می کند. به نظر بسیاری آثار تولیدی این ارگان با تعریف اثر فاخر همسانی ندارد. جداکردن صفت ابدی از ناهنجاری مذکور، قبل از آنکه قهر مسئول با سینما به قهر تماشاگر از سینما دامن بزند و جذابیت های سینمای بیگانه، ابتکار عمل را به طورکل از ما بگیرد؛ الزامی است.
در این مقاله با گزینش درون سازمانی ارکان مقاله (شامل آثار، کارگردانان و مبانی نظری) از بطن حوزة هنری، به دنبال تبیین وضعیتی هستیم که در آن نتایج صریح و الزاماً مورد قبول امروز قطب منتقد قرار گیرد. دفاع مقدس تنها بستر مقبولی است که می تواند در این تنگنا راه گشا باشد. آثار حاتمی کیا و ملاقلی پور به مثابه اسطوره های فیلم ساز دفاع مقدس، شهریار بحرانی به منظور طلایه دار سینمای فاخر، ردپایی بر شن و چشم شیشه ای هم به منزلة آثار صاحب سبک در دهه شصت از تولیدات حوزه گزینش شده اند. آوینی دراصل از زمان شروع به کارش در اداره تلویزیون و سپس با تأسیس مجله سوره در حوزة هنری شروع به تدوین جدی آرای خود کرد. اگر در بحث تطبیقی مقاله تردیدی وجود نداشته باشد، این مقاله باید نقطه پایانی بر شکست های قبلی و آغاز نگاه جدید به تعریف اخلاق و ارزش در سینما شود.
نتایج مقاله نشان می دهد که آثار تولیدی حوزة هنری با آرای آوینی هماهنگی غیرقابل ملاحظه ای دارد. مهاجر، ردپایی برشن و چشم شیشه ای به طور قابل ملاحظه ای با آرای آوینی تطبیق دارد و در مقابل سه اثر هراس، گذرگاه و بلمی به سوی ساحل؛ دیدگاه های شهید آوینی ناهماهنگ هستند. بنابراین، بررسی تطبیقی حاضر نشان می دهد که تضاد درون سازمانی مذکور اثبات شده است.
رسانه ها تولیدات خود را براساس الگوهای هنجاری تعریف شده ای که در تشکیلات سازمان ها بروز و ظهور دارد، تولید می کنند. این الگوها در طول زمان تبدیل به کلیشه های قدرتمندی می شوند که خلاصی از آن ها چندان میسر نیست. از این رو یافتن الگویی متفاوت برای ارائه محتوای متفاوت همواره یکی از دغدغه های مهم سازمان های رسانه ای می باشد. این مهم فقط بر نوع محتوا تأثیر ندارد بلکه بر ابعاد مختلف سازمان رسانه اعم از چگونگی فرایند تولید و نحوه چینش ساختار سازمانی و الگوی نیروی انسانی نیز تأثیرگذار است. بر این اساس در این مقاله سعی شده با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از مقوله بندی، ضمن معرفی الگوهای فعلی و رایج دسته بندی تولید محتوا، بر اساس تجربه حدود بیست ساله مدیریت در بخش های صف و ستاد در رسانه ملی الگوی هنجاری متفاوتی برای تولید محتوای رسانه ها ارائه شود. هرچند این الگوها از جهت مقوله بندی متفاوت است اما با تساهل می تواند در مقوله های کلی محتوا مانند اجتماعی یا سیاسی و نظایر آن نیز قرار گیرد. مبنای این الگوی هنجاری مقوله بندی محتوا براساس امور زندگی روزانه مردم و رویدادهای پیرامون آن است که قابلیت استفاده در تولید محتوا برای انواع رسانه ها را دارد. رسانه ها تولیدات خود را براساس الگوهای هنجاری تعریف شده ای که در تشکیلات سازمان ها بروز و ظهور دارد، تولید می کنند. این الگوها در طول زمان تبدیل به کلیشه های قدرتمندی می شوند که خلاصی از آن ها چندان میسر نیست. از این جهت یافتن الگویی متفاوت برای ارائه محتوای متفاوت همواره یکی از دغدغه های مهم سازمان های رسانه ای می باشد. این مهم فقط بر نوع محتوا تأثیر ندارد بلکه بر ابعاد مختلف سازمان رسانه اعم از چگونگی فرایند تولید و نحوه چینش ساختار سازمانی و الگوی نیروی انسانی نیز تأثیرگذار است. بر این اساس در این مقاله سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مقوله بندی، ضمن معرفی الگوهای فعلی و رایج دسته بندی تولید محتوا، بر اساس تجربه حدود بیست ساله مدیریت در بخش های صف و ستاد در رسانه ملی الگوی هنجاری متفاوتی برای تولید محتوای رسانه ها ارائه شود. هرچند این الگوها از جهت مقوله بندی متفاوت است اما با تساهل می تواند در مقوله های کلی محتوا مانند اجتماعی یا سیاسی و نظایر آن نیز قرارگیرد. مبنای این الگوی هنجاری مقوله بندی محتوا براساس امور زندگی روزانه مردم و رویدادهای پیرامون آن است که قابلیت استفاده در تولید محتوا برای انواع رسانه ها را دارد.
