فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱٬۰۳۷ مورد.
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۵ و ۱۰۶
101-114
حوزههای تخصصی:
سرمایه فکری و سرمایه انسانی به عنوان عامل اصلی ایجاد مزیت رقابتی پایدار و محرک اصلی رشد و توسعه جوامع مختلف است. مهاجرت زنان تحصیل کرده و متخصص به عنوان مسئله ای اجتماعی تاثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر توسعه ملی دارد و در سالهای اخیر روندی رو به افزایش یافته است که نیازمند بررسی و تحلیلی جامع و یکپارچه به منظور دستیابی به مدلی برای مدیریت این موضوع است. در این مقاله تلاش خواهد شد، تا با تاکید بیشتر بر سیاست های جذب و مشارکت استعدادها به عنوان یکی از شاخص های اصلی سرمایه فکری، به ارتباط مفهومی مهاجرت و توسعه زادگاهی پرداخته شود. با توجه به نظریات فراملی گرایی، مهاجران ایرانی در دیاسپورا به عنوان عامل مهمی از عوامل توسعه پایدار، با سرمایه های متنوع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فرصت های گرانبهایی هستند که می توانند با شکل دهی به جریان ارسال پول، تجارب، مهارت ها و دانش روز دنیا، کمک بزرگی به توسعه کشور نمایند. حمایت همه جانبه از مهاجران متخصص به ویژه زنان به عنوان حاملان فرهنگی جامعه و تلاش در جهت جذب آنان به هر طریق ممکن، تضمین کننده توسعه و پیشرفت پایدار جامعه می باشد. پژوهش پیش روی از نظر هدف کاربردی و از نظر روش مطالعه اسنادی است و با تمرکز بر رابطه بین مهاجرت های بین المللی و توسعه پایدار در سرزمین مادری، درصدد آسیب شناسی ارتباط دوسویه و موثر زنان مهاجر در دیاسپورای ایرانی با کشور مبدا می باشد.
فرزندپذیری در آینه دیگرانِ مهم: مطالعه ای داده بنیاد از فرآیند مواجهه والدین با فشارهای هنجاری فرزندپذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرزندپذیری یکی از راه های تجربه والدگری به ویژه برای زوجین نابارو است. به رغم اهمیت جمعیت شناختی فرزندپذیری، تاکنون تحقیقات اجتماعی در ایران، کمتر به ابعاد این موضوع توجه نموده اند. پژوهش حاضر، برمبنای رویکرد نظریه زمینه ای، فرآیند مواجهه والدین فرزندپذیر را با انواعی از فشارهای هنجاری مطالعه می کند. براساس نمونه گیری نظری و هدفمند، با 15 نفر از مادران فرزندپذیر شهر یزد مصاحبه عمیق صورت پذیرفت. داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی، تحلیل و در قالب خط داستان (شامل 12 مقوله اصلی و یک مقوله هسته) و مدل پارادایمی ارائه شدند. براساس یافته ها، پدیده اصلی پژوهش «رنجیدگی از ترحم دیگران» بود که به واسطه شرایط علی (نازایی قطعی، قاضیان مشرف به صحنه و ارزش بالای فرزند برای معنابخشی به زندگی) برساخته می شود و زوجین فرزندپذیر در قبال این امر، راهبردهای کنش های موقعیتی و یا ایستادگی در برابر مشکلات با پوشیدن کفش آهنین را برمی گزینند. با فعال شدن این استراتژی ها در بین خانواده های فرزندپذیر، درنهایت پیشنهاداتی برای فرزندپذیری به خانواده های مشابه ارائه می شود. یافته ها همچنین بیانگر آن است که اکثر زوجین فرزندپذیر احساسات منفی ناشی از دریافت دل نگرانی از سوی دیگران مهم را تجربه کرده اند. پیش داوری اطرافیان، ناهمراهی خانواده ها، دغدغه در مورد گذشته فرزندخوانده و... برخی از مهم ترین زمینه های شکل دهنده به این دل نگرانی هاست.
