هدف اصلی این مقاله مطالعة کیفی مخالف خوانی های دانش آموزی و گفتمان مدرسه ای است. مطالعه با تکیه بر موردپژوهی جمعی و نمونه گیری هدفمند از مصاحبه های نیمه سازمان یافته، فردی و گروهی (گروه متمرکز) انجام شده است. به این منظور، با یازده نفر به صورت فردی و یکصدنفر به صورت گروهی (درقالب پانزده جلسه) مصاحبه شد. سپس، مصاحبه ها به شیوة تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که هرچه ذهنیت خانواده با مدرسه مشترک باشد، ارزش های مدرسه به سهولت بازتولید می شود و متعاقب آن، مخالف خوانی های دانش آموزی تقلیل می یابد. کنش دانش آموزان درمقابل قواعد مدرسه صرفاً اطاعت محض نیست، بلکه خلاقیت هایی در زندگی روزمره دانش آموزان وجود دارد که برمبنای نظریه طفره می روند و به شیوه های ابتکاری آنها را کنار می گذارند. این شیوه ها بسیاری از کردارهای زندگی روزمره، مانند ترک کلاس و مدرسه، استتار، غافل گیری، احتیاط، رازداری، بازی، نیرنگ، بدن نمایی، نوع مصرف و... را شامل می شوددوسرتو کنشگران از اجرای دقیق قوانین و اعمال رویه های گفتمانی
کنشهای اندیشه بنیاد و عقل مدار همواره باعث نزدیک شدن تمدنها و فرهنگهاگردیده است. این کنشها نیازمند روند مستمر و پایدار هستند. ثابت ماندن در جهان متغیر لطمه زیادی به جامعه و فرهنگ خودی وارد میسازد. در این راستا گفتمان تمدنها میتواند راههای بسیاری را بگشاید که قبل از این وجود نداشت و یا به سختی قابل تحصیل بود. در عین حال گفت و گوی تمدنها خود شامل نیازهایی نظیر نیازهای تمدنی، تعاملات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از یک سو، و موانعی نظیر شکاف ارتباطی (مبتنی بر فرهنگ)، موانع سازمانی یا ساختاری، و موانع فنی است.
هویت، احساس نسبتاً پایدار یگانگی «خود» است که باید در دوره نوجوانی تکوین پیدا کند. بزرگ و چندوجهی شدن ساختارها، پیچیدهشدن شغل ها و تنوع وظیفه های نقش در سازمان های مدرن، بالقوه توان بازگرداندن انسان به شرایط سردرگمی نقش ها و ناتوانی در دستیابی به یگانگی نسبی خود را دارا است. این مقاله با مرور مختصر مفهوم هویت، بحرانی را که فعالیت در سازمان های مدرن برای هویت انسانی پدید میآورد، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
کتاب «سیاست هویت»، تالیف مایکل کنی، در سال 2004 انتشار یافته است. نویسنده در این کتاب به ارزیابی جامع و انتقادی از شیوه های واکنش نظریه های سیاسی انگلیسی- آمریکایی، به ظهور سیاست هویت در جامعه دمکراتیک می پردازد. وی همچنین ضعف و قوت آرای وابسته به مکاتب و متفکران اصلی در لیبرالیسم فلسفی معاصر را بررسی می کند. این کتاب، شرحی انتقادی از استدلالات رقبای کثرت گرای لیبرالیسم فرهنگی شامل طرفداران چند فرهنگ گرایی، تفاوت و شناخت ارایه می کند. کنی چگونگی مناظرات بر سر مفاهیمی همچون هویت، تفاوت، شناخت و فرهنگ را که با ویژگی های نظریه های سیاسی در خصوص دمکراسی، شهروندی و جامعه مدنی در هم آمیخته شده است، شرح می دهد. او این ادعا را که جایی برای استدلال سیاسی مبتنی بر هویت در زندگی عمومی دمکراسی وجود ندارد، مورد سوال قرار می دهد و این اعتقاد راسخ کثرت گرایی را به چالش می کشد که ظهور مجدد هویت جمعی، نشانگر افول فرهنگ لیبرالی و اندیشه سیاسی است. مطالعه این کتاب برای تمامی علاقمندان به اندیشه سیاسی و اجتماعی معاصر، ایدئولوژی ها و فرهنگ سیاسی سودمند است.