پس از توجه به بیانات مقام معظم رهبری در زمینة مدیریت جهادی و ضرورت و اهمیت به کارگیری آن در دستیابی به اهداف نظام، تصمیم بر آن شد تا با ایجاد رابطه ای دوسویه میان مدیریت جهادی و مدیریت رسانه، برای وصول به رسانة پیشتاز انقلاب اسلامی مسیری ترسیم شود. هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی ویژگی های مدیرِ جهادیِ رسانه بود تا از این طریق راه تحقق گزارة فوق هموار شود. این پژوهش به روش دلفی رتبه بندی انجام پذیرفت. دلفی رتبه بندی در سه فاز مرتبط و متوالی با عناوین طوفان مغزی (هدف: دستیابی به ویژگی های حداکثری)، کاهش داده ها (هدف: دستیابی به ویژگی های کلیدی) و رتبه بندی (هدف: رتبه بندی ویژگی های کلیدی) انجام می شود. ابتدا ویژگی های حداکثری مدیر جهادی رسانه شامل 134 ویژگی در فاز اوّل، از طریق مصاحبة عمیق با بیست ویک نفر از خبرگان شامل مدیران رسانه ها و استادان حوزة مدیریت و ارتباطات به دست آمد. در فاز دوم (متشکل از دو دور) به کمک ابزار پرسشنامه ویژگی های کلیدی در سه دستة پنج تایی انتخاب شد. در فاز سوم (متشکل از دو دور) ویژگی های کلیدی منتخب، اولویت بندی شد. برای اولویت بندی نیز از ابزار پرسشنامه استفاده شد و به کمک ضریب کندال W میزان اجماع نظر مشارکت کنندگان در پنل سنجیده شد. ویژگی های کلیدی شناسایی و رتبه بندی شده برای مدیر جهادی رسانه به ترتیب اولویت در سه ساحت، شامل این موارد است: ساحت اوّل: 1. خلاق، 2. شایسته و شایسته گزین، 3. منظم، 4. دارای انگیزة مضاعف، 5. شجاع در ساحت ویژگی های عمومی؛ ساحت دوم: 1. تقوای رسانه ای، 2. ادراک سیاسی و فرهنگی، 3. آگاهی به رسانه و ملزومات آن، 4. کاوشگر نقطة طلایی میل، نیاز و مصلحت مخاطب، 5. دارای مهارت تأثیرگذاری بر مخاطب در ساحت ویژگی های رسانه ای؛ ساحت سوم: 1. باورمند به جهاد در رسانه، 2. بصیر، 3. خدامحور، 4. ولایت پذیر، 5. مخلص در ساحت ویژگی های جهادی مدیر رسانه.
مدیریت رسانه بحثی ضروری است که درعین بهرهگیری از نظریههای مدیریت و رسانه جایگاه مستقلی مییابد. دراین مقاله کوتاه، نخست به تعریفهای مدیریت و رسانه اشارهای میشود و سپس مدیریت بر رسانه و مدیریت در رسانه مطرح میگردد و در پایان مدیریت رسانهای و جایگاه آن در ایران به اختصار مورد توجه قرار میگیرد. مدیریت رسانه نوعی مدیریت است با حساسیت های ویژه که نگاه به آن نیز مستلزم شناخت مدیریت و رسانه است. بنابراین، برای ورود به این بحث لازم است واژههای مدیریت و رسانه را تعریف کنیم.
"فجایع طبیعی و بحرانهای اجتماعی بدون اطلاع قبلی حادث میشوند و نظم جاری جامعه را برهم میزنند؛ فقدان اطلاعات کافی، یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده وضعیت بحرانی است و از اینرو نقش اطلاعرسانی در مدیریت بحران، نقشی راهبردی در دورههای پیش از وقوع، وقوع و پس از وقوع بحران است. برای رویارویی با بحران دو رویکرد قابل اتخاذ است، رویارویی برنامهریزی شده (تلاش برای پیشبینی و کنترل پیش از وقوع حادثه بحرانی) و برخورد، پس از غافلگیری.
در مقاله حاضر، بر استفاده از نظام برنامهریزی سلولی چندلایه برای رویارویی با بحران که اثربخشی آن بهشدت در گرو حمایت رسانه ملی است، تأکید شده است. رسانه ملی به سه صورت میتواند به این فراگرد کمک کند: ایفای نقش بهمثابه بانک اطلاعاتی و ذخیره دانش مدیریت بحران؛ تدوین برنامهای برای همراهی با مدیریت بحران از طریق بازیابی و ارائه بهموقع اطلاعات و تدوین برنامههای گوناگون بهمنظور هدایت مناسب کمکهای مردمی به سوی مناطق بحرانزده، برحسب نوع و شدت وضعیت بحرانی.