برابری و عدالت جنسیتی و رفتارهای باروری در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش مدل خانواده هایی که هم مرد و هم زن، هر دوشاغل هستند، ماهیت جنسیتی رابطه بین اشتغال و پرورش فرزند، یکی از مسائل مهم برای رفتار فرزندآوری شده است. هدف از این مقاله، بررسی تفاوتهای باروری، بر حسب برابری جنسیتی و عدالت جنسیتی می باشد. و همچنین، پاسخ به این پرسش، که آیا برابری جنسیتی و عدالت جنسیتی، برای باروری یک مسئله است؟ داده ها از یک پیمایش گذشته نگر از تاریخچه اشتغال و باروری که شامل 552 نمونه از زنان 40-20 ساله شهر اصفهان می شود، اخذ شده است. این مقاله برای برآورد اثر برابری جنسیتی و عدالت جنسیتی روی احتمال و الگوی باروری، مدل تحلیل بقا زمان گسسته را به کار برده است. نتایج نشان داد، که برابری جنسیتی در کارهای خانه داری، احتمال رسیدن به فرزند اول را در فاصله طولانی تری و احتمال رسیدن به فرزند دوم را در فاصله کوتاهتری بالا می برد، اما عدالت جنسیتی در کارهای خانه داری، احتمال رسیدن به فرزند اول و دوم را در فاصله طولانی تری بالا می برد. میزان باروری جزئی نشان داد که شاغلان با برابری جنسیتی متعادل، نسبت به زنان شاغل با برابری جنسیتی نامتعادل و زنان شاغل راضی از تقسیم کارهای خانه داری، نسبت به زنان شاغل ناراضی از تقسیم کارهای خانه داری، فرزند بیشتری به دنیا می آورند.
استقلال زنان و دوام ازدواج منجر به طلاق در میان گروه های قومی منتخب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل اجتماعی دنیای معاصر، کاهش دوام ازدواج است. در دهه های اخیر، همراه با افزایش سواد و تحصیلات زنان و مشارکت آنها در بازار کار، ساختار سنتی خانواده دگرگون شده است. هدف این پژوهش بررسی دوام ازدواج منجر به طلاق در میان سه گروه قومی فارس ، تُرک و کُرد است. روش پژوهش پس - رویدادی است. این مقاله تأثیر استقلال زنان بر دوام ازدواج منجر به طلاق را در شهرستان های با اکثریت قومی فارس، تُرک و کُرد بررسی می کند. جمعیت آماری شامل 78 شهرستان در سرشماری سال 1395 است. داده ها از پایگاه داده های مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال اقتباس شد. نتایج نشان داد که رابطه بین قومیت و دوام ازدواج منجر به طلاق از نظر آماری معنادار است. تحلیل های چند متغیره نشان داد که در شهرستان های با اکثریت قومی تُرک، به ازای هر واحد افزایش در استقلال زنان، دوام ازدواج منجر به طلاق 0.189 سال یا 69 روز کاهش می یابد. در مقابل، در میان فارس ها و کُردها، تغییرات دوام ازدواج منجر به طلاق مستقل از استقلال زنان است. این امر می تواند ناشی از ارزش ها و هنجارهای متفاوت فرهنگی در میان قومیت های مختلف باشد. انجام پژوهش های کیفی با هدف درک معانی نهفته در پسِ این روابط ضروری است.
برآورد و تحلیل نخستین سود جمعیتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آغاز کاهش باروری و در نتیجه کاهش نرخ رشد جمعیت ایران حداقل سه دهه گذشته است و در مورد اثر این تغییرات، خصوصاً تغییرات ساختار سنی بر اقتصاد ایران همچنان ناشناخته هایی وجود دارد. هدف از این پژوهش، سنجش و تحلیل اثر خالص و مستقیم این تغییرات بر رشد اقتصادی ایران، یعنی سود جمعیتی اول است. برای این کار، از روش متعارف در "حساب های ملی انتقالات" و نمایه سنی مصرف و درآمد از برآوردهای "حساب های ملی انتقالات ایران" استفاده شده است. برآوردهای سود جمعیتی اول، سه مرحله متمایز ولی مرتبط را آشکار می کند. سود جمعیتی اول در دو مرحله اول و سوم، به ترتیب به دلیل افزایش جمعیت کودکان و سالمندان، منفی است و تنها در مرحله میانی (مرحله گذار) مثبت می شود. براساس نتایج این مطالعه، سهم سال های سالمندی از کسری چرخه عمر ایرانیان تا میانه قرن پانزدهم ه.ش. از حدود 10 درصد به بیش از 50 درصد خواهد رسید. اثرات مطلوب تغییر در ساختار سنی جمعیت ایران به شکل سود جمعیتی اول تا دهه اول قرن پانزدهم ه.ش. خاتمه خواهد یافت؛ هرچند تغییرات جمعیتی پنجره های دیگری از سود جمعیتی (رشد بهره وری) را خواهد گشود که بهره برداری از آن نیازمند برنامه ریزی و سیاست گذاری اجتماعی- اقتصادی است.
