پیش فرض های فلسفی و دیدگاه های کلان هر نظریه پرداز از عناصر اساسی و انکارناپذیر نظریه های علمی وی می باشند. نظریات مطرح در حیطه تعلیم و تربیت نیز از این امر مستثنی نبوده و پیش فرض های فلسفی و متافیزیکی، نقطة اتکاء این نظریات به شمار می روند. به سخن دیگر می توان گفت مبانی فلسفی جایگاه رویش نظریه ها در تعلیم و تربیت می باشند. در این مقاله سعی شده تا با بررسی بخش هایی از آرای فلسفی صدرالمتالهین، دلالت های تربیتی آنها مورد بحث قرار گیرد.
هدف: این مطالعه با هدف بررسی نقش میزان پایبندی دانشجویان به سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان گرایش آن ها به اعتیاد انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه محقق اردبیلی در نیمسال اول سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند. از بین این دانشجویان 377 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده و با استفاده از فرم کوتاه پرسش نامه سبک زندگی اسلامی، پرسش نامه استعداد اعتیاد دانشجویان و مقیاس نگرش سنج مواد مخدر مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان پایبندی دانشجویان به سبک زندگی اسلامی با میزان تمایل آن ها به مصرف مواد و نیز مؤلفه های استعداد اعتیاد رابطه منفی داشته (01/0>P) و 23% از واریانس تمایل دانشجویان به مصرف مواد و 45% از واریانس استعداد اعتیاد دانشجویان با سبک زندگی اسلامی تبیین می شود. از بین مؤلفه های سبک زندگی اسلامی، مؤلفه مالی با ضریب بتای 28/0-، قویترین پیش بین تمایل دانشجویان به مصرف مواد و مؤلفه اخلاقی با ضریب بتای 28/0-، قویترین پیش بین استعداد اعتیاد در دانشجویان محسوب می شوند. بحث و نتیجه گیری: این یافته ها تلویحات مهمی در زمینه توجه به سبک زندگی اسلامی در دانشجویان و انجام اقدامات لازم برای ترویج و ارتقای آن به منظور پیشگیری از گرایش دانشجویان به آسیب های اجتماعی به خصوص مصرف مواد را به دنبال دارد.
هدف کلی پژوهش حاضر ، تعیین میزان توجه سند برنامه درسی ملی به مؤلفه های تفکر فلسفی است. تحقیق، ازنظر هدف،کاربردی و ازلحاظ روش مبتنی بر روش تحلیل محتوا است . به دلیل محدودیت ، نمونه آماری همان جامعه آماری یعنی سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران است .روایی ابزار، از طریق روایی محتوایی و پایایی آن با ضریب توافق ویلیام اسکات ، بیش از %86 تعیین گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و برای کسب اطمینان بیش تر نتایج ، از شیوه آنتروپی شانون ، بهره گرفته شد. نتایج حاکی از توجه نسبی سند اما نامتوازن و ناهماهنگ به مؤلفه های تفکر فلسفی است. مؤلفه «کنجکاوی» با 69 واحد ثبت معادل %26 و ضریب اهمیت 244/0 ، با بیشترین فراوانی و اهمیت موردتوجه و مؤلفه «وحدت شخصیت» با 9 واحد معادل %3 و ضریب اهمیت 024/0 ، مورد کم توجهی واقع شده است. مؤلفه های دیگر به ترتیب فراوانی و اهمیت، عبارت اند از: « علاقه به ارزش های انسانی» 52 واحد معادل %19 و ضریب اهمیت202/0، « جامعیت» 41 واحد یعنی %15 و ضریب اهمیت157/0، « تعمق» 38 واحد معادل %14 ضریب اهمیت 156/0، « استقلال رأی» 31 واحد معادل %11 و ضریب اهمیت 079/0، « نوجویی» 18 واحد یعنی %7 و ضریب اهمیت 072/0 و « انعطاف پذیری» 13 واحد معادل%5 و ضریب اهمیت 024/0بوده است.