فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۲٬۰۱۲ مورد.
فراتحلیل تحقیقات درباره تأثیر بعد خانوار بر موفقیت تحصیلی فرزندان (آیا فرزند بیشتر موجب موفقیت تحصیلی کمتر می شود؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نگرانی های خانواده ها در خصوص افزایش موالید، پایین آمدن پیشرفت تحصیلی فرزندانشان است. این نگرانی مبتنی بر فرضیه ای غالب است که فرزند بیشتر، موفقیت تحصیلی آنها را کاهش می دهد. در این مقاله تلاش شده از طریق فراتحلیل مطالعات تجربی در کشورهای گوناگون، فرضیه غالب را به چالش کشیده و امکان طرح فرضیه یا فرضیه های رقیب در خصوص رابطه بعد خانوار و موفقیت تحصیلی فرزندان را مطرح کند. نتیجه نشان می دهد: برخی مطالعات با تبعیت از نظریه هایی مانند مدل رقیق شدگی منابع و مدل تلاقی، به این نتیجه رسیده اند که این دو رابطه منفی دارند. اما این تحقیقات توسط دیگران چون اللوید و کلی به نقد کشیده شده و آنها نشان داده اند که رابطه معنا دار میان بعد خانوار و موفقیت تحصیلی وجود ندارد. از نظر معتقدان به رابطه منفی، اندازه خانوار از طریق متغیرهای واسط بر موفقیت تحصیلی اثر می گذارد و اگر تحت شرایطی با افزایش تعداد فرزندان، متغیرهای واسط طور دیگری رفتار کنند، شاهد افت موفقیت تحصیلی فرزندان نخواهیم بود. از این رو فرضیه غالب در اغلب شرایط و محیط ها اعتبار خود را از دست می دهد و جای خود را به فرضیه های رقیب می دهد.
بررسی رابطه بین پایگاه اجتماعی خانواده و میزان رشد حرکتی کودکان 3-4ساله شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تغییر و پیشرفت در رفتارهای حرکتی فرد در نتیجه تاثیر متقابل عوامل ارثی و محیطی حادث می شود. در این میان خانواده به عنوان یک عامل محیطی که علاوه بر اینکه تعیین کننده نژاد و قومیت کودک است می تواند با انتخاب شیوه های تربیتی و نوع سبک زندگی شرایط متفاوتی را برای رشد حرکتی کودکان فراهم کند. این تحقیق سعی کرده است به بررسی رابطه بین پایگاه اجتماعی خانواده ومیزان موفقیت کودکان در اجرای مهارت های درشت و ظریف بپردازد. برای دستیابی به هدف مذکور تعداد 245کودک از شهر اصفهان با روش نمونه گیری ترکیبی احتمالی – خوشه ایی- سیستماتیک انتخاب شدند و اطلاعات لازم از طریق آزمون رشد دنور 2 در دو حیطه مهارت های حرکتی درشت و ظریف و پرسشنامه محقق ساخته مربوط به ویژگی های والدین به دست آمد. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه بین پایگاه اجتماعی خانواده و میزان موفقیت کودکان در مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت بود.
رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی با واسطه گری ترس از صمیمیت در متاهلین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۰
467-486
حوزههای تخصصی:
سازگاری زناشویی کیفیت روابط زوجی را اندازگیری می کند بنابراین شناسایی متغییر های مرتبط با سازگاری زناشویی می تواند در پیش برد اهداف مربوط به ارتقاء سطح کیفی روابط زوجین موثر باشد. هدف تحقیق حاظر شناسایی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی وهمچنین تعیین نقش واسطه ای ترس از صمیمیت در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه غیرآزمایشی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر تمام متاهلین( زن و مرد) بود، که در سال های 1395- 1396 در شهر کاشان مشغول به زندگی بوده و حداقل سه سال از زندگی مشترک آن ها گذشته باشد . بدین منظور 250 نفر از متاهلین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (DAS)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ(YSQ-SF)، مقیاس ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن (FIS) ، بود. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و Amos 21 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی برای مردان (31/0r=-) و زنان (53/0- r=)، رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین نمره کل طرحواره های ناسازگار اولیه و نمره ترس از صمیمیت برای مردان (43/0 r=) و زنان (58/0 r=)، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین ترس از صمیمیت و سازگاری زناشویی برای مردان (78/0- r=) و زنان (76/0- r=) رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین یافته های مربوط به تحلیل مسیر نشان داد که ترس از صمیمیت میانجی گر رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری زناشویی است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه نقش عمده ای در سازگاری زناشویی از طریق ترس از صمیمیت دارد. بنابراین لزوم توجه به متغییر هایی همچون طرحواره های ناسازگار اولیه و ترس از صمیمیت در کار با زوجین بیش از پیش احساس می شود.