عقلانیت اقتصادی و اجتماعی و کنش فرزندآوری در شهر تهران؛ نتایج یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۴)
101 - 131
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، تغییرات اجتماعی و اقتصادی ایران، بسیاری از خانواده ها را درباره ی فرزندآوری به تأمل واداشته و طرح سؤالاتی در خصوص بچه دار شدن و افزایش تعداد فرزندان در بین خانواده ها، روندی روزافزون به خود گرفته است. هدف اصلیِ این پژوهش، واکاوی نقش عقلانیت اقتصادی و اجتماعی در کنش فرزندآوری در بین خانواده های تهرانی است. دیگر اهداف پژوهش پاسخ به این سؤالات است که خانواده های تهرانی چه تعریفی از کنش فرزندآوری دارند؟ و بر اساس تفسیر خود از فرزندآوری چه واکنشی نشان می دهند؟ این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای انجام شده است. نمونه گیری در این تحقیق نیز ترکیبی از نمونه گیری های هدفمند، نظری و گلوله برفی، با محوریت نمونه گیری نظری است. بر این اساس، در بین جمعیت مورد مطالعه که متشکل از زنان و مردان 49-15 ساله و متأهل تهرانی بود، در زمستان 1394 با 89 نفر (60 نفر زن و 29 نفر مرد) مصاحبه ی عمیق صورت گرفت. یافته ها نشان داد که احساس ناامنی اقتصادی و اجتماعی و رشد فزاینده هزینه های فرزندان، شرایطی را به وجود آورده که خانواده ها با تعریف فرزندآوری به مثابه تعهدی بلند مدت و مسئولیتی الزام آور، درصدد عقب نشینی از یک تصمیم غیر قابل بازگشت باشند. شرایط مذکور باعث شده که خانواده ها پس از تأمل درباره آینده فرزندان و با تأکید بر کیفیت به جای کمیت، فرزندآوری پایین و بازاندیشانه را به عنوان یک کنش عقلانی برگزینند. پیام سیاستیِ این مطالعه آن است که در راستای تحقق سیاست های جمعیتی، مکانیسم های ثبات اقتصادی و اشتغال پایدار در دستور کار برنامه ریزان و سیاست گذاران قرار گیرد.