برخی از نویسندگان کشورهای عربی با انتشار نقشه، مقاله و کتاب، نام خوزستان و شهرهای این استان ایران را به عربی تغییر داده، مدعی هستند که خوزستان سرزمینی عربی است. برخی از رهبران کشورهای عربی نیز از این ادعا حمایت کرده اند. در این مقاله با مراجعه به متون کهن تاریخی نشان داده شده که از سپیده دم تاریخ تا کنون، نام این قسمت از سرزمین ایران خوزستان، همواره بخشی از ایران زمین بوده است. سپس از مشعشعیان و بنی کعب سخن گفته شده که پس از ورود به ایران به مذهب شیعه گرویده، تابعیت ایران را پذیرفتند. آنان تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفته، دست از راهزنی، غارت و کشتار برداشتند. شیوخ آن ها نیز به دولت ایران وفادار بوده و از طرف دولت ایران به حکومت مناطقی که در آن ساکن بوده اند – بخش کوچکی از خوزستان – منصوب می شدند.
ادبیات داستانی که در معنای امروزی آن بیشتر ناظر به داستان کوتاه، داستان بلند و رمان است، در ایلام پیشینة اندکی دارد و شروع آن به داستان های کوتاه و پراکندة کلانتر محمدی باز می گردد. پس از وی، خداداد ابراهیمی با نگارش داستان های کوتاه به طور جدی وارد این حوزه شد و در سال 1378 «عاطفه در غبار» را به عنوان اولین کتاب چاپ شده در حوزه ادبیات داستانی ایلام، منتشر کرد. پس از آن، آثار دیگری در این حوزه، در قالب داستان کوتاه و رمان به زبان های فارسی و کردی انتشار یافت. این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی، انجام شده و به دسته بندی آثار مکتوب ادبیات داستانی ایلام، بر اساس ترتیب و توالی زمان انتشار (دهه چاپ) آنها پرداخته و با تحلیلی هرچند مختصر از درونمایه آثار، نقاط ضعف و قوت آنها را بازگو کرده است. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که دهه هشتاد از جهت کمی، بیشترین آثار چاپ شده را داشته است. گفتنی است ادبیات داستانی ایلام از لحاظ کیفی تا رسیدن به جایگاه مطلوب خود، راهی دراز در پیش دارد و از لحاظ درونمایه، تنوع چندانی در کار نویسندگان ایلامی مشاهده نمی شود؛ چنان که فضای جنگ بر سایر موضوعات، سایه انداخته است. می توان گفت نشر آثار داستانی به زبان مادری (کردی) نیز مورد بی مهری نویسندگان ایلامی بوده است. از مشکلات پیش روی ادبیات داستانی در ایلام، می توان به کم کوشی در بازنویسی داستان های شفاهی، هزینه های سرسام آور چاپ و توزیع نامناسب آثار چاپ شده اشاره کرد.
در میان شعرای معاصر آذربایجان، استاد شهریار برجسته ترین است. بین اشعار و آثار مثنوی وی "سهندیه" شعر نسبتا بلندی است که بک سبک و شیوه ای نو سروده شده است. ویژگی این شعر غنای ساختارهای تشکیل دهنده آن است. بی گمان سهندیه اثری چند ساحتی با ساختارهای معنایی متعدد است. در این مقاله سعی شده است فقط ساختار اسطوره شناختی سهندیه تحلیل شود. به عبارت دیگر کوشیده ایم تا به لابه لای سطرها نفوذ کنیم و معانی نهفته در آنها را بیرون بکشیم. ساختارهای گوناگون زبان شناختی، روان شناختی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … این اثر میتواند جداگانه تعبیر و تفسیر شود که هر کدام نیازمند رویکرد هرمنوتیک دیگری است
این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برون ایستادگی» در مطالعات مخاطب شناسی رسانه ای، در پی این بوده است که برون ایستادگان رادیو تلویزیون دولتی ایران را کسانی که آگاهانه و عامدانه استفاده از این رسانه را کنار گذاشته اند و از رویارویی با آن پرهیز می کنند مطالعه کند. نویسندگان بر این نظر هستند که تجربه برون ایستادگی، در هر جامعه و کشوری متفاوت و منحصربه فرد است. این مقاله، معناها و مفهوم های ذهنی این افراد را در مورد رادیو تلویزیون دولتی ایران، با استفاده از ابزار مصاحبه های عمقی و با چارچوب روش شناختی «نظریه داده بنیاد» بررسی کرده و پس از انجام 29 مصاحبه عمقی انفرادی به کفایت نظری رسیده است. نویسندگان از خلال داده های برآمده از این مصاحبه ها و با پیمودن مراحل کدگذاری و مقوله بندی این روش شناسی، الگوی نظری ای از برون ایستادگان تلویزیون دولتی در ایران ارائه داده اند. این مقاله که با هدف شناخت ادراک های معنایی برون ایستادگان به عنوان مقدمه ای برای به درون کشیدن آن ها انجام شده است، 118 مفهوم ذهنی را از درون مصاحبه های عمقی انفرادی به دست آورده است که این مفهوم ها، با ساختن مقوله های اصلی، موجب شکل گیری الگوی نظری تحلیلی شده اند. برمبنای نتایج به دست آمده، سه گونه برون ایستادگی «اعتراض و مقاومت»، «سرگرمی خواه ناراضی» و «پرهیز از ابتذال»، شناسایی شده اند. نوآوری این مقاله در دستیابی به شناخت مخاطبان از منطق نفی و سلب است و نویسندگان بر این نظرند که سیاست گذاری های رسانه ای در مورد مخاطبان، نیازمند دستیابی به این گونه شناخت های ژرفانگر است.
