نظریه روان کاوی فروید، یکی از نظریات مهم در قرن نوزدهم بوده که تأثیر شگرفی در تربیت داشته است. این نظریه از منظر روش، بر روش تجربه گرایی در غرب تکیه دارد و از منظر ماهوی، با مکتب مادی گرای اومانیسم هم سان است. نظریه پیش گفته دو رکن اساسی دارد؛ یکی ساختهای سه گانه ذهنی و دیگری حالات سه گانه روانی. به باور فروید، از میان ساخت های سه گانه ذهنی، نهاد برترین و بنیادی ترین ساخت است و منبع انرژی های غریزی جنسی به شمار می آید. وی ناخودآگاه را عامل اساسی در تربیت معرفی می کند. نظریه فروید از منظر معارف دینی به ویژه نهج البلاغه، در هر دو رکن پیش گفته، مخدوش است: نخست، روش تجربه گرایی انحصارگرا، روشی درست در شناخت انسان نیست. دوم، اومانیسم مکتبی انحرافی در شناخت انسان است که به ابعاد مترقی انسان توجهی ندارد. سوم، انسان دارای ساختهای سه گانه ذهنی نیست و صرفاً یک ساخت ذهنی دارد و چهارم، برخلاف نظر فروید، ضمیر ناخودآگاه بیشترین تأثیر را در رفتارهای انسان ندارد.
«انتقاد» به عنوان یکی از مهم ترین مظاهر آزادی بیان، محک مناسبی برای سنجش مردمی بودن نظام های سیاسی است. در نظام اسلامی که در دو مرحله حدوث و بقا، نیازمند رضایت عمومی می باشد، «نقد حاکمان» یا «نقد رفتار حاکمان»، حق شهروندان یا به نوعی تکلیف آنان به شمار می آید. این حق و تکلیف که مستفاد از آموزه های دینی است، به وسیله افراد به صورت مستقل یا در قالب تشکل های مدنی و احزاب سیاسی یا در ساختار نهادهای سیاسی قابل اعمال می باشد و نظام اسلامی، به تأمین و تضمین به کارگیری این حق از سوی شهروندان موظف است. نوشتار حاضر ضمن بررسی مفهوم انتقاد و تفاوت های آن با مفاهیمی چون عیب جویی، آزادی بیان و مخالفت، با بهره گیری از آیات قرآن کریم و سخن و سیره پیشوایان معصوم، به تبیین جایگاه و مبانی این حق پرداخته است و این فرضیه را مطرح می کند که منتقد در نظام سیاسی اسلام، از مصونیت برخوردار است و حتی در فرض تجاوز از مرزهای انتقاد، حاکمیت باید به نفع حق عمومی، از حق خویش بگذرد
حدیث «السّعیدُ سعیدٌ فی بطن أُمّه ِوالشّقیّ شقیّ فی بطن أُمِّهِ» من الرّوایات المعروفة فی مصادر الفریقین. وهو روی بشتّى الأشکال ومختلف العبارات فی المصادر والمراجع المختلفة. وأصبح محل اختلاف کثیر من المحدّثین والمتکلّمین والفلاسفة حیث اعتبره بعضهم دلیلاً على الجبر، وبه أثبتوا إعتقادهم الباطل بالجبر والإیمان بالقضاء الحتمیّ، وفریق منهم إعتبروه مجعولاً وأعرضوا عنه.
فی هذه المقالة قمنا أولاً بالبحث عن هذا الحدیث فی المصادر الرّوائیّة وبینّا نص الروایة الصّحیح الّذی تغیّر فی کلام العلماء المعاصرین. ثانیاً درسنا أسانید هذه الرّوایة فی شتّى مصادر الفریقین، ونتیجة البحث أنّ صحّة إنتساب هذه الروایة إلى المعصوم مشکوک فیها ولیس لها فی مصادر الشّیعة سندٌ صحیحٌ، وفی کتب أهل السّنّة أکثر المنقولات موقوفة إلّا أنّ قسماً من الرّوایات المستندة لم تخل من الخطأ. ثمّ درسنا مدلولات هذا الحدیث حتى نرى کیف یتم تأویل هذا الحدیث إلى جانب سائر تعالیم الدین حیث لا نواجه تناقضاً فیما بینهما.