بازاندیشی در معنای فرزند و دلالتهای آن در زندگی: رهیافت کیفی در زنان متاهل بی فرزند ساکن شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، با هدف واکاوی معنای فرزند و نقش آن در فرزندآوری از دیدگاه زنان بی فرزند ساکن شهر تهران انجام شد. با استفاده از روش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی، 18 مصاحبه عمیق با زنان بدون فرزندی که حداقل 5 سال از ازدواج آن ها گذشته و به طور ارادی بارور نشده اند، انجام شد. این زنان به روش هدفمند در تابستان 1396 نمونه گیری شده و داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوایی موضوعی با رویکرد استقرایی تحلیل شدند. مقوله اصلی عبارت است از: " فرزندتلفیقی از تمایل غریزی و ذاتی به همراه نگرانی و ابهام است که با رشد عقلانیت در فرزند آوری ارادی و برنامه ریزی شده، بازاندیشی در نقش فرزند بر کیفیت رابطه زناشویی و حمایت سالمندی همراه بوده و مفهومی دینامیک بوده که با گذر زمان (چه در گذر نسلی، چه در دوره زندگی)، متحول می شود". علی رغم ارزش ذاتی فرزند، به علت رشد عقلانیت، زنان به دنبال شرایطی هستند که تصمیم فرزند آوری را با کنترل شرایط اتخاذ کرده، قبل از فرزندآوری از کیفیت رابطه زناشویی اطمینان حاصل کرده و با داشتن سالمندی فعال و سالم، به دنبال تعدیل انتظارات خود از فرزند در سالمندی هستند. این معانی برای فرزند و کارکردهای آن در زندگی در تفسیر تغییرات رفتار فرزندآوری نسل های حاضر کاربرد خواهد داشت
واکاوی عوامل مؤثر بر مصرف گرایی لوازم آرایشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
81 - 100
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی این پژوهش آن است که چه عواملی بر مصرف گرایی لوازم آرایشی در ایران تأثیرگذارند. روش این پژوهش ترکیبی از روش های تحلیل اسناد و مرور نظام مند، مطالعه اسنادی و تاریخی، فراتحلیل و مصاحبه بوده است. ترکیب و تجمیع داده های مکمل از یافته های منابع مختلف به عوامل مختلفی که در این پدیده دخیل هستند منتهی شد. دسته بندی این عوامل ذیل سه دسته تقویت کننده، تسهیلگر و موانع در این جهت بود که به تفکیکی مناسب از عوامل منجر شود و از این طریق عوامل کلیدی تر استخراج و معرفی شوند. بستر و ارزش های اجتماعی فرهنگی، نقش کنشگر، و تأثیر رسانه ها را می توان به عنوان عوامل مهم تر در این حوزه مطرح کرد. درواقع، شرایط و بستر اجتماعی عامل مهمی در سوق دادن افراد به مصرف لوازم آرایش به عنوان انتخاب، جایگزین یا اجبار است. از طرفی، این کنشگر است که گاهی فعالانه یا منفعل به سمت مصرف لوازم آرایشی می رود که در این مقوله سهم رسانه مشهود است. در حالتی مطلوب، اگر ارزش ها و بستر جامعه بر شایسته سالاری مبتنی باشند و کنشگر هم کاملاً آگاهانه از کارکردهای مطلوب لوازم آرایشی استفاده کند، آرایش کردن و مصرف لوازم آرایش به عنوان پدیده ای با کارکرد بهینه و مطلوب و همسو با تقویت ارزش ها و هنجارهای اجتماعی موردنظر قرار می گیرد و این امر به پیشگیری از افراط در مصرف گرایی در این حوزه منجر خواهد شد.
اختصارات (کوته نوشت ها) در جمعیت شناسىو زمینه هاى وابسته (انگلیسى فارسى)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر تحصیلات عالی زنان روستایی بر اشتغال در نقاط روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتقای سطح تحصیلات به لحاظ تاثیراتی که بر ایجاد فرصت ها و کسب شغل و درآمد دارد می تواند مورد توجه محققان و سیاستگذاران قرار گیرد. در دهه های اخیر با توجه به رشد سریع در سطح تحصیلات عالی زنان در ایران و ورود افراد با تحصیلات بالاتر به بازار کار، می توان کاهش نابرابری و کاهش فقر را از طریق اشتغال زنان درسطح کل کشور انتظار داشت.بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ نقاط روستایی کشور با در اختیار داشتن حدود ۲۷ درصد تولید ناخالص داخلی تنها ۱۳/۲ درصد از جمعیت آن را زنان دارای تحصیلات عالی تشکیل می دهد. هدف این مقاله بررسی ارتباط سطح تحصیلات عالی با کسب شغل و درآمد است. برای این منظور، از داده های طرح آمارگیری نیروی کار در سال های مختلف و همچنین طرح آمارگیری از هزینه- درآمد خانوارهای روستایی سال ۱۳۹۴، با حجم نمونه ۱۹۳۸۱ خانوار استفاده شده است. نتایج مدل لجستیک حاکی از آن است اگرچه زنان سرپرست خانوار در حالت کلی نسبت به مردان سرپرست خانوار شانس کم تری برای شاغل بودن دارند، اما درصورتی که زنان سرپرست خانوار از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشند، شانس بیش تری برای شاغل شدن نسبت به مردان خواهند داشت و از این رو با کسب شغل و کاهش نابرابری، اثر مثبتی بر رشد تولید ناخالص داخلی هم روستا و هم کل کشور خواهند داشت. به عنوان یک توصیه سیاستی پیشنهاد می شود که گسترش کیفی و توسعه اقتصاد دانش بنیان در دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و تحقیقاتی در دستور کار قرار گیرد. در نتیجه این اقدام می توان کاهش نابرابری و فقر و همچنین رشد تولیدات در سطح منطقه ای را انتظار داشت.