بررسی رابطه هویت اجتماعی و سبک فرزندپروری مادران شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده نخستین هسته جامعه و از عوامل اصلی انتقال فرهنگ، اندیشه، اخلاق، سنت و عواطف از نسلی به نسل دیگر است و ثمره این نهاد فرزند است. برای به ثمر رسیدن فرزندان هر یک از پدر و مادر وظایفی را بر عهده دارند، در این میان بیشترین سهم در تربیت و تأثیرپذیری بر فرزندان را مادران بر عهده دارند؛ مادر از ابتدایی ترین مراحل پیدایش به عنوان مربی همراه انسان است. بنابراین سلامت روانی، جسمانی، اجتماعی و هویت مادران برای تربیت فرزندان سالم لازم و ضروری است. به همین دلیل در این پژوهش به بررسی رابطه بین سبک فرزندپروری والدین و ابعاد هویت اجتماعی مادران شهر ایلام پرداخته شده است. در ابتدا مطالعه های انجام شده در این حوزه مرور گردیدند، سپس بر اساس نظریه ای مبتنی بر آراء گیدنز شش فرضیه ارائه شد. برای آزمون فرضیه ها 400 نفر از مادران شهر ایلام به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه است. نتایج حاصل از آزمون اتا نشان دهنده همبستگی بین متغیرهای ابعاد هویت اجتماعی و سبک فرزندپروری والدین است؛ از همه مهم تر همبستگی بین هویت اجتماعی مادران با سبک فرزندپروری مقتدرانه است. در واقع مادرانی که به هویت جنسی، ملی، قومی و گروهی تثبیت شده ای دست پیدا کرده اند شیوه تربیتی مقتدرانه که سالم ترین شکل روابط خانوادگی است را برای تربیت فرزندان خود اعمال کرده اند. در مقابل بحران هویت مادران به انتخاب نامناسب ترین سبک فرزندپروری؛ یعنی سبک فرزندپروری بی توجه منجر شده است.
مقایسه الگوهای فراغت فردی، خانوادگی و دوستانه نوجوانان و میانسالان شهر اصفهان و بررسی نقش هویت جنسیتی، دینداری و مولفه های آن در این الگوها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق مقایسه الگوهای فراغتی نوجوانان (18-15 سال) و میانسالان (55-35 سال) برای نشان دادن تغییر الگوهای فراغتی و منطق شکل گیری آنها در خانواده های ایرانی و بررسی نقش هویت جنسیتی و دینداری در این الگوها است. تحقیق به روش پیمایشی بوده و 2615 نفر از نوجوانان و میانسالان از 15 منطقه اصفهان انتخاب شدند. فراغت به صورت فردی، خانوادگی و دوستانه دسته بندی شده و در یک پرسشنامه محقق ساخته الگوها با تحلیل عاملی استخراج شدند. درگروه نوجوانان فراغت خانوادگی در دو الگو، فراغت فردی در سه الگو و فراغت دوستانه در دو الگوی دسته بندی شدند. در میانسالان فراغت فردی در سه الگو، فراغت خانوادگی در سه الگو و الگوهای فراغت دوستانه در دو الگو شبیه به نوجوانان دسته بندی شدند. نتایج نشان می دهد که الگوهای فردی در دوگروه با هم تفاوت کیفی دارند. در گروه نوجوان مصرف موسیقی و فیلم اهمیت زیادی داشته و دینداری الگوها را از هم جدا می کند. در گروه میانسالان هویت جنسیتی و تحصیلات الگوها را از هم جدا کرده است. برخی از سبک های فردی و خانوادگی با دینداری رابطه منفی دارند. سپس پاسخگویان بر اساس الگوهای فراغت فردی با استفاده از تحلیل خوشه دو مرحله ای دسته بندی شدند. در گروه نوجوان یک خوشه دیندار درکنار سه خوشه کمتر دیندار قرار دارد. در خوشه دیندار فراغت در هر سه حوزه، مذهبی است. در گروه میانسال یک خوشه با تحصیلات پایین و هویت جنسیتی سنتی تر و یک خوشه با تحصیلات بالا و هویت جنسیتی مدرن تر بدست آمد که گروه اول در الگوهای فردی مذهبی میانگین بالاتری دارند. گروه دوم در الگوهای غیرمذهبی میانگین بالاتری داشته و در الگوهای خانوادگی نیز فعالتر بوده اند.