از سال ها پیش، اندیشمندان، به ویژه اندیشمندان مسلمان، به طرح موضوع معنویت در امر مهم سلامت پرداخته اند. امروزه نیز دانشمندان دریافته اند که سلامتى بدون معنویت داراى کمبودى اساسى است. هدف اصلى این پژوهش، شناسایى مؤلفه هاى سلامت معنوى در آموزه هاى دین مبین اسلام است که با روش توصیفى تحلیلى و با مراجعه به دو منبع ارزشمند قرآن کریم و صحیفه سجادیه به استخراج این مؤلفه ها پرداخته مى شود. یافته هاى تحقیق نشان مى دهند که دین مبین اسلام در ارتقاى سلامتى پیروان خود نقش اساسى داشته و رابطه محکمى بین ایمان و سلامت روانى وجود دارد. خاستگاه سلامت معنوى در فرهنگ اسلامى، حقیقت قلب یا همان روح و نفس است که در کنار جسم قرار دارد و در عین حال، داراى شخصیتى مستقل است. مؤلفه هاى سلامت معنوى در قرآن و صحیفه سجادیه نیز عبارتند از مؤلفه هاى معرفتى، هیجانى، عملى و بازدهى.
مراقبه از ریشه ی رقب در لغت به معنای گردن است. با توجه به این که انسان در نظارت عمیق و همه جانبه گردن خود را به حالت کشیده نگه می دارد فلذا برای نظارت خدا بر انسان و نظارت انسان بر اعمال و حالات خویش و همنوع خویش مراقبت گفته می شود. مراقبت خدا بر انسان و انسان بر خود یک وجه اشتراکی در خصوص تکامل روحی و اخلاقی انسان دارد. ولی فرق نظارت خدا بر انسان با نظارت انسان بر خویش از این جهت است که مراقبت و نظارت خداوند همه جانبه بوده و هیچ نقص، کاستی و اشتباه ندارد. نتیجه این نظارت به خود خداوند برنمی گردد. مراقبت انسان بر حالات و رفتار خویش به وسعت مراقبت خداوند نمی رسد و احتمال دارد که همراه با غفلت نیز باشد. در این تحقیق ابعاد موضوعات فوق و همچنین اقسام مراقبت از دیدگاه امام علی(ع) بررسی شده است.
برخی روایات ائمه اطهار (ع) از سوی منتقدان مذهب جعفری حمل بر تحریف قرآن کریم شده است. در این میان روایات امام صادق (ع) از اهمیت و گستره بیشتری برخوردار بوده و به گونه های زیر تقسیم می شود: روایات دالّ بر افزایش برخی عبارات یا واژگان به آیات، تبدیل واژگان قرآنی، اختلاف قرائات و کاهش آیات.
در این مقاله تلاش شده تا هریک از گونه های روایات امام صادق (ع) در خصوص مسئله تحریف قرآن، از جنبه سندی ومتنی، نقد شده و در نهایت وجه صحیح دلالت روایات صحیح السند از میان آنها تبیین گردد. در خصوص این روایات باید گفت که مراد از تحریف قرآن در آنها، عموماً اشاره به تحریف معنوی بوده و منظور از افزایش یا تغییر عبارات و واژگان قرآنی نیز، افزایش های تفسیری یا اختلاف قرائات است.
تنزیل و تأویل در این گونه روایات نیز حاکی از وحی بیانی بوده و تنها روایت منقول از این امام همام که دلالت بر کاهش آیات می نماید، افزون بر شذوذ و مخالفت با اجماع اندیشمندان امامیه، منقول از نسخه ای مغلوط است.
از دیدگاه مولانا، رابطه ی مطلوب انسان با خداوند رابطه ای تحکم آمیز (زاهدانه) یا توافق مبتنی بر حقوق و وظایف (تاجرانه) نیست؛ بلکه این دو رابطه گرچه کارکردهای مثبتی دارند، در حقیقت دارای ارزش ابزاری هستند و نه ارزش ذاتی و صرفاً برای کسانی مفیدند که توان دستیابی به رابطه ی عاشقانه را ندارند؛ اما رابطه ی مطلوب میان انسان و خداوند رابطه ای عاشقانه است که ویژگی ها و مؤلفه هایی دارد که عبارت است از: اراده ی معشوق را اراده ی خود دانستن، توجه انحصارگرایانه، تمایل به یکی شدن با معشوق و رنج عاطفی.