کاربرد مدل ارتقاء سلامت پندر در ارزیابی کیفیت زندگی زنان سنین باروری شهرهای استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی با هدف مطالعه تعیین کننده های اجتماعی- جمعیتی کیفیت زندگی زنان 49-15 ساله شهرهای استان سیستان و بلوچستان براساس الگوی ارتقاء سلامت پندر و با حجم نمونه 800 نفر انجام شد. روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل، آنالیز واریانس و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. نتایج تحلیل مدل های رگرسیونی نشان داد خودکارآمدی درک شده دارای بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی متغیر کیفیت زندگی بود (288/0Beta=). بعد از آن به ترتیب: عامل موانع درک شده، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، سن، تعداد فرزندان و عواطف درک شده، پیش بینی کننده کیفیت زندگی زنان مورد مطالعه بودند و در مجموع این شش متغیر 8/32 درصد تغییرات کیفیت زندگی زنان را پیش بینی می کردند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که سازه های الگوی ارتقاء سلامت پندر از جمله خودکارآمدی درک شده و موانع درک شده و همچنین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت جهت پیش گویی کیفیت زندگی زنان مناسب اند.
جهانی شدن و مهاجرت نخبگان: شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان ایرانی با رویکرد تحلیل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
375 - 416
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی ارزشمند نظیر افراد نخبه و کارآمد علمی در یک جامعه در عرصه های مختلف ملی نقش حیاتی ایفا کرده و از اینرو، مدیریت مطلوب و هدفمند این سرمایه های ارزشمند امری مهم به شمار می آید. با توجه به اهمیت مهاجرت نخبگان علمی و تأثیر منفی آن بر فرآیند توسعه در کشور، مطالعه حاضر به بررسی و شناسایی عوامل موثر بر مهاجرت نخبگان علمی در کشور ایران می پردازد. در این مطالعه از مدل ارزیابی مبتنی بر فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به منظور رتبه بندی عوامل موثر بر مهاجرت نخبگان علمی به عنوان ابزاری کارآمد استفاده شده است. در همین راستا، ابتدا پرسشنامه خبره طراحی و در ادامه توسط خبرگان دانشگاهی تکمیل شده است. نتایج مطالعه حاضر مبین این مهم است که براساس دیدگاه خبرگان شاخص جهانی شدن بیشترین اثر گذاری را بر مهاجرت نخبگان علمی ایرانی دارد. مقاله حاضر ایجاد شبکه هایی متشکل از متخصصان ایرانی در خارج از کشور به منظور همکاری به صورت پاره وقت با مراکز علمی داخلی به عنوان راهکار کوتاه مدت و ایجاد فضای مناسب در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای حفظ متخصصان کشور و جلوگیری از مهاجرت آن ها به خارج از کشور را به عنوان یک راهکار بلند مدت پیشنهاد می نماید.
