مقایسه روایت های سه گانه ذی نفعان از برنامه درسی تجربه شده دوره ابتدایی با نظر به استعاره تربیتی سفر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر، مقایسه و تحلیل روایت های سه گروه ذی نفع اصلی برنامه درسی، یعنی معلمان، فراگیران و والدین آن ها، ذیل دو کلان استعاره «سفرتربیتی» و «جهان های موازی»، است. طرح پژوهش از نوع کیفی و روش اصلی پژوهش، از نوع «روایی» و مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. مکان پژوهش نیز به صورت عام، عرصه تعلیم و تربیت ایرانی-اسلامی و به طور خاص، مدرسه دولتی ابتدایی واقع در ناحیه دو آموزش و پرورش استان قم است. نمونه پژوهش نیز شامل 3 تَن از معلمان دوره ابتدایی،2 تَن از فراگیران و نیز والدین آن ها (به سبب متارکه یک گروه از والدین، جمعاً 3 نفر) می باشد. در خصوص روش تحلیل داده ها نیز باید گفت که تحلیل روایتی با نگاهی فراگیر در سراسر پژوهش جریان داشته و علاوه بر آن، فرآیند اصلی استخراج مفاهیم و مضامین اصلی، با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی (1987) انجام شده است. یافته ها حاکی از شکاف و فاصله جدی میان ساختار کلان حاکم بر نظام آموزشی و حوزه مطالعات برنامه درسی با میدان عمل برنامه درسی و داستانِ واقعی است که در مدرسه جریان دارد. در چنین مختصاتی، ضمن این که نمی توان تربیت را از برنامه درسی جدا دانست، مؤلفه های برنامه درسی، با دفع منطق حاکم بر برنامه درسی (تایلریسم خطی) ماهیتی پیچیده و غیرخطی یافته و به کلی دگرگون می شوند.