تفاوت های نسلی ارزش ازدواج (مورد مطالعه ی شهر هشتگرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های نسلی ارزش ازدواج انجام شد. داده ها حاصل پیمایشی است که در سال 1393 بر روی 379 نفر (نسل جوان 163 نفر، نسل میان سال 175 نفر و نسل بزرگ سال 41 نفر) در شهر هشتگرد انجام گرفت. یافته ها نشان داد، تفاوت آماری معنی داری در ارزش ازدواج در نسل های مختلف وجود دارد و این تأثیر در حضور متغیرهای اقتصادی اجتماعی همچنان پابرجاست. با این حال ترکیبی از ارزش های سنتی و مدرن در ازدواج در سه نسل وجود دارد. بیشترین تفاوت نسلی مربوط به گویه های معاشرت دختر و پسر قبل از ازدواج و سپس ازدواج با اقوام نزدیک است. در سایر ابعاد به ویژه اهمیت رضایت پدر و مادر در ازدواج، پایین بودن سن دختر از پسر و مخالفت با خواستگاری دختر از پسر دیدگاه هر سه نسل به یکدیگر نزدیک است. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیر نسل به همراه جنس، نوع رسانه و تقید به مناسک دینی رابطه ی معنی داری با ارزش ازدواج دارد. یافته های مقاله حاکی از این است که ازدواج در ایران و به طور خاص در شهر هشتگرد همچنان ارزشمند است.
مقدمه ای بر مسائل بهداشتی جوانان ایران (تحولات جسمی و روحی دوران بلوغ جوانی)
حوزههای تخصصی:
اجتماعی: یک جوان درباره جوانان نوشته است
منبع:
گزارش آذر ۱۳۷۳ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
مرکز تحقیقات جوانان هنگ کنگ
حوزههای تخصصی:
نوجوانی و نقش نهادهای اجتماعی
حوزههای تخصصی:
شناخت میزان گرایش جوانان به معنویت های نوظهور و عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر آن (دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش برسی میزان گرایش دانشجویان به جنبش های نوین معنوی برای شناخت بهتر شرایط و چالش های موجود و نیز میزان تأثیرپذیری این متغیر از عوامل اجتماعی چون مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی، نحوه هویت یابی و طبقه اجتماعی گروه مورد بررسی است. برای مبانی نظری از نظریات اندیشمندانی چون مارکس، کنت، دورکیم، برگر و دیوی استفاده شده است. روش مطالعه پیمایش بوده و بعد از تعیین حجم نمونه پرسشنامه توسط 384 نفر از جمعیت مورد مطالعه توسط نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل شده است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با بهره گیری از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و آزمون TوF انجام شده است. بر اساس نتایج حاصل شده رابطه مصرف کالاهای فرهنگی، روابط اجتماعی و نحوه هویت یابی جوانان با گرایش آنها به معنویت های نوظهور مستقیم و معنی دار است. اما طبقه اجتماعی جوانان، جنسیت و وضعیت تأهل رابطه معناداری با گرایش به معنویت های نوظهور ندارد.