نقش آموزشی و فرهنگ سازی رسانه های نوپدید در لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
85 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو بررسی نقش آموزشی و فرهنگ سازی رسانه های نوپدید در لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه است. روش پژوهش میدانی و بر مبنای هدف از نوع توسعه ای کاربردی است. جامعه آماری شامل تمام مربیان فوتبال، مدیران فوتبال، بازیکنان، داوران، خبرنگاران در لیگ های فوتبال، کارشناسان ارتباطات رسانه ای، و مخاطبان لیگ برتر فوتبال کشور است. نمونه پژوهش شامل 384 نفر (با تأکید بر کفایت نمونه فرمول تعیین حجم نمونه کوکران) و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای است. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته ارزیابی عملکرد رسانه های نوپدید در زمینه لیگ برتر فوتبال متشکل از 2 مؤلفه (آموزشی و فرهنگسازی) و 15 عبارت است. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون T تک نمونه ای صورت گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، آموزش و فرهنگ سازی رسانه های نوپدید در زمینه لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه در حد مطلوبی گزارش شد (0001/0=P). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت رسانه های نوپدید ورزشی می توانند، با ترویج فرهنگ و اصول اخلاقی در ورزش فوتبال در چارچوب نظام ورزش کشور و نیز ترویج و تشویق بازیکنان حاضر در لیگ به رعایت اصول بازی جوان مردانه و همچنین تقویت روحیه نقادی و انتقادی سازنده از دستگاه های اجرایی ورزش کشور، تا حد زیادی نقش فرهنگ سازی خود را در زمینه لیگ برتر فوتبال کشور ایفا کنند. همچنین برگزاری نشست ها و سمینارهای کمیته رسانه ای با مدیران سازمان ورزش و جوانان و مدیران باشگاه های لیگ فوتبال و ارائه بازخوردهای سازنده به آن ها می تواند در این راه تا حد زیادی مثمر باشد.
معرفی و کاربرد مدل کارت برای طبقه بندی تعداد فرزندان ایده آل زنان 15-49 ساله استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقالهمعرفی و کاربرد مدل درختی کارت برای طبقه بندی وقایع جمعیتی است که از آن برای طبقه بندی تعداد فرزندان ایده آل طرح "بررسی رفتارهای ازدواج و باروری زنان حداقل یکبار ازدواج کرده، 15-49 ساله در استان سمنان- 1391" استفاده شده است. یافته های مطالعه نشان داد که مدل درختی کارت با استفاده از ضریب جینی با احتمالات پیشین برآوردی از دقت کافی و مناسب برای پیش بینی طبقه تعداد فرزندان ایده آل برخوردار بود. نتایج برازش این مدل برای طبقه بندی تعداد فرزندان ایده آل 405 زن حداقل یکبار ازدواج کرده با متغیرهای پیش بین سن در اولین ازدواج، نوع ازدواج، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی، محل تولد و کوهورت موالید، نشان داد که وضعیت شغلی، نقش متفاوتی در میان کوهورت های موالید ایفا می کند. نزدیکی نظرات و نیات باروری کوهورت موالید اول و دوم به یکدیگر، از دیگر نتایج بدست آمده در این مقاله می باشد. زنان شاغل نسبت به زنان غیرشاغل در کوهورت موالید اول تعداد فرزندان ایده آل بیشتری دارند. همچنین، سن در اولین ازدواج برای کوهورت های موالید دوم و سوم که محل تولد آنان روستا بوده است، نیز نقش مهمی بر روی تعداد فرزندان ایده آل دارد
شبیه سازی تغییرات جمعیتی ایران با استفاده از مدل پایه عامل بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانستن اندازه جمعیت در آینده و پیش بینی دقیق آن برای دولتمردان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چراکه بسیاری از برنامه ریزی های دولتی با مسئله جمعیت رابطه نزدیکی دارند. هدف از این مقاله کاربست شبیه سازی عامل بنیان برای پیش بینی روند تغییرات و ترکیب جمعیتی ایران در طی 50 سال آینده است. این روش می تواند امکان تحلیل سناریو های مختلف جمعیتی را فراهم سازد، مدلی ساختاری از تغییرات ارائه دهد، اجزای نامتجانس را مدل سازی کند و به دلیل احتمالی بودن آن نتایج واقعی تری را ارائه نماید. نتایج شبیه سازی با سناریو های مختلف ارائه شده توسط مرکز آمار ایران مقایسه شد و همبستگی معناداری بین این دو نتیجه مشاهده شد که حاکی از قابلیت اعتماد بودن مدل شبیه سازی ارائه شده می باشد. نتایج حاصل از شبیه سازی نشان می دهد سن ازدواج تا 15 سال آینده همبستگی معناداری با روند افزایش جمعیت ندارد، ولی در بلندمدت همبستگی معناداری دارد. بررسی ها نشان می دهد شبیه سازی عامل بنیان، علاوه بر مدل سازی مسئله جمعیت به صورت تصادفی، با عوامل نامتجانس و با قابلیت تحلیل سناریو، می تواند سیستمی از واقعیت را شبیه سازی نماید که برآوردهای جمعیتی را به صورت سالیانه تولید نماید.