" بحران، نظام برنامهریزی سلولی چندلایه، رسانه ملی، مدیریت بحران، نظامهای اجتماعی
"مقاله حاضر با مرور متون برنامهریزی زبان در آثار غربیان و ایرانیان به تبیین جایگاه متولیان برنامهریزی زبان به طور کلی و زبان فارسی به طور خاص میپردازد و در حقیقت در جستجوی پاسخ پرسشهای زیر است: چه کسانی میتوانند متولی برنامهریزی زبان باشند؟ در این میان رسانهها چه جایگاهی دارند؟ رسانه ملی ایران چه جایگاهی در برنامهریزی زبان دارد؟ مردم ایران که مخاطبان برنامهریزی زبان فارسی هستند، چه نگرشی نسبت به متولیان این برنامهریزی بویژه رسانه ملی دارند؟ در این مقاله، نقش منحصر به فرد سازمان صدا و سیما و ضرورت به رسمیت شناختن این نقش تبیین میشود.
"
رتبهبندیهای تلویزیونی نیلسن یکی از خدمات موسسه تحقیقات رسانهای نیلسن است.این موسسه را آرتو سی.نیلسن درسال 1923 تاسیس کرد. موسسه نیلسن یکی از نخستین موسسه های تحقیقاتی بود که کاراندازهگیری مخاطبان را برای صنعت درحال رشد پخش برنامه های رادیویی و تبلیغات از طریق آن آغاز کرد. سپس درسال 1950 به هنگام تولد تلویزیون و تبلیغات تلویزیونی دوباره حضور خود را اعلام کرد و اکنون بیش از چهل سال که به عنوان موسسه رسمی سنجش صنعت تلویزیون در سراسر ایالات متحده به فعالیت خود ادامه میدهد.
هدف این مقاله بررسی تصویری است که سینمای ایران از مسئله جرم و مجرم شدن به دست می دهد. سوال اصلی این بوده است که فیلم های سینمایی ایرانی مسائل مربوط به جرم را چگونه بازنمایی کرده اند؟ این پرسش در چارچوب نظریه بازنمایی مطرح و براساس آن، 57 فیلم اکران شده مابین سال های 1380 تا 1394 که موضوع محوری آنها جرم و پیامدهای آن بوده، به روش تحلیل محتوای کمی مورد بررسی قرار گرفته است. فرض نظری پژوهش ما این بوده است که فیلم های سینمایی، نوعی شناخت و دانش عامه پسند درباره جرم در دسترس مخاطبان قرار می دهند و درباره علل آنها نظریاتی را مطرح می کنند. نتایج پژوهش حاضر، این فرض را تأیید می کند. فیلم های ایرانی، هم اطلاعاتی زمینه ای همچون ترکیب سنی و جنسی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی مجرمان ارائه می کنند و هم اطلاعات مختلفی درباره روابط اجتماعی و خانوادگی آنها به دست می دهند. همچنین فیلم های مورد بررسی، اغلب آسیب های اجتماعی مربوط به مجرمان و خانواده آنها را به تصویر کشیده و درباره آنها داستان سرایی کرده اند و کوشیده اند در خلال گفتار و روایت خود، از مجرم شدن شخصیت های خود تبیین به دست دهند.
"اگرچه همواره بین بحرانها، تفاوتهای ظریفی وجود دارد، در مواجهه و کنترل آنها وجوه مشترکی دیده میشود که از مهمترین آنها میتوان به ضرورت تصمیمگیری سریع، وجود راهحلهای محدود، برخورد با گروههایی با اهداف متضاد، نامطلوب بودن عواقب و پیامدها، لزوم واکنش سریع و .. ، اشاره کرد. در این مقاله سعی شده است ضمن معرفی شیوههای فیزیکی یا خشونتآمیز مقابله با بحران، مزیتهای بهرهگیری از رسانههای گروهی به مثابه ابزارهای ارتباطی کارآمد و اثربخش در مدیریت بحران تشریح شود. همچنین نویسنده کوشیده است ضمن پرداختن به اهمیت پیشبینی بحران، آمادگی برای مقابله با آن و کاهش پیامدهای احتمالی، به طور ویژه لزوم ایجاد «کلینک کشف و کنترل شایعه» و «ضرورت بازنگری در تعریف آرامشبخشی و امیددهی» را به مثابه دو راهبرد پیشگیرانه در مدیریت بحران مورد تأکید قرار دهد. در این مقاله با بررسی موردی برخی بحرانها در ایران، کاستیهای فراروی مدیریت بحران در کشور تشریح شده و نویسنده این نکته را یادآوری کرده است که اگرچه رسانههای گروهی نقش ویژهای در کنترل و مدیریت بحران ایفا میکنند، در شرایط خاص می توانند خود بحرانسازی کرده و یا به تشدید بحران کمک کنند.
"