نویسنده در مقدمه مقاله به دشمنى دیرینه دشمنان اسلام اشاره مىکند و مىگوید: از زمانى که اسلام با بعثت پیامبر خدا طلوع کرد و پرچم حق را برافراشت و پرچم باطل ستیزى را به دست گرفت، قابیلیان و نمرودیان قد علم کردند و بناى خشکاندن حقیقت را پى ریزى کردند .
سپس با استفاده از قرآن و بعضى از تفاسیر به تاریخچه قوم یهود پرداخته و مىگوید: بنى اسرائیل به خاطر این که نسب ایشان به اسرائیل پیغمبر «یعقوب» مىرسد بنى اسرائیل خوانده شدند . و فراز و نشیبهایى از زندگى این قوم و مواردى از ذلت آنها را بیان میکند . خداوند این گروه مظلوم و ستمدیده را توسط حضرت موسى علیه السلام از چنگال گروه ظالم و ستمگر فرعونى نجات داد . اما آنها این نعمتبزرگ را شکر گذارى نکردند بلکه راه کفر ، لجاجت و عناد را در پیش گرفتند و باز گرفتار خشم الهى شدند .
نقش دین در شکلگیرى و شکوفایى تمدن بشرى از دیدگاه بسیارى از مورخان و جامعهشناسان ادیان قابل انکار نیست . پیامبران الهى پیامآوران خوشبختى دنیوى مردم در کنار سعادت اخروى آنها بودهاند .
در نگاه قرآن در سرلوحه تعلیمات انبیا، علاوه بر ایمان به غیب و عبودیت پروردگار، دعوت بشر به عدالت، مبارزه با هرگونه ظلم و تبعیض و استبداد و اختناق و اسارتهاى اجتماعى و سیاسى، برقرارى امنیت و حاکمیت عدل و حق، تعلیم و تربیت، خودسازى، آزادى فکرى و روحى از خرافات و عقاید باطل، روشنبینى، واقعنگرى و فرجامبینى و نیز احساس مسؤولیت در برابر بیچارگان و مستضعفان، نیز مشاهده مىشود .
نمونه روشن نقش دین در تمدن بشرى نقش اسلام در سرزمین حجاز است . اسلام توانست در اندک زمانى در سرزمین سوخته و برهوت و جامعه جاهلى آن منطقه که نشانى از تمدن و فرهنگ و اخلاق در خود نداشت، مظاهر تمدن را در حد بالایى در معرض دید جهانیان بگذارد . یکى از مؤلفههاى اصلى تمدن بشرى، «امنیت» است . جامعهاى که از این نعمتبزرگ برخوردار نباشد، به یقین نمىتوان آن را جامعه متمدن نامید . آنچه که در این تحقیق مورد بررسى قرار گرفته است، نقش دین در همین مؤلفه اساسى تمدن بشر «امنیت» است . در این تحقیق اهمیت امنیت از دیدگاه اسلام و نیز ساز و کارهایى که اسلام براى عینیتبخشیدن به آن منظور کرده است، مورد بررسى واقع شده است .