تأثیر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی در ایران با استفاده از داده های استانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۶ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
289 - 313
حوزههای تخصصی:
ساختار سنی جمعیت، با توجه به رفتار اقتصادی متفاوت افراد در مراحل مختلف زندگی، اثرات قابل توجهی بر عملکرد اقتصادی جامعه دارد. در این مطالعه، تأثیر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی با استفاده از داده های استانی بررسی شده است. بدین منظور، در قالب دو الگو، تأثیر متغیرهای نسبت جمعیت فعال، سهم افراد جوان در سن کار، سهم افراد مسن در سن کار و نرخ باسوادی (در قالب الگوی اول) و متغیرهای نسبت جمعیت فعال، سهم افراد میان سال در سن کار، بار تکفل سالمندی و نرخ باسوادی (در قالب الگوی دوم) بر رشد اقتصادی با استفاده از داده های استان ها به روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تکنیک اقتصادسنجی داده های تابلویی مورد بررسی قرار گرفت. محدوده زمانی این پژوهش، سال های 1385، 1390 و 1395 می باشد. یافته های مطالعه نشان داد متغیرهای نسبت جمعیت فعال به کل جمعیت، سهم جمعیت جوان در سن کار، سهم افراد میان سال در سن کار و نرخ باسوادی تأثیر مثبت، و سهم جمعیت مسن در سن کار و بار تکفل سالمندی تأثیر منفی بر رشد اقتصادی استان های کشور دارند.
عوامل جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی موثر بر فقر خانوارهای شهری ایران در 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله فقر بسیار گسترده بوده و در هر جامعه متناسب با ویژگی های خاص خود از عوامل پیشین متفاوتی تأثیر می پذیرد. در این پژوهش اثر 12 عامل جمعیتی-اقتصادی-اجتماعی بر احتمال فقیر شدن خانوار تحت یک مدل رگرسیون پروبیت با روش حداقل راستنمایی سنجش شد. نمونه مورد استفاده، شامل 66038 نفر و در مجموع 18809 خانوار شهری ایران است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن دو سطح رفاهی بالا و پایین به بررسی احتمال خروج از فقر می پردازد. بر این اساس مرز درآمدی سطح رفاهی پایین برای خروج خانوار از فقر برابر با 115 میلیون ریال و برای سطح بالای رفاهی، خط فقر برابر با 264 میلیون ریال محاسبه شده است. براساس نتایج مدل، مهم ترین عامل اثرگذار در خروج از فقر خانوار در سطح رفاهی پایین تر، وضعیت درآمدی سرپرست و در سطح رفاهی بالاتر، نسبت تعداد افراد دارای درآمد در خانوار بوده و همچنین تعداد مطلق افراد دارای درآمد در خانوار نیز اثر قابل توجهی در خروج خانوار از فقر داشته است. افزایش سطح تحصیلات سرپرست خانوار عامل دیگری در خروج از فقر بود. همچنین افزایش تعداد افراد تحصیلکرده در خانوار نیز اثر قابل توجهی در خروج از فقر داشته است و با افزایش بعد خانوار احتمال فقیر شدن کاهش می یابد.