انقلاب اسلامی ایران به منزلة تحولی بنیادین در ارزش ها و اندیشه یک ملت، بی تردید برآمده از سنت دیرینه فرهنگی ما است، زیرا هرگونه دگرگونی در ذهنیت یک جامعه اساساً در جریان پیوسته تاریخی رخ خواهد داد؛ بنابراین باید آن را در تأثیر و تأثری دوسویه دریافت. تغییر در محتوا و مضمون و صورت و قلمروها در انواع گوناگون هنر، اعم از شعر و ادبیات در نتیجة انقلاب، واقعیتی روشن است. بررسی نقش زبان فارسی که زبان و مأوای انقلاب بوده است، در تحقق انقلاب اسلامی و نیز در ترویج ارزش های انقلاب در جهان بسیار اهمیت دارد. پرداختن به این امر در کشورهای حوزه ایران فرهنگی، به دلیل اشتراک ها و پیوندهای فرهنگی، ضرورتی است که باید به آن توجه بیشتری شود. تأکید این تحقیق بر دو کشور افغانستان و تاجیکستان بوده است.
در این مقاله پس از نشان دادن اهمیت و وجه ضرورت چنین کاری، با مروری بر پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان ایران اسلامی و کشورهای حوزه ایران فرهنگی (به ویژه تاجیکستان و افغانستان)، تلاش شده است از طریق تمرکز بر ادبیات انقلاب به نقش زبان و ادبیات فارسی در ترویج ارزش های انقلاب اسلامی در این کشورها پرداخته شود.
شناساییِ ارزشهای فرهنگی غالب در سبک های زندگی از آن منظر مهم است که ارزشها، فضایِ ذهنی فرد، سلیقه ها و ترجیحاتِ او را شکل می دهند و برنحوه انتخابهای عملی او،آنچه«سبک زندگی»نامیده می شود تاثیر می گذارند. براین مبنا هدفِ اصلی در این مقاله، شناسایی ارزشهای غالب فرهنگی در سبک های زندگی درسطح شهر تهران است. مسئله محوری، شناساییِ نسبتِ میان ارزشهای موجود با ارزشهای آرمانی، از منظر پاسخگویان است. روشِ تحقیق، کمی و شیوه گردآوری اطلاعات از یک سو مصاحبه با 30تن ازافراد ناهمگن در سطح شهرتهران جهت شناساییِ مفاهیم و ازسویِ دیگر، تکمیل پرسشنامه محقق ساخت است که در سال 1391درمیان300پاسخگویِ ناهمگون از نظرِ سن،جنس،میزان تحصیلات، شغل،میزان درآمد و محل سکونت، توزیع شده است.در این پژوهش،از آمارهای توصیفی و استنباطیِ خوشه استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که میان ارزشهای موجود در جامعه با ارزشهای آرمانی،برای تعیین«فردِ ارزشمند»تفاوت وجود دارد. به گونه ای که در مورد نخست،باحضورِ پررنگِ ارزشهای«ظاهرگرایانه»همچون چشم وهم چشمی،خود نمایی و دورویی،کمرنگیِ ارزشهای«دگرگرایانه»مانند همدلی و قدرشناسی،مواجه هستیم. این درحالی است که فردِ ارزشمند،ازنظرپاسخگویان، فردی خردورز و تحصیلکرده قلمداد شده است. همچنین،غالبِ ارزشهای پیش گفته بامتغیرهای مستقل این تحقیق ازجمله جنس،سن،میزان تحصیلات،محل سکونت،درآمد و اشتغال، از تفاوت معناداری برخوردار نیستند و شاهد نوعی یکدستی در یافته های ارزشی هستیم.