در جهت گسترش پیش بینی وضعیت مالی شرکتها تحقیقات زیادی انجام گرفته است. آقای Henry Theil در سال 1969 میلادی روش جدیدی را بر اساس مفاهیم تئوری اطلاعات برای تحلیل صورتهای مالی بنا نهاد. وی با استفاده از اطلاعات صورتهای مالی درجه تغییرات در ترکیب اقلام ترازنامه را محاسبه کرد. این تحقیق رابطه بین تغییرات در ترکیب اقلام ترازنامه یا به عبارتی آنتروپی را با تغییرات سود مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق رابطه بین 1) قدر مطلق تغییرات سود و آنتروپی صورت وضعیت مالی، 2) قدر مطلق تغییرات سود و آنتروپی داراییها و 3) قدر مطلق تغییرات سود و آنتروپی بدهیها در قالب سه فرضیه مستقل تدوین گردیدند. برای آزمون فرضیه های تحقیق، جامعه آماری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند. با توجه به نیاز استفاده از سری زمانی جهت تعیین مقادیر تغییرات سود و آنتروپی اقلام صورت وضعیت مالی، شرکتهایی، که بیست سال سابقه فعالیت در بورس اوراق بهادار تهران را داشته و از طرفی اطلاعات صورتهای مالی آنها در دسترس بوده است به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند که تعداد آنها بالغ بر 16 شرکت گردید. نتایج حاصله از آزمون فرضیات این تحقیق، برخلاف تحقیقات انجام شده در کشور آمریکا که به وسیله آقایان Watts, Ball, Ross انجام گرفته و نشان داده اند که با 99 درصد اطمینان، تغییرات سود و آنتروپی می توان آینده شرکتها را از نظر موفقیت و یا عدم موفقیت مالی پیش بینی نمود، در ایران چنین فرضی در بورس اوراق بهادار تهران مورد تأیید قرار گرفت.
زمانی آزادسازی سرمایه به عنوان یک اقدام اجتناب ناپذیر در مسیر توسعه کشورهای فقیر تلقی می گردید. در این باره گفته می شد آزادسازی حساب سرمایه سبب می شود که منابع مالی از کشورهایی که دارای سرمایه فراوان هستند و نرخ مورد انتظار بازدهی سرمایه در آنها پایین است، به کشورهایی که با کمبود سرمایه مواجه هستند و بنابراین نرخ مورد انتظار بازدهی سرمایه در آنها بالاست، جریان پیدا کند و اضافه می نمودند که جریان منابع به کشورهایی که در حال اجرای فرآیند آزادسازی هستند هزینه سرمایه را کاهش داده و در نتیجه سرمایه گذاری و تولید را افزایش می دهد (استنلی فیشر، 1998؛ لاورانس اچ. سامرز 2000)، آن زمان مساله اصلی این نبود که آیا باید حساب سرمایه را آزاد کرد یا خیر، بلکه مساله این بود که چه زمانی باید به انجام این کار اقدام نمود - سوال این بود که آیا باید قبل از انجام اصلاحات اقتصادی نظیر آزادسازی تجاری و تثبیت تورم به امر آزادسازی مبادرت نمود یا پس از آن؟ (رونالد آی. مک کینون، 1991.( این بحث به همین شکل تا این اواخر ادامه داشت.
بحران اعتباری اخیر که با مشکلات وام های مسکن در ایالات متحده در سال 2007 آغاز شد، هم اکنون به بزرگ ترین معضل مالی و اقتصادی در سطح جهان تبدیل شده است. به علت درهم تنیدگی بازارهای مالی در سراسر دنیا، دامنه این بحران به سرعت از ایالات متحده فراتر رفت و ابعاد جدیدی پیدا کرد...
این مطالعه می کوشد درباره تأثیر ویژگی های شرکت بر بعضی از شاخص های نظام راهبری شرکتی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران شواهدی عرضه کند. از این رو، تعداد 60 شرکت در بازه زمانی 1383 تا 1387 بررسی شده اند. شاخص های نظام راهبری شرکتی عبارت بودند از: 1. شاخص هیئت مدیره؛ 2. شاخص حسابرسی. برای ارزیابی شاخص هیئت مدیره از متغیر کفایت (ماندگاری) اعضای هیئت مدیره و برای ارزیابی شاخص حسابرسی از متغیر اظهار نظر حسابرس مستقل استفاده شد. ویژگی های شرکت با متغیرهای: فرصت های سرمایه گذاری، فرصت های رشد، ریسک مالی، اندازه شرکت و سهامداران نهادی به منزله متغیر کنترل مورد بررسی قرار گرفت و الگوی مناسب، با اجرای الگوی رگرسیون لجستیک و خطی چندمتغیره، به صورت داده های تابلویی عرضه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: تأثیر فرصت های سرمایه گذاری، ریسک مالی، فرصت های رشد و کفایت اعضای هیئت مدیره (تأخیری) بر کفایت اعضای هیئت مدیره (جاری)، به منزله شاخص هیئت مدیره، معنادار است. همچنین تأثیر ریسک مالی و فرصت های رشد و اظهار نظر حسابرس مستقل (تأخیری) بر اظهار نظر حسابرس مستقل (جاری)، به منزله شاخص حسابرسی، معنادار است.
تنوع روش های سرمایه گذاری و پیچیدگی تصمیم گیری ها در دهه های اخیر به شدت گسترش یافته است. این رشد گسترده. نیاز فزاینده ای به مدل های فراگیر و یکپارچه ایجاد نموده است. برای پاسخگویی به این نیاز مدل سازی مالی از پیوند رویکرد مالی و برنامه ریزی ریاضی بوجود آمد. این مدل از پیشرفت های برنامه ریزی ریاضی و مباحث مالی به موازات هم استفاده نموده است. در مدل های بدره سهام معیارهای بازده و ریسک از مباحث مالی و روش های اندازه گیری و بهینه سازی از مباحث برنامه ریزی ریاضی بر گرفته شده است. در این مدل ها عموما سهم های مختلف به نسبتی با یکدیگر مخلوط می شوند که بدره سهام به ازای بازده معین از کمترین ریسک برخودار بوده. یا به ازای ریسک معین از بیشترین بازده بخرودار باشد. در فضای دو بعدی ریسک و بازده بدره هایی که دارای این ویژگی هستند. در روی یک منحنی به نام مرز کارا قرار می گیرند. مقیاس سنجش بهینگی بدره سهامی که از طریق یک مدل بهینه سازی تشکیل می شود. فاصله آن با مرز کارا و به عبارت بهتر قرار گرفتن آن در روی مرز کارا است. افزون بر این به دلیل پویایی بازارهای سرمایه همواره فرایندها و نیازهای جدیدی در رابطه با مدل های بدره سهام مورد شناسایی قرار می گیرد. در مدلی که در این مقاله ارایه می شود. سه نیاز محوری افق زمانی سرمایه گذاری بی قاعدگی های بازار و نسبت های مالی به عنوان معیارهای جدید در تشکیل سبد سهام مورد توجه قرار گرفته و از برنامه ریزی آرمانی برای بهینه سازی استفاده شده است.