کاربرد مدل سازی ریاضی در پیش نگری رویداد ولادت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰۹ و ۱۱۰
۴۱-۵۳
حوزههای تخصصی:
ا توجه به نیاز روز افزون به برنامه های آمایش سرزمین و برنامه ریزی های میان مدت، شناخت وضعیت جمعیتی در سالیان آینده و نیز برآورد تعداد و ساختار آن به یکی از سؤالات جدی برنامه ریزان از جمعیت شناسان تبدیل شده است. دست یابی به چشم اندازی از جمعیت و نیز برآورد های مقرون به واقع، نیازمند درک تحرکات جمعیتی است. وضعیت آینده ولادت با توجه به آن که امکان برنامه ریزی برای افزایش و کاهش را به برنامه ریزان می دهد توجه برانگیز است. شاید اگر می دانستیم که وقوع رویداد ولادت در یک جمعیت از چه مدلی تبعیت می کند، امکان مداخلات مؤثرتری با هدف تحقق سیاست های جمعیتی فراهم بود. به همین منظور مقاله حاضر سعی در برازش مدلی بر داده های ولادت پایگاه اطلاعات جمعیت کشور با استفاده از رگرسیون سری زمانی دارد. از داده های ماهانه ولادت از سال 1392 تا 1398را برای پیش بینی ثبت ولادت در سال 1399 استفاده شده است. با توجه به این که رویدادهای حیاتی رفتارهای تناوبی یکسانی برحسب زمان دارند، استفاده از توابع فوریه برای برازش مدل بر داده ها بهینه تر خواهد بود. به کمک ضریب تعیین و معیارهای RMSE مدل فوریه(8) را می توان به عنوان یک پیش بینی معتبر و مناسب برای تعداد ولادت ها در نظر گرفت. بر همین اساس برای سال 1399تعداد ولادت های پیش بینی شده رقمی درحدود 1072000 رویداد خواهد بود.
نقش نگرش و تقسیم کار جنسیتی در ترجیحات و نیات باروری زنان و مردان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۳ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۵)
95 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی رابطه بین باورها و تقسیم کار جنسیتی در منزل با تمایلات و نیات باروری زنان و مردان ساکن شهر تهران است. این مقاله حاصل تحلیل ثانویه داده های پیمایش مقطعی در بین 920 زن و مرد سنین باروری است که دارای فقط یک فرزند زیر5 سال بوده و در ماه مرداد و نیمه اول شهریور ماه سال 1391، به پایگاه های بهداشتی دولتی جهت واکسیناسیون کودکان خود مراجعه کرده اند. روش نمونه گیری در پیمایش، سهمیه ای- خوشه ای است. نتایج تحقیق نشان داد که ترجیحات باروری در زنان و مردانی که نگرش های جنسیتی سنتی داشتند، بطور معنی داری بیشتر از افراد با نگرش های جنسیتی مدرن است. زنانی که همسران آنها سهم مهمی در کارهای منزل ایفا می کردند، بطور معنی داری ترجیحات باروری بیشتری داشتند. مدلهای لگاریتم پوآسون نشان داد نگرش جنسیتی سنتی، پس از کنترل اثر تحصیلات و اشتغال، فقط برای زنان نقش تعیین کننده ای در ترجیحات بیشتر باروری دارد. همچنین، رابطه مستقیم و معنی داری بین وضعیت تقسیم کار جنسیتی در منزل و نیات باروری زنان وجود داشت. بر اساس نتایج، در راستای سیاستهای تشویق باروری، افزایش مشارکت مردان در کارهای منزل و نگهداری از فرزند توصیه می شود.
تاثیر سالخوردگی نیروی کار بر کارایی فنی در بخش کشاورزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰۹ و ۱۱۰
۱-۱۶
حوزههای تخصصی:
گسترش و توسعه بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، به مجموعه ای از نیرو های خلاق، آموزش پذیر، ریسک پذیر پویا و شاداب نیاز است. از مشکلات بزرگ بخش کشاورزی ایران، سالخوردگی نیروی کار است که می تواند موجب کاهش بهره وری و تولید در این بخش گردد. بنابراین، هدف این تحقیق بررسی تاثیر سالخوردگی نیروی کار بر کارایی فنی در بخش کشاورزی ایران است. بدین منظور از داده های 32 استان کشور در سال های 1382 و 1392 و همچنین روش تحلیل مرزی تصادفی استفاده می شود. نتایج این مطالعه نشان می دهد سالخوردگی نیروی کار، تاثیر منفی بر کارایی در بخش کشاورزی دارد، بنابراین باید سیاست هایی اتخاذ کرد که ساختار سنی بخش کشاورزی جوان تر شود. علاوه بر این، نتایج نشان داد که آموزش در مورد حرفه های کشاورزی در بهبود بهره وری تولید مفید است. در نتیجه، بخش دولتی برای تشویق و همچنین پرورش جوانان تازه وارد به بخش کشاورزی، باید سیاست هایی را اتخاذ کند تا آنها را به کشاورزانی با دانش تبدیل کند.