این پژوهش به بررسی تاثیر تخصص در صنعت و دوره تصدی حسابرسی بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این پژوهش تعداد 73 شرکت در دوره زمانی 1390-1387 مورد بررسی قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیونی خطی و آزمون تفاوت استفاده شد، و تاثیر متغیرها به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که نتایج یکسانی هم برای داده های سالانه و هم برای داده های میان دوره ای بدست آمده است. این نتایج نشانگر این است که تخصص در صنعت و دوره تصدی حسابرسی بر مدیریت سود تاثیر منفی دارد و همچنین امکان مدیریت سود در شرکت هایی که به وسیله حسابرسان متخصص در صنعت و با دوره تصدی بالای چهار سال، حسابرسی می شوند متفاوت(کمتر) است از شرکت هایی که به وسیله این حسابرسان، حسابرسی نمی شوند.
یکی از مراحل اصلی شکل گیری گزارش های مالی، فرایند مذاکره ای است که حسابرس و شرکت صاحبکار بواسطه ایجاد اختلاف نظر و تعارض وارد آن می شوند. نتایج حاصل از این مذاکرات در کیفیت گزارش های نهایی نقشی تعیین کننده دارد و در نتیجه می تواند برای خود افراد درگیر مذاکره، سازمان آنها و کل جامعه پیامدهایی را به همراه داشته باشد. هدف تحقیق حاضر مدل سازی این فرایند به روش نظریه برخاسته از داده ها و از طریق مصاحبه عمیق با خبرگانی از هر دو سوی مذاکره یعنی شرکای حسابرسی و مدیران شرکت ها پرداخته است. این تحقیق با انجام 30 مصاحبه به روش گلوله برفی به اشباع رسید. با توجه به سطوح مختلف عرضه کنندگان حسابرسی (موسسه حسابرسی و تیم حسابرسی مذاکره کننده) تلاش شده تا مدلی جامع از کلیه عوامل تعیین کننده در هر یک از این سطوح ارائه شود. بعلاوه در انجام مصاحبه ها موضوعات نیازمند مذاکره و چالش های موجود در این فرایند در هر سطح شناسایی گردید. بر اساس نتایج بدست آمده از مصاحبه ها علت اصلی ایجاد اکثر اختلافات و تعارضات بین حسابرسان و صاحبکاران که مذاکره را امری اجتناب ناپذیر می سازد عبارتند از: 1. علل دانشی (کمبود دانش با کیفیت طرفین مذاکره)، 2. علل اطلاعاتی (عدم تقارن اطلاعاتی) و 3. علل ارتباطی (ماهیت کسب و کار صاحبکار و شیفت کلیه ارتباطات به آخر سال) و 4. مشکل ابزاری (کیفیت قوانین و استانداردهای حسابداری). با توجه به مصاحبه ها، با شروع فرایند مذاکره به دلایل فوق، مهم ترین بسترهای لازم عبارتند از کیفیت دانش و مهارت های مذاکراتی طرفین مذاکره و رسالت آنها. همچنین بر اساس نظر خبرگان راهبردهای پیاده سازی پارادایم پیوسته و دستیابی به مذاکره برد-برد عبارتست از گفتگو منطقی و مستقل، اعتماد سازی، و مذاکره از مجرای مکانیزم های مناسب حاکمیت شرکتی. مهم ترین چالش های شناسایی شده در این فرایند عبارتند از عدم تخصص صنعتی حسابرسان، نگاه اشتباه صاحبکاران به حسابرسی و نبود مکانیزم های مناسب حاکمیت شرکتی است. در نهایت مدل بدست آمده از مصاحبه ها به تایید 2 نفر از مشارکت کنندگان و 2 متخصص حرفه ای و دانشگاهی رسید.
بررسی کاربرگ های حسابرسی به عنوان سازوکاری برای کنترل کیفیت و نظارت بر مناسب بودن میزان کار انجام شده در فرایند حسابرسی ضروری است . تحقیقات گذشته پیرامون مفید بودن فرایند بررسی کاربرگ های حسابرسی نشان دادند که طی انجام این بررسی ها ، واریانس قضاوت کاهش و صحت قضاوت قبل از بررسی افزایش می یابد . این مقاله به ارائه نتایج تحقیقی می پردازند که تحقیقات قبلی را گسترش داده و در آن به مطالعه موشکافانه انواع فرایندهای بررسی کاربرگ های حسابرسی پرداخته شده است که مدیران حسابرسی و حسابرسان ارشد ، آنها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند .
پژوهش حاضر برای فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش ویژگی های حسابرس(دوره تصدی و اندازه حسابرس) و مالکیت مدیریتی، از این منظر که بر کیفیت گزارشگری مالی تاثیر دارند و به تبع آن می توانند بر میزان وجه نقد نگهداری شده در شرکت اثر گذار باشند، صورت پذیرفته است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از داده های مربوط به 65 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه آماری، برای دوره زمانی 1386-1391 استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون های پژوهش نشانگر تاثیر ویژگی های حسابرس بر سطح نگهداشت وجه نقد است. به عبارتی، مدت زمان رابطه حسابرس و صاحبکار اثر معناداری بر سطح نگهداشت وجه نقد صاحبکار دارد و نیز بین سطح نگهداشت وجه نقد شرکت های حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی و موسسات عضو جامعه حسابداران رسمی تفاوت وجود دارد. اما اثر مالکیت مدیریتی بر سطح نگهداشت معنا دار یافت نشد.
این مطالعه می کوشد درباره تأثیر ویژگی های شرکت بر بعضی از شاخص های نظام راهبری شرکتی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شواهدی عرضه کند. از این رو، تعداد 60 شرکت در بازه زمانی 1383 تا 1387 بررسی شده اند. شاخص های نظام راهبری شرکتی عبارت بودند از: 1. شاخص هیئت مدیره؛ 2. شاخص حسابرسی. برای ارزیابی شاخص هیئت مدیره از متغیر کفایت (ماندگاری) اعضای هیئت مدیره و برای ارزیابی شاخص حسابرسی از متغیر اظهار نظر حسابرس مستقل استفاده شد. ویژگی های شرکت با متغیرهای: فرصت های سرمایه گذاری، فرصت های رشد، ریسک مالی، اندازه شرکت و سهامداران نهادی به منزله متغیر کنترل مورد بررسی قرار گرفت و الگوی مناسب، با اجرای الگوی رگرسیون لجستیک و خطی چندمتغیره، به صورت داده های تابلویی عرضه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: تأثیر فرصت های سرمایه گذاری، ریسک مالی، فرصت های رشد و کفایت اعضای هیئت مدیره (تأخیری) بر کفایت اعضای هیئت مدیره (جاری)، به منزله شاخص هیئت مدیره، معنادار است. همچنین تأثیر ریسک مالی و فرصت های رشد و اظهار نظر حسابرس مستقل (تأخیری) بر اظهار نظر حسابرس مستقل (جاری)، به منزله شاخص حسابرسی، معنادار است.
گسترش و پیچیدگی روز افزون و شتاب آمیز واحدهای اقتصادی در جهان پیشرفته امروز فشارهای ناشی از کمبود منابع و افزایش رقابت و وجود انواع مخاطرات در زمینه های مالی اداری و تجاری که اهداف و سیاست های سازمانی را از درون و برون به شدت تهدید می کنند سبب شده است تا کنترل مستقیم و انفرادی این واحدها ناممکن شود
هدف این پژوهش بررسی احتمال صدور گزارش مقبول حسابرسان مستقل با استفاده از خصوصیات هیئت مدیره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. فرضیه های پژوهش مبتنی بر وجود رابطه بین خصوصیات هیئت مدیره و نوع گزارش حسابرسان مستقل است. نمونهی آماری پژوهش شامل 187 شرکت طی سال های 1384 تا 1388 است. روش آماری برای آزمون فرضیه های پژوهش، «آنالیز رگرسیون خطی لجیستیک» است. یافته های پژوهش نشان میدهد، رابطهی منفی و معنادار بین افزایش در «تعداد اعضای هیئت مدیره» و گزارش مقبول حسابرس و رابطهی مثبت و معنادار بین افزایش در «نسبت مالکانه» و گزارش مقبول حسابرس وجود دارد. «عدم تغییر در اعضای هیئت مدیره سال جاری نسبت به سال قبل» به صورت منفی و معنا دار بر گزارش مقبول حسابرس تأثیر میگذارد و بین افزایش در «نسبت ارزش بازار به دفتری حقوق صاحبان سهام» و گزارش مقبول حسابرس رابطهی مثبت و معنا داری وجود دارد. رابطهی منفی و معنادار بین «تغییر در حسابرس سال جاری نسبت به سال قبل» و گزارش مقبول حسابرس و رابطهی مثبت و معنادار بین افزایش در «نرخ بازده داراییها» و گزارش مقبول حسابرس وجود دارد.